تحلیلگران نظامی سالهاست هشدار میدهند که درگیری با چین میتواند ظرف چند روز یا چند هفته ذخایر مهمات کلیدی آمریکا را ببلعد. اکنون که وزارت دفاع بخش چشمگیری از پیشرفتهترین موشکهای خود را در جریان جنگ با ایران مصرف کرده، این بازه زمانی حتی کوتاهتر هم شده است. ایالات متحده نهتنها باید تلاشهای خود را برای تجدید این ذخایر تسریع کند، بلکه باید جایگاه محوری آنها را در راهبرد جنگی خود نیز مورد بازنگری قرار دهد.
اگرچه آمارهای دقیق طبقهبندی شدهاند، اما برآوردهای متعدد حاکی از آن است که این جنگ ذخایر پیشرفتهترین مهمات آمریکا را بهشدت تحلیل برده است. در این میان سه مورد نگرانی ویژهای ایجاد کردهاند: بلومبرگ اکونومیکس برآورد میکند که ایالات متحده یکسوم کل ذخایر جهانی موشکهای تاماهاوک (Tomahawk) خود را شلیک کرده است؛ موشکهای تهاجمی دوربردی که در روزهای آغازین نبرد، پیش از تضعیف پدافند هوایی ایران، کاربرد گستردهای داشتند. هشداردهندهتر اینکه آمریکا احتمالاً بیش از نیمی از موشکهای پاتریوت (Patriot) و نزدیک به ۴۰ درصد از موشکهای رهگیر سامانه دفاع موشکی تاد (THAAD) خود را که برای رهگیری و انهدام موشکهای بالستیک در ارتفاع بالا طراحی شدهاند مصرف کرده است. گزارشها حاکی از آن است که ذخایر کوچکتر برخی از موشکهای تهاجمی جدیدتر نیز به مرز اتمام رسیدهاند.
جبران این کمبودها سالها زمان خواهد برد. هر یک از این مهمات توانمندیهای فوقالعادهای دارند و با استفاده از قطعات تخصصی تولید میشوند که امکان خرید تجاری و آماده آنها وجود ندارد. هر فروند از این موشکها میلیونها دلار هزینه دارد و تولید انبوه آنها بسیار دشوار است. احیای ذخایر پاتریوت دستکم دو سال و ذخایر تاد و تاماهاوک حتی بیش از این طول خواهد کشید. در این میان، شرکایی چون اوکراین و تایوان باید در صف تحویل منتظر بمانند و بازدارندگی ایالات متحده در سراسر جهان تضعیف خواهد شد. حتی اگر رقبا وسوسه نشوند که از این پنجره فرصت بهرهبرداری کنند، بیتردید از این زمان برای ساخت پهپادها و موشکهای بیشتر به امید فلج کردن سامانههای دفاعی آمریکا در آینده بهره خواهند برد.
پنتاگون در حال اتخاذ تدابیری برای گسترش دامنه تولید است. این نهاد توافقنامههای اولیهای را با تولیدکنندگان برای افزایش ظرفیت به امضا رسانده و مهمتر از آن، صدور قراردادهای چندساله چندمیلیارد دلاری را آغاز کرده است. با این حال، کاخ سفید با فشار بر جمهوریخواهان کنگره برای تصویب بخش عمده این اعتبارات در قالب آرای حزبی، تأمین منابع مالی را با ریسک مواجه میکند؛ در حالی که چنین درخواستهایی باید ذیل یک بودجه پایه فراحزبی قرار گیرند. دولت همچنین باید راههای دیگری برای کمک به سازندگان موشک جهت راهاندازی کارخانههای جدید جستوجو کند؛ از جمله تسریع در صدور مجوزها، کمک به آموزش نیروی کار، انبار کردن قطعات با زمان تحویل طولانی (long-lead)، تشویق به استفاده از فناوریهای پیشرفته تولید و ارائه مشوقهای مبتنی بر عملکرد.
همزمان، ایالات متحده نباید صرفاً بر پر کردن مجدد انبارهای تسلیحاتی تمرکز کند، بلکه باید ساختار و ترکیب آنها را نیز تغییر دهد. پر کردن سریع انبارهای مهمات در هرگونه رویارویی با یک رقیب همتراز امری حیاتی خواهد بود؛ موضوعی که نشان میدهد وزارت دفاع به تسلیحات نقطهزنی نیاز دارد که ارزانتر باشند، سریعتر افزایش ظرفیت تولید داشته باشند و از قطعات تجاری و در دسترستر ساخته شوند. فرماندهان نظامی باید الزامات فنی خود را تعدیل کنند تا تجهیزات «بهاندازه کافی خوب» و در دسترس را بر تسلیحات بینقص، گرانقیمت و نادر ترجیح دهند. حرکت به سمت الگوی متفاوتی از تولید — یعنی طراحی تسلیحات ماژولار بیشتر که در تأسیسات متعددی قابل مونتاژ باشند — تابآوری را افزایش میدهد، همانطور که گسترش توافقنامههای تولید مشترک با متحدان چنین اثری خواهد داشت.
البته، اقدامات تهاجمی همواره کمهزینهتر از پدافند خواهد بود؛ به این معنا که ایالات متحده باید خود را برای رویارویی با سطح بالاتری از ریسک برای نیروهایش آماده کند. پایگاهها و باندهای پرواز باید مستحکمسازی و پراکنده شوند، تأسیسات ممکن است نیازمند انتقال به زیر زمین باشند و برای حفاظت از داراییهای راهبردی به استتار و فریبکاری گستردهتری نیاز است. طراحان نظامی همچنین باید تاکتیکهای نوینی را برای کاهش فشار بر سامانههای پدافندی بررسی کنند؛ از جمله با تمرکز بیشتر بر هدف قرار دادن پرتابگرهای دشمن پیش از آنکه فرصت شلیک پیدا کنند.
جنگ در ایران چند سال آینده را پرمخاطرهتر از آنچه لازم بود کرده است. این وضعیت گواه دیگری بر این مدعاست که چرا دیپلماسی — و نه نیروی نظامی — باید برترین ابزار کشورداری آمریکا باشد. توانمندیهای نادر نظامی را باید تنها برای موقعیتهای استثنایی حفظ کرد.