اشتراک
دیدگاه اخبار جهان

ترامپ بدترین دشمن خودش در جنگ ایران است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

جنگ پنج‌ماهه‌ی آمریکا و ایران همچنان بدون نتیجه ادامه دارد و دلیل اصلی این بن‌بست، رویکرد متناقض و نوسانی دونالد ترامپ است. او میان تهدیدهای نظامیِ ویرانگر و تمایل به مذاکره در حال چرخش است که باعث شده نه تنها رهبران ایران ترسی از تهدیدهای او نداشته باشند، بلکه به دلیل تغییر مداوم مواضعش، به توافق با او نیز اعتماد نکنند. این آشفتگی در سیاست خارجی ترامپ که از فشارهای داخلی جناح تندرو جمهوری‌خواه نشأت می‌گیرد، مانع از دستیابی به هرگونه نتیجه‌ی پایدار شده است. از سوی دیگر، ایران نیز با رهبری دوقطبی میان تندروهای سپاه و عمل‌گرایان، وضعیت پیچیده‌ای دارد که با توجه به عدم دسترسی به رهبر اصلی، مدیریت این بحران را دشوارتر کرده است. ترامپ که در پیشبرد هر دو مسیرِ جنگ‌طلبی و صلح‌جویی ناتوان مانده، در حالی رویکرد زیگزاگی خود را «هنر معامله» می‌نامد که در واقع عامل اصلی طولانی شدن این درگیری است. با توجه به عدم حمایت سیاسی کافی در داخل آمریکا، کمبود تجهیزات نظامی و هزینه‌های اقتصادی احتمالی، ترامپ نیازمند اتخاذ یک راهبرد واحد و ثابت است؛ چرا که ادامه روند فعلی، تنها تضمین‌کننده‌ی یک جنگ بی‌انتها و بی‌نتیجه خواهد بود. او در این نبرد، در واقع بدترین دشمن خویش است.

جنگ غیرضروری با ایران همچنان ادامه دارد و بیش از پنج ماه از آغاز آن، پایانی در چشم نیست. دلایل زیادی برای این باتلاق وجود دارد، اما بخش قابل توجهی از توضیح آن به رویکرد چندپاره دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برمی‌گردد. او بین مماشات و رویارویی در نوسان است و با نظمی منظم، گاه رهبران ایران را «افراد بسیار منطقی» می‌خواند و گاه آن‌ها را «پست‌ترین موجودات» خطاب می‌کند.

از آغاز جنگ، ترامپ دست‌کم هفت بار وعده حملات ویرانگر داده و سپس اعلام کرده که به مذاکرات فرصتی دوباره می‌دهد. آخرین بار، در اول اوت، او در شبکه‌های اجتماعی نوشت که «ایالات متحده آماده و مسلح است و آماده مقابله با جمهوری اسلامی ایران در سطوحی از وحشت، قدرت و توان نظامی است که از جنگ جهانی دوم به بعد دیده نشده»، اما «از هر حمله‌ای خودداری خواهد کرد» زیرا «چارچوب کلی توافق مورد توافق قرار گرفته است.» (احتمالاً منظور او «پارامترها» بوده است.)

به نظر می‌رسد آن پست به توافق اولیه بین ایران و عمان برای بازگشایی تنگه هرمز اشاره داشت که بر اساس آن، ترافیک ورودی از آب‌های سرزمینی ایران و ترافیک خروجی از آب‌های عمان عبور کند. یک مقام ارشد ایرانی روز شنبه با این درخواست که در ازای بازگشایی تنگه، ایالات متحده تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را لغو کند، دارایی‌های ایران را آزاد کند و به محاصره کشتیرانی ایران پایان دهد، مذاکرات را پیچیده کرد.

اگر ایالات متحده با خواسته‌های ایران موافقت کند، که بازتابی از تفاهم‌نامه ژوئن بین دو کشور است، احتمالاً تعداد کشتی‌های عبوری از تنگه افزایش خواهد یافت. اما بعید است که صلحی پایدار به ارمغان بیاورد، و نه تنها به این دلیل که هیچ کاری برای برنامه هسته‌ای ایران (توجیه ظاهری درگیری) انجام نمی‌دهد. بلکه اختلاف اساسی بر سر این موضوع را نیز حل نمی‌کند که آیا ایران اجازه خواهد داشت به طور نامحدود کنترل آبراه بین‌المللی را که قبلاً باز بود در دست بگیرد و عوارضی را که به عنوان «هزینه استفاده» پنهان شده‌اند، دریافت کند.

تفاهم‌نامه قبلی بین آمریکا و ایران دقیقاً بر سر همین موضوع شکست خورد؛ ایران متقاعد شده بود که این توافق همه کشتی‌ها را مجبور به عبور از ایستگاه‌های بازرسی خود می‌کند و آمریکا متقاعد شده بود که کشتی‌ها می‌توانند از آب‌های عمان عبور کنند. ایران به کشتی‌هایی که از مسیر عمان می‌رفتند حمله کرد و این به درگیری تازه‌ای انجامید که شامل حمله مرگبار ایران به پایگاه آمریکا در اردن و بمباران تلافی‌جویانه ایران توسط آمریکا بود.

مشکل اساسی این است که هم ایران و هم آمریکا رهبری دوقطبی دارند که از اهداف خود مطمئن نیستند. در ایران شکافی بین تندروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که می‌خواهند جنگ ادامه یابد و رهبران عمل‌گراتر که ضرورت پایان دادن به محاصره و تحریم‌های آمریکا برای بهبود اقتصاد ایران را می‌بینند، وجود دارد. معمولاً رهبر معظم این اختلافات را داوری می‌کرد. اما اسرائیل رهبر قبلی را کشت و پسر و جانشین او، آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، به نظر می‌رسد در پنهان به سر می‌برد و دسترسی به او دشوار است.

در آمریکا، رهبر معظم — رئیس‌جمهور ترامپ — کنترل بی‌چون و چرایی بر سیاست خارجی دارد، اما او بین توافق‌سازی و جنگ‌طلبی در نوسان است به گونه‌ای که شانس موفقیت او را در هر دو تلاش تضعیف می‌کند. ایرانیان دیگر به نظر نمی‌رسد از او بترسند زیرا او تهدیدهای زیادی کرده که عملی نکرده است. به یاد بیاورید که در ۲۲ ژوئیه او وعده داد که در ازای هر کشتی باری که ایران در تنگه هرمز مورد حمله قرار دهد، «یک پل یا نیروگاه را بمباران و نابود خواهد کرد»؟ از آن زمان دست‌کم سه کشتی مورد حمله قرار گرفته‌اند بدون اینکه آمریکا تلافی کند.

در حالی که ایرانیان از ترامپ نمی‌ترسند، به او برای انجام توافق نیز اعتماد ندارند، زیرا او اغلب نظر خود را عوض می‌کند — و نه فقط در قبال تهران. به عنوان مثال، در ۲۲ ژوئیه، دولت ترامپ توافق هسته‌ای با عربستان سعودی اعلام کرد، اما روز بعد ترامپ شرایط عمده‌ای اضافه کرد که مذاکره‌کنندگان سعودی با آن موافقت نکرده بودند. شرایط پس از واقعِ رئیس‌جمهور به نظر می‌رسید واکنشی به انتقاد از توافق از سوی جناح تندرو جمهوری‌خواه باشد. به همین ترتیب، هر بار که ترامپ به سمت توافق با ایران متمایل می‌شود، به دلیل انتقاد از همان گروه تندرو عقب‌نشینی می‌کند.

در جنگ با ایران، ترامپ بدترین دشمن خودش است. او باید یک رویکرد واحد را انتخاب کند — یا رویارویی یا مماشات — و برای چند ماه به طور مداوم به آن پایبند بماند.

رویکرد سازشکارانه، که بر اساس تفاهم‌نامه قبلی بنا شده، در حال حاضر گزینه هوشمندانه‌تری است، با وجود دشواری دستیابی به توافق با رهبری دوقطبی ایران. این رویکرد به احتمال زیاد شامل پذیرش تحقیرآمیز درجه‌ای از کنترل ایران بر تنگه هرمز خواهد بود. اما ترامپ از حمایت سیاسی کافی در داخل برخوردار نیست که جنگ را تشدید کند یا شوک‌های اقتصادی ناشی از بسته شدن طولانی مدت تنگه هرمز و احتمالاً تنگه باب‌المندب را تحمل کند. یک نظرسنجی اخیر CNN نشان داد که تنها ۲۸ درصد از آمریکایی‌ها عملکرد ترامپ در جنگ ایران را تأیید می‌کنند. تصور کنید اگر ایالات متحده که قبلاً ۱۸ عضو نیروهای مسلح خود را از دست داده، تلفات بیشتری بدهد، حمایت چقدر پایین‌تر خواهد رفت. علاوه بر این، وزارت دفاع به شدت با کمبود موشک‌های مورد نیاز برای جنگ با ایران — یا هر دشمن دیگری — مواجه است.

با این حال، استدلال مشروعی برای رویکرد سخت‌گیرانه وجود دارد: محاصره نامحدود کشتیرانی ایران به این امید که مشکلات اقتصادی فزاینده ایران، رهبران آن را انعطاف‌پذیرتر کند. این احتمالاً مؤثرتر از صرفاً بمباران اهداف بیشتر در ایران خواهد بود. اما مستلزم متقاعد کردن رأی‌دهندگان، با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای، به تحمل قیمت‌های بالاتر نفت و تورم بالاتر است.

تنها رویکردی که تضمین شده شکست بخورد، رویکردی است که ترامپ اکنون دنبال می‌کند: زیگزاگ رفتن بین جنگ و صلح، تهدید و مذاکره، لفاظی پر سر و صدا و ارتباط چاپلوسانه. او ممکن است فکر کند این «هنر معامله» است، اما در واقع، همانطور که پنج ماه گذشته نشان داده، این صرفاً فرمولی برای یک درگیری بی‌پایان و بی‌نتیجه است — یک «جنگ ابدی».

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: washingtonpost.com