رئیس موساد، دیوید بارنئا، در مراسمی که در موزه یادبود هولوکاست ید وشم در اورشلیم برگزار شد، به مناسبت روز سالانه یادبود هولوکاست شرکت می‌کند. ۲۳ آوریل ۲۰۲۵.
رئیس موساد، دیوید بارنئا، در مراسمی که در موزه یادبود هولوکاست ید وشم در اورشلیم برگزار شد، به مناسبت روز سالانه یادبود هولوکاست شرکت می‌کند. ۲۳ آوریل ۲۰۲۵.

انقلاب دیوید بارنئا در موساد: چگونه آژانس جاسوسی به یک قدرت جنگی تبدیل شد – اختصاصی

پس از چندین دهه فعالیت در این آژانس و پنج سال ریاست آن، از جمله برخی از حیاتی‌ترین دوره‌ها در تاریخ اسرائیل، بارنئا دیدگاه‌های مهمی نیز دارد که اسرائیل و جهان می‌توانند از آن‌ها بیاموزند.

این مقاله بر اساس گفتگوهای اختصاصی با مقامات ارشد فعلی و سابق موساد و ارتش اسرائیل (IDF) است که خواستند هویتشان فاش نشود و توسط سانسورچی اسرائیل تأیید شده است.

روز سه‌شنبه، دیوید بارنئا دوره پنج ساله شگفت‌انگیز خود را به عنوان رئیس موساد به پایان رساند. در این مدت، او این آژانس جاسوسی را از واحدی که در هر زمان یک یا دو عملیات پنهانی انجام می‌داد، به یک نیروی قدرتمند تبدیل کرد که می‌توانست مسیر جنگ و صلح را در جبهه‌های متعدد خاورمیانه — از ایران تا حزب‌الله در لبنان، و محافظت از یهودیان در برابر تروریسم در خارج از کشور — تحت تأثیر قرار دهد.

او دهه‌ها در این آژانس فعالیت کرده و پنج سال را در رأس آن گذرانده است، از جمله برخی از حیاتی‌ترین دوره‌ها در تاریخ اسرائیل. او با صدها مأمور به فلج کردن ایران کمک کرد و این کشور را در ژوئن ۲۰۲۵ به چالش کشید. در سپتامبر ۲۰۲۴، بیپرهای منفجرشونده‌ای وجود داشت که باعث کشته شدن عوامل حزب‌الله شد. در همان ماه، او بر ترور حسن نصرالله، رئیس حزب‌الله در لبنان، نظارت داشت.

بارنئا همچنین مشاهدات مهمی درباره آینده منطقه دارد که ارزش توجه را دارند.

افشاگری‌های جدید درباره عبور عوامل لبنانی موساد از میان آتش برای کارگذاشتن ابزارهای حیاتی به منظور ترور نصرالله

تصویری انتزاعی از عملیات مخفی یا جمع‌آوری اطلاعات.

عوامل لبنانی موساد برای ترور نصرالله از میان آتش گذشتند

در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴، حدود ۱۰ روز پس از عملیات بیپرهای منفجرشونده، ده‌ها هواپیمای F-15I از اسکادران ۶۹ جنگنده ارتش اسرائیل، مقر زیرزمینی حزب‌الله در داهیه بیروت را هدف قرار دادند. آن‌ها ۸۵ بمب فرو ریختند و حسن نصرالله را ترور کردند.

نصرالله، که بیش از سه دهه رهبری حزب‌الله را بر عهده داشت، همراه با حدود ۲۰ فرمانده نظامی حزب‌الله، از جمله علی کرکی، فرمانده جبهه جنوبی، که پس از کشته شدن سلفش توسط اسرائیل به عنوان رئیس نظامی جدید حزب‌الله تعیین شده بود، کشته شد.

یک دهه جمع‌آوری اطلاعات دقیق توسط ارتش اسرائیل و موساد، از جمله از ایرانیانی که با حزب‌الله کار می‌کردند، به این نقطه منجر شد.

پیش از این، اورشلیم پست گزارش داده بود که ارتش اسرائیل توسط سیستم‌های هدف‌گیری‌ای کمک شده بود که عوامل موساد قبلاً آن‌ها را در نقاط دقیق داخل ساختمان بالای پناهگاه نصرالله کار گذاشته بودند.

اما اکنون پست برای اولین بار می‌تواند فاش کند که همانند ایران، بسیاری از این عوامل، مأموران محلی لبنانی موساد بودند – نه عوامل "آبی و سفید" (اسرائیلی) که ممکن بود در سال‌های گذشته باشند.

پست اکنون همچنین می‌تواند افشا کند که این عوامل اغلب مجبور بودند مستقیماً به مناطقی بروند که ارتش اسرائیل تنها یک دقیقه قبل بمباران کرده بود. این کار گاهی برای ارزیابی خسارت ناشی از حملات ارتش اسرائیل ضروری بود؛ همچنین برای رسیدن به مناطقی که عوامل دستگاه‌هایی را کار گذاشته بودند که به کشتن نصرالله کمک کرد، لازم بود. همان‌طور که عوامل به جلو حرکت می‌کردند، بمب‌های ارتش اسرائیل همچنان فرود می‌آمدند.

در مقر موساد و ارتش اسرائیل، بارنئا و مقامات نیروی هوایی سخت تلاش می‌کردند تا مطمئن شوند بمب‌ها بر روی عوامل لبنانی آن‌ها، که از طریق این مناطق جنگی به نقاط تعیین‌شده برای کارگذاشتن دستگاه‌هایشان می‌خزیدند، فرود نمی‌آیند. همان‌طور که پیشروی می‌کردند، عوامل لبنانی از میان دود، آتش و صحنه‌های جهنمی عبور می‌کردند و دعا می‌کردند که مورد اصابت ارتش اسرائیل قرار نگیرند یا توسط ضد اطلاعات حزب‌الله دستگیر نشوند.

بارنئا نیاز داشت که دقیقاً بداند پناهگاه کجا است، نصرالله در آن لحظه در کجای پناهگاه قرار دارد، و آیا بمباران ارتش اسرائیل وضعیت را لحظه‌به‌لحظه تغییر داده است یا خیر.

رئیس در حال خروج موساد این عوامل را افراد بسیار خاصی می‌داند که قلبی بی‌نظیر چون شیر دارند.

در سال ۲۰۲۵، این عوامل و موساد، جایزه اسرائیل را برای عملیات و دستاوردهای اطلاعاتی دریافت کردند، اگرچه هویت آن‌ها طبقه‌بندی شده باقی مانده است.

آنچه کردها می‌توانستند علیه رژیم اسلامی انجام دهند، و چرا ترامپ عملیات را وتو کرد

تصویری انتزاعی که برنامه‌ریزی استراتژیک یا درگیری ژئوپلیتیکی را نشان می‌دهد.

چرا ترامپ عملیات کردی علیه رژیم اسلامی را وتو کرد؟

منابع نزدیک به بارنئا می‌گویند که از بسیاری جهات، آمریکا آغازگر ایده سرنگونی رژیم اسلامی با استفاده از کردها برای آغاز یک حمله زمینی داخلی بود. در واقع، در سال ۲۰۰۳، آمریکایی‌ها قبلاً از کردها در عملیات‌های مشترک برای کمک به سرنگونی صدام حسین در عراق استفاده کرده بودند.

این منابع تأکید کردند که بسیاری از همان کردهایی که در آن عملیات زمینی تاریخی شرکت داشتند و وارد بغداد شدند – از جمله مسعود بارزانی، اولین فردی که وارد کاخ حسین شد – کسانی بودند که اسرائیل امیدوار بود آن‌ها را علیه رژیم اسلامی ایران فعال کند.

به گفته منابع، کردهای عراقی و ایرانی هر دو قابلیت‌های جنگی قابل توجهی دارند، بدون نیاز به آموزش اضافی فراتر از آنچه قبلاً دریافت کرده‌اند. استفاده از کردها در جنگ ۲۰۲۶، آمریکا را از استقرار و به خطر انداختن نیروهای زمینی خود نجات می‌داد.

از این لحاظ، منابع اسرائیلی این مفهوم را چیزی می‌دانستند که باید برای واشنگتن حتی آسان‌تر باشد.

به طرز شگفت‌انگیزی، اسرائیل آماده بود تا کردها را نه تنها با منطقه پرواز ممنوع، بلکه با آتش پشتیبانی هوایی مداوم یاری کند تا آن‌ها را در پیشروی علیه هر نیروی ایرانی که تلاش می‌کرد مسیرشان را مسدود کند، کمک کند.

تسلیحاتی که کردها هم از آمریکا و هم از موساد دریافت کردند – بسیاری از آن‌ها پس از تصرف توسط ارتش اسرائیل از حماس در غزه یا از حزب‌الله در لبنان "بازتعریف" شده بودند – و آموزش‌هایی که کردها از اسرائیلی‌ها دریافت کردند، جنگجویان را کاملاً آماده برای عملیات کرده بود.

درباره اینکه آیا دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، توسط برخی از مقامات ارشد خود یا رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، متقاعد شد که عملیات را وتو کند، بحث وجود دارد.

حتی در داخل اسرائیل، برخی مقامات شک داشتند که چنین عملیاتی موفقیت‌آمیز باشد. اما مقامات موساد و منابع نزدیک به بارنئا گفتند که بیشتر عملیات‌های آژانس نیاز به ایمان دارند و اینکه جاسوسان قبلاً فهرست بلندبالایی از عملیات‌ها را انجام داده‌اند که فراتر از تصور است.

اگرچه گزارش شده است که جان راتکلیف، مدیر سیا، موضعی قوی علیه مداخله کردها اتخاذ کرده بود، منابع موساد گفته‌اند که او هرگز به اسرائیلی‌ها نگفته بود که مخالف آن است. علاوه بر این، آن‌ها به گزارش‌های عمومی اشاره می‌کنند که سیا به کردها سلاح داده بود، به این معنی که آژانس مخفی آمریکا به گونه‌ای عمل کرده بود که می‌توانست به وقوع عملیات کمک کند.

منابع اسرائیلی، مقامات آمریکایی در کاخ سفید – بسیاری به ج.د. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، که تردیدهایی درباره جنگ ۲۰۲۶ با ایران ابراز کرده بود، اشاره می‌کنند – را متهم کرده‌اند که این طرح را به اردوغان لو داده‌اند تا به رئیس‌جمهور ترکیه کمک کنند قبل از آغاز عملیات به موقع به ترامپ برسد و آن را متوقف کند.

لوک شرودر، دستیار ویژه و دبیر مطبوعاتی ونس، در پاسخ به این گزارش گفت: "این گزارش کاملاً نادرست است، و اگر آن‌ها (اورشلیم پست) زحمت تماس برای اظهار نظر را به خود داده بودند، ما این را به آن‌ها می‌گفتیم."

دیدگاه‌های بارنئا درباره تغییر رژیم: از ملاقات با ترامپ تا به امروز

وقتی بارنئا در ۱۲ فوریه با ترامپ از طریق ویدئو صحبت کرد، هرگز قول نداد که رژیم ایران بلافاصله سقوط خواهد کرد. بلکه او تخمین زد که سرنگونی رژیم می‌تواند به راحتی یک سال یا بیشتر از زمان پایان جنگ طول بکشد، اما این جنگ، که شامل عملیات زمینی کردی نیز می‌شد، شرایط را برای تغییر رژیم به شدت بهبود می‌بخشید. در سخنرانی نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو در مراسم خروج بارنئا، نخست‌وزیر ادعاهای مشابهی را مطرح کرد. تمرکز اصلی بارنئا این بود که رژیم تا پایه و اساس خود متزلزل خواهد شد.

در واقع، ارتش اسرائیل بمباران نیروهای رژیم ایران و بسیج در مناطق کردی را آغاز کرد، همان‌طور که ارتش اسرائیل علنی کرد. با این حال، در حالی که ارتش اسرائیل بعداً اعلام کرد که ۱۰۰٪ اهداف "بحرانی" و "ضروری" مورد اصابت قرار گرفته‌اند، پست دریافته است که احتمالاً تنها حدود ۱۰٪ از اهداف برای کمک به کردها در ضربه زدن به نیروهای رژیم ایران، واقعاً مورد اصابت قرار گرفته بودند.

این اهداف در اعداد کلی عملیات گنجانده نشده بودند، زیرا بخشی از مرحله جداگانه‌ای از جنگ محسوب می‌شدند که هرگز به طور کامل آغاز نشد. در این طرح، حدود هشت میلیون کرد، و بسیاری از اقلیت‌های دیگر مانند سنی‌ها و بلوچ‌ها، می‌توانستند به تلاش برای سرنگونی رژیم، مانند یک بهمن، کشیده شوند.

به اعتقاد بارنئا، اگر ترامپ سرسخت بماند – و او هنوز معتقد است که رئیس‌جمهور آمریکا این کار را خواهد کرد – و فشار مالی، دریایی، دیپلماتیک و نظامی بر ایران را ادامه دهد، رژیم ظرف یک سال سقوط خواهد کرد. با این حال، به درک بارنئا، اگر ترامپ قبل از دستیابی به توافق نهایی بر سر همه مسائل کلیدی، تحریم‌های اقتصادی یا محاصره متقابل خود علیه ایران در تنگه هرمز را بردارد، آنگاه برنامه‌های اسرائیل، سیا و موساد کمتر مرتبط خواهند شد.

در این صورت، رژیم اسلامی با بودجه‌های جدیدی سیل‌آسا خواهد شد و دوباره قوی‌تر می‌شود. این امر همچنین ظرف یک تا دو سال به جمعیت غیرنظامی بیشتر نیز سرایت خواهد کرد که می‌تواند فشار داخلی بر ایرانیان برای سرنگونی رژیم را کاهش دهد.

در این سناریو، در حالی که رژیم اسلامی هنوز هم می‌تواند سرنگون شود، پست دریافته است که بارنئا چنین اقدامی را بسیار پیچیده‌تر می‌داند و نیازمند مجموعه برنامه‌هایی کاملاً متفاوت است.

تصویری عمومی که امور بین‌الملل یا عملیات مخفی را نشان می‌دهد.

چه کسی ایران را اداره می‌کند؟ مجتبی خامنه‌ای، وحیدی (رهبر سپاه) یا چندین رهبر غیرنظامی؟

پرسش کلیدی دیگری که پیوسته مورد بحث و بازنگری قرار گرفته این است که پس از ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای در ۲۸ فوریه، چه کسی سرنوشت ایران را تعیین می‌کند؟

منابع موساد می‌گویند که پسر آیت‌الله، مجتبی، واقعاً کنترل را در دست دارد.

شدت جراحات مجتبی، که در همان حمله‌ای که پدرش کشته شد به او وارد آمد، و اینکه آیا آن‌ها توانایی صحبت کردن او را مختل کرده‌اند یا خیر، نامشخص است.

اما توافق عمومی وجود دارد که مجتبی نقش رهبر عالی جدید را به طور کامل بر عهده گرفته است. پست همچنین دریافته است که حداقل از اواسط آوریل، این دیدگاه اطلاعات نظامی اسرائیل بوده است، با وجود گزارش‌های متناقض دوره‌ای از رسانه‌های مختلف.

درباره اظهارات دوره‌ای که سعی در تضعیف این موضوع دارند که آیا مجتبی مسئول است، منابع دفاعی اسرائیل این را بیشتر به عنوان تلاش‌هایی برای ترغیب مجتبی به پاسخ‌های سریع‌تر به پیشنهادات آمریکا می‌دانند، زمانی که از کندی واکنش او ناامیدی وجود داشته است.

چرا آمریکا یا اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای "پیکاکس ماونتن" حمله نکرده‌اند؟

اگرچه حملات آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ به ایران در نابودی تأسیسات هسته‌ای فردو، که زیر کوه قرار داشت، موفقیت‌آمیز بود، ایرانیان ثابت کردند که می‌توانند عمیق‌تر حفاری کنند، تا حدی که حتی بمب‌های سنگرشکن نفوذکننده به صخره آمریکا، که اسرائیل فاقد آن‌هاست، بی‌اثر خواهند بود.

پست اولین بار در سال ۲۰۲۱ گزارش داد که ایران در حال ساخت تأسیسات هسته‌ای "پیکاکس ماونتن" است که حتی عمیق‌تر از فردو قرار دارد. اگرچه این تأسیسات هنوز عملیاتی در نظر گرفته نمی‌شود، پست اکنون تأییدیه از هر دو منبع ارشد آمریکایی و اسرائیلی درباره نگرانی‌ها در مورد امکان‌پذیری نابودی آن از طریق هوا دریافت کرده است.

مقامات ارشد آمریکایی و اسرائیلی "پیکاکس ماونتن" – همراه با اورانیوم ۶۰ درصدی که با آوار زیر تأسیسات هسته‌ای ایران پوشانده شده است – را یکی از بزرگترین نگرانی‌های هسته‌ای باقی‌مانده می‌دانند، در صورتی که عملیاتی شود و ایران دارایی‌های هسته‌ای حیاتی را به آنجا منتقل کند، زیرا این می‌تواند نوعی "منطقه مصونیت" به آن‌ها بدهد.

ترامپ به طور علنی اعلام کرده است که نمی‌خواهد نیروهای زمینی بزرگ آمریکایی لازم را به ایران بفرستد تا "پیکاکس ماونتن" را نابود کند یا اورانیوم ۶۰ درصدی را تصرف کند. در عوض، او می‌خواهد مذاکرات کنونی خود با ایران منجر به حذف یا رقیق‌سازی اورانیوم، و همچنین تعهد ایران به توقف غنی‌سازی اورانیوم در همه تأسیسات (از جمله "پیکاکس ماونتن"، اگر تأسیسات نابود نشود) شود. این موارد به شدت نظارت خواهند شد.

اگرچه آمریکا یک عملیات زمینی چند روزه را برای نجات دو خلبان آمریکایی سرنگون شده در ایران انجام داد، پست دریافته است که ژنرال‌های ارشد آمریکایی به ترامپ فشار آورده‌اند که عملیات زمینی برای تصرف اورانیوم را امتحان نکند. آن‌ها معتقدند که این عملیات ممکن است ماه‌ها طول بکشد و بسیار خطرناک‌تر باشد و تعداد بسیار بیشتری از سربازان آمریکایی را در معرض حمله قرار دهد.

چرا موساد عملیات زمینی خود را برای خرابکاری در برنامه‌های هسته‌ای ایران انجام نداد؟

چرا موساد عملیات زمینی عظیم خود را برای خرابکاری در تأسیسات هسته‌ای ایران، از جمله فردو، انجام نداد؟ چه چیزی باعث شد نیروی هوایی در ژوئن ۲۰۲۵ رهبری را بر عهده بگیرد؟

پیش از این گزارش شده بود که در جلسات اواخر آوریل و اوایل مه ۲۰۲۴ بین نتانیاهو، موساد و مقامات ارشد ارتش اسرائیل، اتفاق مهمی رخ داد.

سال‌ها بود که نتانیاهو رهبری خنثی کردن تهدید هسته‌ای ایران را به موساد سپرده بود.

همچنین یک طرح احتمالی برای موساد وجود داشت تا یک عملیات بی‌سابقه و گسترده‌تر را برای نابودی همزمان اکثر برنامه هسته‌ای ایران، از جمله فردو، انجام دهد.

در حالی که ایران در گذشته موساد را به خرابکاری تک‌تک تأسیسات متهم کرده بود، این کار بسیار بزرگ‌تر بود.

اما در جلسات اواخر آوریل و اوایل مه ۲۰۲۴، نتانیاهو سرانجام تصمیم گرفت که این طرح بسیار بزرگ، غیرواقعی و غیرقابل دستیابی است.

شائول موفاز، رئیس سابق ارتش اسرائیل، و همچنین یعقوب ناگل، رئیس سابق شورای امنیت ملی، هر دو حکم دادند که این عملیات امکان‌پذیر نیست یا بسیار بحث‌برانگیز است؛ سپس طرح‌ها توسط هرتزی هالوی، رئیس سابق ستاد کل ارتش اسرائیل، و یوآو گالانت، وزیر دفاع سابق، متوقف شد. علاوه بر این، منابع می‌گویند که بارنئا خودش به دلیل این یافته‌ها عملیات را متوقف کرد.

در هر صورت، پس از لغو عملیات موساد، هالوی و گالانت با برنامه‌های خود برای آماده شدن برای حمله هوایی احتمالی به ایران پیش رفتند، برنامه‌هایی که تا آن زمان نتانیاهو آن‌ها را در حاشیه قرار داده بود، بر اساس امیدش به اینکه موساد می‌تواند یک حمله گسترده علیه برنامه هسته‌ای ایران را انجام دهد.

این برنامه‌ها بعداً از نوامبر ۲۰۲۴ تا زمان عملی شدن آن‌ها در ژوئن ۲۰۲۵ به طور قابل توجهی توسعه یافتند.

اما پست اکنون می‌تواند ابعاد کامل روایت متقابل موساد و بارنئا را در این داستان فاش کند.

منابع نزدیک به بارنئا می‌گویند که سه دلیل اصلی برای عدم پیشروی این عملیات وجود داشت. یکی این بود که هیچ‌کس در ارتش اسرائیل یا خارج از موساد باور نداشت که ده‌ها ایرانی محلی را بتوان در یک عملیات حیاتی بدون لو رفتن و تضعیف عملیات به کار گرفت. اگر عوامل "آبی و سفید" (اسرائیلی) این کار را نمی‌کردند، برنامه موفق نمی‌شد.

امروزه، بارنئا درباره این استدلال می‌خندد و اشاره می‌کند که نقش‌های گسترده و حیاتی موساد در "عملیات تاریخی شیر در حال خیزش" کاملاً توسط عوامل محلی ایرانی اداره می‌شد، بدون هیچ‌گونه لو رفتن.

دلیل دوم این بود که مقامات ارشد ارتش اسرائیل و سایر مقامات دفاعی می‌خواستند اثبات مفهوم و تجربه موساد را برای انجام چنین عملیات عظیمی ببینند.

با وجود عملیات‌های موفقیت‌آمیز منتسب به موساد علیه تأسیسات هسته‌ای ایران از دهه ۲۰۰۰ تا ژوئن ۲۰۲۱ در نطنز (بارها)، کرج و جاهای دیگر، عملیات برنامه‌ریزی‌شده بسیار بزرگ‌تر بود و شامل تعداد بسیار بیشتری از عوامل و درصد بالاتری از عوامل محلی ایرانی می‌شد، به طوری که حتی موساد نیز آن را قابل مقایسه نمی‌دانست.

منابع موساد پاسخ می‌دادند که اگر این منطق آژانس را متوقف می‌کرد، آنگاه آن‌ها هرگز بیپرهای منفجرشونده، واکی‌تاکی‌های منفجرشونده، یا بسیاری از عملیات‌های قبلی علیه ایران را انجام نمی‌دادند.

این به آن دلیل است که عملیات‌های موساد، به تعریف خود، تقریباً همیشه کاملاً جدید و منحصربه‌فرد هستند. آن‌ها تقریباً همیشه شامل مقادیر زیادی حیله‌گری، حواس‌پرتی، اطلاعات نادرست و فناوری‌های جدید هستند، زیرا پس از استفاده از یک عملیات، فرض بر این است که دشمن هدف قرار گرفته، رویه‌هایی را برای از بین بردن هرگونه شانس تکرار همان عملیات، در نظر خواهد گرفت.

سومین دلیل لغو عملیات این بود که پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، موساد دید که نیروهای ارتش اسرائیل (در صدها هزار نفر)، منابع، زمان و توجه چقدر عمیقاً در غزه سرمایه‌گذاری شده‌اند. آژانس معتقد بود که هیچ شانسی وجود ندارد که ارتش اسرائیل بتواند پوشش نظامی حفاظتی مورد نیاز را برای امکان‌پذیر ساختن چنین عملیاتی فراهم کند.

محمود احمدی‌نژاد ممکن است گزینه اسرائیل و آمریکا برای رهبری ایران باشد

گزارش‌های خارجی حاکی از آن بود که محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور سابق ایران، ممکن است به عنوان گزینه آمریکا و اسرائیل برای رهبری رژیم جدید در ایران مطرح باشد.

منابع موساد می‌گویند که یافتن رهبری جایگزین برای یک رهبر خاص قطعی نیست. اسرائیل و آمریکا با افراد زیادی ارتباط داشته‌اند و بهتر است وارد جزئیات نشویم، آن‌ها اضافه کردند.

چه زمانی موساد ممکن است بتواند فاش کند که با چه کسانی برای ارتقای رهبری جدید در تماس بوده است؟ به احتمال زیاد پس از سرنگونی رژیم فعلی، اما احتمالاً قبل از آن، حداقل در آینده نزدیک، خیر.

بهترین نتیجه جنگ با حزب‌الله چیست؟

چندین مقام ارشد سیاسی و دفاعی اسرائیل، با احتیاط اما قاطعانه، ترامپ را به دلیل مداخله او در روز دوشنبه برای جلوگیری از حمله ارتش اسرائیل به حزب‌الله در بیروت، مورد انتقاد قرار داده‌اند.

این مقامات ارشد دو سناریوی جداگانه را در مورد نتیجه با حزب‌الله توصیف می‌کنند: قبل و بعد از مداخله ترامپ. آن‌ها می‌گویند که پس از مداخله ترامپ با نتانیاهو، حزب‌الله اکنون درک می‌کند که اسرائیل به داهیه حمله نخواهد کرد، که این امر آن‌ها را تقویت می‌کند.

آن‌ها همچنین خاطرنشان کردند که این امر بر فرآیندهای داخلی و مذاکرات بین حزب‌الله و دولت لبنان نیز تأثیر خواهد گذاشت، جایی که اسرائیل امیدوار بود طیف کامل فشارها مزایای جدیدی به دولت در فشار بر حزب‌الله برای خلع سلاح بدهد.

علاوه بر این، آن‌ها می‌گویند که حزب‌الله با اظهار علنی ترامپ مبنی بر مذاکره مستقیم با آن‌ها، حتی اگر از طریق واسطه باشد، تقویت شده است.

به گفته منابع ارشد اسرائیلی، اگر حزب‌الله اکنون احساس بازگشت به حس پیروزی در برخی مناطق را داشته باشد، دستیابی به پیشرفت استراتژیک جدید علیه آن‌ها بسیار دشوارتر خواهد بود.

مقامات مختلف ارشد اسرائیلی احساس می‌کردند که اسرائیل، آمریکا و دولت لبنان تقریباً به جایی رسیده بودند که حزب‌الله امتیازات تاریخی بدهد، اما ترامپ این کار را در لحظه آخر متوقف کرد.

احساس این است که وقتی نتانیاهو روز دوشنبه صبح طرح حمله به حزب‌الله در بیروت را علنی کرد، تنها به این دلیل بود که او اطمینان داشت حمایت آمریکا را دارد و از دست دادن این حمایت در اواخر همان روز یک شگفتی بزرگ بود.

بارنئا احتمالاً با این تحلیل سایر مقامات اسرائیلی درباره حزب‌الله مخالف نخواهد بود.

در مورد یک مسئله همپوشان، بارنئا کمتر هیجان‌زده است. اگر برخی مقامات اسرائیلی درباره نگهداری نامحدود جنوب لبنان صحبت می‌کنند، او می‌پرسد که هدف از چنین موضعی چیست، با توجه به اینکه چنین تاکتیکی از ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ امتحان شد و در بلندمدت موفق نشد.

بلکه او نگهداری جنوب لبنان را به عنوان یک اهرم چانه‌زنی موقت برای تلاش در متقاعد کردن حزب‌الله به خلع سلاح می‌بیند.

بارنئا درباره شانس موفقیت رومن گوفمن در اداره موساد چه فکری می‌کند؟

معروف است که بارنئا قدم بی‌سابقه‌ای در مخالفت علنی با گوفمن به عنوان رئیس بعدی موساد برداشت. بارنئا در سال‌های اخیر با او کار کرده بود، زمانی که گوفمن دبیر نظامی نتانیاهو بود.

او با دفتر دادستان کل و رئیس سابق دیوان عالی و رئیس کمیته بررسی، آشر گرونیس، موافق بود که اقدامات گوفمن در "پرونده الکمایس" (که او ظاهراً با مدیریت نادرست یک عامل مخفی به نمایندگی از ارتش اسرائیل برخورد کرده بود) موجب رد صلاحیت او می‌شود.

و بارنئا می‌دانست چه می‌کند. در چندین درگیری با مقامات ارشد دفاعی اسرائیل در طول سال‌ها – چه در مورد زمان‌بندی بیپرهای منفجرشونده یا کشتن نصرالله – او هرگز به بهای سیاسی اتخاذ مواضعی که می‌توانست برای او نزد سایر مقامات در قدرت گران تمام شود، فکر نکرده بود.

با این حال، به دنبال رأی ۲ به ۱ دیوان عالی کشور در روز دوشنبه که به گوفمن تأیید نهایی برای به عهده گرفتن سمت را داد، بارنئا فوراً تغییر موضع داد و هم نامه‌ای فرستاد و هم سخنرانی کرد و به آژانس دستور داد تا به طور کامل از گوفمن حمایت کند.

برداشت پست این است که هر چقدر هم که این وضعیت برای این دو مرد ناخوشایند و عجیب باشد، بارنئا واقعاً اکنون از گوفمن حمایت می‌کند و حمایت او صرفاً برای رعایت ملاحظات سیاسی نیست. بارنئا می‌گوید که گوفمن افراد خوب زیادی دارد که نقش خود را در موساد می‌دانند و او می‌تواند با استفاده از آن‌ها موفق شود.

برخلاف بسیاری از گزارش‌های رسانه‌ای، منابع نزدیک به بارنئا پیش‌بینی می‌کنند که مقامات موساد با روی کار آمدن گوفمن به طور دسته‌جمعی استعفا نخواهند داد. فقط رئیس بخش "تِوِل" گفته بود که او می‌رود و در داخل موساد بحثی وجود دارد که آیا او در هر صورت ممکن بود برود.

بارنئا اضافه می‌کند که سه رئیس بخش هنگام ورود او به دفتر استعفا دادند و تلاش کردند اصلاحات او را برای انتقال از عملیات‌های کوچک‌تر توسط بیشتر عوامل اسرائیلی، به ده‌ها عملیات همزمان، که اغلب توسط عوامل محلی خارجی انجام می‌شد، اجرا کنند.

پس از تمام بحث‌ها درباره گوفمن، کسانی که ممکن است امیدوار باشند بارنئا، دیوید زینی، رئیس شین بت را محکوم کند، ناامید خواهند شد. دیدگاه بارنئا این است که زینی کاملاً صلاحیت دارد و از زمان تصدی این نقش در پاییز ۲۰۲۵، کار بسیار عالی‌ای انجام می‌دهد.

همان‌طور که بارنئا "به سوی غروب آفتاب" می‌رود، هنوز مطمئن نیست که برای مرحله بعدی زندگی خود چه می‌خواهد (او درباره سفرهای بین‌المللی با همسرش صحبت کرده است، اما همسرش نگران نزدیک ماندن به فرزندانشان است)، هیچ شکی نیست که او به شکل‌گیری آینده اسرائیل کمک کرده است. اگر او نقش‌های بیشتری بخواهد، بسیاری احتمالاً به دنبال استعدادهای او خواهند بود.

بخش‌هایی از این مقاله بر اساس کتاب آینده نویسنده با عنوان "در اتاق جنگ: داستان درونی مبارزه اسرائیل علیه حماس و محور ایران" است.