تصویرسازی: اکونومیست/پیتر کراوتر
تصویرسازی: اکونومیست/پیتر کراوتر

فناوری هوشمند، جنگ را به انتخابی احمقانه‌تر تبدیل می‌کند

کشورهای کوچک‌تر و ضعیف‌تر می‌توانند با تجهیزات ارزان و کشنده، راحت‌تر از خود دفاع کنند

بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴، گلوله‌ها و بمب‌ها نزدیک به سه چهارم میلیون نفر را در جنگ‌ها کشتند. بسیاری دیگر نیز بر اثر پیامدهای غیرمستقیم درگیری‌ها، مانند گرسنگی و بیماری جان باختند. آمار تلفات جنگی در چهار سال گذشته، بالاترین رقم از زمان پایان جنگ سرد بوده است. و به چه منظوری؟ حتی رهبرانی که جنگ‌های اخیر را آغاز کردند نیز از نتایج راضی نیستند. تهاجم روسیه به اوکراین برای ولادیمیر پوتین به باتلاقی خفت‌بار تبدیل شده است. جنگ رئیس‌جمهور دونالد ترامپ علیه ایران به شدت اشتباه پیش رفته است. این دو جنگ انتخابی، دو حقیقت جدید در میدان نبرد را به نمایش می‌گذارند. فناوری پیشروی زمینی هر ارتشی را دشوارتر کرده است. همچنین، قدرت‌های ضعیف‌تر را در برابر حمله قدرتمندترها، قادر ساخته تا آشوب به پا کنند.

در مقاله‌ای خداحافظی‌گونه در این هفته، سردبیر دفاعی اکونومیست به این می‌پردازد که چگونه جنگ در دهه گذشته تغییر کرده و چگونه ممکن است در آینده تکامل یابد. اولین تغییر بزرگ این است که سربازان در میدان نبرد آسیب‌پذیرتر هستند. حسگرها و ماهواره‌ها می‌توانند آن‌ها را ببینند؛ پهپادهای کوچک و ارزان می‌توانند آن‌ها را بکشند. ارتش‌ها برای پنهان شدن، حرکت و بقا باید بیشتر از گذشته تلاش کنند. "منطقه کشتار" گسترده در خط مقدم اوکراین، جایی که سربازان در گروه‌های کوچک حرکت می‌کنند و ربات‌های زمینی مجروحان را تخلیه کرده و تدارکات را می‌رسانند، مظهر این تغییر است.

فناوری به سرعت گسترش می‌یابد. سربازان اسرائیلی در لبنان اکنون با همان نوع پهپادهایی روبرو هستند که برای اولین بار در اوکراین مورد استفاده قرار گرفتند. موشک‌های ایرانی بسیار دقیق‌تر از اسکادهای عراقی هستند که در جنگ اول خلیج فارس شلیک شدند. اگر چین بخواهد به تایوان حمله کند، نیروهای زمینی آن با بارش سنگین پهپادها مواجه خواهند شد. اکنون دستیابی به برتری هوایی دشوارتر شده و به دلیل لایه جدید فضای هوایی اشباع شده از پهپادها، حفاظت کمتری برای سربازان به ارمغان می‌آورد.

برخی کارشناسان نتیجه می‌گیرند که مانور – حمله به نقاط ضعف دشمن از طریق شوک و حرکت سریع – دیگر امکان‌پذیر نیست. اما جنگ یک محیط داروینی است که به سازگاری مداوم دامن می‌زند و میدان نبرد برای مدت طولانی ثابت نمی‌ماند. درس اوکراین این نیست که جنگ‌های آینده همیشه شامل پیاده‌نظام رنجور خواهد بود که فقط چند متر در روز در خطوط مقدم ثابت و طولانی حرکت می‌کنند. بلکه این است که ارتش‌ها باید خود را به درستی آموزش و تجهیز کنند تا دوربین‌ها، حسگرها و مهمات بالای سر و اطراف خود را کور، مختل و از آن‌ها فرار کنند.

ارتش‌های غربی در این زمینه به شدت عقب هستند. آنها به مسدودکننده‌ها و سیستم‌های دفاعی ضد پهپاد بسیار بیشتری نیاز دارند تا دیده و مورد حمله قرار نگیرند. آنها به آموزش‌های واقع‌گرایانه برای شبیه‌سازی این شرایط نیاز دارند، به همین دلیل ارتش‌های ناتو در طول تمرینات از اوکراینی‌های آگاه به پهپاد کمک می‌گیرند. و باید با جسارت بیشتری سیستم‌های بدون سرنشین را برای همه چیز از شناسایی گرفته تا لجستیک وارد نیروهای خود کنند.

آنها نباید صرفاً از اوکراین کپی‌برداری کنند. ارتش این کشور، با وجود نوآوری‌های شگفت‌انگیز، کاستی‌های جدی دارد. ژنرال‌های آموزش‌دیده شوروی هنوز هم تیپ‌ها را در خط مقدم به طور جزئی مدیریت می‌کنند. نیروهای پهپادی اوکراین ممکن است در سطح جهانی باشند، اما به اندازه کافی با نیروهای تهاجمی هماهنگ نیستند. و پهپادهایی که اکنون در آسمان دونباس و آب‌های دریای سیاه پرواز می‌کنند، کوچک‌تر، دارای برد کوتاه‌تر و ارزان‌تر از پهپادهایی هستند که در جنگ بر فراز فواصل گسترده اقیانوس آرام مورد نیاز خواهند بود.

تغییر دوم این است که فناوری جدید هدف‌گیری را متحول کرده است. نرم‌افزارهای مجهز به هوش مصنوعی به ارتش‌ها امکان می‌دهند اهداف را با سرعت و مقیاسی که قبلاً غیرقابل تصور بود، پیدا کرده و مورد حمله قرار دهند. عملیات برق‌آسای آمریکا در ایران پیش‌نمایشی از این موضوع را ارائه می‌دهد. ارتشی که بتواند دشمنان خود را در شناسایی و نابودی پست‌های فرماندهی، انبارها و تسلیحات پیشی بگیرد، در تئوری می‌تواند آنها را فلج کرده و وادار به تسلیم کند. در عمل، این کار به شدت دشوار است.

آمریکا و اسرائیل می‌توانستند به میل خود ایران را بمباران کنند، با این حال ایران هیچ نشانه‌ای از تسلیم شدن از خود نشان نمی‌دهد. برعکس، این کشور طی ۳۹ روز درگیری، پرتاب پهپادها و موشک‌ها را ادامه داد و توانست برنامه هسته‌ای خود را حفظ کند، تنگه هرمز را ببندد و آشوب اقتصادی جهانی به راه اندازد. آقای ترامپ تعداد اهداف ایرانی نابود شده توسط تجهیزات برتر آمریکایی را جشن می‌گیرد، اما هدف‌گیری باید وسیله‌ای برای رسیدن به یک هدف باشد، نه جایگزینی برای استراتژی. آنچه او انتظار داشت یک جنگ کوتاه و سریع باشد، به سرعت ذخایر مهمات گران‌قیمت آمریکا را تخلیه کرد و تحمل محدود این کشور را برای هزینه‌های اقتصادی، چه رسد به تلفات، آشکار ساخت. در جنگ‌های قبلی، مانند جنگ آمریکا در ویتنام و شوروی در افغانستان، طرف کوچک‌تر و ضعیف‌تر پیروز شد زیرا در خاک خود می‌جنگید. اکنون طرف ضعیف‌تر نیز می‌تواند از تسلیحات با دقت بالا برخوردار باشد.

سومین تحول، در کنار این تغییرات فناورانه، این است که قوانین جنگ به طور فزاینده‌ای تحت فشار قرار گرفته‌اند. نیروهای آقای پوتین غیرنظامیان اوکراینی را مورد شکنجه، بمباران بی‌رویه و حملات سیستماتیک به تأسیسات پزشکی قرار داده‌اند. حماس به قتل عام زنان و کودکان اسرائیلی افتخار کرده است. درست است که جنگ‌های گذشته نیز وحشیانه بودند. آنچه جدید است این است که نه تنها دیکتاتورها، تروریست‌ها و شورشیان به طور علنی هنجارها را زیر پا می‌گذارند. برخی از رهبران دموکراسی‌های غربی نیز چنین می‌کنند. اسرائیل مجازات جمعی بی‌رحمانه‌ای را بر غیرنظامیان در غزه اعمال کرده است. وزیر جنگ آمریکا "قانونی بودن نیم‌بند" در عملیات نظامی را به تمسخر می‌گیرد. آقای ترامپ تهدید کرده است که تمدن ایران را نابود خواهد کرد و شوخی کرده که اژدر کردن کشتی‌های پر از ملوان "سرگرم‌کننده" است. نقض گستاخانه هنجارها نه تنها غیراخلاقی بلکه غیرعاقلانه است، زیرا در جنگ‌های آینده، که شامل پهپادها و موشک‌های دوربرد می‌شود، غیرنظامیان غربی از پناهگاهی که مسلم می‌دانستند، برخوردار نخواهند بود.

برای چه خوب است؟

سال‌های آینده قطعاً درگیری‌های جدیدی را به همراه خواهند داشت. آقای ترامپ با آشکار کردن بی‌اعتنایی خود به متحدان، قدرت آمریکا برای بازدارندگی متجاوزان را تضعیف کرده است. و رهبران سیاسی در همه جا همچنان تصور خواهند کرد که تحت رهبری درخشان آنها، جنگ بعدی سریع و بدون درد خواهد بود. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که جنگ دشوارتر و پرهزینه‌تر می‌شود؛ برای کشورهای ضعیف‌تر آسان‌تر است که قدرتمندترها را به عقب برانند و خونریزی کنند؛ آغاز جنگ آسان‌تر از پایان دادن به آن است. این چیزی است که آقای ترامپ باید در حالی که در حال بررسی از سرگیری جنگ با ایران یا آغاز جنگی در کوبا است، به آن بیندیشد؛ برای آقای پوتین، در حالی که او همچنان جان‌ها و پول را در اوکراین به آتش می‌کشد؛ و برای شی جین پینگ چین، در حالی که او تصمیم می‌گیرد به تایوان حمله کند. هر چه فناوری نظامی هوشمندتر می‌شود، جنگ‌های انتخابی احمقانه‌تر به نظر می‌رسند.

این مقاله در بخش «سرمقاله‌ها» در نسخه چاپی با عنوان «فناوری هوشمندتر، جنگ را به انتخابی احمقانه‌تر تبدیل می‌کند» منتشر شد.