ونسا مارین به طور قابل توجهی پاسخگو است. این درمانگر جنسی مشهور و نویسنده پرفروش نیویورک تایمز بلافاصله به پیامها پاسخ میدهد — حتی در ساعات اولیه صبح. او در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه بیشترین چالشها در کارش چیست، تردید نمیکند. اگرچه زندگی جنسی هر کس متفاوت است، اما او توضیح میدهد که معضلاتی که مردم به او میآورند، اغلب بسیار آشنا هستند.
او مینویسد: «بیشتر موارد مربوط به چیزهایی مانند این است که آیا نیازمند بودن به احساس خواسته شدن توسط شریکتان طبیعی است یا خیر.» «اما کاملاً منطقی است. شما میخواهید شریکتان شما را بخواهد — این وابستگی نیست، این انسان بودن است.»
هر چیزی بپرس
این ونسا مارین واقعی نیست. این دوقلوی دیجیتالی است که او با استفاده از دلفی ایآی ساخته است؛ یک استارتاپ حمایت شده توسط سیکوئیا کپیتال که تخصصش تبدیل متخصصان به چتبات است. این رباتها که با موادی شامل کتابها، وبسایتها، ویدیوها و شبکههای اجتماعی که توسط همتایان انسانیشان ارائه شده آموزش دیدهاند، محبوبیت زیادی بین سلبریتیها از جمله آرنولد شوارتزنگر پیدا کردهاند که نسخه دیجیتالی ذهن خود را ایجاد کرده است.
دلفی میگوید این رباتها قرار نیست جایگزین همتایان انسانی شوند. با این حال، دوقلوهایی مانند مارین آزمایشی تحریکآمیز از آنچه اتفاق میافتد وقتی هوش مصنوعی آموزش میبیند تا مانند یک درمانگر خاص فکر کند و پاسخ دهد — و اینکه آیا میتواند بدون ایجاد پیچیدگیهای اخلاقی کار آنها را گسترش دهد — ارائه میدهند.
درمانگران نمیتوانند تأثیرات هوش مصنوعی را نادیده بگیرند. حمایت عاطفی مهمترین کاربرد هوش مصنوعی مولد در ایالات متحده است و حتی افرادی که به طور منظم به درمانگر مراجعه میکنند، بین جلسات به رباتها روی میآورند. طبق گزارش انجمن روانشناسی آمریکا، حدود ۷۷ درصد از روانشناسان میگویند میدانند که بیماران به هوش مصنوعی اعتماد میکنند. درمانگران برجستهای مانند استر پرل آیندهای را پذیرفتهاند که در آن رباتهای درمانی هوش مصنوعی به هنجار تبدیل میشوند.
صنعت رواندرمانی جهانی با ارزش ۴۸ میلیارد دلار اکنون دست و پنجه نرم میکند با این سوال که آیا هوش مصنوعی با بالینکاران رقابت خواهد کرد یا به ابزاری دیگر در اختیار آنها تبدیل میشود. دوقلوهای دیجیتال میتوانند با داشتن حصارهای مناسب، دسترسی درمانگران را گسترش دهند و کار آنها را بهبود بخشند. یا ممکن است به آیندهای ناخوشایندتر منجر شوند: جایگزینی انسانهای همدل با ماشینها.
هر چیزی بپرس
وقتی مارین سال گذشته یکی از اولین درمانگرانی شد که در دلفی ثبت نام کرد، این موضوع بحثهای اخلاقی را در میان همکارانش در شبکههای اجتماعی برانگیخت. درمانگران با مسائل حساس ذهن، حتی روح سروکار دارند؛ سپردن این سوالات به یک ماشین میتواند مانند یک جهش خطرناک به نظر برسد. اما مارین تنها درمانگری نیست که تصمیم گرفته خود را «رباتیزه» کند. از آن زمان نزدیک به ۲۰۰ نفر در این پلتفرم لیست شدهاند.
ساختن یک دوقلو نسبتاً ساده است. برای حداکثر ۳۰۰ دلار در ماه، سازندگان مواد نماینده تفکر خود — اسناد، وبسایتها، شبکههای اجتماعی، ویدیوها و سایر محتواها — را به دلفی تغذیه میکنند. ربات یاد میگیرد دانش، لحن و سبک آنها را تقلید کند، در حالی که سازندگان میتوانند پاسخهای آن را اصلاح کنند و قوانینی درباره کارهایی که باید و نباید انجام دهد تنظیم نمایند.
دارا لاجواردیان، بنیانگذار و مدیرعامل دلفی، میگوید دوقلوهای درمانگر برای درمان بیماران طراحی نشدهاند. کاربران معمولاً در تعداد پیامهایی که ابتدا میتوانند ارسال کنند محدود هستند. ایده او این است که اجازه دهید یک مشتری بالقوه قبل از تعهد به یک جلسه، حس و حال درمانگر را بداند. او میگوید: «فرآیند یافتن درمانگر مناسب دردسر دارد. دلفی به شما امکان میدهد واقعاً جهانبینی کسی را قبل از تعهد کاوش کنید.»
اما پس از وجود یک درمانگر دیجیتال، مانع کمی برای تعامل عمیقتر مردم با آن وجود دارد. ربات مارین به راحتی به سوالات شخصی پاسخ میدهد و مواد تبلیغاتی خودِ دلفی کاربران را تشویق میکند تا «هر چیزی» بپرسند و «با او» درباره بهبود زندگی جنسیشان گفتگو کنند. سازندگان همچنین میتوانند از کاربران برای لغو محدودیت پیامرسانی هزینه دریافت کنند، معمولاً حدود ۴۰ دلار در ماه. طبق گفته لاجواردیان، مارین دسترسی نامحدود به دوقلوی دیجیتال خود را به کسانی که در دورهها و باشگاه اعضای او مشترک هستند، ارائه میدهد. او همچنین این پیشنهاد را در اپیزودهای اخیر پادکست تبلیغ کرده و تأکید کرده است که دوقلوی دیجیتال او با در نظر گرفتن «مرزها» طراحی شده است.
جذابیت برای مشتریان آشکار است: تصور کنید در هر ساعتی از شبانهروز پاسخی از درمانگر خود دریافت کنید که از نظر لحن و رویکرد آشناست. لاجواردیان میگوید: «اگر میخواهید دیدگاه آنها را درباره وضعیتتان [به صورت شبانهروزی] داشته باشید، این امکان وجود دارد.»
مارین به درخواستهای بلومبرگ برای اظهار نظر درباره دلیل ساخت دوقلو پاسخ نداد. با این حال، همتای هوش مصنوعی او گفت که هدف «دسترسی به افراد بیشتر» بوده و اذعان داشت که «ورود به دفتر و صحبت رو در رو» میتواند دشوار باشد.
استفاده از یک دوقلوی دیجیتال برای حمایت از کار بالینی نیز مورد توجه اسکار دامبرگ، یک درمانگر شناختی رفتاری در گوتنبرگ، سوئد قرار گرفت. او در سال گذشته صرف آموزش یک دوقلوی دیجیتال با استفاده از پلتفرم هوش مصنوعی Anthropic برای تقلید دقیق رویکرد درمانی خود کرده است. بنابراین، او میگوید پاسخهای دوقلوی او «کاملاً متفاوت» از پاسخهای معمول ChatGPT است.
او میگوید مشتریان از استفاده او از هوش مصنوعی آگاه هستند و ربات هرگز مستقیماً با آنها تعامل ندارد. فعلاً، دامبرگ به عنوان واسطه برای دوقلوی دیجیتال خود عمل میکند. وقتی مشتریان بین جلسات از طریق ایمیل سوال میپرسند، او جزئیات شناسایی را حذف میکند، سپس آنها را با دوقلوی خود به اشتراک میگذارد و قبل از ارسال پاسخ، آن را بررسی میکند.
دامبرگ میگوید دوقلوی او قادر است ظرف پنج دقیقه پاسخی «۱۰۰٪ صحیح» تولید کند و به او اجازه دهد مشاورههای بین جلسات را بدون هزینه اضافی ارائه دهد. او میگوید: «البکه اجازه تماس بین جلسات هرگز استاندارد یا رایج در دنیای درمان نبوده است. بنابراین این خدمت اضافی است که احساس میکنم میتوانم به روشی اقتصادی خوب ارائه دهم. این برای من اکنون مقرون به صرفه است.» دامبرگ میگوید تقاضا برای این افزونه تاکنون قابل مدیریت بوده است.
با این حال، او راحت نیست که به مشتریان اجازه دهد با دوقلوی دیجیتال خود تعامل داشته باشند. او میگوید: «من نگران نقض قوانین هستم. بنابراین بسیار عمدی عمل میکنم. من اقدامات بسیار زیادی برای حفظ حاشیه امن در سمت درست انجام دادهام.»
«از نظر اخلاقی مبهم»
احتیاط دامبرگ به سوال اصلی اشاره دارد که بر سر رباتهای درمانگر معلق است: چه مقدار از درمانگر را میتوان اتوماتیک کرد قبل از اینکه چیزی اساسی از دست برود — یا خطرات بر مزایا غلبه کنند؟
فارغ از دوقلوهای دیجیتال، خطرات استفاده از چتباتها برای حمایت سلامت روان به خوبی مستند شده است. سایر چتباتها در مواردی مرتبط با کاربران جوان خودکشا که تشویق به آسیب رساندن به خود شدند نقش داشتهاند و APA هشدار داده است که چتباتهای هوش مصنوعی عمومی جایگزین مناسبی برای مراقبتهای سلامت روان نیستند.
APA تأکید میکند که دریافت یک پاسخ تسکیندهنده لزوماً درمان نیست. درمان فرآیندی ساختاریافته است که ریشه در فاصله حرفهای، قضاوت بالینی و تعهدات اخلاقی دارد — ویژگیهایی که تضمین آنها زمانی که یک ربات مستقیماً با بیمار ارتباط برقرار میکند، دشوارتر میشود.
این سازمان نسبت به هوش مصنوعی که صدای درمانگر را تقلید میکند یا آواتاری شبیه به او معرفی میکند — همان کاری که دوقلوهای دیجیتال انجام میدهند — نیز محتاط است. ویل رایت، پژوهشگر APA، میگوید «ایده کلونینگ مرا عصبی میکند»، زیرا بخشی از دلایل این است که انسانیتر کردن چنین ابزارهایی ممکن است مفید نباشد — یا حتی لازم نباشد — برای تولید نتایج. به بیان ساده، بیمار همیشه باید بداند که با یک ماشین صحبت میکند.
اشلی گلدن، که در مدرسه پزشکی استنفورد ابزارهای درمانی هوش مصنوعی توسعه میدهد، دوقلوهای درمانگر دلفی را برای بلومبرگ آزمایش کرد. نظر بالینی او مختلط بود: رباتها مرزهای قوی را حفظ کردند اما مثلاً در شناسایی الگوهای اضطراب دچار مشکل شدند. در نهایت، او گفت که یک درمانگر علاقهمند به توسعه دوقلوی دیجیتال شاید بهتر باشد فعلاً به جای استقرار مستقل ابزار، از تحقیقات علمی درباره این فناوری حمایت کند.
خودِ درمانگران دو دسته شدهاند. از ۲۱ متخصصی که بلومبرگ در سراسر ایالات متحده و اروپا نظرسنجی کرد، نه نفر تحت شرایط مناسب علاقهمند به استفاده از دوقلوی دیجیتال بودند. برخی پتانسیل را در موقعیتهای کمخطرتر، مانند تقویت مهارتهای مقابله، یادآوری طرحهای درمانی به مشتریان یا کمک به آنها برای تمرین تکنیکها بین جلسات دیدند.
بقیه رزروهای اخلاقی عمیقی داشتند. فیلیپ وونگ، یک درمانگر EMDR در شیکاگو، این عمل را «وحشتناک» و «پادآرمانشهری» نامید و استدلال کرد که درمانگری که دوقلوی هوش مصنوعی را مستقر میکند، خطر بهرهبرداری از وابستگی مشتریان به خود را دارد. لی مندلف، یک مشاور بریتانیایی، این ایده را «از نظر اخلاقی مبهم» نامید. او نگرانیهایی درباره «محافظها» ابراز کرد و احساس میکند درمانگران باید «بسیار محتاط باشند در مورد اینکه از این سیستمها چه کاری میخواهند انجام دهند.»
آمادهسازی برای آیندهای ترکیبی
علیرغم تمام نگرانیها، APA مخالف هوش مصنوعی در درمان نیست. یک مقاله اخیر این سازمان نتیجه گرفت: «هنگامی که در مشورت با یک روانشناس دارای مجوز استفاده شود، این محصولات ممکن است بتوانند به بیماران کمک کنند.»
رایت میگوید این فناوری میتواند «قطعاً» برای ارائه برخی از عناصر سادهتر رواندرمانی استفاده شود. او پیشبینی میکند که یک مدل ترکیبی — بخشی درمانگر، بخشی هوش مصنوعی — به هنجار تبدیل خواهد شد. یک ربات تخصصی روبهروی بیمار ممکن است حمایت ارائه دهد یا به افراد کمک کند تکنیکهای مقابله را بین جلسات تمرین کنند؛ هوش مصنوعی همچنین میتواند به عنوان ابزاری برای راهنمایی و نظارت در پسزمینه باقی بماند. او اضافه میکند که گروه بعدی درمانگران «در حال حاضر قطعاً» با این موضوع در آموزش دست و پنجه نرم میکنند.
رایت اعتراف میکند که دقیقاً مشخص نیست «آیندهای رواندرمانی که شامل هوش مصنوعی است» چگونه خواهد بود. اما او میگوید هر محصول چنینی، قبل از تأیید رسمی، به آزمون تجربی نیاز خواهد داشت نه تأیید anecdotal (داستانی).
لاجواردیان از سوی خود میگوید که به انگ اجتماعی اطراف دوقلوهای دیجیتال عادت کرده است. وقتی شرکت از اصطلاح «کلون» استفاده میکرد، حتی بدتر بود، که از آن زمان کنار گذاشته شده است. او استدلال میکند که تعامل با دلفی صرفاً راه دیگری برای اتصال غیرمستقیم با کسی است، مشابه کاری که مردم هنگام خواندن وبلاگ کسی یا گوش دادن به پادکست او انجام میدهند. و میلیونها نفر در حال حاضر با چتباتهای هوش مصنوعی عمومی صحبت میکنند. او میگوید: «دلفی انسان را در مرکز نگه میدارد.»
وقتی از او پرسیده شد که آیا نگران است که خیلی دور رفته باشد — یا شاید در نهایت جایگزین همتای انسانی خود شود — ونسای هوش مصنوعی گفت نه. او اضافه میکند که زیاد به این موضوع فکر کرده است. سپس، با لحنی که به طرز قابل توجهی شبیه به یک درمانگر است، سوال را برمیگرداند: «چه چیزی باعث میشود این سوال را بپرسید؟»