دههها بود که نقشه انرژی خلیج فارس بر یک گلوگاه واحد متمرکز بود: تنگه هرمز. اکنون، پترودولتهای منطقه با تحریک جنگ ایران، برای ترسیم خطوط جدید جهت دور زدن آن عجله دارند.
در سراسر خلیج، دولتها میلیاردها دلار را در خطوط لوله جدید نفت، مسیرهای راهآهن و مراکز ذخیرهسازی انرژی سرمایهگذاری میکنند تا این آبراه را دور بزنند؛ این امر قرار است یکی از پایدارترین پیامدهای این درگیری باشد. ارتباطات جدید انرژی بخشی از بازطراحی گستردهتر نقشه لجستیکی منطقه است که تجارت را به سمت حملونقل جادهای، ریلی و بنادر جدید سوق میدهد.
حماد حسین، اقتصاددان کالاهای شرکت تحقیقاتی کپیتال اکونومیکس (Capital Economics) مستقر در لندن، اظهار داشت: "میراث این بحران منجر به ساخت زیرساختهایی برای دور زدن تنگه هرمز خواهد شد. با توجه به اینکه تهدید دیرینه ایران برای بستن مؤثر تنگه اکنون به حقیقت پیوسته، این جن از بطری خارج شده است."
مقامات و تحلیلگران میگویند حتی اگر واشنگتن و تهران برای بازگشایی تنگه به توافق برسند و صادرات دریایی از سر گرفته شود، تغییر به سمت یک شبکه صادراتی با خروجیهای متعدد پایدار خواهد بود؛ زیرا این درگیری ثابت کرده است که برنامههای اضطراری قوی ضروری هستند. توانایی عربستان سعودی در صادرات نفت از طریق یک خط لوله جایگزین که پیش از این کمتر مورد استفاده قرار میگرفت، ارزش استراتژیک یک پشتیبان را نشان داد، در حالی که در هفتههای اخیر امارات متحده عربی و عراق برنامههایی را برای گسترش خطوط لوله خود آغاز کردهاند.
این پیامدها بسیار فراتر از خلیج فارس است. دور زدن آبراهی که زمانی یک پنجم نفت جهان از آن عبور میکرد، نحوه دسترسی ایمن انرژی به تمام نقاط جهان را تغییر خواهد داد.
سلطان الجابر، وزیر صنعت و فناوری پیشرفته امارات متحده عربی، در یک مجمع اخیر شورای آتلانتیک اظهار داشت که این درگیری نشان داد "بخش زیادی از انرژی جهان هنوز از طریق گلوگاههای بسیار کمی جابجا میشود." او افزود که این موضوع اکنون محرک برنامههای تسریعشده ابوظبی برای دور زدن هرمز است.
الجابر، که همچنین رئیس غول نفتی دولتی ادنوک (Adnoc) است، گفت: "امنیت انرژی دیگر فقط در مورد توانایی شما برای ادامه تولید نیست. بلکه در مورد مسیرها، دسترسی، ذخیرهسازی و قابلیت اطمینان است."
تحلیلگران میگویند تنگه هرمز همچنان اقتصادیترین مسیر صادراتی است و به احتمال زیاد پس از بازگشایی دوباره مورد استفاده قرار خواهد گرفت. دور زدن آن زمانبر، پرهزینه و مستلزم دیپلماسی دقیق فرامرزی است. به عنوان مثال، مسیرهای جدید پیشنهادی عراق، نه تنها به خطوط لوله جدید، بلکه به توافقاتی با اردن، سوریه یا ترکیه در مورد امنیت، ترانزیت و حقوق صادرات نیاز دارد.
اما رابین میلز، مدیرعامل شرکت مشاوره اماراتی قمر انرژی (Qamar Energy)، گفت که ساخت جایگزینها، تنگه را به عنوان یک سلاح خنثی میکند.
او گفت: "هنگامی که شما یک مسیر جایگزین دارید، تهدید بسته شدن بیشتر کاهش مییابد. به نقطهای میرسید که بسته شدن آن برای ایرانیها بیمعنا خواهد بود؛ زیرا چیزی را متوقف نخواهند کرد و فقط خودشان را از دسترسی محروم میکنند."
تغییر به سمت مسیرهای جایگزین در حال حاضر در منطقه قابل مشاهده است.
عربستان سعودی اکنون خط لوله شرق-غرب خود را با ظرفیت کامل – حدود ۷ میلیون بشکه در روز – اجرا میکند که نسبت به قبل از جنگ، تقریباً ۲ میلیون بشکه در روز افزایش یافته است. این خط در طول جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، که شاهد حملاتی به کشتیها در تنگه بود، به بهرهبرداری رسید.
میلز گفت، در حالی که خط لوله میتواند بیشتر گسترش یابد، عربستان سعودی همچنین نیاز به ارتقاء تأسیسات مدیریت صادرات، مانند مخازن ذخیره و پمپهای بارگیری، در بندر ینبع در دریای سرخ برای مدیریت جریان بیشتر دارد.
امارات متحده عربی توانست برخی از صادرات نفت خود را از طریق خط لوله به فجیره، یک شهر بندری استراتژیک در خارج از تنگه هرمز، تغییر مسیر دهد. در ماه مه، ابوظبی اعلام کرد که برنامههای خود را برای یک خط لوله دوم در امتداد این مسیر که ظرفیت صادرات را تا سال ۲۰۲۷ دو برابر میکند، تسریع خواهد کرد.
این خط لوله برای امارات متحده عربی پس از خروج آن از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در ماه گذشته، اهمیت عمیقتری دارد؛ این اقدام تا حدی با جاهطلبی این کشور برای پمپاژ نفت بیشتر فارغ از سهمیههای کارتل، انجام شد. فراتر از دور زدن تنگه، این مسیر به ابوظبی امکان میدهد تا صادرات خود را گسترش داده و جایگاه عربستان سعودی را به عنوان بازیگر غالب نفت در منطقه به چالش بکشد.
اماراتیها همچنین بر شبکه تجاری و استراتژی ذخیرهسازی خود تکیه میکنند. الجابر از ادنوک گفت که این شرکت ذخایر اضافی را برای مشتریان آسیایی تأمین کرده و در حال گسترش و بازسازی ذخایر نفت برای محافظت در برابر شوکهای آینده است.
در همین حال، عمان با بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی خود، بنادرش در دریای عمان – فراتر از تنگه هرمز – را به عنوان مراکز ذخیرهسازی و صادرات نفت تبلیغ میکند.
کشورهای حوزه خلیج فارس همچنین در حال بحث برای تسریع یک پروژه راهآهن طولانیمدت هستند که کشورهای منطقه را به هم متصل میکند. به گفته کپیتال اکونومیکس، چنین خط راهآهنی راه دیگری برای انتقال سوخت و کالاها از تنگه فراهم میکند، اگرچه راهآهن تنها میتواند مقادیر کمتری از نفت را نسبت به خطوط لوله یا کشتیها جابجا کند.
البته، رهایی از هرمز به هیچ وجه ساده نیست.
خطوط لوله داخلی در برابر حملات پهپادی آسیبپذیر باقی میمانند: پهپادهای ایرانی در ماه آوریل به خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی حمله کردند و تهران ماه گذشته تأسیسات نفتی فجیره امارات متحده عربی را هدف قرار داد. برخی صادرات حیاتی – مانند گاز طبیعی مایع – تنها میتواند از طریق کشتی انجام شود. و ساخت خطوط لوله جدید یک سرمایهگذاری چند ساله و چند میلیارد دلاری است که نه تنها به فولاد و مهندسی، بلکه به حقوق زمین، امنیت، تأمین مالی و توافقات دیپلماتیک نیاز دارد.
سینزیا بیانکو، پژوهشگر مهمان در شورای روابط خارجی اروپا، گفت که با این حال، اراده سیاسی در منطقه برای انجام این سرمایهگذاریهای بلندمدت در حال قویتر شدن است.
بیانکو گفت: "وقتی سعودیها و اماراتیها برای اولین بار در خطوط لوله دور زننده هرمز سرمایهگذاری کردند، مردم به آنها گفتند که این دیوانهوار گران است و واقعاً نیازی به آن نیست. اما بعداً معلوم شد که ارزش زیادی داشته است."