نوشتار حاضر با اشاره به سخن معروف جورج سانتایانا مبنی بر اینکه «کسانی که نمیتوانند گذشته را به یاد آورند، محکوم به تکرار آن هستند»، به نقد سیاستهای تقابلی دولت ترامپ در قبال ایران میپردازد. نویسنده با بهرهگیری از این مفهوم، شباهتهای راهبردی و پیامدهای احتمالی تنشهای کنونی میان ایران و آمریکا را با جنگ ویتنام مقایسه میکند.
دولت دونالد ترامپ با اتخاذ شدیدترین تدابیر اقتصادی علیه ایران، امیدوار است که فشارهای بیسابقه منجر به فروپاشی اقتصادی و تغییر رویکرد تهران شود. سقوط ارزش ریال، تورم فزاینده و کاهش شدید درآمدهای نفتی، همگی گواهی بر آسیبپذیری اقتصاد ایران در شرایط کنونی است و تیم ترامپ این چالشها را نشانهای از نزدیک شدن به نقطه بیبازگشت برای حکومت ایران میداند.
حوثیها که به عنوان نیروی نیابتی ایران شناخته میشوند، با افزایش تنشها و اقدامات تحریکآمیز، منطقه و بهویژه عربستان سعودی را در معرض خطر یک جنگ تمامعیار قرار دادهاند. این گروه ابتدا تنها به تهدید بستن مسیرهای دریایی اکتفا میکرد، اما با چراغ سبز تهران، در یک اقدام استراتژیک برای گسترش نفوذ و فشار بر بازارهای جهانی، فعالیت خود را در تنگه بابالمندب آغاز کرد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل که طولانیترین دوران تصدی این سمت را در تاریخ این کشور تجربه کرده، در آستانه یکی از سرنوشتسازترین انتخابات سیاسی خود با چالشهای جدی مواجه است. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهند که ائتلاف کنونی او متشکل از احزاب راستگرا، مذهبی و ملیگرا، در کسب اکثریت کرسیهای پارلمان با دشواری روبروست.
جارد کوشنر، به عنوان نمادی از الیگارشی آمریکا و داماد دونالد ترامپ، اکنون نقشی محوری در تحولات ژئوپلیتیک ایفا میکند که میتواند پیامدهای خطرناکی برای امنیت جهانی داشته باشد. در رویدادی قابلتأمل در نوامبر ۲۰۲۵، کوشنر با برقراری تماسی با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، طرحی یکجانبه و بحثبرانگیز را برای پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین ارائه کرد که با تأیید ضمنی رئیسجمهور آمریکا همراه بود.
ایران سالهاست که خواهان ایجاد یک سیستم امنیتی منطقهای با مشارکت کشورهای همسایه و بدون دخالت قدرتهای خارجی است، اما تحولات اخیر نشان میدهد که این روند بدون حضور تهران در حال شکلگیری است. اخیراً عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان توافقنامه دفاعی مشترکی را در مکه امضا کردند که بندهای آن به «ماده ۵ ناتو» شباهت دارد و بر اساس آن، حمله به یکی از این کشورها، تعرض به همه آنها تلقی میشود.
امارات متحده عربی در اقدامی قابلتوجه و در پی تشدید تنشهای منطقهای، تمامی مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرد. ابوظبی که پیشتر شریک تجاری مهمی برای تهران بود، این تصمیم را واکنشی به اقدامات تنشزای ایران، از جمله حمله به نفتکش اماراتی و شلیک موشکهای بالستیک، عنوان کرده است.
حملات اخیر ایالات متحده به جزیره استراتژیک لارک در ایران که منجر به انهدام دو لانچر موشکی و تلفات انسانی شد، تنشها میان واشینگتن و تهران را دوباره شعلهور کرده است. در واکنش به این اقدام، ایران به پایگاههای آمریکا در اردن حمله موشکی کرد و امارات نیز از سرنگونی یک پهپاد ایرانی خبر داد که نشاندهنده ناکامی تفاهمنامههای قبلی در برقراری صلح پایدار است.
ایالات متحده در سیاست خارجی خود تمایل عجیبی به ایجاد «دشمنان ابدی» دارد؛ وضعیتی که در آن وقایع تاریخی خاص، مانند انقلابها یا بحرانهای سیاسی، به لنزی دائمی برای قضاوت درباره سایر کشورها تبدیل میشوند. این رویکرد باعث میشود که تحلیل واشنگتن از جوامع پیچیده و در حال تغییر، به تصاویری ثابت و مسطح تقلیل یابد و کینههای قدیمی به جای استراتژیهای منطقی، به ستونهای سیاستگذاری این کشور تبدیل شوند.
ظهور هوش مصنوعی در صنایع نظامی و جایگزینی تصمیمگیریهای ماشینی بهجای انسان، چالشهای اخلاقی بیسابقهای را در حوزه جنگ ایجاد کرده است. در این میان، نظریه «جنگ عادلانه» که طی قرنها به عنوان چارچوبی برای مشروعیتبخشی و محدود کردن خشونتهای نظامی بهکار رفته، اکنون با انتقاداتی جدی روبروست؛ بهطوریکه برخی رهبران دینی مانند پاپ لئو چهاردهم، آن را در عصر فناوریهای نوین منسوخ میدانند.
در شرایط کنونی، جهان شاهد بازگشت به عصر قدرت سخت و افزایش خشونتهای مرگبار است که نمود آن در ثبت رکورد بیسابقه ۶۵ درگیری بیندولتی و رشد ۴۱ درصدی هزینههای نظامی در دهه اخیر بهوضوح دیده میشود. ناکارآمدی شورای امنیت سازمان ملل در مواجهه با بحرانهای جهانی نظیر اوکراین، غزه و سودان و همچنین گسترش مصونیت از مجازات برای جنایات جنگی، وضعیت صلح جهانی را در شرایطی بحرانی قرار داده است.
درگیریهای اخیر ایالات متحده در ایران و تنگه هرمز، بحثهای زیادی را درباره کاستیهای لجستیکی و تاکتیکی ارتش آمریکا، از جمله کمبود مهمات و ضعف در مقابله با پهپادها برانگیخته است. با این حال، تحلیل دقیق نشان میدهد که این مشکلات فنی، دلایل اصلی شکست استراتژیک واشینگتن نیستند.
ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، در شرایطی که این کشور با تنشهای بیسابقه منطقهای، از جمله حملات موشکی و پهپادی ایران و کشته شدن سربازان آمریکایی در خاک خود مواجه است، رویکردی غیرمنتظره و سکوتگونه در پیش گرفته است. برخلاف سالهای ابتدایی سلطنتش که با رویکردی فعال و رسانهای همراه بود، پادشاه اکنون حضور کمرنگی در فضای داخلی دارد و به جای پاسخگویی به انتقادات در مورد شراکت امنیتی با ایالات متحده، زمان زیادی را به سفرهای خارجی از جمله به انگلیس و چین اختصاص داده است.
دونالد ترامپ با شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» به قدرت رسید و وعده داد که کشور را به دوران طلایی ثبات داخلی، شکوفایی اقتصادی و نفوذ جهانی بازگرداند. این شعار برای بخش بزرگی از جامعه که از پیامدهای جهانیشدن آسیب دیده بودند و مهاجران یا جهانیگرایان را عامل تضعیف کشور میدانستند، بسیار جذاب بود.
| گرایش سیاسی | میانه | مخاطبین اصلی | دیپلماتها، تحلیلگران سیاسی، دانشگاهیان، سیاستگذاران |
|---|---|---|---|
| کشور مبدأ | ایالات متحده |