در ماه مارس، ما فاش کردیم که احمد وحیدی، فرمانده جدید کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در واقع قدرت اصلی رژیم است – گزارشی که متعاقباً توسط منابع اطلاعاتی غربی نیز تأیید شد. اما این تنها نیمی از ماجراست.
گرچه وحیدی قطعاً یک شخصیت کلیدی – و شاید اصلیترین – در رژیم است، او در سالهای اخیر به دلیل ایفای نقشهای مهم در بوروکراسی دولتی، از جمله خدمت به عنوان وزیر کشور در دولت ابراهیم رئیسی فقید در سال ۲۰۲۱ و ریاست دانشگاه عالی دفاع ملی از سال ۲۰۱۸، از فرماندهی سپاه غایب بوده است. بنابراین، از لحظهای که وحیدی فرمانده کل شد، نیاز داشت تا پایگاه حمایتی خود را در سپاه، به ویژه در میان نسلهای جوانتر سپاه و بسیج، گسترش دهد.
اینجاست که محمدعلی جعفری (معروف به عزیز جعفری)، فرمانده کل سابق سپاه پاسداران – و شاید دومین فرد قدرتمند کنونی در ایران – وارد میشود. جعفری مردی است که راهحلهای مشکل وحیدی را در اختیار دارد. و برداشت ما این است که ائتلافی مبهم بین وحیدی و جعفری شکل گرفته است، که هر دو رقبای قدرتمند قالیباف محسوب میشوند.
درگیری شخصی جعفری با قالیباف در سال ۲۰۲۲ علنی شد. یک فایل صوتی درز کرده از گفتگویی در سال ۲۰۱۸، که گفته میشود بین جعفری، فرمانده وقت سپاه، و معاون اقتصادی سپاه بوده است، قالیباف را در فسادی گسترده درگیر میکرد. اما این جعفری بود که شغل خود را از دست داد.
با این حال، جعفری کنار گذاشته نشد. در واقع، در سال ۲۰۱۹، او به ریاست یکی از مهمترین و مخفیترین سازمانهای تشکیل شده برای مهندسی نتایج سیاسی و اجتماعی در ایران منصوب شد: قرارگاه پنهان بقیهالله.
اهمیت این دستگاه در یک فایل صوتی درز کرده که ما از قرارگاه بقیهالله به دست آوردیم، مورد تأکید قرار گرفت؛ در آنجا معاون قرارگاه، ساسان زارع، مقام ارشد سپاه، فاش کرد که این قرارگاه همان جایگاه ویژه نیروی بدنام قدس را دارد و مستقیماً به دفتر رهبر معظم گزارش میدهد.
جعفری یکی از ماهرترین استراتژیستهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. او به عنوان فرمانده کل از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۹، طراحی و نظارت بر غیرمتمرکزسازی سپاه را بر عهده داشت، استراتژی جنگی که اکنون سپاه علیه ایالات متحده و اسرائیل به کار میگیرد. پس از سال ۲۰۰۷، او ایجاد سپاههای استانی را برای آمادهسازی رژیم در برابر دو تهدید اصلی: جنگ خارجی و ناآرامیهای داخلی، پیش برد.
تحت رهبری او، سپاه به شدت توانمندیهای نظامی و امنیتی خود را گسترش داد. جعفری به ایجاد سازمان اطلاعات سپاه کمک کرد، فرماندهی سایبری سپاه را تأسیس کرد و ظرفیت جنگ نامتقارن آن را علیه ایالات متحده تقویت نمود. او همچنین نقش محوری در سرکوب وحشیانه اعتراضات ضد رژیم در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۷-۲۰۱۸ ایفا کرد، که هر دو بقای جمهوری اسلامی را به طور جدی به چالش کشیدند.
در سال ۲۰۱۹، جعفری قرارگاه بقیهالله را به عنوان بازوی اجتماعی و فرهنگی سپاه پاسداران ایجاد کرد. همانطور که تحقیقات ما نشان داده است، هدف آن سازماندهی، آموزش و بسیج پایگاه حمایتی کوچک اما رادیکال رژیم در سراسر ایران بود. این استراتژی بر آنچه سپاه آن را «حلقه میانی» مینامد، متمرکز بود؛ شبکهای از جوانان اسلامگرای رادیکال. برنامه جعفری قصد داشت ۸۰۰,۰۰۰ گروه کوچک، با تقریباً چهار میلیون عضو، در محلات ایران طی پنج سال ایجاد کند. این گروهها برای انجام عملیات فرهنگی و سیاسی، از پلیس ایدئولوژیک و پروپاگاندا گرفته تا شکلدهی نتایج سیاسی، آموزش دیدند.
از سال ۲۰۱۹، «حلقه میانی» در مهندسی انتخابات نیز مورد استفاده قرار گرفته است. در مارس ۲۰۲۴، یک فایل صوتی درز کرده نشان داد که محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه سابق، به نقش جعفری در دستکاری انتخابات اشاره میکند. در سال ۲۰۲۴، گزارش شده است که جعفری از این شبکه برای حمایت از سعید جلیلی و جلوگیری از رسیدن قالیباف به دور دوم استفاده کرد و رقابت آنها را عمیقتر ساخت.
در واقع، از طریق همین دستگاه «حلقه میانی» است که جعفری توانسته پایگاه قدرتمندی را در میان نسلهای سوم و چهارم جوانتر و ایدئولوژیکتر سپاه و بسیج، یعنی همان پایگاه حمایتی که وحیدی اکنون به آن نیاز دارد، تثبیت و فرماندهی کند.
وحیدی نیز مانند جعفری – که یک «پاکباخته» ایدئولوژیک و تندرو است – احتمالاً دیدگاههای نامطلوبی نسبت به قالیباف به دلیل اتهامات فساد دارد، اتهاماتی که به اعتبار سپاه به عنوان یک نیروی ایدئولوژیک اسلامگرا لطمه زده است.
ضعف سیاسی قالیباف همچنین ناشی از شکاف بین تصویر انقلابی او و سبک زندگی خانوادهاش در خارج از کشور است. گزارشها به ارتباطات طولانیمدت پسرش، اسحاق، با استرالیا اشاره کردهاند؛ جایی که او تحصیل، کار و اقامت موقت داشته و از اجاره ملک درآمد کسب میکرده است. همسر، دختر و داماد او نیز در سال ۲۰۲۲ در مرکز رسوایی «سیسمونی گیت» قرار گرفتند، پس از بازگشت از ترکیه ظاهراً با مقادیر زیادی کالای کودک، در زمانی که مردم عادی ایران تحت فشار اقتصادی شدید رنج میبردند.
این رسواییها به شکلگیری تصویری از مردی دامن زدهاند که ریاضت انقلابی را در داخل کشور موعظه میکند در حالی که خانوادهاش از زندگی در خارج بهرهمند میشوند. از نظر سیاسی، قالیباف نیز از زمان ورود به سیاست انتخاباتی در سال ۲۰۰۵ بسیار انعطافپذیر بوده است. او بین تصویر یک فرمانده امنیتی سرسخت، یک شهردار تکنوکرات، یک مدرنیزهکننده عملگرا و یک تندروی وفادار نزدیک به مرکز قدرت در نوسان بوده است.
این تغییر مداوم چهره به او کمک کرده تا زنده بماند، اما باعث شده بسیاری از جناحهای داخل رژیم به او بیاعتماد شوند. قالیباف تجسم الیگارشی فاسد سپاه است که مورد انتقاد شدید نسلهای جوانتر و ایدئولوژیکتر سپاه قرار گرفته است.
بنابراین، به نظر میرسد ائتلافی از منافع، ایدئولوژی و قدرت، وحیدی و جعفری – رؤسای دو قدرتمندترین خاندانهای الیگارشی سپاه – را گرد هم آورده است. وحیدی به جعفری نیاز دارد تا «حلقه میانی» و نسلهای جوانتر سپاه و بسیج را برای ساختن یک پایگاه حمایتی شخصی بسیج کند، در حالی که جعفری از وحیدی برای کنار گذاشتن رقبا مانند قالیباف استفاده میکند.
این ائتلاف بین جعفری و وحیدی همچنین میتواند به بازتعریف ساختار، پرسنل و تاکتیکهای سپاه پاسداران منجر شود. هر دو نفر نماینده دیدگاهی اصولگرا و ایدئولوژیک در سپاه هستند، دیدگاهی که سیاست، جامعه و منطقه را از منظر امنیتی-تئوکراتیک میبیند. اگر ائتلاف آنها موفق شود، بخشهای جوانتر و رادیکالتر سپاه و بسیج را تقویت خواهد کرد، کسانی که از نظر ایدئولوژیک منظمتر و کمتر به سیاستهای بوروکراتیک قدیمی جمهوری اسلامی وابسته هستند.
این امر تحول رژیم از یک تئوکراسی که توسط سپاه محافظت میشود به یک تئوکراسی امنیتی تحت سلطه آن را عمیقتر خواهد کرد. پیامدها جدی خواهد بود. در داخل کشور، احتمالاً جمهوری اسلامی سرکوبگرتر خواهد شد. در خارج از کشور، سپاهی که کاملاً اختیارات سیاسی را به دست گیرد، تهاجمیتر خواهد بود: رویارویی با دشمنان ایران را نه به عنوان یک خطر، بلکه به عنوان زبان طبیعی قدرت خواهد دید.
اگر رژیم و ائتلاف وحیدی-جعفری از جنگ جان سالم به در ببرند، این پیامدها بسیار واضح خواهند بود – به ویژه هنگامی که نتانیاهو و ترامپ از قدرت کنار روند.