اشتراک
دیدگاه اخبار جهان سیاست

میراث ماندگار لیندسی گراهام در میان مردم ایران

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

سناتور لیندسی گراهام که به عنوان مدافع سرسخت آزادی و دشمن دیکتاتوری‌ها شناخته می‌شد، در میان مردم ایران جایگاه ویژه‌ای داشت و بسیاری او را با لقب محبت‌آمیز «عمو لیندسی» می‌شناختند. رضا پهلوی، ضمن گرامی‌داشت یاد این سناتور فقید، او را متحدی دانست که هرگز مردم ایران را در مبارزه برای رهایی از استبداد فراموش نکرد. آنچه گراهام را از سایر سیاستمداران متمایز می‌کرد، نه تنها مخالفت با رژیم ایران، بلکه اعتقاد راسخ او به حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود و حمایت بی‌قید و شرط از آرمان آزادی‌خواهی آنان بود. حضور غافلگیرکننده او در گردهمایی مونیخ و در دست گرفتن پرچم شیر و خورشید، نمادی از همدلی عمیق او با ملت ایران بود. گراهام برخلاف بسیاری از سیاستمداران که سیاست ایران را صرفاً به چانه‌زنی‌های ژئوپلیتیک یا هسته‌ای تقلیل می‌دهند، درک کرده بود که مردم ایران بزرگ‌ترین دشمن رژیم و مهم‌ترین متحدان ایالات متحده هستند. او به جای انتخاب میان سازش یا جنگ بی‌پایان، بر حمایت از خواسته‌های آزادی‌خواهانه مردم ایران تأکید داشت. در حالی که رژیم ایران از درگذشت او ابراز خرسندی کرد، عموم ایرانیان او را نه فقط به عنوان یک سناتور بانفوذ، بلکه به عنوان یکی از اعضای خانواده خود به یاد خواهند سپرد؛ کسی که نفرت ستمگران و عشق ستمدیدگان را همزمان برانگیخت و میراثی از تعهد به آرمان‌های انسانی بر جای گذاشت.

رضا پهلوی یکی از رهبران اپوزیسیون دموکراتیک ایران است.

در مراسم تشییع سناتور فقید لیندسی گراهام در واشنگتن در روز سه‌شنبه و در کلمبیا، کارولینای جنوبی، در روز چهارشنبه، بی‌شک از او به عنوان یک قانونگذار جمهوری‌خواه تجلیل خواهد شد که بیش از سه دهه را صرف شکل‌دهی سیاست ایالات متحده در داخل و خارج از کشور و رسیدگی به نیازهای موکلان خود در ایالت پالمتو (Palmetto State) کرد.

او به عنوان مدافع ثابت‌قدم آزادی و دشمن دیکتاتوری‌ها، مورد سوگواری بی‌شمار تحسین‌کنندگان در سراسر جهان قرار خواهد گرفت، شاید هیچ کجا شدیدتر از مردم ایران. خبر درگذشت او در ۱۱ ژوئیه، باعث برگزاری مراسم‌های یادبود احساسی توسط ایرانیان در خارج از سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های آمریکا در لندن، کپنهاگ، تورنتو و جاهای دیگر شد.

ایرانیان در سراسر جهان و کسانی که تحت رژیم سرکوبگر ایران زندگی می‌کنند، لیندسی گراهام را به عنوان یک متحد، دوستی که هرگز آنها را فراموش نکرد، می‌شناختند. بسیاری او را با یک نام مستعار محبت‌آمیز فارسی صدا می‌کردند: عمو لیندسی. این از سوی مردمی است که به حق ممکن بود از اکثر سیاستمداران ناامید شده باشند.

من افتخار ملاقات با سناتور را چندین بار داشتم. امسال، در حالی که ایالات متحده به ماشین سرکوب جمهوری اسلامی حمله می‌کرد، ما اغلب با هم صحبت می‌کردیم. مکالمات ما هرگز صرفاً درباره استراتژی یا ژئوپلیتیک نبود. آنها درباره مردم بودند: جوانان ایرانی که برای مطالبه آزادی خطر زندان را به جان می‌خریدند، مادرانی که برای فرزندان کشته شده خود توسط رژیم سوگواری می‌کردند، ملتی که پس از نزدیک به نیم قرن استبداد، مصمم به بازپس‌گیری آزادی خود بود.

آنچه سناتور را متمایز می‌کرد، مخالفت او با رژیم ایران نبود. در واشنگتن، این کار هزینه‌ای ندارد. آنچه او را متمایز می‌کرد، تمایل او به گفتن چیزی بود که بسیاری دیگر نمی‌گفتند: اینکه رژیم باید سقوط کند و مردم ایران، نه زندانبانانشان، باید کسانی باشند که درباره آینده تصمیم بگیرند.

این اعتقاد در ماه فوریه در مونیخ، تنها چند هفته پس از کشتار هزاران معترض توسط رژیم ایران، به طور کامل به نمایش گذاشته شد. من و او هر دو در کنفرانس امنیتی مونیخ سخنرانی می‌کردیم و من از او خواستم که به گردهمایی، که پلیس تعداد آن را ۲۵۰,۰۰۰ نفر تخمین زده بود، در حمایت از آزادی در ایران بیاید. او بلافاصله موافقت کرد. سناتور گراهام به عنوان یک مهمان غافلگیرکننده روی صحنه رفت و جمعیت از دیدن او به وجد آمدند و عمو لیندسی را با شعار خودجوش «آمریکا! آمریکا!» مورد استقبال قرار دادند. او به وضوح تحت تأثیر قرار گرفته بود و پرچم تاریخی شیر و خورشید ایران را گرفت و آن را برای جمعیت تشویق‌کننده تکان داد.

او گفت: «من پیامی برای مردم آزادی‌خواه جهان دارم. اگر آزادی را دوست دارید، امروز در کنار معترضان ایرانی بایستید. زمان انتخاب است. من مردم ایران را بر آیت‌الله‌های قاتل ترجیح می‌دهم.»

در ماه‌های پس از آن، او انتخاب نادرستی را که بر بخش زیادی از تفکر واشنگتن حاکم بود، یعنی اینکه تنها گزینه‌ها سازش بی‌پایان با رژیم یا جنگ بی‌پایان علیه آن است، رد کرد. در عوض، او راه سومی را تشخیص داد: در کنار مردم ایران بایستید تا آنها به دنبال رهایی خود باشند.

برخلاف مراسم‌های یادبودی که دیاسپورای ایران پس از مرگ او برگزار کرد، رژیم خبر درگذشت او را جشن گرفت. هیچ چیز شخصیت لیندسی گراهام را واضح‌تر از این نشان نمی‌دهد: او نفرت ستمگران و عشق مردمی را که آنها سرکوب می‌کنند، به دست آورد.

در واشنگتن تمایلی وجود دارد که سیاست ایران را به بحث درباره سانتریفیوژها، تحریم‌ها، مذاکرات و بازدارندگی نظامی تقلیل دهد. این مسائل مهم هستند. اما آنها می‌توانند حقیقت اصلی مسئله ایران را پنهان کنند: بزرگترین دشمن جمهوری اسلامی همیشه مردم ایران بوده‌اند. و در مبارزه با این رژیم، خود مردم ایران ثابت‌قدم‌ترین متحدان ایالات متحده هستند.

سناتور گراهام این را درک می‌کرد. او درک می‌کرد که پشت هر مذاکره هسته‌ای، میلیون‌ها مرد و زن ایستاده‌اند که همان آزادی‌هایی را می‌خواهند که آمریکایی‌ها برای ۲۵۰ سال از آن برخوردار بوده‌اند: انتخاب رهبرانشان، بیان عقایدشان، پرستش آزادانه و تعیین آینده خود.

تاریخ لیندسی گراهام را به خاطر چیزهای زیادی به یاد خواهد آورد: خدمات نظامی او، دوران برجسته سناتوری او، اعتقادات راسخ او، دوستی‌هایی که او در سراسر اختلافات سیاسی ایجاد کرد. من مطمئنم که میلیون‌ها ایرانی به سادگی او را به عنوان یک عضو آمریکایی خانواده ما به یاد خواهند آورد.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: washingtonpost.com