اشتراک
رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، پس از امضای توافقنامه دفاع مشترک در مکه، ۷ آگوست ۲۰۲۶.
رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، پس از امضای توافقنامه دفاع مشترک در مکه، ۷ آگوست ۲۰۲۶.
خاورمیانه تحلیل

آیا پیمان دفاعی عربستان در میان حملات حوثی‌ها سوءتفاهم شده است؟ - تحلیل

مفهوم پشت توافقنامه دفاع مشترک مکه بیشتر درباره آغاز یک فرآیند است تا امکان اعزام سریع نیرو به خاک هر یک از شرکا

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

پیشروی حوثی‌ها در یمن و حملات آن‌ها به عربستان سعودی، پرسش‌هایی را درباره کارآمدی «پیمان دفاعی مکه» میان ریاض، ترکیه و پاکستان ایجاد کرده است. بسیاری از تحلیل‌گران و رسانه‌ها با مقایسه این پیمان با ناتو، معتقدند عدم مداخله نظامی اعضای این پیمان علیه حوثی‌ها نشان‌دهنده ناکارآمدی آن است. با این حال، تحلیل دقیق‌تر نشان می‌دهد که تفسیر عمومی از این توافق دچار سوءتفاهم است. این پیمان نه یک اتحاد نظامی برای مداخله فوری، بلکه فرآیندی است که در مراحل اولیه شکل‌گیری قرار دارد و هدف آن ایجاد یک چارچوب دفاعی بلندمدت در واکنش به کاهش نفوذ آمریکا در منطقه است. همان‌طور که ناتو نیز در بسیاری از درگیری‌های جهانی اعضایش دخالت نکرد، انتظار برای حضور نظامی ترکیه و پاکستان در یمن با ماهیت این پیمان همخوانی ندارد. جنگ یمن برای عربستان وضعیتی مشابه تجربه آمریکا در ویتنام دارد که در آن پیروزی نظامی با حمایت‌های خارجی بسیار دشوار است. در واقع، ریاض پیش از هرگونه انتظار از شرکای خود، نیازمند تعیین استراتژی مشخص در قبال بحران یمن است. در نهایت، سود اصلی عربستان از این پیمان محدود به مشاوره‌های نظامی و همکاری‌های دفاعی خواهد بود، نه ورود مستقیم نیروهای ترکیه یا پاکستان به میدان نبرد. بنابراین، توافق مکه بیش از آنکه یک ابزار برای اعزام سریع نیرو باشد، گامی نمادین و ساختاری برای تعمیق همکاری‌های امنیتی در دوران گذار قدرت در خاورمیانه است.

پیشروی حوثی‌ها در یمن غافلگیرکننده بوده است؛ عربستان سعودی و خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داد. ریاض در آستانه حملات حوثی‌ها مشغول تثبیت یک اتحادیه دفاعی جدید با ترکیه و پاکستان بود. اکنون، برخی ناظران به نظر می‌رسد فکر می‌کنند که پیمان عربستان-پاکستان-ترکیه ممکن است از قبل در معرض خطر باشد.

سؤال این است که آیا این ممکن است برداشت نادرستی از آنچه در حال رخ دادن است باشد. ابتدا نمونه‌ای از مقالات را بررسی می‌کنیم. شبکه NDTV اشاره می‌کند که «حوثی‌ها پیمان عربستان-پاکستان-ترکیه را آن‌گونه که هست افشا کردند». خبرگزاری Ynet News نیز یادآوری می‌کند که «حملات حوثی‌ها به مکه رسید و محدودیت‌های پیمان دفاعی عربستان با ترکیه و پاکستان را آشکار کرد».

الجزیره می‌پرسد آینده پیمان دفاعی چیست. میدل ایست آی (Middle East Eye) یادداشت کرد: «چرا پیمان دفاعی مکه اقدامی علیه حوثی‌ها را فعال نکرده است.» این رسانه ادامه می‌دهد که «یک مقام ترک استدلال می‌کند که اتحادیه جدید با عربستان و پاکستان نیاز به زمان دارد تا عملیاتی شود». مجله Jacobin استدلال کرده بود که «توافق مکه بین عربستان، ترکیه و پاکستان پاسخی به ناامنی و کاهش قدرت آمریکا در منطقه است» و آن را با ناتو مقایسه کرد.

همین چند روز و هفته گذشته، گزارش‌ها حاکی از آن بود که کشورهای بیشتری ممکن است به این پیمان بپیوندند. برای مثال، دویچه وله (Deutsche Welle) اشاره کرد که «در حالی که بنگلادش خطرات امضای توافقنامه دفاع مشترک مکه را سنجش می‌کند، کارشناسان هشدار می‌دهند که چنین حرکتی ممکن است روابط را پیچیده کند».

همچنین، Japan Times یادداشت کرد: «با تشدید تنش‌های عربستان با حوثی‌ها، فشار بر پاکستان برای انتخاب یک طرف افزایش یافته است.» این مقاله اضافه می‌کند: «جنگ بین جنبش حوثی مورد حمایت ایران در یمن و نیروهای عربستان، به طور فزاینده‌ای آزمایش می‌کند که پاکستان تا چه مدت می‌تواند هر دو موضع را حفظ کند.»

در این تصویر اسکرین‌شات دست‌ساز از ویدیویی که مرکز رسانه‌ای حوثی‌ها ارائه کرده، مبارزان گروه حوثی یمنی بقایای پهپاد Karayel متعلق به نیروهای مورد حمایت عربستان را پس از سرنگونی توسط نیروهای هوایی تحت کنترل حوثی‌ها در جریان درگیری‌های مداوم در یمن، ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶، بررسی می‌کنند.
در این تصویر اسکرین‌شات دست‌ساز از ویدیویی که مرکز رسانه‌ای حوثی‌ها ارائه کرده، مبارزان گروه حوثی یمنی بقایای پهپاد Karayel متعلق به نیروهای مورد حمایت عربستان را پس از سرنگونی توسط نیروهای هوایی تحت کنترل حوثی‌ها در جریان درگیری‌های مداوم در یمن، ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶، بررسی می‌کنند.
ارائه شده توسط مرکز رسانه‌ای حوثی‌ها از طریق Getty Images

توافقنامه دفاع مشترک مکه در مقابل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی

فرض اینکه پیمان مکه ممکن است منجر به جنگیدن ترکیه و پاکستان با حوثی‌ها شود، ممکن است بخشی از فرضیات نادرست درباره خودِ اتحادیه باشد. این یک اتحادیه دفاعی است. می‌توان استدلال کرد که سعودی‌ها در سال ۲۰۱۵ در یمن مداخله کردند و بنابراین این یک «جنگ دفاعی» نیست.

علاوه بر این، وقتی معامله امضا شد، جنگ از قبل در جریان بود. هیچ نشانه‌ای در مراسم امضا وجود نداشت که ریاض قصد داشته باشد از این دو کشور بخواهد نیرو به یمن بفرستند یا سامانه‌های پدافند هوایی به پادشاهی ارسال کنند. همچنین، پاکستان و عربستان سعودی از قبل در مسائل دفاعی همکاری داشتند و از پاکستان خواسته نشده بود که وارد یمن شود.

ممکن است مفید باشد که به سایر اتحادیه‌های تاریخی نگاه کنیم تا چالش‌هایی که شرکای جدید با آن مواجه هستند را درک کنیم. ناتو، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، در سال ۱۹۴۹ توسط ایالات متحده، کانادا و ده کشور اروپای غربی در میان تنش‌های رو به رشد با اتحاد جماهیر شوروی تأسیس شد. اصل مرکزی آن، ماده ۵، حمله به یکی از اعضا را حمله به همه اعضا می‌داند.

ناتو در دوران جنگ سرد گسترش یافت و با پیمان ورشو به رهبری شوروی روبرو شد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، این اتحادیه بسیاری از کشورهای اروپای مرکزی و شرقی را پذیرفت و عملیات‌هایی را در بالکان و افغانستان انجام داد. حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ اولویت‌های ناتو را تغییر شکل داد، تمرکز بر دفاع جمعی را تقویت کرد و منجر به پیوستن فنلاند و سوئد به این اتحادیه شد.

نقش ناتو در برخی از درگیری‌هایی که ایالات متحده در سراسر جهان داشت چه بود؟ مثلاً احساس نمی‌کرد مجبور است وارد ویتنام شود. این جنگ بسیار دور بود و از مفهوم رویارویی با شوروی در اروپا فاصله زیادی داشت. همچنین جنگی بود که ایالات متحده در آن مداخله کرد. آمریکا مورد حمله قرار نگرفته بود. ناتو نیز در جنگ فالکلند مشارکت نکرد، حتی اگر انگلستان مورد حمله قرار گرفته بود. در ایرلند شمالی نیز دخالت نکرد.

یمن ممکن است شبیه‌تر به ویتنام برای عربستان سعودی باشد. این یک درگیری پیچیده است که در آن ریاض از دولت به رسمیت شناخته شده بین‌المللی حمایت می‌کند. بنابراین، مانند حمایت آمریکا از ویتنام جنوبی در برابر شورش ویتنام، یا ویت کونگ است.

سود عربستان از مشاوره‌های ترکیه و پاکستان محدود است

حوثی‌ها همان ویت کونگ هستند. شکست دادن آن‌ها به روش مشابه دشوار است. آن‌ها همچنین سلاح‌های پیشرفته‌تری را از قدرت‌های خارجی به دست آورده‌اند، درست همانطور که سلاح‌های شوروی یا چین از مسیر هو چی مین عبور می‌کردند.

عربستان سعودی ممکن است از برخی مشاوره‌های ترکیه و پاکستان بهره‌مند شود. با این حال، این سود ممکن است محدود باشد. پاکستان ارتش بزرگی دارد اما سال‌هاست با شورش‌ها می‌جنگد. با این حال، در شکست دادن آن شورش‌ها به ویژه موفق نبوده است. ترکیه نیز سال‌هاست در حال جنگیدن است. برای مثال، با حزب کارگران کردستان (PKK) جنگید. تجربه آنکارا موفق‌تر از پاکستان بود.

سؤال برای عربستان سعودی این است که اکنون چه می‌خواهد. باید سیاست خود را تعیین کند. تا زمانی که این کار را نکند، شرکای آن نمی‌توانند برای نجات شتاب کنند. در واقع، مفهوم پشت توافقنامه دفاع مشترک مکه بیشتر درباره آغاز یک فرآیند است تا امکان اعزام سریع نیرو توسط این کشورها به خاک هر یک از شرکای آن‌ها.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: jpost.com