اشتراک
انرژی ژئوپلیتیک نفت و گاز

ایالات متحده بی‌سروصدا در حال ایجاد جایگاه جدید انرژی در عراق است

ایالات متحده بی‌سروصدا در حال ایجاد جایگاه جدید انرژی در عراق است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

ایالات متحده در اقدامی راهبردی و کم‌سروصدا، در حال احداث نخستین پایانه واردات گاز طبیعی مایع (LNG) در بندر خور الزبیر عراق است. این پروژه که توسط شرکت آمریکایی «اکسلریت انرژی» توسعه می‌یابد و قرار است از سال ۲۰۲۷ عملیاتی شود، شامل مدیریت مهندسی، تأمین زیرساخت و تحویل سوخت در قالب یک قرارداد یکپارچه است. ظرفیت اولیه این پایانه ۵۰۰ میلیون فوت مکعب در روز پیش‌بینی شده که با هدف تغییر موازنه انرژی در منطقه اجرا می‌شود. از نگاه واشنگتن، این اقدام فراتر از یک پروژه زیرساختی ساده است. ایالات متحده به دنبال کاهش نفوذ اقتصادی و سیاسی ایران و چین در عراق است؛ چرا که بغداد از سال ۲۰۱۹ با امضای توافقنامه‌های گسترده با پکن و نزدیکی به تهران، عملاً در مدار نفوذ این دو کشور قرار گرفته است. با توجه به اینکه بیش از ۹۰ درصد درآمدهای دولت عراق وابسته به نفت و گاز است، آمریکا قصد دارد با تبدیل عراق به قطب انرژی وابسته به خود، پیوندهای راهبردی میان بغداد و تهران را تضعیف کرده و نفوذ چین در خاورمیانه را از طریق طرح «کمربند و جاده» محدود کند. این پروژه در راستای سیاست کلان‌تر آمریکا برای تحکیم قدرت انرژی خود در بازارهای جهانی و جایگزینی منابع انرژی پایدارتر در منطقه، به ویژه در شرایطی که رقبایی چون قطر با محدودیت‌های زیرساختی مواجه هستند، تعریف می‌شود. در نهایت، واشنگتن معتقد است کنترل مسیرهای انرژی، ابزاری تعیین‌کننده برای هدایت سیاست‌های منطقه‌ای و مقابله با رقبا در خاورمیانه است.

از پایان جنگ جهانی دوم، شاید تنها چند رویداد رخ داده باشد که در همان زمان عمدتاً نادیده گرفته شدند، اما به طور بنیادین بازارهای جهانی نفت و در نتیجه ژئوپلیتیک آن را دگرگون کردند. توافق آرام میان فرانکلین دی. روزولت، رئیس‌جمهور آمریکا، و عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود، پادشاه عربستان سعودی، که در ۱۴ فوریه ۱۹۴۵ منعقد شد و روابط انرژی، اقتصادی، سیاسی و نظامی دو کشور را تا ظهور شیل آمریکایی در اوایل دهه ۲۰۱۰ تعریف کرد، یکی از این رویدادهاست، همان‌طور که در آخرین کتاب من درباره نظم جدید بازار جهانی نفت تحلیل شده است. مجموعه دیدارهای ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا، با هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی او، در اکتبر و نوامبر ۱۹۷۳ برای خنثی‌سازی قدرت تازه‌یافته کشورهای عربی در پرتو بحران نفتی ۱۹۷۳ از طریق راهبرد «ابهام سازنده»، رویداد دیگری بود که در آن کتاب نیز به تفصیل آمده است. و تحقیر دونالد ترامپ توسط باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت، در شام خبرنگاران کاخ سفید در سال ۲۰۱۱ که به گفته یکی از نزدیک‌ترین مشاورانش که در آن زمان به طور انحصاری با OilPrice.com گفتگو کرده بود، به طور قطعی میل او را برای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری در آینده برانگیخت، رویداد دیگری بود. یک اعلامیه هفته گذشته ممکن است به خوبی در این قالب بگنجد، مربوط به پروژه‌ای به ظاهر مبهم در عراق که ایالات متحده بی‌سروصدا و تقریباً بدون هیچ تبلیغاتی در حال انجام آن است.

جزئیات صرف نیز برای برانگیختن رسانه‌های جهان کافی نیست: عملیات در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۷ از یک پایانه واردات گاز طبیعی مایع (LNG) که در عراق ساخته می‌شود، آغاز خواهد شد. با این حال، هرچه جزئیات بیشتری آشکار می‌شود، چشم‌انداز خارق‌العاده‌تر می‌شود. برای شروع، این نخستین پایانه واردات LNG است که در عراق ساخته می‌شود و توسط شرکت آمریکایی اکسلریت انرژی (Excelerate Energy) توسعه، تأمین مالی و اداره خواهد شد — همان شرکتی که هفته گذشته اعلامیه کم‌سر و صدا را درباره تاریخ شروع عملیات منتشر کرد. ناگفته نماند که این شرکت پیشرو جهانی در واحدهای ذخیره‌سازی و گازی‌سازی مجدد شناور (FRSUs) و تمام زیرساخت‌های پایین‌دستی مرتبط با LNG است و مدتی پیش قرارداد کاملاً یکپارچه‌ای با وزارت برق عراق با بودجه اولیه ۴۵۰ میلیون دلار آمریکا امضا کرد. با این حال، به گفته یک مقام بسیار ارشد که از نزدیک با وزارت نفت عراق همکاری می‌کند و هفته گذشته به طور انحصاری با OilPrice.com گفتگو کرد، این رقم بسیار اولیه است. اکسلریت تنها توسعه‌دهنده تجاری این پروژه زیرساخت LNG شناور در بندر خور الزبیر خواهد بود و تمام فعالیت‌های مهندسی، تدارکات، لایروبی و پاکسازی سایت در بندر را مدیریت خواهد کرد. این شرکت مسئول نصب تجهیزات عرشه، ارتقای تأسیسات اسکله و تقویت زیرساخت اسکله پایانه برای پشتیبانی از عملیات FSRU خواهد بود و همچنین به عنوان تأمین‌کننده اصلی محموله LNG عمل خواهد کرد و زیرساخت و تحویل سوخت را در یک قرارداد واحد ترکیب خواهد کرد. این تأسیسات در وهله اول برای ظرفیت گازی‌سازی مجدد تضمین‌شده ۵۰۰ میلیون فوت مکعب استاندارد در روز (MMscf/d) طراحی شده است و عراق متعهد به حداقل برداشت روزانه ۲۵۰ MMscf/d است. در اینجا بسیار به‌جاست اشاره شود که طبق قوانین بین‌المللی، شرکت‌های نفتی و گازی خارجی مجازند هرگونه پرسنل امنیتی و زیرساخت‌های مرتبط را که برای حفاظت از سرمایه‌گذاری‌های خود در زمین لازم می‌دانند، مستقر کنند، مشروط بر اینکه مورد تأیید دولت میزبان باشد.

همچنین به‌جاست اشاره شود که اگرچه ایران، همسایه عراق، حداقل از آغاز «عملیات خشم حماسی» در ۲۸ فوریه، چرخه‌های خبری را تحت سلطه خود داشته است، اما همیشه عراق بوده که واشنگتن بیشترین علاقه را به آن داشته است، همان‌طور که فعالیت‌های آشکار و پنهان آن در آنجا از زمان سرنگونی صدام حسین در سال ۲۰۰۳ تأکید می‌کند. در این زمینه، درست است که ایالات متحده از زمان انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹، عراق را از جهات کلیدی متعدد، دولت وابسته به ایران دانسته است، از طریق نیابت‌های اقتصادی، سیاسی، نظامی و مذهبی تهران. به همین ترتیب، واشنگتن همچنین به این نتیجه رسیده است که عراق — حداقل بخش جنوبی آن — مانند ایران، تحت سلطه چین است. در مورد ایران، این سلطه پکن از طریق توافق جامع و عمیق «توافقنامه همکاری جامع ۲۵ ساله ایران و چین» که اولین بار در جهان در مقاله ۳ سپتامبر ۲۰۱۹ من فاش شد و در آخرین کتاب من درباره نظم جدید بازار جهانی نفت به طور کامل تحلیل شده است، برقرار شد. این توافق تخفیف‌های کلانی برای نفت و گازی که چین از ایران می‌خرد در نظر گرفت، به آن حق اولویت انتخاب میادین نفتی و گازی که می‌خواست اکتشاف و توسعه دهد (روسیه انتخاب دوم را داشت) اعطا کرد و به آن حق ساخت پروژه‌های زیرساختی گسترده (از جمله پروژه‌هایی که به شدت به سمت توسعه نظامی در زمین گرایش داشتند) را داد. سپس پکن همان نوع معاملات فراگیر را با عراق منعقد کرد، از جمله توافقنامه «نفت در برابر بازسازی و سرمایه‌گذاری» که در سال ۲۰۱۹ امضا شد و به «توافقنامه چارچوب عراق و چین» در سال ۲۰۲۱ گسترش یافت. نکته مهم برای عراق، ایران، خاورمیانه و تمام قدرت‌های بزرگ بین‌المللی مرتبط، این بود که این رابطه نزدیک بین عراق و ایران برای بقای اقتصادی تهران — و در نتیجه بقای رژیم اسلامی — علیرغم تحریم‌های عظیم بین‌المللی از سال ۱۹۷۹، حیاتی بود. این کار تا حد زیادی با پنهان کردن نفت تحریمی ایران به عنوان نفت غیرتحریمی عراق انجام شد — فرآیندی که با توجه به اینکه چندین میدان نفتی بزرگ دو کشور بخشی از مخازن مشترک هستند، بسیار آسان‌تر شد، همان‌طور که در آخرین کتاب من به طور کامل آمده است. علاوه بر این، برای چین، این دو مجموعه معاملات — با ایران و عراق — نفوذ عمده‌ای بر دو مسیر کلیدی ترانزیت نفت و LNG خاورمیانه فراهم کرده است: تنگه هرمز تحت کنترل ایران (که از نظر تاریخی تا ۳۰٪ نفت جهان و تا ۲۰٪ LNG جهان از آن عبور می‌کند) و تنگه باب المندب تحت کنترل ایران و حوثی‌ها (که از نظر تاریخی تا ۱۲٪ کل تجارت دریایی نفت جهان و حدود ۸٪ محموله‌های LNG آن از آن عبور می‌کند).

با وجود تمام اینها، همچنین درست است که واشنگتن مدت‌هاست امکان مهندسی معکوس این رابطه بین عراق و ایران را دیده است؛ یعنی تضعیف پیوندهای بغداد و تهران، قبل از جایگزینی ایران و چین به عنوان رابطه ابرقدرت کلیدی بغداد، و سپس — پس از تضعیف رژیم اسلامی در ایران — جایگزینی آن با یک دموکراسی غرب‌گراتر از هر نوع در طول زمان. از آنجا که بیش از ۹۰٪ درآمدهای دولت عراق همچنان از نفت و گاز تأمین می‌شود و از آنجا که LNG از زمان حمله روسیه به اوکراین در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ به منبع کلیدی انرژی اضطراری جهان تبدیل شده است، واشنگتن ایجاد یکی از قطب‌های اصلی LNG جهان در عراق را راهی عالی برای سست کردن چنگ اندازی ایران و چین بر عراق می‌داند. در کنار این، همچنین ایجاد عراق در مرکز تلاش جدید ایالات متحده برای گسترش بیشتر توافق‌های عادی‌سازی روابط (پیمان‌های ابراهیم) بین کشورهای عربی و اسرائیل، با میانجیگری واشنگتن، را راهی مؤثر برای متوقف کردن راهبرد چین برای گسترش نفوذ خود در سراسر خاورمیانه از طریق «طرح کمربند و جاده» می‌داند. ایالات متحده در موقعیت ممتازی برای پیشبرد این راهبرد مبتنی بر LNG قرار دارد، به ویژه با توجه به خسارات زیرساختی که ایران به تأمین‌کنندگان کلیدی LNG در منطقه وارد کرده است، و تا پایان سال ۲۰۲۲ خود را به عنوان صادرکننده پیشرو LNG جهان تثبیت کرده است. مقامات قطر — که از نظر تاریخی یکی از صادرکنندگان برتر LNG جهان است — اکنون تخمین می‌زنند که ترمیم کامل خسارات وارده به تأسیسات عظیم گازی پارس جنوبی (North Dome) در شهر صنعتی راس لفان سه تا پنج سال طول بکشد، که پیامدهای قابل توجهی برای ظرفیت صادرات LNG این امیرنشین در این فاصله دارد. برعکس، ایالات متحده امروز با پردازش حدود ۱۸ میلیارد فوت مکعب در روز (Bcf/d) گاز طبیعی به LNG، همچنان بزرگترین صادرکننده است و اداره اطلاعات انرژی پیش‌بینی می‌کند که ظرفیت صادرات تا سال ۲۰۳۱ نسبت به سطح ۲۰۲۴ دو برابر شود. «یک ضرب‌المثل قدیمی وجود دارد: "اگر آنها را از بیضه گرفته باشید، قلب و ذهنشان دنبال خواهد شد"، و ترامپ می‌داند که کنترل انرژی راه انجام این کار است»، یک منبع بسیار ارشد امنیت انرژی در کمیسیون اروپا به تازگی به طور انحصاری به OilPrice.com گفت. «شما آن را دیدید که او [رئیس‌جمهور ترامپ] به اروپایی‌ها گفت — زمانی که تنگه هرمز بسته بود — که باید انرژی خود را از ایالات متحده تأمین کنند. این دقیقاً همان چیزی است که این است»، او تأکید کرد.

سایمون واتکینز برای Oilprice.com

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: oilprice.com