اشتراک
اخبار جهان سیاست روابط بین‌الملل

ترامپ درک نمی‌کند جنگ ابدیتی را که با ایران و روسیه ایجاد کرده است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

سیاست‌های دونالد ترامپ در بازگشت به قدرت، جهان را با هرج‌ومرج و بی‌قانونی مواجه کرده و فرصت کم‌نظیری را برای روسیه و ایران فراهم آورده است تا با درگیر کردن ایالات متحده در یک جنگ ابدی دیگر، نفوذ این کشور در خاورمیانه را تضعیف کنند. نویسنده با انتقاد شدید از رویکرد کودک‌صفتانه و ساده‌انگارانه ترامپ، معتقد است که او با اتخاذ تصمیمات نابالغانه نظامی، از جمله حمله به جزیره لارک و تحریک ایران به بستن تنگه هرمز، عملاً در تله‌ای افتاده که پوتین و مقامات تهران برای او پهن کرده‌اند. این درگیری که با هدف ناتوان نشان دادن واشنگتن دنبال می‌شود، نه تنها هزینه‌های سنگین انسانی و اقتصادی نظیر افزایش قیمت نفت به همراه داشته، بلکه با همکاری راهبردی ایران و روسیه در حوزه‌های نظامی و موشکی، شرایط را برای نیروهای آمریکایی در منطقه بحرانی کرده است. در حالی که اتحاد واشنگتن و اسرائیل به پاشنه آشیل سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده، اقدامات ترامپ عملاً هرگونه مسیر دیپلماتیک مانند توافق‌نامه‌های ابراهیم را مسدود کرده است. از نگاه این متن، عدم درک واقع‌گرایانه ترامپ از قدرت‌های رقیب و ناتوانی در اعمال فشار واقعی بر روسیه، باعث شده تا او ناخواسته ابزارهای لازم را برای دشمنان آمریکا جهت به چالش کشیدن هژمونی این کشور و تداوم خونین‌ترین درگیری‌های منطقه‌ای فراهم کند.

در عصری که بی‌قانونیِ کشورهای سرکش بر امور بین‌الملل حاکم شده است؛ از زمانی که دونالد ترامپ دوباره به کاخ سفیل بازگشت و سپس مانند کودکی با اره‌برقی در سراسر جهان سرگردان شد، طبیعی بود که سایر کشورهای خارج از قانون، یعنی روسیه و ایران، فرصتی در این هرج‌ومرج ببینند.

چهل‌وهفتمین رئیس‌جمهور ایالات متحده، بیش از حد کودک‌صفت است و توسط دولتی مسیحایی‌مآب در اسرائیل گمراه شده تا درک کند که شهروندان ایران هرگز تحت پرچم ستاره‌دار و نواردار آمریکا علیه ظالمان خود در تهران قیام نخواهند کرد و مسکو نیز هرگز دوست آمریکا نخواهد شد.

اما رهبر عالی‌رتبه ایران، مجتبی خامنه‌ای (به همراه شورای نگهبان)، کرملین و ولادیمیر پوتین، آمریکا را درگیر جنگ ابدی دیگری می‌کنند.

قصد بلندمدت آن‌ها آشکار کردن محدودیت‌های قدرت فعلی ایالات متحده و تضعیف بیشتر نفوذ آن در سراسر خاورمیانه است، جایی که اتحاد نزدیک واشنگتن و اسرائیل به یک نقطه ضعف تبدیل شده است.

در آخرین مرحله از تشدید درگیری میان آمریکا و ایران، حکومت دینی کورساز تهران که از گروه‌های تروریستی ضدغربی از اوایل دهه ۱۹۸۰ حمایت کرده است، تحت سلطه افراط‌گرایی مذهبی آخرالزمانی قرار دارد و مردم خود را به تعداد صنعتی می‌کشد؛ و با این حال، نسبت به رهبری آمریکا بالغ‌تر به نظر می‌رسد.

ایالات متحده که جنگ را همزمان با اسرائیل در ۲۸ فوریه امسال آغاز کرد، ایران را به بستن تنگه هرمز تحریک نمود که منجر به جهش قیمت نفت و نوسانات شدید آن شد و کمبود جهانی نفت، مواد ضروری مانند کود شیمیایی را تحت تأثیر قرار داد.

در اواخر آگوست، پس از یک ماه سکون نسبی، موشک‌های آمریکا مانند باران بر جزیره لارک فرود آمدند تا کشتی‌های مین‌گذار ایران را که طبق گفته پنتاگون برای خفه کردن تنگه‌ها استفاده می‌شدند، هدف قرار دهند.

ایران با موشک‌هایی به پایگاه‌های آمریکا در اردن، بحرین، کویت و عراق پاسخ داد. سپس ایران آمریکا را به کشته شدن حداقل پنج نفر در یک مراسم عروسی و زخمی شدن ۶۸ نفر دیگر در کوهستان، و همچنین ضربه به دو نفتکش ایرانی متهم کرد.

ترامپ حق داشت که وعده پایان دادن به «جنگ‌های ابدی» دیگر آمریکا در عراق و افغانستان را بدهد. شکست ایالات متحده و متحدانش در تحمیل دموکراسی به زور، در حالی که همزمان خود را از تعهدات قانونی و اخلاقی که در خانه حکم‌فرما بود رها می‌کردند تا به دنبال هدف‌گیری «تروریسم اسلامی» باشند، منجر به تلفات فاحش غیرنظامیان شد.

حرکت بعدی او، برخلاف توصیه منطقی‌ترین مقامات اطلاعاتی و نظامی که «وزیر جنگ» او آن‌ها را اخراج نکرده بود، آغاز یک «جنگ کوتاه» نابالغانه بود که تنها یک کودک می‌توانست باور کند که می‌توان آن را از طریق هوا پیروز شد.

عدم بلوغ او توسط خود ترامپ به تهران و مسکو اعلام شد؛ کسی که به غرورآمیزی یک شبیه‌سازی هوش مصنوعی از حمله به جزیره لارک را منتشر کرد اما نام آن را جزیره خارگ گذاشت. متحدانش هنگام انجام چنین کاری یا تهدید به نسل‌کشی علیه ایران و محو کردن یک تمدن کامل، لرزان هستند. دشمنانش خندیدن می‌کنند. نادانی او فرصت آن‌هاست و هیچ‌کس مانع او نیست.

ایران که آمریکا را شیطان بزرگ می‌بیند و روسیه که آمریکا را تهدیدی دائمی برای همه چیز از جمله «روح روسیه» می‌داند، مطمئن شده‌اند که ترامپ اکنون درگیر یک جنگ طولانی شده است.

و متحدان آمریکا دیوانگی نزدیکی به آمریکا را درک می‌کنند. کشورهای خط مقدم اکنون در خلیج عربی (یا فارسی) قرار دارند که ناوگان پنجم آمریکا در بحرین مستقر است، دارایی‌های هوایی گسترده در امارات متحده عربی و قطر مستقر شده‌اند و اردن سیستم‌های دفاع هوایی و استقرارهای بلندمدت نیروهای ویژه را میزبانی می‌کند.

در همین حال، اسرائیل که به نسل‌کشی در غزه متهم است، به راندن فلسطینیان از خانه‌هایشان در کرانه باختری اشغالی ادامه می‌دهد.

همه این موارد، هرگونه حرکت رو به جلو با توافق‌نامه‌های ابراهیم را که توسط آمریکا و اسرائیل هدایت می‌شود و برای عادی‌سازی روابط بین اسرائیل و کشورهای اکثریت مسلمان در خاورمیانه و فراتر از آن طراحی شده، غیرممکن می‌سازد.

برای اطمینان از ادامه جنگ، روسیه در حال تأمین اطلاعاتی است که برای هدف‌گیری نیروهای آمریکا در خلیج فارس استفاده می‌شود. این کشور همچنین در توسعه دوجانبه موشک‌های هدایت‌شده شاهد (که توسط روسیه در اوکراین استفاده می‌شود) مشارکت داشته است و طبق گزارش‌های فایننشال تایمز، در کمک به تهران برای توسعه فناوری رامت‌جت برای نصب بر موشک‌های کروز سریع و کم‌ارتفاع که می‌توانند از سیستم‌های دفاع هوایی آمریکا عبور کنند، نیز درگیر است.

و البته، روسیه شریک اصلی ایران در برنامه انرژی هسته‌ای «مدنی» آن است.

ترامپ هنوز اسیر قدرت پوتین و وقار مردی است که با اقتصادی کوچک‌تر از ایتالیا، موفق شده بر جهان قدم بزند، اما هیچ فشاری بر روسیه وارد نکرده است تا از اوکراین خارج شود و به کشتن آمریکایی‌ها در شبه‌جزیره عربستان پایان دهد.

او در عوض، ابزارهایی را در اختیار دشمنان آمریکا قرار داده است تا خون آمریکا را به طور کامل بمکند.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: the-independent.co.uk