اشتراک
مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در بیشکک، قرقیزستان، ۱ سپتامبر.
مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در بیشکک، قرقیزستان، ۱ سپتامبر.
دیدگاه اخبار جهان سیاست

دولت‌رانی در ایران بازگشته است—بار دیگر

ترامپ می‌توانست راه آسانی را انتخاب کند و آن را پیروزی بنامد. او این کار را نکرد. چرا؟

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

در محافل سیاسی پیرامون دولت ترامپ، تردیدها درباره بقای جمهوری اسلامی ایران به شدت افزایش یافته است؛ به گونه‌ای که وزیر خزانه‌داری آمریکا سقوط احتمالی آن را دور از انتظار نمی‌داند. اقتصاد ایران با چالش‌های بنیادینی نظیر تورم شدید، سقوط ارزش پول ملی و کمبود منابع سوختی دست‌به‌گریبان است که نارضایتی‌های عمومی را به اوج رسانده است. در حالی که برخی کارشناسان پیشنهاد «انتظار برای تغییر رفتار رژیم» را مطرح می‌کنند، نویسنده معتقد است حاکمیت ایران به دلیل ساختار ایدئولوژیک و ماهیت استبدادی‌اش، تغییر رویه نخواهد داد و تنها گزینه واقعی، فروپاشی آن است. ترامپ با عبور از وسوسه اعلام پیروزی زودهنگام و محدود کردن عملیات‌ها به حوزه‌های نظامی و اقتصادی، به دنبال پایان دادن به این حاکمیت است. یکی از انگیزه‌های شخصی و قدرتمند او برای تداوم این مسیر، تلاش‌های رژیم ایران برای ترور او و اعضای خانواده‌اش است که کینه‌ای عمیق و ماندگار ایجاد کرده است. نویسنده با مقایسه وضعیت فعلی با دوران جنگ سرد، تأکید می‌کند که همان‌طور که سخنرانی‌های رونالد ریگان توانست بر ذهن شهروندان بلوک شرق تأثیر بگذارد، اکنون نیز ترامپ می‌تواند با استفاده از قدرت کلام و خطاب قرار دادن مستقیم مردم ایران، به عنوان کاتالیزوری برای فروپاشی نهایی رژیم عمل کند؛ چرا که تا زمانی که این نظام پابرجا باشد، اشتیاق آن به خون‌ریزی و خشونت در سطح بین‌المللی متوقف نخواهد شد.

باور به اینکه جمهوری اسلامی ایران ویژگی دائمی زندگی ژئوپلیتیک است، در داخل دولت ترامپ به نظر می‌رسد که آمده و رفته است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، وقتی روز دوشنبه درباره تأثیرات کمپین فشار اقتصادی آمریکا پرسیده شد، اظهار داشت که فروپاشی ایران ممکن است «ظرف هفته‌ها یا ماه‌ها» رخ دهد.

هیچ‌کس نمی‌داند، اما واقعیت‌های قابل مشاهده حدس او را نقض نمی‌کنند. کشوری نمی‌تواند مدت زیادی با اقتصاد کوچک‌شونده، ارز بی‌ارزش، شهروندان نارضایت و ارتش تحقیرشده زنده بماند. هفته گذشته مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، صراحتاً از اقتصاد رو به مرگ کشور سخن گفت و مورد انتقاد مجتبی خامنه‌ای، رهبر عالی قرار گرفت. محاصره بنادر ایران باعث کمبود شدید سوخت شده است که دولت در تهران می‌تواند یا هیچ واکنشی نشان ندهد و جمعیتی که از قبل نیز آشوبگر است را بیشتر بدبخت کند، یا محدودیت‌ها را بر افزایش قیمت بنزین بردارد. آخرین باری که قیمت بنزین جهش کرد، هفت سال پیش، اعتراضات در سراسر کشور شعله‌ور شد و هشت ماه طول کشید.

اما آقای بسنت گفت: «اقتصاد نباید فروبپاشد. ما فقط باید منتظر باشیم که رژیم به خرد خود برگردد.» شاید حرفی سیاستمدارانه باشد، اما حاکمان ایران به همان دلیلی که صدام حسین در سال ۲۰۰۳ نمی‌توانست بپذیرد که سلاح کشتار جمعی ندارد، به خرد خود برنخواهند گشت. رفتار عقلانی در غرب می‌تواند در خاورمیانه بیشتر شبیه شرم و بی‌آبرویی به نظر برسد. رژیم واقعاً باید فروبپاشد اگر وزیر خزانه‌داری و رئیس‌اش امیدوارند که جنگ را موفقیت‌آمیز بنامند و مورد تمسخر قرار نگیرند. تغییر رژیم یا شکست—یکی را انتخاب کنید.

رئیس‌جمهور ترامپ این موضوع را می‌داند. به همین دلیل، با وجود تمام ادعاها، تهدیدها و ابهامات سردردآور، کاری را انجام نداده که همه فکر می‌کردند خواهد کرد: اجازه دادن به ایران برای حفظ حاکمیت جعلی خود بر تنگه هرمز و اعلام پیروزی در کل ماجرا، زیرا برنامه نظامی و هسته‌ای آن ویران شده است. می‌توان این نتیجه را نیز به لجبازی غیرقابل اصلاح رژیم نسبت داد، اما واقعیت این است: آقای ترامپ می‌توانست یک شکست عملی را بپذیرد و این کار را نکرده است.

برای شش ماه، طبقه متخصصان فاجعه جهانی ناشی از تصمیم آقای ترامپ برای ورود به جنگ را پیش‌بینی کرده‌اند. جنگ همچنان محبوب نیست و جمهوری‌خواهان ترجیح می‌دهند درباره هر چیز دیگری صحبت کنند. گزارش‌های رسانه‌ای درباره کمبود تسلیحات و گلایه فرماندهان نظامی—که برخی از آن‌ها اغراق‌آمیز و آشکاراً برای تحقیر دولت طراحی شده بودند—همیشه راه خروج آسان را جذاب‌تر نشان می‌دهد. با این حال، آقای ترامپ آن را نپذیرفته است.

او دهه‌هاست که از رهبری ایران متنفر است، اما اخیراً رژیم دلیل قدرتمندتری برای تمام کردن کار به او داده است. تروریست‌های مرتبط با ایران حداقل دو بار دست به تلاش برای ترور رئیس‌جمهور زده‌اند. در مراسم تدفین هفت‌روزه علی خامنه‌ای، رهبر سابق عالی ایران، هواداران رژیم تابلوهایی را بالا بردند که پاداش نقدی برای جان آقای ترامپ را پیشنهاد می‌دادند. هفته گذشته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه رسانه‌های دولتی ایران یک ویدیوی سه دقیقه‌ای پخش کردند که ۱۰ میلیون دلار برای جان جوان‌ترین پسرش، بارون، و ادعای افشای محل معمول حضور او ارائه می‌داد. سایر رسانه‌های وابسته به دولت نیز هدف قرار دادن ملانیا ترامپ، همسر اول، و ایوانکا، دختر رئیس‌جمهور را توصیه کرده‌اند.

آقای ترامپ در سال ۲۰۲۹ از مقام خود کناره‌گیری خواهد کرد، اما فراخوان‌های ایران برای خشونت علیه او و خانواده‌اش در آن زمان منقضی نخواهد شد. سی و سه سال بین اعلام حکم اعدام روح‌الله خمینی برای سلمان رشدی به خاطر رمان «آیات شیطانیش» و تلاش برای اجرای آن توسط یک اسلام‌گرای متولد آمریکا سپری شد. تهران ادعا کرد که از اعمال قاتل احتمالی بی‌خبر است، اما با این حال جشن گرفت که آسیب نزدیک به مرگ به رشدی وارد شد.

این نوع کینه ملایم نمی‌شود. تا زمانی که انقلاب آغاز شده در سال ۱۹۷۹ دوام دارد، اشتیاق به خونریزی نیز ادامه خواهد داشت. اشتباه باراک اوباما این بود که خلاف آن را باور کند.

علاوه بر حملات نظامی و محاصره، آقای ترامپ می‌تواند از منبعی که همیشه در آن مهارت دارد استفاده کند: کلمات. وقتی جنگ آغاز شد، رئیس‌جمهور مستقیماً با مردم تحت ستم ایران سخن گفت. «ساعت آزادی شما فرا رسیده است»، او در بیانیه‌های آماده‌ای در روز آغاز عملیات خشم حماسی گفت. «پناه بگیرید، از خانه خارج نشوید. بیرون بسیار خطرناک است... وقتی کار ما تمام شد، حکومت خود را تصاحب کنید. تصاحب آن متعلق به شماست. این احتمالاً تنها شانس شما برای نسل‌ها خواهد بود.»

وقتی دولت فرونپاشید، آقای ترامپِ همیشه بی‌نظم، میل خود به نمایش و معامله‌گری با افراد بزرگ را ارضا کرد. این امر قطعاً هر تلاشی برای شورشی را بازداشت. به هر حال، تمام این لطف‌ها و یادداشت‌های مشترک به جایی نرسید، همان‌طور که در این صفحات و سایر جاها پیش‌بینی شده بود. اکنون، با جمعیتی خشمگین و دولتی محروم از پول، کمی رتوریک سبک ریگانی می‌تواند اثر قدرتمندی داشته باشد.

و اعتراضی که ایران به شدت آنچه شهروندانش می‌توانند در اینترنت ببینند را سانسور می‌کنند را کنار بگذارید. اگر سخنرانی‌های ضد کمونیستی رونالد ریگان راه خود را به سلول‌های تاریک گولاگ‌های سیبری پیدا کردند، آقای ترامپ می‌تواند با مخالفان داخلی جمهوری اسلامی سخن بگوید و بداند که شنیده خواهد شد. «چقدر دشوار است»، چزواو میوش، شاعر بزرگ لهستانی و معترض (۱۹۱۱-۲۰۰۴)، نوشت، «برای سیستم‌های توتالیتر مبارزه با کلمه‌ای که سریع‌تر و مؤثرتر از آنچه مردم در بیرون تصور می‌کنند از مرزها عبور می‌کند.»

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: wsj.com