مجسمههای مومی بازیگران جیمز باند در موزه مادام توسو در برلین، از چپ: راجر مور، تیموتی دالتون، دنیل کریگ، شان کانری، جورج لازنبی و پیرس برازنان. Steffi Loos/Agence France-Presse/Getty Images
فیلمجاسوسیتحلیل
آیا جیمز باند میتواند دوباره مجوز هیجان را بگیرد؟
با تغییر کنترل خلاقانه فرنچایز پس از شش دهه، ۰۰۷ به داستانسرایی هوشمندانه و پر تعلیق نیاز دارد، نه فقط ابزارها و اکشن دیوانهوار
نویسنده: Bradley Hopeتاریخ انتشار: 2025-03-07منتشر شده در: WSJ
ترجمه و بازنویسی هوشمند از wsj
در یک نگاهچکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی
مقاله به تحلیل فرنچایز فیلمهای جیمز باند و نیاز آن به بازگشت به داستانسرایی هوشمندانه و پرتعلیق میپردازد. با تغییر کنترل خلاقانه این فرنچایز به استودیو آمازون، فرصتی برای احیای این برند و یادآوری جذابیت داستانهای جاسوسی فراهم شده است. آخرین فیلم باند، «زمانی برای مردن نیست»، با مرگ شخصیت اصلی به پایان رسید و نشان میدهد که دیگر نمیتوان تنها به تکرار اکشن و بدلکاریها ادامه داد. نویسنده به یادآوری فیلمهای قدیمی مانند «اسنیکرز» میپردازد که بر هوش و فریب به جای انفجارها تأکید داشتند و میگوید که فیلمهای مدرن کمتر به این جنبهها توجه میکنند. او همچنین به تغییرات فرهنگی و از دست رفتن اعتماد عمومی به آژانسهای جاسوسی اشاره کرده و توضیح میدهد که فیلمهای معاصر بیشتر به بدلکاری و صحنههای اکشن متکی هستند. در نهایت، نویسنده امیدوار است که آمازون با الهام از سریالهایی مانند «اسبهای آرام»، داستانهایی با تمرکز بر تنش و شخصیتپردازی ارائه دهد و جیمز باند را به ریشههایش بازگرداند.
راجر مور در نقش 007 و ریچارد کیل در نقش «آروارهها» در فیلم «جاسوسی که مرا دوست داشت» محصول ۱۹۷۷. عکس: United Artists/Everett Collection
تیم ناجور از فیلم «اسنیکرز» (1992)، نقطه اوجی در داستانسرایی کمفناوری، از چپ: ریور فینیکس، دن آیکروید، سیدنی پواتیه، رابرت ردفورد و دیوید استراترن. عکس: Universal/Everett Collection
آخرین فیلم باند تا به امروز: رالف فاینز، چپ، و دنیل کریگ در نقش 007 در «زمانی برای مردن نیست» (2021). عکس: Nicola Dove/MGM/Everett Collection
فرنچایز «ماموریت: غیرممکن» به شدت به بدلکاریهای تماشایی تام کروز متکی است، همانطور که در آخرین نسخه، «مرگ قطعی» (2023) دیده میشود. عکس: Paramount Picures/Everett Collection
در بالا، کری گرانت و اینگرید برگمن در «بدنام» (1946)، که با به سختی شلیک شدن یک اسلحه، تعلیق ایجاد میکند. در زیر، گری اولدمن در صحنهای از فصل سوم «اسبهای آرام» اپل تیوی، که بر دسیسه در مقیاس کوچک تمرکز دارد. عکس: Everett Collection
عکس: Jack English/Apple TV/Everett Collection
استون مارتین DB5 پر از ابزار که به عنوان ماشین باند در «انگشت طلایی» و «گلوله آتشین» استفاده میشود، با ویژگیهایی از جمله مسلسلهای جمعشونده و صندلی پرتاب مسافر، قابلیت دودزا بودن خود را در خیابانی در زوریخ، 1965 نشان میدهد. عکس: Associated Press
دوران بیتکنولوژی جیمز باند
جیمز باند در طول سالها به بسیاری از شرورها خیره شده است - مگالومانیاکهای معمولی، اراذل و اوباش بیچهره، قاتلان شوروی با مهارتهای عجیب و غریب - اما آخرین ماموریت او ممکن است غیرمنتظرهترین باشد: اثبات اینکه ژانر جاسوسی هنوز نبض دارد.
استودیو MGM آمازون اخیراً معاملهای را برای به دست گرفتن کنترل خلاقانه فرنچایز فیلم باند از خانواده آلبرت بروکلی، که از اولین فیلم در سال 1962 تهیهکنندگی فیلمها را بر عهده داشت، تکمیل کرد.
نگاهی تازه به ژانر جاسوسی
باند، که اخیراً نقش او را دنیل کریگ بر عهده داشت، تنها بازیکنی نیست که به دنبال راهی برای تجدید حیات است. این ژانر با کاهش سودمندی جمعآوری اطلاعات انسانی، دستخوش تحول اساسی شده است. درگیریهای قرن 21 به جای جنگهای نیابتی و عملیات پنهانی، حول سایبر، فناوری و تأثیرگذاری میچرخد - مجموعهای از مهارتها که جیمز باند با آن آشنایی ندارد.
نیاز به داستانسرایی قوی
خطر این است که MGM آمازون فرض را بر این بگذارد که تنها راه بازگرداندن انرژی فرنچایز باند، تقلید از دیگر فیلمهای اکشن بزرگ است. فیلمهای جنگ سرد باند به دلیل اکشنهای دیوانهوار نبود که موفق شدند - بلکه به دلیل اینکه آنها را در یک داستان جاسوسی هوشمندانه قرار دادند.