پرتره قاسم سلیمانی بر روی ساختمانی در جریان راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی در تهران، ۱۰ فوریه. عکس: وحید سالمی/آسوشیتدپرس
سیاست خارجیخاورمیانهتحلیل سیاسی
مراقب نخبگان حاکم جدید ایران باشید
تحقیر نظامی اخیر این کشور، راه را برای تندروهایی باز میکند که در مورد جاهطلبیهای هستهای خود مصالحه نخواهند کرد
نویسنده: روئل مارک گراخت,ری تکیهتاریخ انتشار: 2024-02-10منتشر شده در: The Wall Street Journal۲ دقیقه مطالعه
ترجمه و بازنویسی هوشمند از the wall street journal
در یک نگاهچکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی
مقالهای به قلم روئل مارک گراخت و ری تکیه به تحلیل وضعیت کنونی ایران و تغییرات احتمالی در قدرت سیاسی این کشور میپردازد. نویسندگان به تجربه جنگ ۱۲ روزه اخیر میان ایران، اسرائیل و آمریکا اشاره میکنند و بیان میکنند که برخلاف جنگ طولانی و پرهزینه ایران و عراق، این درگیری کوتاهمدت به بازسازی و تقویت ساختار قدرت داخلی جمهوری اسلامی نپرداخته است. برعکس، این جنگ به کاهش قدرت حال حاضر مدیران فعلی نهادهای ایرانی انجامیده و زمینه را برای ظهور نسلی جدید از رهبران تندرو فراهم کرده است که به نظر میرسد تمایلی به مصالحه در خصوص جاهطلبیهای هستهای خود ندارند. این تحولات بهخصوص برای کشورهای غربی مانند آمریکا و اسرائیل نگرانکننده تلقی میشود. در تصویر ضمیمه مقاله، پرتره قاسم سلیمانی روی یک ساختمان در جریان راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی در تهران نشان دادهشده که نمادی از تأثیرات تاریخی گذشته این کشور بر روی نسل جدید رهبری است.
همه جنگها پیامدهایی دارند، بهویژه برای مغلوبشدگان. برای جمهوری اسلامی ایران، «جنگ ۱۲ روزه» — درگیری اخیرش با اسرائیل و آمریکا — مانند جنگ ایران و عراق، نبردی جانسوز و جامعهبرهمزن نبوده است. در سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷، صدها هزار نفر کشته شدند و آسیبهای میدان جنگ، نزدیک بود ستون حیاتی حکومت، یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، را از هم بپاشد. اما آن درگیری فرصتی را برای ایران فراهم کرد: این نبرد باعث شد رژیم نهادهایی را بسازد که بقای انقلاب را تضمین میکردند.
در مقابل، جنگ ۱۲ روزه بهطور قابل توجهی از قدرت رؤسای آن نهادها کاسته و به نظر میرسد نسل جدیدی از رهبران را به میدان بیاورد. این خبر بدی برای اسرائیل و آمریکاست.