اشتراک
سیاست دفاع خاورمیانه

چگونه رقابت با اسرائیل و قراردادهای دفاعی، ترکیه را به پیوستن به پیمان مکه ترغیب کرد

رقابت فزاینده ترکیه با اسرائیل و بی‌ثباتی فزاینده منطقه‌ای، همسویی دفاعی آن را با عربستان سعودی و پاکستان سوق می‌دهد، با وجود خطرات درگیری استراتژیک و اصطکاک با شرکای ناتو

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان اخیراً در شهر مکه پیمان دفاعی سه‌جانبه‌ای را امضا کردند که در آن، هرگونه حمله مسلحانه علیه یکی از این سه کشور، به منزله حمله به همه آن‌ها تلقی می‌شود. این ائتلاف که بازتاب‌دهنده بند دفاع جمعی ناتو است، با هدف تقویت بازدارندگی منطقه‌ای در برابر بی‌ثباتی‌های خاورمیانه و رقابت‌های استراتژیک با اسرائیل و ایران شکل گرفته است. آنکارا با تکیه بر توانمندی‌های پیشرفته صنایع دفاعی خود به‌ویژه در حوزه پهپادی و جنگ الکترونیک، در کنار قدرت نظامی پاکستان و منابع مالی عربستان، به دنبال ایجاد یک بلوک قدرت جهت افزایش نفوذ و امنیت خود است. همکاری‌های پیش‌بینی‌شده در این پیمان شامل تمرینات مشترک نظامی، تولید تسلیحات، هوش مصنوعی و هماهنگی‌های سیاسی در سطوح عالی است. با این حال، این توافق با چالش‌ها و انتقاداتی نیز همراه است؛ منتقدان نگرانند که این اتحاد باعث ایجاد اصطکاک با سایر قدرت‌های منطقه‌ای از جمله هند، یونان و امارات شود و تعهدات ترکیه در ناتو را دچار پیچیدگی کند. همچنین ابهام در نحوه واکنش عملی به حملات احتمالی و فقدان تعریف دقیق از «دشمن مشترک»، از دیگر نقاط مورد تردید کارشناسان است. برخی تحلیل‌گران نیز معتقدند این ساختار اگر به درستی مدیریت شود، می‌تواند به‌عنوان مکملی برای امنیت دریایی و انرژی در منطقه عمل کند، اما ریسک درگیر شدن ترکیه در بحران‌های منطقه‌ای شرکایش، همچنان یکی از نگرانی‌های جدی این پیمان نوظهور محسوب می‌شود.

آنکارا — رقابت فزاینده با اسرائیل و بی‌ثباتی فزاینده منطقه‌ای، که با جنگ ایران و آمریکا و درگیری‌های گسترده‌تر در خاورمیانه تشدید شده است، ترکیه را به سمت همسویی استراتژیک عمیق‌تری با عربستان سعودی و پاکستان سوق داده است. اما پیمان دفاعی سه‌جانبه جدید همچنین خطراتی را برای آنکارا به همراه دارد، از جمله احتمال درگیر شدن در بحران‌های مربوط به شرکای خود و نگرانی از اینکه این ترتیبات می‌تواند ادراکات یک بلوک منطقه‌ای نوظهور را تقویت کند و تعهدات ترکیه به ناتو را پیچیده کند.

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، و محمد بن سلمان، ولیعهد و نخست‌وزیر عربستان سعودی، در ۷ اوت در شهر مقدس مکه برای مسلمانان دیدار کردند و پیمان جدید را اعلام کردند. این بیانیه «مقرر می‌دارد که هرگونه حمله مسلحانه علیه هر یک از این سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد» که بازتاب بند دفاع جمعی ماده ۵ پیمان ناتو است. بند ناتو هر عضو را متعهد می‌کند که به کشور مورد حمله کمک کند، اما به طور خودکار از هر عضو نمی‌خواهد که نیرو اعزام کند یا وارد درگیری شود. در عوض، هر کشور ناتو تعیین می‌کند که چه اقدامی را ضروری می‌داند، که می‌تواند شامل استفاده از نیروی مسلح باشد.

با ترکیب قابلیت‌های پیشرفته صنایع دفاعی آنکارا، به ویژه در پهپادها، موشک‌ها و جنگ الکترونیک، با بازدارندگی هسته‌ای اسلام‌آباد، ارتش بزرگ و قابلیت‌های موشک بالستیک، و منابع مالی ریاض و ظرفیت آن برای تأمین مالی خریدهای عمده دفاعی و سرمایه‌گذاری، این سه کشور به دنبال تقویت بازدارندگی جمعی خود در منطقه‌ای به طور فزاینده بی‌ثبات هستند.

سخنگوی وزارت دفاع ترکیه، دریادار ذکی آکتورک، در یک نشست خبری در آنکارا در روز پنجشنبه، یکی از اهداف اصلی این توافق را «تقویت همکاری نظامی بین کشورهای ما و تقویت توانایی آنها برای اقدام مشترک در مواجهه با بحران‌های احتمالی» توصیف کرد.

آکتورک گفت: «بر اساس این توافق، همکاری نظامی به تدریج توسعه خواهد یافت. در این زمینه، هدف این است که با تمرینات فرماندهی و میدانی شروع شود و در مراحل بعدی، تمرینات مشترک شامل سیستم‌های زمینی، دریایی، هوایی، پدافند هوایی و بدون سرنشین انجام شود.»

این توافق همچنین هماهنگی سیاسی و نظامی سطح بالا بین سه کشور را از طریق مکانیسم‌هایی شامل وزرای دفاع و خارجه و فرماندهان ارشد نظامی پیش‌بینی می‌کند. همکاری به صنعت دفاعی نیز گسترش خواهد یافت، از جمله توسعه و تولید مشترک، همکاری فناوری، تعمیر و نگهداری و لجستیک، با سیستم‌های بدون سرنشین و خودمختار، جنگ الکترونیک و قابلیت‌های مبتنی بر هوش مصنوعی در میان حوزه‌های اولویت‌دار، به گفته آکتورک.

چرا ترکیه به دنبال اتحاد نظامی است

ترکیه مدت‌ها قبل از امضای پیمان سه‌جانبه، فعالانه به دنبال پیوستن به چارچوب دفاعی سعودی-پاکستانی بود، به طوری که بلومبرگ سال گذشته گزارش داد که آنکارا در حال مذاکره برای پیوستن به توافق دفاعی دوجانبه‌ای بود که ریاض و اسلام‌آباد در سپتامبر ۲۰۲۵ منعقد کردند.

تلاش آنکارا نشان‌دهنده تلاش ترکیه برای تقویت بازدارندگی در میان رقابت فزاینده با اسرائیل و همچنین بی‌ثباتی فزاینده در منطقه در بحبوحه جنگ جاری ایران و آمریکا بود.

روابط بین ترکیه و اسرائیل از زمان جنگ غزه به شدت رو به وخامت گذاشته است، در حالی که حملات اسرائیل در سوریه، از جمله در نزدیکی مناطقی که آنکارا برای استقرار نظامی در نظر گرفته بود، خطر رویارویی مستقیم بین دو کشور را افزایش داد. مقامات ترکیه همچنین به طور فزاینده‌ای عملیات اسرائیل در سوریه، لبنان و ایران را به عنوان شواهدی از یک تهدید منطقه‌ای گسترده‌تر توصیف کرده‌اند و تلاش آنکارا برای ایجاد چارچوب بازدارندگی گسترده‌تر با عربستان سعودی و پاکستان را تقویت کرده‌اند.

به گفته گوخان ارلی، استادیار علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه ابن خلدون، نگرانی‌ها در مورد وضعیت منطقه‌ای اسرائیل نیز توسط عربستان سعودی و پاکستان مشترک است. از میان سه کشور، ترکیه تنها کشوری است که روابط دیپلماتیک با اسرائیل حفظ می‌کند. آنکارا و تل‌آویو اندکی پس از آغاز جنگ غزه سفرای خود را فراخواندند، اما هیچ یک از طرفین به طور رسمی روابط را کاهش ندادند.

ارلی به المانیتور گفت: «آنکارا، ریاض و اسلام‌آباد همگی از اینکه تل‌آویو منطقه را به یک فضای امنیتی جدید در کنار ایالات متحده پس از اکتبر ۲۰۲۳ سوق می‌دهد، ناراضی هستند.»

ارلی گفت: «به طور مشابه، این سه کشور همچنین از تهران که در حال ایجاد هژمونی کامل در منطقه است، ناراضی هستند، حتی اگر مورد حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفته باشد.»

ترکیه و ایران در جنگ داخلی سوریه از اردوگاه‌های مخالف حمایت کردند، به طوری که آنکارا از شورشیان سوری که علیه حکومت بشار اسد، رئیس‌جمهور برکنار شده، می‌جنگیدند، حمایت می‌کرد در حالی که تهران حامی اصلی دمشق در جنگ داخلی همراه با روسیه بود.

در عراق، جایی که آنکارا به دنبال گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود است، ترکیه گروه‌های مسلح تحت حمایت تهران را که قدرت نظامی و سیاسی قابل توجهی دارند، مانعی می‌بیند.

رقابت سعودی-ایرانی بارزتر بوده است و از طریق متحدان رقیب به ویژه در یمن، جایی که ریاض از دولت به رسمیت شناخته شده بین‌المللی حمایت می‌کرد در حالی که تهران از جنبش حوثی‌ها حمایت می‌کرد، که صنعا را در سال ۲۰۱۴ تصرف کرد و بعداً با ائتلاف به رهبری سعودی جنگید، آشکار شده است.

در همین حال، پاکستان با وجود حفظ روابط کاری با تهران، اصطکاک‌های امنیتی خاص خود را با ایران داشته است. این دو همسایه بارها یکدیگر را به اجازه دادن به شبه‌نظامیان جدایی‌طلب برای فعالیت در امتداد مرز حدود ۹۰۰ کیلومتری خود متهم کرده‌اند.

خطراتی در انتظار ترکیه است

این پیمان همچنین خطراتی برای آنکارا به همراه دارد. با رسمی کردن روابط دوجانبه نزدیک تحت چتر ماده ۵، ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان می‌توانند این تصور را تقویت کنند که یک بلوک ژئوپلیتیکی جدید در حال شکل‌گیری است، در میان کشورهایی که قبلاً از یک یا چند عضو آن محتاط هستند.

ارلی گفت: «اگرچه قبلاً اعلام شده است که این پیمان "علیه هیچ کس" نیست، آتن و دهلی نو، همراه با تل‌آویو به طور خاص، به نظر می‌رسد از آن ناراضی هستند.»

اسرائیل به طور فزاینده‌ای ترکیه را به عنوان یک رقیب منطقه‌ای می‌بیند؛ هند یک رقابت امنیتی دیرینه با پاکستان دارد؛ یونان در شرق مدیترانه درگیر اختلافات سرزمینی با ترکیه است؛ و امارات متحده عربی، با وجود بهبود روابط با آنکارا و ریاض، تفاوت‌های استراتژیک با هر دو بر سر نفوذ منطقه‌ای حفظ می‌کند.

این پیمان قبلاً در هند مورد بررسی قرار گرفته است، در حالی که اظهارنظرها در اسرائیل و امارات آن را به عنوان یک تغییر بالقوه قابل توجه در موازنه منطقه‌ای قاب کرده‌اند.

عبدالخالق عبدالله، مشاور سابق رئیس‌جمهور امارات، در ۷ اوت پس از امضای توافق در X نوشت: «تبریک برای ایجاد این اتحاد، اما تقویت همکاری نظامی و سیاسی خلیج و متحد کردن خانه خلیج بسیار مهم‌تر از سرمایه‌گذاری در همکاری نظامی و سیاسی منطقه‌ای است که شامل کشورهایی می‌شود که اعتبار و توانایی آنها برای مقابله با تهدید ایرانی-اسرائیلی جدی گرفته نمی‌شود.»

او افزود: «یکی از شرایط موفقیت هر اتحادی، شناسایی دشمن مشترک است. پس دشمن برای کشورهای این اتحاد کیست؟»

به طور مهم‌تری، زبان دفاع متقابل می‌تواند ترکیه را در معرض بحران‌هایی قرار دهد که در آن منافع آن کاملاً با منافع ریاض یا اسلام‌آباد همسو نیست. این توافق مشخص نمی‌کند که اگر یکی از آنها مورد حمله قرار گیرد، چه پاسخ نظامی از سه کشور خواسته می‌شود. همچنین مشخص نمی‌کند که آیا تعهد به طور خودکار مستلزم مداخله نظامی مستقیم است یا اجازه حمایت سیاسی، لجستیکی یا اشکال دیگر را می‌دهد.

همچنین مشخص نیست که این پیمان چگونه در مورد درگیری‌های ناشی از رقابت‌های دوجانبه دیرینه شامل اعضای فردی اعمال می‌شود. به عنوان مثال، پاکستان با وجود پیمان دفاعی دوجانبه قبلی خود با ریاض، زمانی که ایران به عربستان سعودی حمله کرد، مداخله نظامی نکرد، که نشان می‌دهد چنین تعهداتی چقدر می‌تواند به اقدام تبدیل شود.

برای ترکیه، این پیمان همچنین می‌تواند در داخل ناتو عوارضی ایجاد کند. آنکارا قبلاً از تضمین‌های دفاع جمعی از طریق اتحاد برخوردار است، و یک ساختار منطقه‌ای جداگانه می‌تواند تعهدات همپوشان ایجاد کند یا سؤالاتی را در میان متحدان در مورد جهت استراتژیک ترکیه ایجاد کند.

با این حال، برخی کارشناسان این پیمان را به طور بالقوه مکمل ناتو می‌دانند تا رقابتی.

پینار دوست، همکار غیرمقیم برنامه ترکیه در شورای آتلانتیک در واشنگتن، استدلال کرد که یک پیمان مرتبط با ترکیه می‌تواند از اولویت‌های ناتو با بهبود قابلیت همکاری، کمک به امنیت دریایی و مبارزه با تروریسم و کمک به حفاظت از مسیرهای انرژی خلیج-اروپا حمایت کند.

دوست به المانیتور گفت: «من معتقدم که این تشکیلات می‌تواند در آینده به طور نهادی با ناتو نیز همکاری کند و ترکیه به طور طبیعی به عنوان پل در این زمینه عمل خواهد کرد.»

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: al-monitor.com