افراد آگاه به این موضوع گفتند که امارات متحده عربی دهها حمله هوایی علیه ایران انجام داده است که از اوایل جنگ آغاز شده و تا یک روز پس از اعلام آتشبس ادامه یافت؛ این میزان مشارکت عمیقتر از آن چیزی است که قبلاً در کارزار هوایی تحت رهبری آمریکا و اسرائیل شناخته شده بود.
گستره این حملات شواهدی بیشتر از تمایل رو به رشد این کشور برای حفاظت از آنچه منافع استراتژیک خود میداند، است که آن را از برخی همسایگانش در منطقه خلیج فارس، که رویکردی بسیار محتاطانه در برابر تهدیدات ایران در پیش گرفتهاند، متمایز میکند.
این افراد گفتند که حملات با هماهنگی آمریکا و اسرائیل انجام شده است و هر دو اطلاعات لازم را فراهم کردهاند. این حملات شامل اهدافی در جزایر قشم و ابوموسی در تنگه هرمز؛ بندرعباس، پالایشگاه نفت در جزیره لاوان در خلیج فارس و مجتمع پتروشیمی عسلویه بوده است.
برخی از این افراد گفتند که برخی از این حملات، تأسیسات انرژی ایران را در پاسخ به حملات تهران به زیرساختهای نفت و گاز امارات هدف قرار دادهاند. حمله به عسلویه، که با همکاری اسرائیل انجام شد، با واکنش شدید بینالمللی مواجه شد و باعث شد آمریکا از اسرائیل بخواهد حملات به تأسیسات انرژی را متوقف کند.
کشورهای حوزه خلیج فارس پیش از جنگ اعلام کرده بودند که اجازه استفاده از حریم هوایی یا پایگاههای خود برای حملات را نخواهند داد. اما برخی پس از آغاز جنگ و پاسخ ایران با پرتاب موشک و حملات پهپادی علیه مراکز جمعیتی، زیرساختهای انرژی و فرودگاههای خلیج فارس، به منظور افزایش هزینههای اقتصادی و سیاسی درگیری، تغییر مسیر دادند.
امارات متحده عربی بیشترین ضربه را از این حملات متحمل شد، زیرا ایران آن را با بیش از ۲۸۰۰ موشک و پهپاد هدف قرار داد که به مراتب بیشتر از تعداد حملات به هر کشور دیگری از جمله اسرائیل بود.
مقیاس پاسخ تندروانه امارات متحده عربی، اختلافات داخلی در خلیج فارس را تشدید کرد. برخی از افراد گفتند که در اوایل آوریل، عربستان سعودی به آمریکا شکایت کرد که حملات امارات خطر مورد حمله قرار گرفتن تأسیسات انرژی منطقه توسط ایران را افزایش میدهد، چیزی که میتواند قیمت نفت را بالا ببرد و بازارهای جهانی را متزلزل کند. آنها گفتند که سعودیها میخواستند آمریکا بر امارات فشار بیاورد تا حملات تلافیجویانه را متوقف کرده و به تلاشهای دیپلماتیک کشورهای منطقه بپیوندد.
وزارت امور خارجه این کشور خلیج فارس اعلام کرد: «امارات متحده عربی، ایران را کاملاً مسئول این حملات تروریستی و پیامدهای آن میداند.» عربستان سعودی و دفتر نخستوزیری اسرائیل به درخواستها برای اظهار نظر پاسخ ندادند. کاخ سفید نیز از اظهار نظر خودداری کرد.
عربستان سعودی که با حملات کمتری و با آسیبدیدگی کمتر از سوی ایران مواجه شده بود، به طور علنی حملات به خلیج فارس را محکوم کرد، اما رویکردی کمتر خصمانه در پیش گرفته و برای حل درگیری از طریق دیپلماسی تلاش کرده است.
مقامات خلیج فارس گفتهاند که شیخ محمد بن زاید، رئیسجمهور امارات، در اوایل جنگ، پس از اینکه شاهزاده محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، از شرکت در اقدامات نظامی هماهنگ علیه ایران خودداری کرد، از او ناامید شد.
این ناامیدیها شکاف رو به رشدی را بین دو قدرت خلیج فارس تشدید کرد، که از قبل بر سر نفوذ در دریای سرخ در دو طرف درگیریها در سودان و یمن رقابت میکردند. امارات متحده عربی در ماه آوریل از اوپک خارج شد و گروه تحت رهبری عربستان سعودی را ترک کرد و متعهد شد که روابط امنیتی با آمریکا و اسرائیل را تقویت کند.
علاوه بر حملات، امارات متحده عربی از پیشنویس قطعنامهای در سازمان ملل حمایت کرد که استفاده از زور را در صورت لزوم برای شکستن تسلط ایران بر آبراه استراتژیک تنگه هرمز مجاز میدانست.
امارات همچنین علیه منافع مالی ایران اقدام کرد، مدارس و باشگاههای مرتبط با تهران در دبی را تعطیل و ویزای و حق ترانزیت برای شهروندان ایرانی را لغو کرد. این اقدامات خط حیات اقتصادی را که امارات مدتها در بحبوحه تحریمهای شدید غرب به ایران ارائه میکرد، کاهش داد.
ایران نیز در پاسخ، مکرراً امارات متحده عربی را به پیوستن به کارزار آمریکا و اسرائیل متهم کرده است.
امارات مدتهاست که ریسکپذیری بالایی در سیاست خارجی و تمایل به استفاده از قدرت نظامی برای پیشبرد منافع خود در منطقه دارد. در سالهای اخیر، این کشور سلاح به شبهنظامیان در سودان و لیبی و مزدوران به یمن فرستاده است که در یک سری عملیات با هدف پیشی گرفتن از رقبای منطقهای انجام شدهاند.
هنوز مشخص نیست که آیا این کشور توانایی بازدارندگی در برابر دشمنی بسیار بزرگتر و نزدیکتر مانند ایران را دارد یا خیر. حملات آن در مقایسه با بیش از ۲۰,۰۰۰ حمله انجام شده توسط آمریکا و اسرائیل، تا حد زیادی نمادین بود.
موضع تهاجمی امارات متحده عربی، خطر تبدیل شدن آن به هدفی بزرگتر را در دورهای طولانی از روابط پرتنش با ایران افزایش میدهد. در اوایل ماه مه، ایران پس از آغاز عملیات نیروی دریایی آمریکا برای شکستن تسلط ایران بر تنگه هرمز، به یک بندر نفتی مهم امارات در فجیره حمله کرد. اخیراً نیز، یک پهپاد که از عراق، محل استقرار شبهنظامیان قدرتمند طرفدار ایران که در جنگ فعال بودهاند، شلیک شد و در نزدیکی نیروگاه هستهای امارات اصابت کرد.
برخی از افراد گفتند که امارات متحده عربی اخیراً رویکردی سازگارتر در پیش گرفته و برای راهحلهای دیپلماتیک برای درگیریای که تأسیسات وسیع انرژیاش را در معرض خطر قرار داده است، فشار میآورد. رئیسجمهور امارات در میان رهبران منطقهای بود که رئیسجمهور ترامپ را تشویق کردند تا در تماس تلفنی در اوایل ماه مه، با ایران توافق صلح منعقد کند.
جنگ، ائتلاف بین امارات متحده عربی و اسرائیل را عمیقتر کرده است. مقامات اسرائیلی از رفتار امارات در طول جنگ دلگرم شدهاند و رابطه بین دو کشور را یک مشارکت استراتژیک بلندمدت میدانند.
یکی از افراد آگاه به این موضوع گفت که اسرائیل در طول جنگ، سامانههای پدافند موشکی گنبد آهنین و نیروهای اسرائیلی را برای دفاع از امارات متحده عربی اعزام کرد و هنوز دهها نفر از این نیروها در یک مجتمع نظامی در این کشور خلیج فارس مستقر هستند. جریان پیوستهای از مقامات ارشد اسرائیلی – از جمله بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل، رئیس سازمان جاسوسی موساد، رئیس شین بت و رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل – در طول جنگ به طور مخفیانه از امارات متحده عربی بازدید کردند تا در مورد ایران هماهنگی کنند.