فرهنگ سیاسی را نمی‌توان از آسمان بازطراحی کرد و طبیعت انسان را نمی‌توان در یک اتاق کنفرانس در واشنگتن از نو ساخت. © ایوان وایت
فرهنگ سیاسی را نمی‌توان از آسمان بازطراحی کرد و طبیعت انسان را نمی‌توان در یک اتاق کنفرانس در واشنگتن از نو ساخت. © ایوان وایت

افسر سابق سیا: تغییر رژیم در ایران بسیار دشوارتر از آن چیزی است که آمریکا تصور می‌کند

اقدام پنهانی می‌تواند به سرنگونی یک رهبر کمک کند، اما به ندرت مشروعیت می‌آفریند.

این نویسنده یک افسر عملیاتی سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) با سابقه عمیق در خاورمیانه است.

ایالات متحده و اسرائیل آسیب‌های قابل توجهی به دستگاه نظامی و امنیتی ایران وارد کرده‌اند. فرماندهان ارشد با سرعتی بی‌سابقه در جنگ‌های مدرن کشته شده‌اند.

حس مصونیت رژیم متزلزل شده است. اینها دستاوردهای واقعی هستند. اما جمهوری اسلامی همچنان همان چیزی است که مدت‌ها بوده: رژیمی که در داخل بی‌رحم و در خارج بی‌ثبات‌کننده است.

موفقیت نظامی را نباید با تحول سیاسی اشتباه گرفت. این معضل اکنون گریبان‌گیر واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن است: چگونه از دستاوردهای میدان نبرد بهره‌برداری کنند، بدون آنکه در توهم آشنای اینکه صرفاً فشار می‌تواند تغییر رژیم را به ارمغان آورد، سقوط کنند.

پس از ۲۶ سال فعالیت عملیاتی با سیا، از جمله کمک به رهبری برنامه‌های قابل توجه اقدام پنهانی، تجربه من نشان می‌دهد که هیچ راه‌حل جادویی در اینجا وجود ندارد — به‌ویژه در زمینه اقدام پنهانی.

آنچه برخی نظریه‌پردازان سیاست خارجی فراموش می‌کنند این است که فرهنگ سیاسی را نمی‌توان از آسمان بازطراحی کرد و طبیعت انسان را نمی‌توان در یک اتاق کنفرانس در واشنگتن از نو ساخت. سؤال کنونی این است که آیا ما ایران را به اندازه کافی می‌شناسیم تا بر گسست آن تأثیر بگذاریم، بدون اینکه مسئولیت فروپاشی را بر عهده بگیریم.

اکثر ناظران جدی این حقیقت ناخوشایند را درک می‌کنند. چشم‌انداز تغییرات سیاسی فوری در تهران همچنان اندک است. همانطور که کریم سجادپور، پژوهشگر، مشاهده کرده، سپاه پاسداران و ارتش به دنبال تضمین بقای رژیم هستند، زیرا این امر به نفع اقتصادی آنهاست. حتی پس از شکست‌های نظامی، ابزارهای اصلی اجبار رژیم به اندازه کافی دست‌نخورده باقی مانده‌اند تا جانشینی و بقا را شکل دهند.

شرکای آمریکا در خلیج فارس، به ویژه امارات متحده عربی، علاقه‌ای ندارند که در آن سوی آب با یک حیوان زخمی تنها بمانند. یک جنگ طولانی‌مدت هزینه‌ها را به شدت افزایش خواهد داد: تهدیدهای مکرر موشکی و پهپادی، اختلال در کشتیرانی و بیمه از طریق تنگه هرمز، فشار بر اعتماد سرمایه‌گذاران در ابوظبی و دبی، و خطر پنهان تلافی‌جویی نیابتی یا پنهانی ایران در خاک امارات.

رهبران امارات می‌دانند که وقتی حملات هوایی به پایان می‌رسد و سرفصل‌ها تغییر می‌کنند، آنها همچنان با عواقب آن روبرو خواهند بود. نگرانی آنها نه تنها بقای جمهوری اسلامی است، بلکه اینکه آیا این رژیم خشمگین، به گوشه رانده شده و حتی بیشتر به تلافی‌جویی نامتقارن وابسته، باقی خواهد ماند.

از سوی دیگر، جامعه اطلاعاتی ایالات متحده باید هوشیار باشد و به اندازه کافی منابع داشته باشد تا با بازگشت به جنگ سرد با جمهوری اسلامی که می‌تواند شامل عملیات کشنده علیه مقامات آمریکایی باشد، مقابله کند.

به همین دلیل، ایالات متحده باید در برابر وسوسه فراتر رفتن از اهداف اعلام شده رئیس‌جمهور دونالد ترامپ مقاومت کند، که می‌تواند ما را به یک کمپین بی‌قید و شرط برای تغییر رژیم سوق دهد. خطر تنها گسترش مأموریت نیست، بلکه خطر یک جنگ واقعاً منطقه‌ای است.

برای بیش از یک نسل، برخی سیاست‌گذاران آمریکایی معتقد بودند که خاورمیانه را می‌توان از طریق زور و مهندسی سیاسی اصلاح، بازسازی یا دوباره ساخت. این خودبینی بارها شکست خورده است، زیرا نحوه عملکرد واقعی قدرت در منطقه را به اشتباه درک می‌کند.

این نکته به ویژه در بحث گزینه‌های جایگزین رژیم کنونی اهمیت دارد. هیچ مخالف منسجمی برای به دست گرفتن زمام امور آماده نیست. دیاسپورای ایران (ایرانیان خارج از کشور) متفرق است. سازمان مجاهدین خلق، یا منافقین (MEK) — یک گروه مخالف در تبعید با رویه‌های داخلی بحث‌برانگیز و اعتبار اندک در داخل ایران — ابزار مناسبی برای مشروعیت‌بخشی نیست.

رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران و شناخته‌شده‌ترین چهره سلطنت‌طلب در تبعید، همچنان شناخته‌شده‌ترین نام اپوزیسیون در خارج از کشور است و این باید مورد اذعان قرار گیرد.

او ممکن است هنوز به عنوان یک قهرمان واقعی مردم ایران ظهور کند، اما شهرت با قدرت یکی نیست و او هنوز وفاداری نهادهای امنیتی یا نظامی را که تعیین‌کننده هر گونه گذار جدی هستند، فرماندهی نمی‌کند.

واشنگتن همچنین باید از هدر دادن هر گونه حسن نیت باقی‌مانده در میان ایرانیان عادی که بین حاکمان خود و جهان خارج تمایز قائل هستند، خودداری کند. در انجام عملیات نظامی، ایالات متحده نهایت دقت را برای به حداقل رساندن خطر برای غیرنظامیان به کار می‌گیرد. به همین دلیل، باید اجازه داد تحقیقات درباره بمباران مدرسه‌ای در میناب مسیر خود را طی کند. اگر در نهایت مشخص شود که ایالات متحده مسئول بوده، واشنگتن باید به اشتباه خود اذعان کرده و عذرخواهی کند. این هم از نظر اخلاقی درست و هم از نظر استراتژیک عاقلانه است.

تاریخ در مورد اقدام پنهانی درس‌های تأمل‌برانگیزی ارائه می‌دهد. در برخی موارد به تغییر رژیم کمک کرده است: کودتای سازمان سیا-انگلیس در سال ۱۹۵۳ در ایران که منجر به برکناری نخست‌وزیر محمد مصدق شد، و سرنگونی یاکوبو آربنز در گواتمالا در سال ۱۹۵۴ با حمایت آمریکا. اما این رویدادها محدودیت‌ها را نیز آشکار می‌کنند.

اقدام پنهانی می‌تواند به سرنگونی یک رهبر کمک کند. اما به ندرت مشروعیت، نهادها یا نظم سیاسی پایدار ایجاد می‌کند. و عواقب آن — واکنش متقابل، سرکوب، بی‌ثباتی یا نارضایتی طولانی‌مدت ضد آمریکایی — می‌تواند سال‌ها بعد آشکار شود.

رویکرد عاقلانه‌تر، صبر استراتژیک است: برای مدتی به تحلیل بردن قابلیت‌های کشنده رژیم ادامه دهید، اما بمباران را در اولین فرصت کاهش دهید تا احساسات غیرنظامیان سخت نشود یا حسن نیت از بین نرود. مهم‌تر از همه، واشنگتن باید به رایزنی نزدیک با متحدان خلیج فارس ادامه دهد که مدت‌ها پس از پایان فاز نظامی، مسئول مدیریت پیامدها خواهند بود.

ایران ممکن است هنوز تغییر کند. در واقع، این احتمال وجود دارد. اما تاریخ نشان می‌دهد که برای ایالات متحده تضعیف این رژیم بسیار آسان‌تر از شکل دادن به آنچه در آینده می‌آید، است.