آخرین خبرها.
سرنوشت مذاکرات بین ایالات متحده و ایران روز جمعه پس از آنکه مقامات آمریکایی از پیشرفت به سمت یک «تفاهمنامه» خبر دادند، نامشخص باقی ماند.
سه مقام آمریکایی آگاه به این مذاکرات گفتند که ایالات متحده در حال نزدیک شدن به توافقی با ایران است که میتواند منجر به بازگشایی تنگه هرمز، تمدید آتشبس و پیشدرآمدی برای مذاکرات عمیقتر شود.
این مقامات که مجاز به صحبت علنی نبودند، به شرط ناشناس ماندن برای بحث در مورد دیدگاه ایالات متحده نسبت به مذاکرات فعلی، اطلاعات را ارائه دادند.
«تفاهمنامه» در حال شکلگیری همچنان نیاز به تأیید آقای ترامپ دارد و ایران هیچ تعهدی را تأیید نکرده است. یک دیپلمات درگیر در این روند گفت که مشخص نیست آیا همه طرفین بر اساس یک پیشنویس واحد کار میکنند یا خیر.
در صورت تحقق این توافق، راه فراری برای رئیسجمهور ترامپ از جنگی خواهد بود که قیمت نفت را بالا برده و در داخل کشور بسیار نامحبوب شده است. همچنین میتواند در نهایت به ایران اجازه دهد تا به داراییهای مسدود شده توسط ایالات متحده دسترسی مجدد پیدا کند و مسیری را برای تهران فراهم آورد تا میلیاردها دلار از درآمدهای نفتی خود را دوباره به جریان اندازد.
در اظهاراتی که معاون رئیسجمهور، جی.دی. ونس، روز پنجشنبه به خبرنگاران داشت، گفت که نمیتواند تضمین کند که توافقی امضا خواهد شد. وی گفت که در حالی که دو طرف «بسیار نزدیک» به یک توافق هستند، همچنان در حال بررسی زبان دقیق، علاوه بر سوالات مربوط به برنامه هستهای ایران، هستند.
آقای ترامپ قول داده است که از دستیابی ایران به سلاح هستهای جلوگیری کند و خواستار توافق ایران برای دفع ذخایر اورانیوم غنی شده با خلوص بالا شده است.
در ادامه به آنچه پوشش میدهیم میپردازیم:
چهارچوب: طبق گفته مقامات درگیر در مذاکرات، پیشنویس جدید تفاهمنامه برای پایان دادن به جنگ، نزدیکتر به کسب تأیید از هر دو طرف است، هرچند آنها روایتهای متفاوتی از برخی مفاد دارند. ادامه مطلب را بخوانید ›
غزه: بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، روز پنجشنبه گفت که به ارتش اسرائیل دستور داده است تا کنترل خود بر نوار غزه را به ۷۰ درصد گسترش دهد. مذاکرات بر سر آینده غزه به دلیل امتناع حماس از خلع سلاح و حملات تقریباً روزانه اسرائیل در این منطقه متوقف شده است که هر دو به نظر میرسد سرپیچی آشکار از توافق آتشبس اکتبر، پس از دو سال جنگ، باشد. ادامه مطلب را بخوانید ›
آنچه باید در مورد پیشنویس طرح آمریکا-ایران بدانید.
برای هفتهها، میانجیها بین ایران و ایالات متحده تلاش کردهاند تا به یک توافق اولیه دست یابند که ممکن است در نهایت به جنگ پایان دهد. این تلاشها بارها به دلیل اتهامزنی طرفین به یکدیگر در مورد وقتکشی یا تحریف شرایط، ناکام مانده است.
اکنون، مقامات درگیر در مذاکرات میگویند که پیشنویس تفاهمنامه جدیدی در دست بررسی است که به کسب تأیید از هر دو طرف نزدیکتر است، هرچند آنها روایتهای متفاوتی از برخی از مفاد دارند. رئیسجمهور ترامپ هنوز آن را امضا نکرده است.
این یک چهارچوب اولیه خواهد بود که راه را برای مذاکرات اساسیتر – و به احتمال زیاد چالشبرانگیزتر و طولانیتر – برای تعیین آینده برنامه هستهای ایران، تحریمهای آمریکا علیه این کشور و پایان رسمی جنگ هموار میکند.
در روزهای اخیر، تبادل آتش مختصری بین نیروهای آمریکایی و ایرانی رخ داده است که فشار بر مذاکرهکنندگان برای دستیابی به توافق را افزایش میدهد.
دیپلماتهای درگیر در مذاکرات گفتند که هرچه چانهزنیها طولانیتر شود، دو طرف ممکن است بیشتر ناامید شوند و تبادل آتش افزایش یابد – که خطر به خطر انداختن تلاش دیپلماتیک گستردهتر را در پی دارد.
در ادامه برخی از جزئیات مورد بحث در آخرین پیشنهاد، طبق گفته یک مقام ایرانی، مقامات آمریکایی و دو دیپلمات درگیر در آخرین مذاکرات که همگی به شرط ناشناس ماندن برای بحث در مورد پیشنویس صحبت کردند، آمده است.
پایان درگیری، اما برای چه مدت؟
این توافق احتمالاً شرایطی را برای یک پیمان عدم تجاوز بین واشنگتن و تهران پیشبینی خواهد کرد.
میانجیها میگویند انتظار میرود این توافق یک مؤلفه منطقهای داشته باشد، که مقامات ایرانی و یکی از دیپلماتها گفتند شامل توقف درگیریها در لبنان خواهد بود. با وجود آتشبس در آنجا، هر دو طرف به طور مداوم آن را نقض کردهاند. و اسرائیل اخیراً یک حمله نظامی را علیه گروه شبهنظامی حزبالله، مورد حمایت ایران، تشدید کرده است.
با این حال، ابهامات پایداری باقی مانده است. از آنجا که مذاکرات از طریق پاکستانیها و قطریها انجام شده است، هرگز مشخص نبوده که آیا آمریکاییها و ایرانیها روی یک نسخه از تفاهمنامه کار میکردهاند یا چه کسی دقیقاً در طرف ایرانی اختیار اعلام توافق را دارد.
دو دیپلمات مطلع از آخرین شرایط گفتند که توافق اولیه پایان خصومتها را برای یک دوره اولیه ۶۰ روزه پیشبینی کرده است، که اجازه مذاکرات بین دو طرف را با امکان تمدید آن میدهد.
اما نسخهای از پیشنویس که توسط مقام ایرانی تشریح شد، میگوید شرایط شامل «اعلام پایان جنگ» در تمام جبههها، از جمله لبنان، برای مدت زمان مذاکرات است. دو مقام ایرانی گفتند که مفاد تفاهمنامه فقط مربوط به دوره مذاکرات برای یک توافق گستردهتر و دائمیتر است.
تنگه هرمز همچنان یک نقطه اختلاف عمده است.
انتظار میرفت که این توافق امکان ناوبری آزاد را از طریق تنگه هرمز فراهم کند؛ این آبراه حیاتی برای کشتیرانی تجاری است که قبل از جنگ حدود یک پنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکرد.
حملات ایران بلافاصله پس از حمله آمریکا و اسرائیل در ماه فوریه، تنگه را به طور مؤثری بست و اقتصاد جهانی را متزلزل کرد. در پاسخ، نیروی دریایی آمریکا محاصره دریایی بنادر و پستهای انرژی ایران در خلیج فارس را اعمال کرد.
طبق درک آمریکا از تفاهمنامه، تنگه بلافاصله بازگشایی خواهد شد، اما محاصره آمریکا پابرجا خواهد ماند، اما به تدریج و بسته به میزان بازگشت ترافیک کشتیها توسط ایران به سطح قبل از جنگ، کاهش مییابد. هدف این است که ایران را برای مینروبی سریع تنگه ترغیب کند.
دیپلمات مطلع از آخرین چهارچوب گفت که ایران با بازگشت ترافیک دریایی به سطوح قبل از جنگ برای ۳۰ روز موافقت کرده است، در حالی که دو طرف درباره توافق نهایی مذاکره میکنند. با وجود این امید، روند مینروبی و بازگشایی تنگه ممکن است هفتهها طول بکشد. او گفت که تهران هنوز با واشنگتن در مورد آنچه پس از آن اتفاق خواهد افتاد، بحث میکند.
مقام ایرانی گفت که این توافق منجر به لغو «ظرف ۳۰ روز» محاصره دریایی آمریکا و بازگشایی تنگه هرمز برای مدت مذاکرات خواهد شد. یک مقام آمریکایی گفت که ایالات متحده هیچ چارچوب زمانی برای آن تعیین نکرده است.
میانجیها میگویند که مذاکرهکنندگان ایرانی بر این موضع خود پافشاری میکنند که ایران و عمان که قلمروشان با تنگه هممرز است، حق دارند پس از آن دوره، نوعی عوارض خدماتی را برای شناورهای عبوری اعمال کنند.
روز چهارشنبه، رئیسجمهور ترامپ بار دیگر بر این ادعای خود تأکید کرد که این آبراه بینالمللی در نهایت باید به روی همه باز بماند، بدون هیچگونه عوارض یا هزینهای.
این دیپلمات گفت، برخی از مذاکرهکنندگان آمریکایی پیشنهاد کردهاند که وضعیت بلندمدت تنگه به دور دوم مذاکرات موکول شود.
«صندوق سرمایهگذاری» پس از جنگ برای ایران
شاید غافلگیرکنندهترین و ظاهراً جدیدترین مورد اضافه شده به این توافق، اشاره به یک صندوق سرمایهگذاری برای ایران باشد. مقام ایرانی و یک دیپلمات رقم آن را ۳۰۰ میلیارد دلار اعلام کردند، اما سایر مقامات درگیر در میانجیگری این مبلغ را تأیید نکردند.
این مقام ایرانی آن را «برنامه بازسازی» توصیف کرد که در صورت امضای توافق نهایی به ایران وعده داده خواهد شد. در اوایل مذاکرات، تهران خواستار غرامت برای خسارات ناشی از بمباران شده بود که برخی از مقامات ایرانی آن را بین ۳۰۰ میلیارد تا ۱ تریلیون دلار تخمین میزنند.
دو دیپلمات مطلع از آخرین پیشنویس، آن را «صندوق سرمایهگذاری» بینالمللی نامیدند که ایالات متحده در صورت دستیابی به توافق نهایی به تسهیل آن کمک خواهد کرد. این دیپلماتها گفتند که برنامههای مربوط به چنین صندوقی در طول دوره مذاکرات بیشتر مورد بحث قرار خواهد گرفت.
این پیشنهاد به نظر میرسد نسخهای تکراری از ایدهای قدیمیتر است که توسط استیو ویتکوف، فرستاده آقای ترامپ در خاورمیانه، و جرد کوشنر، داماد رئیسجمهور، مطرح شده بود. هر دو سرمایهگذاران املاک و مستغلات هستند و برخی از میانجیها گفتند که آنها پیشنهاد کرده بودند که در صورت دستیابی به توافق، پروژههای املاک و مستغلات در تهران و یک صندوق سرمایهگذاری ترویج شود.
مقامات ایرانی گفتند که به مذاکرهکنندگان آمریکایی پیشنهاد دادهاند که شرکتهای آمریکایی، از جمله شرکتهای بزرگ نفت و انرژی، میتوانند برای سرمایهگذاری و معاملات مشترک وارد ایران شوند.
مذاکرات هستهای به تعویق میافتد.
پیشنویس توافق، به گفته مقام ایرانی و دو دیپلمات، شامل تعهدی است که دو طرف به مذاکره درباره سرنوشت اورانیوم غنیشده ایران متعهد شوند.
آنها گفتند که این مذاکرات در مرحله دوم گفتگوها انجام خواهد شد و شامل چگونگی دفع ذخایر حدود ۹۷۰ پوند اورانیوم ایران است که میتواند به سرعت به درجه تسلیحاتی غنیسازی شود. ده تن دیگر از مواد هستهای با سطوح غنیسازی پایینتر نیز وجود دارد که مذاکرهکنندگان باید با آن برخورد کنند.
آقای ترامپ در ابتدا گفته بود که این ذخایر باید به ایالات متحده ارسال شوند، در حالی که ایران میخواهد بخشی از اورانیوم غنیشده را در خاک خود تحت نظارت بازرسان بینالمللی رقیق کند و بخشهای دیگر ذخایر را به کشور ثالثی ارسال کند. آقای ترامپ در یک پست رسانههای اجتماعی در این هفته انعطافپذیری نشان داد و گفت که رقیق کردن غنیسازی تحت بازرسان بینالمللی یا ارسال آن به کشور ثالث نیز قابل قبول خواهد بود. اما روز چهارشنبه گفت که با انتقال آن به روسیه یا چین راحت نیست.
بر اساس نسخهای از پیشنویس توافق که توسط مقام ایرانی تشریح شده است، ایران در ازای تعهد واشنگتن مبنی بر افزایش ندادن تحریمها در حالی که دو طرف درباره توافق نهایی مذاکره میکنند، برنامه هستهای خود را تعلیق خواهد کرد.
به گفته مقام ایرانی، تحریمهای موجود آمریکا علیه ایران – که عمدتاً در پاسخ به برنامه هستهای ایران اعمال شدهاند – در صورت دستیابی به توافق نهایی به تدریج لغو خواهند شد.
ایران میتواند در نهایت به میلیاردها دلار از داراییهای مسدود شده دسترسی پیدا کند.
انتظار میرود که توافق چارچوب اجازه آزادی نهایی برخی از وجوه مسدود شده ایران را بدهد، سه مقام آشنا با پیشنویس گفتند. اما آنچه روی کاغذ است ممکن است با آنچه دو طرف به صورت شفاهی توافق میکنند، مطابقت نداشته باشد.
ایران تخمیناً ۲۴ میلیارد دلار از پول خود را در بانکهای خارجی مسدود شده دارد و اصرار دارد که مذاکرات معنیدار بدون آزادسازی آنها نمیتواند آغاز شود. این موضوع به ویژه برای آقای ترامپ پیچیده است، زیرا او در حملات خود به رئیسجمهور سابق، باراک اوباما، پس از آنکه دولت اوباما ۱.۷ میلیارد دلار را در ازای آزادی چهار آمریکایی بازداشتشده به ایران فرستاد – که منتقدان آن را «رسوایی پالتهای پول نقد» نامیدند – بسیار صریح بوده است.
فعال کردن آزادسازی میلیاردها دلار بیشتر از آنچه اوباما انجام داد، میتواند آقای ترامپ را در معرض حملات مخالفان و تندروهای ایران قرار دهد. و او به دستیارانش روشن کرده است که هیچ توافقی را که در آن ایالات متحده به ایران پرداخت نقدی مستقیم داشته باشد، امضا نخواهد کرد. آقای ترامپ سالها اوباما را به دلیل پول نقدی که ایالات متحده برای حل یک اختلاف مالی چندین ساله به ایران تحویل داده بود، درست پس از توافق هستهای ۲۰۱۵ اوباما، مورد حمله قرار داده است.
با توجه به این واقعیت سیاسی، تیم آقای ترامپ ایدههایی را توسعه داده است که شامل آزادسازی وجوه توسط کشورهای دیگر، از جمله قطر، به ایرانیها میشود.
یک نسخه مکتوب از پیشنویس انتظار میرود که وعده آزادی تدریجی وجوه را بدهد، مقام ایرانی و دو دیپلمات مطلع از این طرح گفتند. ایران گفته است که به ۲۰ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده در خاورمیانه نیاز دارد.
آرون باکسرمن و مگی هابرمن در این گزارش همکاری کردند.
بنبست آمریکا و ایران در دریا، آزمون «چه کسی اول عقبنشینی میکند» است.
تاریخ نظامی نشان داده است که محاصرههای دریایی به صبر نیاز دارند. این ویژگی برجسته فرمانده کل قوای آمریکا نیست.
بنابراین، وقتی رئیسجمهور ترامپ در ماه آوریل محاصره بنادر ایران را اعمال کرد، نتیجه سریعی که او به دنبالش بود – بازگشایی تنگه هرمز به روی ترافیک تجاری – در دستور کار نبود. کارشناسان نظامی میگویند فرسوده کردن دشمن با محاصره ممکن است ماهها یا سالها طول بکشد و قطعاً نه هفتهها.
ایران با هزاران مایل مرز زمینی با هفت همسایه و شریان حیاتی تجاری با متحد خود روسیه از طریق دریای خزر، جایگزینهایی داشت. بنبست ادامه یافت.
مایکل کانل، متخصص نظامی ایران در مرکز تحلیلهای نیروی دریایی در ویرجینیا، گفت: «به زانو درآوردن سریع دشمن با محاصره دشوار است. این کاری است که در درازمدت خوب عمل میکند اما راهحل سریع نیست.»
اکنون، با نزدیک شدن ایالات متحده به یک توافق صلح با ایران، لغو محاصره آمریکا و بازگشایی تنگه از اولویتهای اصلی است. اگر توافقی حاصل شود، این امر به یکی از منحصر به فردترین بنبستهای دریایی در دوران مدرن پایان خواهد داد: یک بنبست پرتنش که نه صلح است و نه درگیری شدید، بین دو دشمن ناهماهنگ که اهرم فشار خود را در دریا به کار گرفتهاند.
این بنبست الگوی فزایندهای از درگیری در عصر اختلالات تکنولوژیکی را نشان داده است – توانایی قایقهای تندرو، پهپادها، مینها و موشکهای ایران برای مهار زرادخانه آمریکا از ناوهای هواپیمابر هستهای با جتهای جنگنده پیشرفته و جمعیتی به اندازه شهرهای کوچک.
بنبست دریایی همچنین بر یک الزام قدیمی جنگ تأکید کرده است. پیروزی سریع بدون کسب و کنترل قلمرو در خشکی دشوار است. بنبست دریایی تلاشی برای خفقان اقتصادی و تجاری در آب است – به ظاهر بدون خونریزی اما با هزینهها و خطرات پنهان برای هر دو طرف.
در واقع، دریاسالار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، که عملیات نظامی در خاورمیانه را هدایت میکند، هفته گذشته در شهادت خود در کمیته خدمات مسلح مجلس، بر ارزش فشار اقتصادی تأکید کرد. او گفت که «هیچ تجارت» به بنادر ایران یا از آنها انجام نشده است و این امر «ایران را از نظر اقتصادی تحت فشار قرار داده و اهرم قدرتمندی برای مذاکرات در حال انجام ایجاد کرده است.»
ایران نیز میتواند درد اقتصادی وارد کند. از آنجا که اقتصاد جهانی به زنجیره تأمین جهانی متکی است، مسدود کردن صادراتی مانند کود، هلیوم و مهمتر از همه نفت و گاز توسط ایران، در سراسر جهان احساس شده است.
آقای کانل گفت: «این به رقابت ارادهها تبدیل شده است تا ببینیم چه کسی اول عقبنشینی میکند.»
محاصره طبق قوانین بینالمللی یک اقدام جنگی است؛ تشدید تنش، عمدی یا غیرعمدی، همیشه یک خطر است. این نکته روز چهارشنبه زمانی که ایران چهار پهپاد انتحاری را بر فراز تنگه هرمز پرتاب کرد و ارتش آمریکا حملات هوایی را علیه یک ایستگاه کنترل زمینی پهپاد در بندرعباس انجام داد، برجسته شد. این دومین بار در سه روز بود که نیروهای آمریکایی در جنوب ایران، از جمله علیه قایقهای ایرانی که سعی در مینگذاری داشتند، حملاتی را انجام دادند.
خطرات به کشورهای دیگر نیز گسترش مییابد. به عنوان مثال، در حال حاضر بیش از ۱.۵ میلیون نفر برای مراسم حج در عربستان سعودی از این منطقه عبور میکنند و پتانسیل برای اشتباهی که میتواند جان افراد بیگناه را به خطر اندازد، واقعی است. افسران نیروی دریایی در کشتیهای جنگی این نوع هشدار را در آموزش خود میشنوند، با یادآوری اینکه چگونه در طول جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸، مجموعهای از اشتباهات باعث شد یک ناو جنگی نیروی دریایی آمریکا یک پرواز تجاری ایران را با یک جت جنگنده خصمانه اشتباه بگیرد. این ناو هواپیما را بر فراز تنگه هرمز ساقط کرد و ۲۹۰ نفر سرنشین آن کشته شدند.
جنگ در دریا نیز بار سنگینی را تحمیل میکند. برای ایران، محدودیت جریان کالا به داخل و خارج از کشور، فشار زیادی بر اقتصادی وارد میکند که حتی قبل از شروع جنگ نیز در وضعیت بحرانی بود – با وجود مسیرهای جایگزینی که برای تجارت دارد.
یک توافق میتواند منجر به بازگشایی تنگه هرمز شود.
طبق گفته سه مقام آمریکایی مطلع از مذاکرات، مقامات ایالات متحده در حال نزدیک شدن به توافقی با ایران هستند که میتواند منجر به بازگشایی تنگه هرمز شود، در حالی که دو کشور در مورد خواستههای رئیسجمهور ترامپ برای پایان دادن به برنامه هستهای ایران مذاکره میکنند.
«تفاهمنامه» در حال شکلگیری هنوز به تأیید رئیسجمهور ترامپ نیاز دارد و ایران هنوز هیچ تعهدی را تأیید نکرده است.
معاون رئیسجمهور، جی.دی. ونس، روز پنجشنبه به خبرنگاران گفت که دو طرف «بسیار نزدیک» به یک توافق هستند، اما هنوز در مورد زبان دقیق و سوالات بزرگتر درباره برنامه هستهای ایران در حال مذاکره هستند.
او گفت: «دشوار است دقیقاً بگوییم چه زمانی یا آیا رئیسجمهور این توافق را امضا خواهد کرد.»
او اضافه کرد: «نمیتوانم تضمین کنم که به آنجا خواهیم رسید.»
اگر این توافق حاصل شود، راهی برای آقای ترامپ از جنگی که قیمت بنزین را افزایش داده و در داخل کشور بسیار نامحبوب شده است، فراهم میآورد. همچنین ساختاری برای ایران ایجاد میکند تا در صورت رعایت خواستههای ایالات متحده، به داراییهای خود دسترسی مجدد پیدا کند. و ایران در نهایت راهی برای بازگرداندن میلیاردها دلار درآمد نفتی در زمانی که اقتصادش در آستانه سقوط است، خواهد داشت.
در طول مسیر، این توافق، «آتشبس» موجود را تمدید خواهد کرد، که در روزهای اخیر نشانههای ترکخوردگی را نشان داده است، زیرا ایالات متحده آنچه را «حملات دفاعی» مینامد، بر پایگاههای موشکی و پهپادی که کشتیها و هواپیماهای آمریکایی را تهدید میکنند، انجام داده است و ایرانیها نیز تلافی کردهاند.
مقامات کاخ سفید تنها یک طرح کلی مبهم از آنچه تیمهای مذاکرهکننده – حداقل به صورت اولیه – توافق کرده بودند، ارائه دادند. اما طبق این چهارچوب، ایرانیها با پیشرفت در مذاکرات و دستیابی به یک توافق اساسی، به تدریج از کمکهای اقتصادی برخوردار خواهند شد.
آقای ترامپ و دستیارانش گفتهاند که کلید هر توافقی این است که ایران هرگونه قصد دستیابی به سلاح هستهای را رد کند. ایران بارها این وعده را داده است، از جمله در پاراگرافهای اولیه توافق ۲۰۱۵ خود با دولت اوباما. تیم ترامپ همچنین بر اصرار بر توافق ایرانیها برای دفع اورانیوم نزدیک به درجه بمب اتمی خود تأکید دارد، دو نفر از مقامات گفتند. کارشناسان میگویند که ذخایر فعلی اورانیوم غنی شده ۶۰ درصدی ایران – درست زیر درجه بمب – میتواند به سرعت به سوخت لازم برای ۱۱ یا ۱۲ بمب تبدیل شود.
اما نحوه بازیابی سوخت از آوارهای حمله هوایی ژوئن ۲۰۲۵ ایالات متحده، و اینکه آیا این سوخت از کشور خارج یا خنثی خواهد شد، به مذاکرات بعدی موکول میشود. این امر آن را ماهها و شاید مدت طولانیتری در داخل ایران نگه خواهد داشت – به همراه ۱۰ تن یا بیشتر سوخت هستهای با غنای پایینتر.
یکی از مقامات گفت، طبق درک ایالات متحده از تفاهمنامه، تنگه هرمز بلافاصله بازگشایی میشود، اما محاصره نظامی آمریکا در آنجا پابرجا خواهد ماند. این مقام اضافه کرد که محاصره به نسبت میزان بازگشت ترافیک کشتیها توسط ایران به سطح قبل از جنگ، کاهش مییابد. ایده این است که ایران را ترغیب کند تا به سرعت مینهای کاشته شده در سراسر تنگه را بردارد و به مقامات آمریکایی اجازه دهد تا ارزیابی کنند که آیا آبراه برای عبور ایمنتر است یا خیر.
این سه مقام مجاز به صحبت علنی نبودند و همگی به شرط ناشناس ماندن برای بحث در مورد دیدگاه آمریکا نسبت به مذاکرات فعلی، اطلاعات را ارائه دادند.
یک دیپلمات درگیر در این روند گفت که مشخص نیست که همه طرفین بر اساس یک پیشنویس واحد کار میکنند. و رهبران هر دو طرف در حال مدیریت مخاطبان داخلی خود و مقابله با تندروهایی هستند که سخت تلاش میکنند تا هرگونه توافق احتمالی را تضعیف کنند.
مقامات آمریکایی گفتند که ارتباطات بین طرفین به طرز ناامیدکنندهای کند بوده است، زیرا مقامات ارشد ایرانی از طریق پیکها ارتباط برقرار میکنند و آیتالله در مخفیگاه است. یک مقام آمریکایی اذعان کرد که این امر با توجه به اینکه آمریکاییها و اسرائیلیها هر دو دور قبلی مذاکرات را با عملیات بمباران مختل کردهاند، قابل درک است.
اگر توافق حاصل شود، میتواند اساساً ایالات متحده و ایران را به وضعیت قبل از ۲۸ فوریه بازگرداند، زمانی که ایالات متحده و اسرائیل، با همکاری یکدیگر، ۳۸ روز بمباران را آغاز کردند، و پس از آن هفت هفته آتشبس. دو طرف چندین ماه در طول سال گذشته در مورد آینده برنامههای هستهای و موشکی ایران بحث کرده بودند. مقامات آمریکایی در ابتدا نسبت به یک توافق ابراز خوشبینی کردند و سپس، ماهها بعد، گفتند که مقامات ایرانی بیصداقت هستند و صرفاً در تلاشند تا از اقدامات نظامی جلوگیری کنند.
یکی از مقامات گفت که ایالات متحده تقریباً هر اهرم اقتصادی ممکنی را که میتواند علیه ایران به کار گیرد، راهی برای پیشبرد مذاکرات میداند. اما ایران یک دشمن به طور منحصر به فرد دشوار برای دولت ترامپ بوده است – دشمنی که مایل به تحمل سختیهای عظیم و ارتکاب خشونت علیه مردم خود بوده است تا تسلیم ایالات متحده نشود.
حتی اگر چارچوب اولیه مورد توافق قرار گیرد، کارشناسان میگویند که ممکن است یک ماه یا بیشتر طول بکشد تا ترافیک از طریق تنگه دوباره به حرکت درآید. و ایرانیها قبلاً اصرار کردهاند که از اختیارات تازه خود برای تنظیم و مالیات ترافیک دست نخواهند کشید.
آقای ترامپ به مشاورانش گفته است که هیچ توافقی را که در آن ایالات متحده به ایران پرداخت نقدی مستقیم داشته باشد، امضا نخواهد کرد. یک مقام آمریکایی این را یک چالش «روابط عمومی» توصیف کرد و اذعان داشت که نوعی از کمکهای مالی برای ایران ضروری خواهد بود. آقای ترامپ سالها رئیسجمهور باراک اوباما را به دلیل ارسال «پالتهای پول نقد» به ایران برای حل یک اختلاف مالی چندین ساله، درست پس از توافق هستهای ۲۰۱۵ اوباما، مورد حمله قرار داده است.
با توجه به این واقعیت سیاسی، تیم آقای ترامپ ایدههایی را توسعه داده است که شامل آزادسازی وجوه توسط کشورهای دیگر، از جمله قطریها، به ایرانیها میشود – تا ایالات متحده بتواند بگوید که خزانههای رژیم ایران را دوباره پر نکرده است. اما مشخص نیست که آیا این شعبدهبازی سیاسی، منتقدان بسیاری را که در حال حاضر اشاره میکنند که در حالی که آقای اوباما ۱.۷ میلیارد دلار به ایران ارسال کرد، آقای ترامپ به دنبال آزادسازی چندین برابر این مبلغ است، آرام خواهد کرد.
آقای ترامپ و تیمش به آرامی کشورهای عربی خلیج فارس را لابی کردهاند تا بازسازی پس از جنگ ایران را مشروط به موافقت ایرانیها با شرایط قابل قبول، تأمین مالی کنند. کشورهای خلیج فارس یک صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری را برای این منظور مورد بحث قرار دادهاند، صندوقی که ایالات متحده خود در آن سرمایهگذاری نخواهد کرد. بسیاری انتظار دارند که چین نیز وارد عمل شود و روابط خود را با ایران تقویت کند. از آنجا که پکن تحریمهای صادرات نفت علیه ایران را نادیده گرفته است، حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران به چین میرود.
یک اقدام دیگر در دست بررسی، کاهش فشار اقتصادی ایران با لغو مسدودیت برخی از وجوه ایران در قطر است که به پول اجازه میدهد برای دارو و خوراک دام به تهران هزینه شود، طبق گفته یکی از مقامات. قطر سپس این اقلام را به ایران تحویل خواهد داد.
برای چندین روز، آقای ترامپ و دستیارانش ادعا میکردند که توافق اولیه نزدیک است. سپس دولت در چهارشنبه شب از میانجیها خبر دریافت کرد که ایران با آخرین نسخه تفاهمنامه موافق است، یکی از مقامات آمریکایی گفت.
این مقام گفت، واکنش آقای ترامپ این بود که میخواهد چند روز برای بررسی آن وقت بگذارد.
هیچ بحثی در مورد برنامه موشکی ایران در چارچوب فعلی وجود ندارد. ایالات متحده گفته است که میخواهد برنامه ایران را از نظر اندازه و دامنه محدود کند. تفاهمنامه همچنین از کنار تمام سوالات اصلی مربوط به فعالیتهای هستهای ایران میگذرد و آنها را به مذاکرات بعدی موکول میکند. نکته اصلی این است که آیا ایران به غنیسازی اورانیوم ادامه خواهد داد یا خیر. آقای ترامپ مدتها اصرار داشت که این کار را نمیتواند انجام دهد، هرچند او در بازگشت از چین در اوایل این ماه در هواپیما به خبرنگاران اعلام کرد که مایل است با تعلیق ۲۰ ساله غنیسازی هستهای توسط ایران موافقت کند، نه ممنوعیت دائمی.
یک مسئله حیاتی – که بعداً مورد مذاکره قرار خواهد گرفت – چگونگی دفع اورانیوم نزدیک به درجه بمب و ۱۰ تن دیگر سوخت با غنای پایینتر است.
چهار رویکرد فنی کلی وجود دارد که میتواند مورد بررسی قرار گیرد.
یکی این است که مواد را به طور کلی از ایران خارج کرد – منطقیترین راه به چین یا روسیه، که به عنوان قدرتهای هستهای و متحدان تهران، دریافتکنندگان طبیعی خواهند بود، و ایالات متحده را از ارسال سوخت به یک کشور غیرهستهای بینیاز میکند. اما این امکان ممکن است با اظهارات عمومی آقای ترامپ مبنی بر اینکه او با رفتن آن به هیچ یک از دو کشور راحت نیست، پیچیده شود.
این ممکن است به معنای این باشد که ایالات متحده آن را بگیرد، علیرغم اعتراضات ایران. در توافق دوره اوباما، روسیه دریافتکننده ۹۷ درصد از ذخایر ایران بود.
دوم این است که اورانیوم را به طور موثری غیرقابل بازیابی کرد و آن را در داخل کشور باقی گذاشت، یا از طریق شیشهای کردن – ذوب آن در شیشه – یا با دفن عمیق آن در زیر زمین. هر دو روش بازیابی را غیرعملی میکنند، و شیشهای کردن رویکردی است که ایالات متحده برای دفع برخی از مواد درجه تسلیحاتی خود استفاده میکند.
سوم، بازیابی مواد و تبدیل آن به میلههای سوختی است تا در یک راکتور هستهای سوزانده شود. اما این کار میتواند پرهزینه و غیرعملی باشد.
چهارم، که به عنوان رقیقسازی شناخته میشود، مواد را با اورانیوم طبیعی رقیق میکند و خلوص آن را از ۶۰ درصد به ۳ تا ۵ درصد کاهش میدهد. این گزینه به راحتی قابل برگشت است. اگر ایران سانتریفیوژهای خود را حفظ کند، میتواند ذخایر رقیق شده را دوباره غنیسازی کند.
هر روشی که باشد، هر سه مقام آمریکایی قاطعانه گفتند که ایران هیچ کمک اقتصادی دریافت نخواهد کرد تا زمانی که دفع مواد حل و فصل شود.