گزارشها مبنی بر اینکه عربستان سعودی ممکن است در حال آمادهسازی یک عملیات نظامی علیه حوثیهای یمن باشد، ترس از کشیده شدن ریاض به یک جنگ زمینی مستقیم را احیا کرده است. اما شواهد کنونی به برنامهریزی احتمالی و جابجایی نیروها اشاره دارد، نه یک تهاجم زمینی تأیید شده سعودی.
گزارشهای عمومی از جابجایی نیروهای سعودی در شرق یمن، بحثها درباره عملیات احتمالی در استان مرکزی البیضاء یا به سمت آن، و تلاشها برای تشکیل یک ائتلاف دریایی چندملیتی خبر دادهاند.
با این حال، عربستان سعودی به طور عمومی حمله زمینی را اعلام نکرده است و جابجاییهای گزارش شده به خودی خود نشان نمیدهد که دستور نهایی سیاسی یا عملیاتی صادر شده باشد.
این گمانهزنیها پس از فروپاشی آرامش نسبی که در مرز عربستان و یمن حاکم بود، مطرح شده است. در ۱۳ ژوئیه، حوثیها پس از متهم کردن ریاض به حمله به فرودگاه صنعا، موشکهایی را به سمت جنوب عربستان سعودی شلیک کردند و به حدود چهار سال بدون تبادلات مرزی مشابه پایان دادند.
در ۲۰ ژوئیه، حوثیها محاصره دریایی علیه عربستان سعودی را اعلام کردند و چند روز بعد مدعی حملات به نفتکشها و زیرساختهای انرژی عربستان شدند.
این فشار به ویژه حساس است زیرا با ادامه جنگ بین ایالات متحده و ایران که ترافیک از طریق تنگه هرمز را مختل کرده است، دریای سرخ برای صادرات انرژی عربستان اهمیت فزایندهای یافته است.
با این حال، یک کارزار جدید سعودی لزوماً شبیه مداخلهای که در سال ۲۰۱۵ آغاز شد نخواهد بود.
سیریل ویدرهوون، مشاور ارشد در استراتژی آبهای آبی (Blue Water Strategy)، به مدیا لاین گفت که تا ۲ اوت ۲۰۲۶، هیچ شواهد قطعی مبنی بر ورود نیروهای منظم سعودی به یمن تحت کنترل حوثیها به تعداد قابل توجه یا آغاز یک تهاجم زمینی بزرگ وجود ندارد.
او گفت که نشانههای فزاینده معتبر از آمادهسازی گزینههای نظامی ریاض میتواند شامل یک کارزار زمینی محدود باشد که به احتمال زیاد توسط نیروهای ضدحوثی یمن با حمایت هوایی، اطلاعاتی، لجستیکی و فرماندهی عربستان هدایت خواهد شد.
تفاوت اصلی بین تهاجم سعودی و حملهای است که توسط نیروهای یمنی با حمایت عربستان انجام میشود. تحلیلگران میگویند ریاض تمایل کمی به اعزام تشکیلات زرهی بزرگ به عمق شمال یمن دارد، جایی که جغرافیا، خطوط تدارکاتی طولانی و تجربه حوثیها در جنگ نامنظم، نیروهای سعودی را در معرض تلفات قابل توجهی قرار خواهد داد.
در عوض، هر عملیاتی ممکن است به واحدهای همسو با شورای رهبری ریاست جمهوری یمن که به رسمیت شناخته شده بینالمللی است، به ویژه نیروهای مستقر در اطراف مأرب، حضرموت و مرز عربستان، متکی باشد. عربستان سعودی میتواند نیروی هوایی، اطلاعات، توپخانه، قابلیتهای مهندسی، پدافند هوایی، لجستیک و کمک فرماندهی را فراهم کند.
ویدرهوون گفت: «این یک تهاجم سعودی شبیه مداخله سال ۲۰۱۵ نخواهد بود. به احتمال زیاد این یک حمله یمنی با توانمندسازی سعودی خواهد بود، که احتمالاً توسط تعداد کمی از پرسنل سعودی در نقشهای فرماندهی، اطلاعاتی، توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی و نیروهای ویژه حمایت میشود.»
چندین محور احتمالی پدیدار شده است. عملیات از طریق البیضاء میتواند از مرکز یمن بر مناطق تحت کنترل حوثیها فشار وارد کند و به طور بالقوه مناطق تحت کنترل دولت در شرق و جنوب را با مسیرهای منتهی به صنعا متصل کند.
ویدرهوون گفت: «بر اساس ارزیابیها، یک کارزار با محور مرکزی میتواند تلاش کند تا از طریق البیضاء بر حوثیها فشار وارد کند و بدین ترتیب مناطق ضدحوثی در جنوب و شرق یمن را به رویکردهای صنعا متصل کند.»
او توضیح داد: «در واقع، البیضاء از نظر استراتژیک ارزشمند است زیرا در مرکز چندین منطقه اصلی یمن قرار دارد و میتواند خطوط ارتباطی داخلی حوثیها را تهدید کند.» وی افزود که برای ارتش، این عملیات به دلیل کوهستانی بودن منطقه، پیچیدگیهای قبیلهای و جادههای باریک، که همگی به نفع مدافعان هستند، دشوار خواهد بود.
سناریوی دوم شامل فشار مجدد از مأرب خواهد بود، جایی که نیروهای همسو با دولت در حال حاضر با مواضع دفاعی مستقر حوثیها روبرو هستند. سناریوی سوم میتواند بر سواحل دریای سرخ متمرکز شود، که به طور بالقوه از المخا و الخوخه به سمت حدیده گسترش مییابد.
در تئوری، چنین کارزاری میتواند به دنبال محدود کردن دسترسی حوثیها به بنادر، مواضع موشکی، سایتهای نظارتی و زیرساختهای مورد استفاده برای تهدید ترافیک دریایی باشد.
بنابراین، مشارکت عربستان سعودی میتواند عمدتاً خارج از تشکیلات اصلی زمینی باقی بماند. بر اساس ارزیابی ویدرهوون، پرسنل سعودی به احتمال زیاد از مناطق مرزی محافظت میکنند، پشتیبانی دقیق هوایی و توپخانهای ارائه میدهند، عملیات نیروهای ویژه محدودی را انجام میدهند و به تأمین امنیت بنادر، فرودگاهها یا تأسیسات لجستیکی که توسط نیروهای یمنی تصرف شدهاند، کمک میکنند.
او خاطرنشان کرد: «هواپیماهای جنگی و پهپادهای سعودی برای حمله به سایتهای پرتاب، تأسیسات ذخیرهسازی، مراکز فرماندهی و مواضع موشکی ساحلی قبل و در طول هر پیشروی زمینی استفاده خواهند شد. نیروهای دریایی سعودی میتوانند همزمان بازرسیها را تشدید کرده یا کریدورهای کشتیرانی محافظت شده ایجاد کنند. به یاد داشته باشید، هیچ یک از اینها حوثیها را از بین نخواهد برد یا شکست نخواهد داد.»
هدف از چنین عملیاتی در نتیجه، اجباری خواهد بود تا سرزمینی: تغییر موازنه نظامی، کاهش تهدید برای زیرساختها و کشتیرانی عربستان، و وادار کردن حوثیها به بازگشت به مذاکرات.
ویدرهوون گفت: «انتظار میرود هدف کلی ریاض، نه فتح کامل قلمرو حوثیها، بلکه تغییر موازنه نظامی به اندازهای باشد که حوثیها را مجبور به توقف حملات به خاک و کشتیرانی عربستان کند.»
عبدالغنی الاریانی، پژوهشگر ارشد در مرکز مطالعات استراتژیک صنعا، که کارش بر درگیری، گذار سیاسی و پویاییهای منطقهای متمرکز است، ارزیابی بدبینانهتری از احتمال یک کارزار زمینی قریبالوقوع و توانایی نیروهای دولتی یمن برای انجام آن ارائه داد.
او به مدیا لاین گفت: «حرفهای زیادی زده میشود، اما برای من قانعکننده نیست. فکر میکنم نیروهای دولتی برای انجام یک حمله آماده نیستند.
«آنها میتوانند از خود و مواضعشان دفاع کنند، اکنون که سلاحهای بهتر، تجهیزات بهتر و فرماندهی بهتری دارند، اما فکر نمیکنم توانایی انجام عملیات تهاجمی را داشته باشند. بنابراین، با وجود همه شایعات، فکر نمیکنم در آینده نزدیک جنگ زمینی رخ دهد. این ممکن است در هفتههای آینده تغییر کند، اما در حال حاضر، بعید است.»
توانایی نیروهای ضدحوثی یک محدودیت اصلی باقی میماند. این نیروها شامل تشکیلات با زنجیرههای فرماندهی متفاوت، حوزههای انتخابیه منطقهای، اهداف سیاسی و حامیان خارجی هستند. حتی با حمایت هوایی عربستان، جمع کردن آنها تحت یک ساختار عملیاتی منسجم دشوار خواهد بود.
یک حمله که در ابتدا موفقیتآمیز باشد اما سپس متوقف شود، میتواند ریاض را با یک درگیری طولانیمدت روبرو کند بدون اینکه اهرم کافی برای تحمیل یک توافق را به دست آورد.
الاریانی همچنین چشمانداز رهبری یک کارزار زمینی بزرگ توسط نیروهای سعودی را رد کرد.
او گفت: «عربستان سعودی نیروهای خود را اعزام نخواهد کرد. فکر میکنم برنامه عربستان این است که نیروهای دولتی یمن عملیات زمینی را انجام دهند در حالی که عربستان سعودی پشتیبانی هوایی را فراهم میکند.»
الاریانی خاطرنشان کرد: «فکر میکنم ترکیبی از چماق - یک تهاجم زمینی توسط نیروهای دولتی با حمایت عربستان سعودی، پاکستان و مصر - و هویج - یک توافق سیاسی - در نهایت پیروز خواهد شد.»
اشاره به حمایت احتمالی پاکستان و مصر، ارزیابی الاریانی از چگونگی توسعه یک کارزار گستردهتر را توصیف میکند. تعهدات عمومی قاهره و اسلامآباد تاکنون بر ابتکار امنیت دریایی به رهبری عربستان متمرکز بوده است تا استقرار تأیید شده نیروهای زمینی در داخل یمن.
رویارویی دوباره دیگر به یمن محدود نمیشود. ارزیابیهای سعودی و منطقهای که توسط رویترز ذکر شده است، ادعا میکنند که برخی از حملات اخیر علیه تأسیسات انرژی عربستان از عراق و از طریق هماهنگی بین پرسنل حوثی و گروههای عراقی همسو با ایران انجام شده است.
حوثیها خود مسئولیت را بر عهده گرفتند، در حالی که عراق اعلام کرد در حال تحقیق است. عربستان سعودی و ایالات متحده متعاقباً مواضع شبهنظامیان در عراق را هدف قرار دادند و دامنه جغرافیایی رویارویی را گسترش دادند.
این تحول هرگونه محاسبه نظامی سعودی را پیچیده میکند. حتی یک کارزار موفق علیه زیرساختهای موشکی و پهپادی در یمن لزوماً حملات انجام شده از طریق خاک عراق یا سایر شبکههای همسو با ایران را از بین نخواهد برد. همچنین خطر تبدیل شدن رویارویی سعودی-حوثی به بخشی جداییناپذیر از تبادل گستردهتر بین واشنگتن و تهران را افزایش میدهد.
رئیسجمهور دونالد ترامپ به طور عمومی تهدید کرده است که ایران را مسئول حملات بیشتر حوثیها خواهد دانست، در حالی که ایالات متحده به حملات خود علیه اهداف ایرانی ادامه داده است. تهران نیز به نوبه خود به مواضع آمریکایی در کشورهای عربی همسایه حمله کرده یا آنها را تهدید کرده است. بنابراین، عربستان سعودی تحت فشار است تا به حملات به خاک و کشتیرانی خود پاسخ دهد بدون اینکه اجازه دهد یمن به جبهه دیگری غیرقابل کنترل در جنگ آمریکا و ایران تبدیل شود.
برای واشنگتن، یک کارزار زمینی در یمن محدودیتهای خاص خود را خواهد داشت. حملات هوایی میتوانند سایتهای پرتاب، تأسیسات ذخیرهسازی و شبکههای فرماندهی را تضعیف کنند، اما به خودی خود نمیتوانند کنترل بر قلمرو را برقرار کرده یا نظم سیاسی تکهتکه یمن را حل کنند.
الاریانی گفت: «ایالات متحده هیچ گزینه نظامی قابل قبولی ندارد و انتخابات نزدیک است، بنابراین انتظار دارم ترامپ به تفاهمنامه بازگردد.»
پیامدهای بشردوستانه قابل توجه خواهد بود. یمن در حال حاضر با ناامنی شدید غذایی مواجه است. تنها در مناطق تحت کنترل دولت، طبق طبقهبندی فاز امنیت غذایی یکپارچه (Integrated Food Security Phase Classification)، پیشبینی میشود که حدود ۵.۴ میلیون نفر در فصل کمغذایی ژوئن تا سپتامبر، گرسنگی در سطح بحران یا بدتر را تجربه کنند. اختلال مجدد در بنادر، جادهها و کشتیرانی تجاری میتواند قیمت مواد غذایی و سوخت را در هر دو منطقه تحت کنترل دولت و حوثیها افزایش دهد.
الاریانی گفت: «حوثیها نمیتوانند برای مدت طولانی دوام بیاورند زیرا جمعیت یمن تحت کنترل آنها در حال گرسنگی هستند. اخلال در ترافیک دریایی منجر به افزایش قیمت مواد غذایی و آغاز قحطی در یمن خواهد شد.»
برای حوثیها، فشار دریایی اهرمی بر عربستان سعودی، بازارهای انرژی منطقهای و واشنگتن فراهم میکند. اما اختلال پایدار میتواند سختی اقتصادی را در میان جمعیتی که آنها اداره میکنند، عمیقتر کند. برای ریاض، اقدام نظامی ممکن است فشار فوری بر کشتیرانی یا مرز را کاهش دهد، اما خطر احیای جنگی را به همراه دارد که پرهزینه، دشوار برای کنترل و مقاوم در برابر یک راهحل صرفاً نظامی بود.
شواهد از یک نتیجهگیری محتاطانه حمایت میکنند. به نظر میرسد عربستان سعودی در حال آمادهسازی گزینهها، تقویت دفاع دریایی و ارزیابی چگونگی فعالسازی نیروهای یمنی علیه حوثیها است. یک حمله محدود با توانمندسازی سعودی در اطراف البیضاء، مأرب یا سواحل دریای سرخ به طور فزایندهای قابل تصور است. با این حال، یک تهاجم زمینی بزرگ سعودی، کمتر محتمل است.
سوالات تعیینکننده این است که آیا نیروهای دولتی یمن میتوانند یک حمله را حفظ کنند؛ آیا حمایت هوایی و لجستیکی عربستان میتواند پراکندگی آنها را جبران کند؛ و آیا فشار میدان نبرد میتواند قبل از تبدیل شدن یک کارزار محدود به یک جنگ منطقهای طولانیمدت، به یک توافق سیاسی منجر شود.