علی الزیدی، نخستوزیر عراق، میخواهد عراق به جای میدان نبرد، پلی بین ایالات متحده و ایران باشد.
اما تهران نظر دیگری دارد.
این هفته، عراق بار دیگر به دلیل همسایه شرقی خود، در خط مقدم تنشهای منطقهای قرار گرفت.
شبهنظامیان وابسته به ایران مجموعهای از حملات پهپادی به عربستان سعودی انجام دادند و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) نیز موشکهای بالستیک به پایگاه هوایی موافق سلتی آمریکا در اردن شلیک کرد.
روز سهشنبه، ایالات متحده و عربستان سعودی با حملات هوایی مشترک به مواضع شبهنظامیان همپیمان ایران در عراق پاسخ دادند و دستکم ۲۰ نفر از نیروهای شبهنظامی و چهار عضو سپاه پاسداران را کشتند و دهها نفر را زخمی کردند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، گفت که این حملات با هماهنگی عراق انجام شده است، ادعایی که بغداد آن را رد کرد.
سپس جنگندههای آمریکایی روز پنجشنبه در تلافی حمله موشکی به اردن، حملاتی را در داخل ایران انجام دادند. ایران نیز با حملات پهپادی به کویت، اردن، بحرین و برای اولین بار به مصر پاسخ داد.
این تشدید تنشها تنها چند هفته پس از سفر موفقیتآمیز الزیدی به واشنگتن، جایی که مورد استقبال ترامپ و رهبران تجاری آمریکا قرار گرفت، رخ داد. در حالی که این سفر به عنوان آغاز مرحلهای با تمرکز بیشتر بر تجارت در روابط آمریکا و عراق توصیف شد، ایران نیز در صدر دستور کار قرار داشت. دولت آمریکا میخواهد شبهنظامیان باقیمانده وابسته به ایران در عراق تحت کنترل دولت درآیند، که هدفی دیرینه در سیاست آمریکا است.
الزیدی از زمان به قدرت رسیدن در ماه مه، موضوع شبهنظامیان را به عنوان بخشی از تلاشی گستردهتر برای تقویت حاکمیت و نهادهای دولتی عراق مطرح کرده است. او ضربالاجل ۳۰ سپتامبر را برای خلع سلاح آنها تعیین کرد و اعلام کرد که پس از آن تاریخ، «ما به هیچ نهادی غیر از دولت اجازه حمل هیچ سلاحی را نخواهیم داد.» این تاریخ مصادف با خروج برنامهریزیشده چند صد مستشار نظامی آمریکایی مستقر در عراق است.
شبهنظامیان تحت چتر نیروهای بسیج مردمی (PMF)، شبکهای از گروههای شیعه عراقی، از جمله بسیاری از جناحهای طرفدار ایران، فعالیت میکنند که به یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ تهران در عراق تبدیل شدهاند. در حالی که برخی گروهها قبلاً تمایل خود را برای خلع سلاح اعلام کردهاند، جناحهای قدرتمندی مانند کتائب حزبالله و حرکت حزبالله النجبا تاکنون سرپیچی کردهاند.
برای تهران، تلاشها برای خلع سلاح این شبهنظامیان عراقی که از سپاه پاسداران دستور میگیرند، ستون کلیدی استراتژی منطقهای آن را تهدید میکند. از طریق آنها، ایران میتواند در عراق و بر همسایگان عراق فشار وارد کند و در عین حال، به نظر خودش، درجهای از انکار معقول را حفظ کند. از زمان سفر الزیدی به تهران در ۲۳ ژوئیه، ایران به نظر میرسد مصمم است نشان دهد که تصمیمات مربوط به شبهنظامیان در تهران گرفته میشود، نه بغداد یا واشنگتن.
کمتر از ۲۴ ساعت پس از بازگشت الزیدی از تهران، شبهنظامیان بار دیگر با پهپادهای مسلح به منطقه کردستان عراق حمله کردند و کارزاری را ادامه دادند که پیش از جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، که از ۲۸ فوریه آغاز شد، وجود داشت. حملات به عربستان سعودی تنها چند روز بعد، هرگونه تردیدی را در مورد اینکه شبهنظامیان همچنان در کمپین فشار منطقهای ایران نقش اصلی را دارند، از بین برد.
حملات به پادشاهی سعودی همچنین تلاشهای عراق برای بازسازی اعتماد با همسایگان خلیجی خود را، دستکم به طور موقت، به عقب انداخت، که تقریباً به طور قطع هدف ایران بود. روابط عراق با کشورهای عربی خلیج فارس پس از خروج مصطفی الکاظمی، نخستوزیر سابق، در سال ۲۰۲۲ عمدتاً بیهدف بوده است. الزیدی که مشتاق بود این روابط را به مسیر اصلی بازگرداند، مجبور شد سفر برنامهریزیشده به ریاض را به تعویق بیندازد پس از انتقامگیری مشترک آمریکا و عربستان از عراق.
در حالی که رویارویی مستقیم با ایالات متحده و شرکای آن خطرناکتر میشود، شبهنظامیان ابزاری برای ایران فراهم میکنند تا رویدادها را در سراسر منطقه شکل دهد و در عین حال تلاشهای دولتهایی مانند عراق برای حفظ ثبات را پیچیده کند.
سرمایهگذاریها به ویژه در منطقه کردستان، که طرفدارترین بخش عراق نسبت به آمریکا و یکی از قویترین حامیان ادامه همکاریهای امنیتی با واشنگتن است، بسیار زیاد است. رهبران کرد به طور مداوم در مورد خروج سریع آمریکا هشدار دادهاند و خواستار هماهنگی بیشتر در دفاع هوایی شدهاند. با تشدید تنشها توسط ایران، این منطقه احتمالاً با فشار بیشتری از سوی شبهنظامیان مواجه خواهد شد، به ویژه پس از خروج باتریهای موشکی پاتریوت آمریکا و کاهش شتابان مستشاران آمریکایی.
یک مقام ارشد خلیج فارس که به طور منظم با همتایان ایرانی خود در ارتباط است، رویکرد تهران را اینگونه توصیف کرد: «ایران زمان را به نفع خود میبیند»، این مقام با اشاره به انتخابات آینده در اسرائیل و ایالات متحده گفت و افزود که «منطق ایران، منطق جنگ است.»
ایران در معرض خطر برداشت اشتباه از نیات آمریکا و اسرائیل است، به ویژه با توجه به گزارشهایی که مبنی بر این است که ترامپ ممکن است در حال بررسی یک کارزار بمباران گستردهتر باشد.
البته به نظر نمیرسد ایران در محاسبات خود رنج مردمش را در نظر بگیرد و تشدید تنش را بر سازش ترجیح میدهد.
با این کار، ایران خطر میکند عراق را عمیقتر به یک رویارویی منطقهای بکشاند که الزیدی و بیشتر عراقیها میخواهند از آن اجتناب کنند.
دولت ترامپ سرمایهگذاری درستی در الزیدی و در عراق به عنوان شریکی برای حرکت خاورمیانه به سمت منطقهای مبتنی بر تجارت به جای درگیری انجام داده است.
هیچکس در واشنگتن یا بغداد هرگز فکر نمیکرد که برخورد با شبهنظامیان بدون ریسک باشد، با توجه به منافع درگیر با ایران.
ایران انتخاب خود را به عنوان یک اخلالگر به جای ذینفع در آینده منطقه انجام داده است، و منطق جنگ و پیامدهایی که برای ایرانیان و منطقه به همراه خواهد داشت را بر منطق صلح و منافعی که از آن مسیر حاصل میشد، ترجیح میدهد.
اگر از دست دادهاید:
امبرین زمان خبر اختصاصی اینجا دارد در مورد خروج شتابان مستشاران نظامی آمریکا و باتریهای موشک پاتریوت از کردستان عراق.
بن کاسپیت تحلیل درونی ارائه میدهد در مورد اینکه چرا بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پس از دیدار با ترامپ دست خالی واشنگتن را ترک کرد — بدون تأیید، بدون تعهد برای پیوستن مجدد اسرائیل به کارزار نظامی علیه ایران.
به نظر میرسد استراتژی ایران این است که اول تشدید کند، شاید بعداً گفتگو کند، الیزابت هاگدورن گزارش میدهد.
جویس کارام گزارش میدهد که چگونه چین با حوثیها برای عبور نفت سعودی از باب المندب توافق کرده است، در حالی که نفت خام ایران از طریق انتقال کشتی به کشتی در سواحل مالزی به چین میرسد.
امبرین زمان و جارد زوبا خبر اختصاصی داشتند در مورد اعلام عربستان سعودی برای ایجاد ائتلاف جدید امنیتی چندملیتی دریای سرخ با هدف مقابله با تهدیدات حوثیها.
جک داتون تحلیل میکند تأثیر جنگ بر اقتصاد عربستان سعودی را.
یک وبینار در مورد رابطه آمریکا و اسرائیل پس از دیدار ترامپ و نتانیاهو در واشنگتن، با گزارشها و تحلیلهای برجسته الیزابت هاگدورن و بن کاسپیت از المانیتور، دن شاپیرو، سفیر سابق آمریکا در اسرائیل، و گونول تول، مدیر برنامه ترکیه در مؤسسه خاورمیانه.