کشورهای عربی حوزه خلیج فارس سالهاست که امنیت خود را به پایگاههای نظامی آمریکا که در خاک خود میزبانی میکنند، وابسته کردهاند.
اما پس از شش ماه جنگ، حملات مکرر موشکی و پهپادی ایران به این کشورها، محدودیتهای تضمینهای امنیتی آمریکا را به وضوح آشکار ساخته است.
ایران و متحدانش تقریباً برخی از پایگاههای آمریکا را نابود کردهاند، هتلهای لوکس را به آتش کشیدهاند و اخیراً یکی از حیاتیترین قطعات زیرساخت انرژی جهان، یعنی خط لوله نفتی که سراسر عربستان سعودی را طی میکند، از کار انداختهاند.
مقامات کشورهای عربی خلیج فارس که در بنبست قرار گرفتهاند، اکنون تلاش میکنند روشهای مختلفی را برای جلوگیری از حملات ایران و متحدانش تدوین کنند، از جمله دیپلماسی مستقیم با جمهوری اسلامی.
حتی این گزینه نیز با چالشهایی روبروست. یکشنبه شب، جلسهای که دوشنبه میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس برنامهریزی شده بود، ناگهان به تعویق افتاد. طبق گفته یک مقام ارشد خلیج فارس که به دلیل حساسیتهای دیپلماتیک نامش فاش نشده است، این تأخیر پس از بنبست در مذاکرات عربستان سعودی و ایران درباره تنگه هرمز – مسیر حیاتی برای صادرکنندگان انرژی خلیج فارس – رخ داد.
تحلیلگران میگویند رهبران منطقه پس از آنکه جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، آسیبپذیری کشورهای عربی خلیج فارس را آشکار کرد و جسارت جمهوری اسلامی را افزایش داد، چارهای جز جستجوی گزینههای امنیتی متفاوت ندارند.
«ما در موقعیتی گیر کردهایم که سعی داریم چیزی جدید بسازیم در حالی که بخشی از قدیمی را حفظ کنیم»، گفت بدر السیف، استاد یاری تاریخ در دانشگاه کویت. «ما باید از سندرم محافظ خارجی دست برداریم.»
به عنوان مثال، کشور جزیرهای بحرین دهههاست که میزبان یک پایگاه بزرگ نیروی دریایی آمریکا بوده است تا امیدوار باشد خود را از ایران محافظت کند. اما همانند سایر کشورهای خلیج فارس، این پایگاه به جای حفاظت، هدف قرار گرفت.
این پایگاه در فوریه، در اولین روز حملات تلافیجویانه ایران علیه حملهای که توسط آمریکا و اسرائیل آغاز شده بود، تقریباً نابود شد. طبق گفته یک مقام نظامی آمریکا که به دلیل مسائل عملیاتی ناشناس ماند، اکثر ملوانان مستقر در آنجا به فلوریدا تخلیه شدند و تنها گروهی اندک باقی ماندند.
آدمیرال داریل کاول، رئیس عملیات نیروی دریایی، در یک نشست عمومی اخیر گفت که برخی از ملوانان در بحرین آنقدر سریع تخلیه شدند که نیروی دریایی آمریکا هنوز در تلاش است آنها را با وسایل شخصیشان دوباره متصل کند. او افزود که مشخص نیست چه زمانی بازخواهند گشت.
برای ایالات متحده و متحدانش در خاورمیانه، جنگ هزینههای سنگینی داشته است. انسداد مؤثر تنگه هرمز توسط ایران شکست راهبردی بزرگی محسوب میشود و ضربه اقتصادی برای صادرکنندگان انرژی خلیج فارس است. ناتوانی نیروهای آمریکا در دفع حملات ایران نیز شکست راهبردی دیگری است که میتواند پیامدهای مهمی برای آن کشورها و برای نمایش قدرت آمریکا داشته باشد.
با این حال، بحرین و سایر کشورهای خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت، هیچ جایگزین واحد و روشنی برای ایالات متحده به عنوان ضامن امنیت خود ندارند.
نیروهای نظامی آنها کوچکتر و ضعیفتر از ایران است، علیرغم صرف صدها میلیارد دلار برای تسلیحات پیشرفته در دهههای اخیر، از جمله جنگندههای اف-۱۵ و سامانههای دفاع موشکی پاتریوت ساخت آمریکا.
چین و روسیه علیرغم روابط نزدیک با بسیاری از این کشورها، برای دفاع از کشورهای خلیج فارس وارد میدان نشدند.
بسیاری از مقامات خلیج فارس خواستار خودکفایی بیشتر منطقهای در امور دفاعی هستند. اما تلاشها برای تقویت امنیت منطقه – مانند پیمان دفاعی جدید میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه – اثبات نشده است. هنوز مشخص نیست که آیا هر یک از این کشورها تمایل و توانایی کمک به یکدیگر را خواهند داشت یا خیر.
واقعبینانهترین گزینه برای کشورهای خلیج فارس، ایجاد مشارکتهای دفاعی است که «چتر امنیتی آمریکا را تکمیل کنند، نه اینکه جایگزین آن شوند»، گفت یاسمین فاروق، مدیر پروژه خلیج فارس و شبهجزیره عربستان در گروه بحران بینالمللی.
تحلیلگران و مقامات خلیج فارس میگویند بدون کمک آمریکا و تسلیحات آمریکایی، مانند سامانههای پدافند هوایی، خسارات وارده به کشورهای خلیج بسیار بدتر میشد. دهها نفر در حملات ایرانی کشته شدند، در حالی که ممکن بود صدها یا هزاران نفر قربانی شوند. پروازهای حامل گردشگران و تجار لغو و به تعویق افتادند اما شروع به ازسرگیری کردهاند.
با این حال، کمپین ایران هرجومرج زیادی را در اقتصادهای غنی از انرژی کشورهای خلیج فارس ایجاد کرد و تصویر آنها را به عنوان پناهگاههای امن در منطقهای پرآشوب، مخدوش ساخت.
جنگ ثابت کرد که سیستمهای دفاعی پیشرفته خلیج فارس «ضد نشت» نیستند و ایران میتواند با استفاده از تعداد زیادی پهپاد نسبتاً ارزان، «هزینههای عمدهای» را بر کشورها تحمیل کند، گفت کریستین الکساندر، عضو ارشد موسسه امنیت و دفاع ربدان، یک نهاد پژوهشی وابسته به دولت در امارات متحده عربی.
او افزود که ایالات متحده در مواجهه با حملات شدید متقابل ایران، «محافظت از پرسنل خود و دفاع از اسرائیل را اولویت داد». «این اولویتها همیشه با نیازهای خلیج فارس برای محافظت از فرودگاهها، بندرها و تصفیهخانههای آب همخوانی نداشت.»
کمبود جهانی موشکهای رهگیر آمریکا نیز در هفتههای اولیه جنگ چالشی برای کشورهای عربی خلیج فارس ایجاد کرد و آنها تلاش کردند با روی آوردن به اوکراین و سایر کشورهای اروپایی این خلأ را پر کنند. اما حتی پدافند هوایی تقویتشده در برابر پهپادهای نسبتاً ارزان ایرانی نمیتواند حفاظت کامل را فراهم کند.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت که رئیسجمهور ترامپ «در تماس مداوم» با شرکای منطقهای است و ایالات متحده «پیوندهای قویتری از همیشه با این کشورها دارد».
او ایده اینکه حفاظت نظامی آمریکا برای کشورهای خلیج ناکافی بوده است را رد کرد و گفت تحلیلگرانی که چنین ادعایی دارند «از مکالمات دیپلماتیک حساس آگاه نیستند و هیچ ایدهای ندارند در مورد چه چیزی صحبت میکنند».
در جستجوی روشهای دیگر برای بهبود امنیت خود، مقامات کشورهای عربی خلیج فارس قرار بود دوشنبه در عمان با مقامات ایران دیدار کنند. دستور کار شامل پیشنهاد ایرانی-عمانی برای عملیات کشتیرانی در تنگه هرمز بود. ایران بخش زیادی از ترافیک در تنگه را قطع کرده و تهدید به معرفی سیستم عوارض یا حق ترانزیت برای کشتیها کرده است.
طبق گفته مقام ارشد خلیج فارس، این جلسه پس از آنکه عربستان سعودی اصلاحاتی پیشنهاد کرد، از جمله رد ادعای ایران مبنی بر اینکه تنگه یک آبراه بینالمللی نیست، لغو شد. ایران برخی از اصلاحات عربستان را رد کرد و درخواست زمان بیشتری برای بررسی موارد دیگر نمود.
دوشنبه، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، گفت که این جلسه «فرصتی» برای «بحث درباره ایجاد منطقهای امن، آزاد از دخالت بازیگران دیگر» میبود. او تأیید کرد که عربستان سعودی درخواست تأخیر را مطرح کرده است.
تاریخ جدیدی اعلام نشده است، اما تحلیلگران میگویند چنین تلاشهایی برای حل اختلافات از طریق گفتگو احتمالاً ادامه خواهد یافت.
وزیر امور خارجه عمان در ژوئیه در مقالهای در روزنامه فرانسوی لو موند، خواستار ترتیب چندجانبه جدیدی شد که کشورهای عربی خلیج فارس را با ایران و عراق گرد هم آورد تا مسئولیت امنیت منطقه را مشترکاً بر عهده بگیرند.
بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه، نوشت که انجام این کار نیازمند «بررسی روشن روابط با شرکای اصلی مانند ایالات متحده» و بازتنظیم اتحادیههای منطقه است.
در واقع، سالها قبل از جنگ، چندین کشور خلیج فارس به دنبال آشتی با ایران بودند، با این امید که کاهش تنشها از آنها محافظت کند.
جنگ ابتدا این تلاش را منحرف کرد. اما ماهها بعد – به دلیل نبود گزینه بهتر – امارات، عربستان سعودی و قطر به دیپلماسی بازگشتند، با هدف بازسازی تدریجی اعتماد با ایران و پرورش منافع اقتصادی مشترکی که سرنوشت آنها را به هم گره میزند.
در کنفرانسی در اوایل این ماه، انور قرقاش، مقام ارشد اماراتی، اذعان داشت که رویکرد دیپلماتیک اجتنابناپذیر است، صرفنظر از آنچه رخ داده است.
«ایران همچنان همسایه ما است و در نقطهای مجبور خواهیم شد راهی برای بازگرداندن آنچه قابل بازگرداندن است پیدا کنیم»، گفت او. «جغرافیا جایگزینی برای تعامل برای ما باقی نمیگذارد.»