لس آنجلس — هواداران آن را مخفیانه به داخل استادیوم بردند. معترضان در خارج از گیتهای امنیتی آن را به اهتزاز درآوردند. و در مهمانیهای تماشای بازی در سراسر شهر، هر زمان که تیم "میزبان" گل میزد، ظاهر میشد.
پرچم شیر و خورشید، با ایران پیش از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ مرتبط است. این پرچم روز دوشنبه در این شهر، که میزبان بزرگترین جامعه ایرانیان مهاجر است و اغلب از آن با نام "تهرانجلس" یاد میشود، در همه جا دیده میشد؛ زمانی که ایران رقابت خود را در جام جهانی مقابل نیوزیلند آغاز کرد.
اما معنای آن بسته به اینکه چه کسی آن را حمل میکرد، متفاوت بود.
برخی به انبیسی نیوز گفتند که این پرچم، که نمادی از دوران شاه فقید و مخلوع، محمدرضا پهلوی است، همبستگی با مردم ایران را نشان میدهد که بسیاری احساس میکنند در پی درگیریها و آشفتگیهای سیاسی منزوی شدهاند. برخی دیگر گفتند که این پرچم، نمادی از مخالفت با "تیم ملی" فوتبال ایران است، تیمی که از نظر آنها، امتداد رژیم روحانیت حاکم بر جمهوری اسلامی است.
این تفاسیر متضاد، پرسشی را منعکس میکند که مدتهاست جامعه ایرانیان مهاجر را درگیر کرده است: آیا غرور به کشورشان میتواند در کنار مخالفت با دولت آن وجود داشته باشد؟
هلن کهندل، که یکی از پرچمها را در حالی که آماده ورود به استادیوم در روز دوشنبه میشد، روی شانههای خود انداخته بود، گفت: «فکر میکنم در حال حاضر، مردم بسیار سردرگم و عصبانی هستند... و نمیدانند که آیا از تیم ما حمایت کنند یا نه.» او این سخنان را در حالی بیان کرد که هواداران ممنوعیت فیفا برای پرچم را نادیده گرفتند، ممنوعیتی که توسط یک قاضی در لس آنجلس نیز در روز دوشنبه تأیید شد.
«زیرا بالاخره میدانیم که آنها نیاز به حمایت رژیم دارند، وگرنه نمیتوانند بازی کنند.»
هیجان جام جهانی برای این ملت فوتبالدوست و جامعه مهاجر آن، در زمانی بسیار پرتنش برای ایرانیان داخل و خارج از کشور رخ میدهد.
هزاران نفر در جریان سرکوب خشونتآمیز اعتراضات ضد دولتی در اوایل سال جاری، که بخشی از آن در پی افزایش شدید تورم آغاز شده بود، کشته شدند.
سپس، در اواخر فوریه، ایالات متحده و اسرائیل جنگی را آغاز کردند که خاورمیانه را در برگرفت و از تهران تا "تهرانجلس" و فراتر از آن حس شد. روز یکشنبه، کمی پیش از اینکه تیم ملی به خاک آمریکا برسد، پرزیدنت دونالد ترامپ اعلام کرد که دو طرف برای پایان دادن به درگیریها و بازگشایی تنگه هرمز به توافق رسیدهاند.
با این حال، این خبر برای تیم دیر رسید، زیرا آنها پیش از این چندین مانع از جمله مشکلات ویزا و انتقال دقیقه آخری اردوی تمرینی خود از آمریکا به تیخوانا مکزیک را پشت سر گذاشته بودند.
با شروع بازی، ایران هم با هو کردن (هنگام پخش سرود ملی) و هم با تشویقهای پرشور (هنگام گلزنی تیم ملی در تساوی ۲-۲) مواجه شد.
امیر قلعهنویی، سرمربی تیم، پس از بازی به خبرنگاران گفت: «ایرانیان زیادی اینجا بودند. آنها به وابستگیهای سیاسی و عقاید متفاوتی اعتقاد داشتند، اما همه از صمیم قلب ما را تشویق کردند و من فکر میکنم این یک پیروزی برای همه ماست.»
برخی از معترضان گفتند که ای کاش تیم ملی برای مقابله با رژیم، اقدام بیشتری میکرد؛ چندین معترض در خارج از استادیوم از فیفا خواستند تا تیم را به طور کامل اخراج کند.
کوروش سلمان در حالی که یک پرچم ۱۵ فوتی شیر و خورشید بالای سرش به اهتزاز درآمده بود، گفت: «همه ما برای اعتراض به جمهوری اسلامی اینجا هستیم. بیایید آنها را به چالش بکشیم.»
اما برخی دیگر گفتند که انتظار اقدام سیاسی از بازیکنان، غیرواقعبینانه است، زیرا در صورت نافرمانی از دولت، در معرض مجازات قرار میگیرند.
نازنین نور، بازیگر و فعال، در یک مصاحبه تلفنی پیش از بازی گفت: «جدا کردن سیاست از ورزش به طور فزایندهای دشوار شده است، زیرا به نظر من ورزش سیاسی شده و سیاستمداران به سراغ ورزش آمدهاند.»
در ماه مارس، بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان ایران پس از اینکه پیش از مسابقهای در استرالیا سرود ملی را نخواندند، در تلویزیون دولتی "خائن" خوانده شدند. شش نفر از بازیکنان ویزای بشردوستانه استرالیا دریافت کردند، اما پنج نفر به سرعت درخواست پناهندگی خود را پس گرفتند و سپس این زنان در بازیهای بعدی خود سرود ملی را خواندند.
سردار آزمون، مهاجم کلیدی، از فهرست تیم ملی مردان برای جام جهانی کنار گذاشته شد، پس از آنکه رسانههای ایرانی گزارش دادند او به دلیل آنچه "عدم وفاداری به دولت" توصیف شده بود، از تیم ملی اخراج شده است.
پیش از آغاز تورنمنت، که در سراسر ایالات متحده، کانادا و مکزیک برگزار میشود، فیفا پرچم شیر و خورشید را در مسابقات ممنوع کرد و اعلام کرد که این کار نقض قوانین رفتاری سازمان است که "بنرها، پرچمها، اعلامیهها، لباسها و سایر لوازم با ماهیت سیاسی، توهینآمیز و/یا تبعیضآمیز" را ممنوع میکند.
بسیاری از ایرانیان حاضر در مسابقه، که مشتاق ابراز علنی نظرات خود بودند، این سیاست را نادیده گرفتند. نور نیز از جمله آنها بود و با غرور با پرچم شیر و خورشید در سکوها عکس گرفت.
نور گفت: «رژیم چیزهای زیادی را از ایرانیان گرفته است. اما من اعتقاد ندارم که رفتن من به بازی برای نشان دادن غرورم به ایرانی بودن به این معنی است که از همه بازیکنان یا هر آنچه آنها نمایندگی میکنند، حمایت میکنم... عشق ما به ایرانی بودن فراتر از هر چیز دیگری است.»
نور اظهار داشت که او درک میکند چرا اعضای جامعه مهاجر با این تردید دست و پنجه نرم میکنند که آیا از تیم ملی حمایت کنند یا خیر. او گفت: «تصمیمات هر کسی تحت تاثیر درد و ترومای اوست.»
با این حال، او در نهایت تصمیم گرفت که رژیم «صاحب فرهنگ یا شادی ما نیست. ما هستیم.»
غوغا و فریادهای هر بار که ایران به جلو میتاخت، نشان میداد که او تنها نیست. و در آن سوی شهر، در کافه میمونی، جایی که مالک آن شاهین فردوسی یک مهمانی تماشای بازی را با محوریت جامعه برگزار کرده بود، فضای پرنشاطی حاکم بود.
در حالی که مشتریان اسموتی لواشک مینوشیدند و مشغول خوردن ناچوهای ایرانی بودند، در بهترین لحظات بازی ایران، با تشویق و فریاد به وجد میآمدند. برای شرکتکنندگان، تمرکز بر فوتبال و گذراندن وقت با یکدیگر بود.
پروین، که درخواست کرد نام خانوادگیاش به دلیل نگرانی از پیامدهای سیاسی احتمالی در کشورش بابت صحبت علنی در این مورد فاش نشود، گفت: «من میخواهم مردم ایران را جشن بگیرم. من فقط میخواهم نسل بعدی از خانه با خوشحالی تماشا کنند.»
خواهرش، پروانه، که او نیز به همین دلیل درخواست کرد نام خانوادگیاش فاش نشود، گفت که بازی را از روی «کنجکاوی» تماشا میکند - نه هیجان.
او در حالی که به پرچم رسمی جمهوری اسلامی ایران در صفحه تلویزیون هنگام شروع بازی اشاره میکرد، گفت: «با دیدن این پرچم دلم میلرزد.»
«این مال ما نیست.»