- اگر مثبتانگاری بدن فقط شامل حال زنانی شود که معیارهای رایج زیبایی را ندارند، هرگز واقعاً مثبتانگاری بدن نبوده است. بلکه سیاستی بوده با لباسهای درآمده.
وقتی لیزو در سال ۲۰۲۱ عکسی برهنه از خود را به عنوان بخشی از «پروژه عزت نفس» برند داو (Dove) منتشر کرد، رسانههای جریان اصلی واکنشی نشان دادند گویی او ضربهای بزرگ برای تمام زنان جهان زده است.
مجله سلامت زنان: «لیزو اخیراً یک سلفی برهنه "بدون ویرایش" را برای "تغییر گفتگو درباره معیارهای زیبایی" به اشتراک گذاشت.»
مجله گلیمور (Glamour) از این عکس به خاطر ترویج اصالت و مقاومت در برابر معیارهای غیرواقعی زیبایی در شبکههای اجتماعی ستایش کرد.
مجله ماری کلر: «لیزو عکسی برهنه در اینستاگرام منتشر کرد تا زیبایی بدون دستکاری را ترویج دهد و ما کاملاً طرفدار آن هستیم.»
مجله دِیزد (Dazed): «عکس برهنه بدون ویرایش لیزو دقیقاً همان چیزی است که شبکههای اجتماعی اکنون به آن نیاز دارند.»
پیام واضح بود. زنان باید به بدن خود افتخار کنند. زیبایی نباید توسط معیارهای سنتی دیکته شود. زنی که آنقدر در پوست خود راحت است که آن را به نمایش جهانی بگذارد، توانمند و با اعتماد به نفس محسوب میشود.
سلطان باش، ملکه!
مگر اینکه آن زن به طور معمول «جذاب و دلربا» نباشد، مانند سیدنی سوینی البته.
سوینی اخیراً تقریباً برهنه در یک تبلیغ برای شرکت شرطبندی ورزشی نوویگ ظاهر شد. این تبلیغ به صورت استراتژیک اندامهای حساس بازیگر را با تجهیزات ورزشی پوشانده است. ورزشکاران زن و تحلیلگران فمینیست با اتهاماتی پاسخ دادند که او دارد زنان را شیءانگاری میکند، ورزش زنان را عقب نگه میدارد و فرهنگی را تقویت میکند که زنان را به خاطر بدنشان ارزش میگذارد نه دستاوردهایشان.
این موضوع سؤالی ناخوشایند را مطرح میکند: چرا لیزو اجازه دارد به بدن خود افتخار کند اما سیدنی سوینی نه؟
به نظر میرسد «مثبتانگاری بدن» یک استثنا برای جذابیت پیدا کرده است.
اگر نمایش بدنی که خارج از معیارهای رایج زیبایی است توانمندساز باشد، اما نمایش بدنی که کاملاً در چارچوب آن معیارها قرار دارد تحقیرآمیز باشد، پس ما در واقع درباره حق یک زن برای احساس خوب نسبت به بدنش صحبت نمیکنیم.
ما درباره این صحبت میکنیم که کدام زنان اجازه دارند از نمایش دادن لذت ببرند و از آن بهرهبرداری کنند.
زیبا نیست: «تو خیلی شجاعی.»
زیباست: «تو داری پدرسالاری را تغذیه میکنی.»
این ایده که سوینی در حال حمله به ورزش زنان است نیز به همان اندازه پوچ است. این تبلیغ نظریهپردازی درباره ورزشکاران زن (XX، نه XY) نیست. این تبلیغ در حال فروش یک محصول شرطبندی ورزشی است. صنعتی که عمدتاً توسط مردان برای شرطبندی بر روی ورزشهای عمدتاً مردانه استفاده میشود.
سوینی وانمود نمیکرد که شناگر المپیکی است. او لباس بازیکن WNBA نپوشیده است. او پیشنهاد نمیکند که ورزشکاران زن باید شبیه او باشند.
بنابراین وقتی سیدنی سوینی در تبلیغی که عمدتاً مخاطبانش مردان هستند و شرطبندیهایشان عمدتاً بر روی بازیهای مردانه است، سینههای خود را با توپهای فوتبال میپوشاند، چه کسی دقیقاً «ورزش زنان» را وارد بحث کرد؟
تقریباً سورئال است که تماشا کنیم همان حرکت فرهنگی که سالها تلاش کرده تعریف دقیقی از آنچه کسی را برای رقابت ورزشی «زن» میسازد ارائه دهد، ناگهان درباره اینکه یک «زن در ورزش» باید چه شکلی باشد، یقین فوقالعادهای پیدا کند.
مرزهای بین دستهبندیهای ورزشی مردان و زنان ظاهراً به اندازه کافی پیچیده است که نیاز به یک بحث ملی مداوم داشته باشد.
اما مرز بین سینههای زنانه قابل قبول و غیرقابل قبول، با دقت علمی تعیین شده است.
جنسیت در تبلیغات—و ورزش—چیز جدیدی نیست
میتوان قطعاً از این تبلیغ خوشمان نیاید. شاید شرکتهای قمار نباید از سکس برای جذب مشتری استفاده کنند. شاید تبلیغکنندگان بیش از حد به بدنهای جذاب متکی هستند. شاید فرهنگ آمریکا بیش از حد جنسی شده است.
اینها استدلالهای منسجمی هستند.
اما «یک زن زیبا از جذابیت جنسی برای فروش محصول به مردان استفاده میکند» به سختی نوآوریای است که سیدنی سوینی در سال ۲۰۲۶ اختراع کرده باشد.
شرکتهای آبجو این کار را کردهاند. شرکتهای خودرو این کار را کردهاند. شرکتهای عطر و ادکلن این کار را کردهاند. شرکتهای مد این کار را کردهاند. کالوین کلین (Calvin Klein) دههها وقت صرف کشف این موضوع کرده که افراد جذاب با لباس بسیار کم میتوانند لباس زیر بفروشند.
همچنین این تکنیک به هیچ وجه محدود به زنانی نیست که محصولات را به مردان میفروشند.
دیوید بکهام پوشیدن لباس زیر در مکانهای عمومی را به یک شغل دوم بسیار پرسود تبدیل کرد. کریستیانو رونالدو یک برند لباس زیر حول این پیشنهاد چندان پنهاننشده بنا نهاد که کریستیانو رونالدو در لباس زیر فوقالعاده به نظر میرسد.
چیرلیدرهای دالاس کاوبویز نیم قرن است که جذابیت جنسی و فوتبال را با هم ترکیب کردهاند. مجله اسپورتس ایلوسترتد (Sports Illustrated) یک نهاد آمریکایی را حول زنان زیبا در لباس شنا بنا نهاد و سرانجام ورزشکاران زنی مانند سرنا ویلیامز، لیندسی ون، روندی روسی، الکس مورگان و دانیکا پاتریک را نیز شامل شد.
ESPN لباسهای شنا را کاملاً کنار گذاشت.
در طول ۱۱ سال، «شماره ویژه بدن» مشهور آن بیش از ۲۰۰ ورزشکار مرد و زن را برهنه عکس گرفت و به طور کلی از ژستها، اعضا و تجهیزات ورزشی برای پوشاندن همان قسمتهای آناتومی که سوینی در تبلیغ نوویگ میپوشاند، استفاده کرد.
آن ورزشکاران معمولاً محکوم نشدند که ورزش زنان را ۵۰ سال عقب انداختهاند. بدنهای آنها به عنوان قدرتمند، زیبا و شایسته تحسین جشن گرفته شد.
برخی ورزشکاران زن حتی فراتر رفتند و عمداً جذابیت جنسی را در برندهای تجاری خود گنجاندند. آنا کورنیکووا بدون هرگز کسب عنوان تکنفره WTA، به یکی از بازاریابترین ورزشکاران جهان تبدیل شد. دانیکا پاتریک مسابقات اتومبیلرانی، اسپورتس ایلوسترتد و تبلیغات معروف و جنسی گودَدی (GoDaddy) را با هم ترکیب کرد.
و وقتی المپیکیهای مرد کمی بیش از حد از خود نشان میدهند، فرهنگ ما به سختی چشمانش را در احترام جدی به دستاوردهای ورزشیشان میبندد. ژول بویر، شیرجهزن فرانسوی، در المپیک پاریس به دلیل آنچه بینندگان از پشت لباس شنای او میدیدند، به یک پدیده اینترنتی تبدیل شد. آنتونی آمیراتی، پرشباتیرک، پس از آنکه بخش بسیار خصوصی آناتومی او به نظر رسید که میله افقی را پایین انداخته، به صورت جهانی وایرال شد.
پوشش رسانههای جریان اصلی نیز به شوخیها پیوست.
هیچکدام از این موارد به این معنا نیست که تبلیغ سیدنی سوینی هنر عالی است. نیست. شوخی تقریباً به همان سطح بلوغی است که دو توپ فوتبال را جلوی سینههایت بگیرید.
همچنین به این معنا نیست که هر تصویر جنسیشده از یک زن، مصداق توانمندسازی فمینیستی است.
اما فرهنگی که برهنگی لیزو را به عنوان مثبتانگاری بدن، برهنگی ورزشکاران زن را به عنوان توانمندسازی، بدن ورزشکاران مرد را به عنوان طعمه مصرف عمومی جشن گرفت، و دههها از سکس برای فروش تقریباً همه چیز استفاده کرد، نمیتواند ناگهان وانمود کند که سیدنی سوینی تقاطع تمایلات جنسی و ورزش را اختراع کرده است.
برای رکورد، من کاملاً مشکلی نخواهم داشت (فکر میکنم) اگر در جامعهای پاکیزهتر زندگی میکردیم.
فقط یک استاندارد را انتخاب کنید.
اگر قرار است زنان به بدن خود افتخار کنند، آن اصل باید شامل حال زنانی نیز بشود که دیگران تصادفاً بدنشان را جذاب مییابند.
در غیر این صورت، هرگز واقعاً مثبتانگاری بدن نبود.
بلکه سیاستی بود با لباسهای درآمده.