عکس ارسالی توسط دفتر ریاست جمهوری ایران که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران را نشان میدهد که در جریان کنفرانس مطبوعاتی در پایتخت تهران در تاریخ ۸ اوت ۲۰۲۶ در حال اشاره کردن و سخنرانی است. | دفتر ریاست جمهوری ایران/AFP از طریق Getty Images
جنبه عجیب رویارویی آمریکا با ایران
یکی از جنبههای عجیب رویارویی ایالات متحده با ایران این است که در این عصر مدرن جنگافزارهای پیشرفته، برخی اصول اولیه فراموش شدهاند.
چیزهایی مانند: مطمئن شوید که سلاح کافی دارید. دوستان خود را در کنار خود نگه دارید. و هدف نهایی خود را به وضوح تعریف کنید.
شاید مهمترین نکته «شناخت دشمن» باشد. آگاهی از نقاط قوت و ضعف دشمن کلید تعیین نحوه شکست دادن اوست.
وقتی صحبت از رژیم در تهران میشود
وقتی صحبت از رژیم در تهران میشود، به نظر میرسد که دولت ترامپ هنوز در مراحل اولیه یادگیری قرار دارد.
نشانه واضحی از این امر، ادعاهای دولت مبنی بر این است که رژیم ایران دچار تفرقه شده یا آنقدر تقسیم شده که حتی نمیتواند به طور موثر مذاکره کند. گاهی اوقات دونالد ترامز، رئیسجمهور، و مشاورانش، از جمله کسانی که با مقامات ایرانی مذاکره کردهاند، از چنین پویاییهایی عصبانی یا حتی شوکه به نظر میرسند.
در آوریل، ترامز در رسانههای اجتماعی مدعی شد که دولت ایران «به شدت دچار تفرقه شده است». ماه گذشته در یک تجمع، او شکایت کرد که یکی از بزرگترین مشکلاتش با تهران این است که «نمیدانم اصلاً با چه کسی باید کار کنم». یک مشاور ترامز جداگانه به همکاران من گفت که اهداف «جناحهای» رژیم «گاهی اوقات به شدت متفاوت» است. «آنها دائماً خط پایان را تغییر میدهند»، این مقام گفت.
اما رژیم اسلامگرای ایران هرگز یگانه نبوده است. و همه در حلقههای بالای دولت ترامپ — با توجه به خطراتی که با این جنگ میگیرند — باید این را بدانند.
رژیم دارای لایهها و عناصر متعددی است که با یکدیگر بحث میکنند و برای نفوذ رقابت میکنند، به ویژه با رهبر عالی. افراد کنار گذاشته شدهاند، اما برای نزدیک به پنج دهه، رژیم در کنار هم حفظ شده است، حتی در طول جنگهای چند ساله. این رژیم هرگز تفرقه نیافته است.
حتی اگر مجتبی خامنهای، رهبر عالی منصوب جدید، نیروی محرکهای به چشم نیایند که مردم را بسیج کند، این به معنای تفرقه نیست.
«قطعاً مناقشات جدی درون رژیم ایران وجود دارد، اما این موضوع جدید نیست. مجتبی یک کارت بازی (wild card) است زیرا جدید است و دیده نمیشود، اما هنوز هیچ نشانه عمومی از شکافها یا تفرقههای بیسابقه یا مخرب در رژیم وجود ندارد»، یک مقام آمریکایی آشنا با سیاست خاورمیانه تیم ترامپ به من اذعان کرد.
به طور رسمی، کاخ سفید چنین تحلیلی را رد میکند.
«این کرسینشینان صرفاً فرضیهپردازی میکنند و این ایده که آنها درک بهتری از موقعیت ایران نسبت به مذاکرهکنندگان آمریکایی دارند که واقعاً با طرف مقابل صحبت کردهاند، absurd [مسخره] است»، آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت.
برای هر کسی که تازه با این موضوع آشنا شده است، وسوسهانگیز است که تصور کند میتوان شکافهایی در یک رژیم ظالم را افشا و بهرهبرداری کرد.
همه چیز، ایران به شکل غیرمعمولی آسیبپذیر به نظر میرسد. اگرچه او عضلات خود را در تنگه هرمز نشان داده است، اما هرگز تا این حد منزوی نبوده یا تحت فشار نبوده است. نهادهای نظامی و زرادخانههای آن ضربات سنگینی دریافت کردهاند و دهها نفر از رهبران ارشد آن در روزهای اول جنگ کشته شدند — از جمله رهبر عالی وقت آنها. این کشور تحت محاصره دریایی ایالات متحده قرار دارد، با تحریمهای بیشتر مواجه است و همچنان مورد حملات هوایی ایالات متحده قرار میگیرد.
و در هفتههای اخیر، مناقشات داخلی رژیم آشکارتر شده است.
برخی از مقامات ایرانی، مانند رئیسجمهور مسعود پزشکیان، برای بازگرداندن دیپلماسی به مسیر صحیح تلاش کردهاند، با آگاهی از اینکه اقتصاد ایران در خطر است. دیگران از مقاومت مستمر از طریق ایجاد تردید درباره تفاهمنامهای که اکنون منسوخ شده حمایت میکنند که با واشنگتن امضا شده بود. یک رسانه خبری سختگیر ایرانی تفاهمنامه را «تکه کاغذی» توصیف کرد که «ضرر خالص برای ما بود».
مجتبی خامنهای از زمان گزارش زخمی شدن شدید او در اوایل جنگ، دیده یا شنیده نشده است. اما او تیم امنیت ملی خود را تغییر داده و افرادی را که به عنوان سختگیران شناخته میشدند و ممکن است تمایل به اجتناب از دیپلماسی داشته باشند، ارتقا داده است. برخی از اظهارات عمومی مجتبی خامنهای درباره جنگ نیز مبهم بوده است. برای مثال، او تفاهمنامه را تأیید کرد، که لحظهای حیاتی بود، اما همچنین در بیانیهای نوشت که «از اصل، نظر متفاوتی داشتم».
اما وقتی تحولات اخیر ایران را با مقامات فعلی و سابق آمریکایی و دیگرانی که به شدت بحران ایران را دنبال میکنند بررسی کردم، آنها عموماً توافق داشتند که تغییر شکل رژیم ایران کسبوکار معمولی است.
خط قرمز برای بسیاری این بود که رژیم، پس از بقا علیرغم ترور بسیاری از مقامات ارشد خود، در حال حاضر به طور محکم کنترل امور را در دست دارد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بدنه نظامی که مستقیماً به رهبر عالی گزارش میدهد، نفوذ قابل توجهی دارد. اختلافات داخلی مربوط به تاکتیکها است، نه استراتژی.
اظهارات مبهم خامنهای سابقه خانوادگی دارد. پدرش، رهبر عالی قبلی که در اوایل جنگ کشته شد، اغلب مواضعی اتخاذ میکرد که میتوانست به روشهای مختلفی خوانده شود. آیتالله علی خامنهای متوفی تنها نیمنگاهی به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ داشت که ایران با ایالات متحده منعقد کرد. اتخاذ چنین مواضع مهملی راهی برای ایجاد فضای مانور برای خود با جناحهای مختلف تحت نظارتش در صورت فروپاشی اوضاع بود (همانطور که زمانی که ترامپ از توافق هستهای خارج شد، اتفاق افتاد).
مقامات ایرانی برای این ستون سرمقاله از اظهار نظر خودداری کردند.
تیم مذاکرهکننده ترامپ نباید تعجب کند اگر همتایان ایرانی وعدههایی بدون گرفتن تأییدیههای دیگران در تهران ارائه نکنند، سانم وکیل از چatham هاوس [Chatham House] گفت که با مقامات خاورمیانهای و سایرین درباره ایران در تماس است.
«این سیستمی است که همیشه بر اساس مذاکره داخلی و اجماع بوده است. بنابراین همه همیشه پشت خود را پوشش میدهند»، وکیل گفت.
مناقشات داخلی ایران، طبق گفته بسیاری از کسانی که با آنها صحبت کردم، تفاوت زیادی با آنچه از دولت ترامز میبینیم ندارد. معاون رئیسجمهور جیدی ونس به وضوح نسبت به وزیر دفاع پت هیگست، در مورد ایران کمتر تندرو است. کنگره نیز تقسیم شده است — اگرچه به دلیل ترس جمهوریخواهان از برخورد با ترامپ، کنگره به اندازه معمول دخالت نمیکند. سپس خود ترامپ است که دائماً نظر خود را تغییر میدهد، گاهی در یک نفس.
با بزرگنمایی تفرقههای رژیم، ترامپ ممکن است فرصتهای راهبردی را از دست بدهد. این موضوع به ویژه صادق است اگر کمپینهای فشار نظامی و اقتصادی ایالات متحده نتیجه ندهد و ترامپ تصمیم بگیرد دوباره دیپلماسی را امتحان کند. برای رسیدن به توافق، احتمالاً ساختن پیشنهادی که بتواند با عملگرایان، سختگیران و هر کسی که در میانه تهران قرار دارد، سازگار باشد، حیاتی خواهد بود.
انتخاب مشاوران خامنهای یک نقطه داده کلیدی است. تغییرات اخیر او در تیم امنیت ملیاش بازخوردهای مختلطی از کسانی که با کارهای درونی دولت ایران آشنا هستند، جلب کرده است.
برخی مفسران این را به عنوان سیگنالی تلقی میکنند که ایران موضع تهاجمیتری نسبت به ایالات متحده اتخاذ کرده است. دیگران میگویند تغییرات بیشتر مربوط به تلاشهای خامنهای برای تثبیت و نمایش قدرت در داخل ایران است، جایی که بسیاری از شهروندان از رهبران خود عمیقاً ناراضی هستند.
هر تلاشی از سوی ترامپ برای گسترش شکافهای رژیم ایران احتمالاً بیهوده خواهد بود، علی واعظ از گروه بینالمللی بحران [International Crisis Group] گفت که با مقامات ایرانی و آمریکایی در تماس است. اگر چیزی رهبران ایران را متحد کند، میل به تحمل این طوفان است.
«این افراد در یک قایق نشستهاند»، وائز گفت. «آنها یا با هم غرق میشوند یا با هم زنده میمانند».
اما بهنام بن طالبلو از بنیاد محافظت از دموکراسی [Foundation for Defense of Democracies]، که صدای تندرو است و با طیف وسیعی از سیاستگذاران غربی درباره ایران در تماس است، استدلال کرد که زمان ممکن است همه چیز را تغییر دهد.
برای اکنون، رهبران رژیم ممکن است در تلاش برای بقا متحد باشند و در برابر دخالت خارجی مقاوم باشند. اما در بلندمدت، فشار خارجی ممکن است منجر به انحراف یا اختلالی شود که رژیم را به سمت اشتباهات در داخل یا خارج سوق دهد.
«به طور خلاصه، سقوط مرگبار»، تابلو به من گفت.
چند روز پیش، هنگامی که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، تحریمهای جدید ایالات متحده علیه ایران را اعلام کرد، او به چنین احتمالاتی اشاره کرد و سربازان ایرانی را به سرپیچی از رژیم دعوت کرد.
«به سربازان عادی که از این رژیم حمایت میکنند، همانطور که چکهای حقوقی شما بیشتر و بیشتر قطع میشود یا به ظاهر فقط به تأخیر میافتد، آیا فرماندهان شما کشور شما را به پیروزی میرسانند یا به نابودی؟» بسنت گفت. «و به یاد داشته باشید که دیوار برلین زمانی فرو ریخت که سربازان عادی تصمیم گرفتند به مردم خود شلیک نکنند».
آریان طباطبایی، مقامی در وزارت دفاع در دوران دولت بایدن، موافق است که چالش بلندمدت رژیم ممکن است از داخل کشور ناشی شود، همانطور که شهروندان بیش از حد از حکمرانی، فساد و چالشهای اقتصادی ناراضی میشوند.
او با این حال هشدار داد که دقیقاً همین نارضایتی ایرانی بود که منجر به اعتراضات گسترده و کشتارهای گسترده در اواخر سال ۲۰۲۵ تا اوایل سال ۲۰۲۶ شد و بسیاری از تندروهای آمریکایی را به این باور رساند — که اشتباه بود — که رژیم آماده سرنگونی است.
«باوری وجود داشت که ما میتوانیم با استفاده از آن آسیبپذیری فروپاشی را هل دهیم، به جای اینکه اجازه دهیم خودش رخ دهد و به مردم ایران اجازه دهیم سرنوشت خود را بر اساس شرایط خود تعیین کنند، و حالا ما اینجا هستیم»، طباطبایی گفت.