با افزایش مقیاسپذیری و نوآوری موجود از طریق پذیرش رایانش ابری، جای تعجب نیست که مهاجرت به ابر همچنان یک روند عظیم است. در حالی که معماریهای ابری به خوبی به عنوان معماریهایی انعطافپذیر و مقرون به صرفه شناخته میشوند، همچنان چالشهای مالی پیچیدهای در بهینهسازی پذیرش و استفاده از ابر وجود دارد. به این ترتیب، مدیریت استراتژیک هزینههای ابری نه تنها یک ضرورت است، بلکه فرصتی برای سازمانهای متکی به ابر است تا از طریق راهحلهای نوآورانه خود را از رقبا متمایز کنند.
ساومن بیسواس تجربه دست اول در رهبری مسئولیت بهینهسازی هزینههای ابری دارد. بیسواس به عنوان یک رهبر فناوری رویایی با بیش از 15 سال سابقه، در ترکیب بهترین شیوههای مالی و فنی، تضمین دیدپذیری هزینه، استفاده از ابزارها و فناوریهای نوظهور و ایجاد فرهنگهای مهندسی آگاه به هزینه مهارت دارد. او تیم خود را در سازمان فعلی خود رهبری کرد تا چارچوبی جامع برای مدیریت هزینه ایجاد کند و سالانه 1.4 میلیون دلار صرفهجویی کند. استراتژیهای او برای کاهش هزینهها و تضمین کارایی با عملکرد و نوآوری متعادل شده و در عین حال عملکرد عملیاتی بهینه را حفظ میکند.
پرسش: چالشهای اصلی که فناوریهای ابری برای رشد پایدار و کارایی هزینه ایجاد میکنند چیست؟
بیسواس: این موضوع با درک ساختار هزینه رایانش ابری آغاز میشود که توسط ارائهدهندگان ابر به گونهای طراحی شده است که برای مشتریان خود مقرون به صرفه و جذاب باشد. ساختار صورتحساب معمولاً شامل یک هزینه اولیه و حداقل مجوز است و سپس به مدل پرداخت به ازای استفاده منتقل میشود. این بدان معناست که ارائهدهنده ابر و سازمان مشتری بر سر یک هزینه ماهانه توافق میکنند که توسط استفاده پایه شرکت از خدمات ابری ارائهدهنده تعیین میشود. این یکی از نکات اصلی فروش خدمات ابری است. از آنجایی که ارائهدهندگان ابر توسط مراکز داده خارج از محل با قدرت محاسباتی عظیم تغذیه میشوند، هیچ محدودیتی در خدمات پایهای که میتوانند به سازمانهای مشتری ارائه دهند وجود ندارد. این به کسبوکارها اجازه میدهد تا در صورت نیاز با استفاده از منابع ابری بدون نگرانی در مورد زیرساختهای داخلی یا محدودیتهای منابع خود، مقیاس خود را افزایش یا کاهش دهند.
چند نکته در مورد این ساختار وجود دارد. اولاً، هیچ سازمان آگاه به آب و هوا نمیتواند بدون جبران هزینههای زیستمحیطی که متحمل میشود، از استفاده بیش از حد از ابر فرار کند. مراکز داده رایانش ابری برای تأمین انرژی، خنک کردن و نگهداری سرورهای خود به انرژی بسیار زیادی نیاز دارند. هرچه یک شرکت از خدمات ابری بیشتری استفاده کند، ردپای کربن آن بزرگتر میشود. افزایش تأثیرات زیستمحیطی میتواند مصرف مصرفکننده را کاهش دهد و به افزایش بلایای آب و هوایی جهانی کمک کند.
فراتر از خطرات پایداری افزایش رایانش ابری، سازمانهایی که از برآورد استفاده از ابر خود فراتر میروند، هزینههای بالاتری را متحمل میشوند. این مشکل در سیستمهای داخلی وجود ندارد که دارای یک سقف هزینه داخلی بر اساس ظرفیت سیستمها برای افزایش و استفاده از منابع موجود هستند. با این حال، استفاده از ارائهدهندگان ابر به این معنی است که سازمانها این منابع داخلی و سقفهای مقیاسپذیری را ندارند و میتوانند به راحتی از استفاده و بودجه پیشبینی شده خود فراتر روند. در بدترین حالت، شرکتها هزینه بیشتری را در هزینههای ابری نسبت به تمام هزینههای ترکیبی عملیات، نگهداری و مقیاسبندی سیستمهای داخلی پرداخت میکنند.
پرسش: سازمانها چگونه میتوانند از این هزینههای ناخواسته جلوگیری کنند؟
بیسواس: با رشد شرکتها، آنها باید آگاهی بیشتری از هزینههای مداوم استفاده از ابر داشته باشند و بر اساس آن تنظیم شوند. این به معنای تضمین مدلهای تخمین رشد دقیق، محاسبه مجدد مداوم آنها و بلافاصله تعیین اندازه مناسب برنامهها با استفاده از این اطلاعات است. همچنین به معنای ممیزی مکرر عملیات بر اساس استفاده روزانه و بین جغرافیایی برنامهها و سپس مذاکره بر سر تمام قراردادهای ابری استفاده پایه بر اساس آن است. مشاهده مداوم، پیوسته و فعال هزینه از زوایای مختلف بسیار مهم است.
پرسش: چه کسی معمولاً مسئول این مشاهده هزینه و تحریک تنظیمات لازم است؟
بیسواس: در حال حاضر، هیچ موقعیت استاندارد صنعتی برای نظارت بر این هزینهها وجود ندارد، بنابراین برخی از سازمانها در نهایت در وضعیت قرمز قرار میگیرند. این یک مسئولیت نوظهور است که نیاز به همکاری و ارتباط بین تیمهای مالی و حسابداری دارد که معمولاً دانش مهندسی و فنی لازم برای تعیین اندازه مناسب برنامهها یا بهینهسازی منابع را ندارند، و تیمهای مهندسی که همیشه از هزینههایی که هنگام برنامهنویسی و ساخت راهحلها متحمل میشوند آگاه نیستند. بدون شفافیت بین هر دو بخش، ایجاد بهترین راهحلها و خدمات بدون تحمیل هزینههای غیرضروری دشوار است.
با این حال، مدیران برنامه فنی (TPM) به طور فزایندهای رایج میشوند. TPMها موقعیتهای تخصصی هستند که نقش مهمی در پر کردن شکاف بین جنبههای فنی و مالی پروژههای مهندسی و DevOps ایفا میکنند. ظهور آنها نشانه اطمینانبخشی است که سازمانها میتوانند با تعیین و آموزش یک TPM متخصص، هزینههای ابری را به طور موثر مدیریت کنند.
پرسش: TPMها چه استراتژیها و بهترین شیوههایی را میتوانند برای بهینهسازی مدیریت هزینههای ابری پیادهسازی کنند؟
بیسواس: TPMها باید درک کنند که بهینهسازی هزینه یک راهحل یکباره نیست، بلکه یک تغییر فرهنگی و عملی در درون شرکت است. بر اساس تجربه من، بسیاری از بهترین شیوهها برای مدیریت هزینههای ابری مستلزم ایجاد یک فرهنگ مهندسی آگاه به هزینه است. این شامل استراتژیهایی مانند توسعه معیارهای هزینه قوی برای ردیابی استفاده ماهانه از یک پایگاه داده خاص و تجزیه و تحلیل استفاده ماه به ماه از نمونههای رزرو شده (RI) برای تعیین اینکه آیا RIها را به صورت پیشپرداخت خریداری کنیم یا قیمتگذاری درخواستی را انتخاب کنیم، است.
با استفاده از این ملاحظات، TPMها میتوانند تیمهای خود را به نوآوری در بهینهسازی هزینه و منابع تشویق کنند. به عنوان مثال، سیاستهای برچسبگذاری و مستندسازی قوی تضمین میکند که تمام منابع به درستی برچسبگذاری و مستندسازی میشوند، و ردیابی و مدیریت هزینهها را آسانتر میکند. علاوه بر این، بسیاری از بهترین شیوههای سنتی وجود دارد که TPMها میتوانند حفظ کنند، مانند پیادهسازی الگوهای ذخیرهسازی و بازیابی دادههای کارآمد و اطمینان از رسیدگی مناسب به خطا و مکانیسمهای تلاش مجدد برای جلوگیری از هزینههای غیرضروری.
این تغییرات همچنین مستلزم آن است که سازمانها آموزش و منابع به روز را برای TPMها، حسابداری و تیمهای مهندسی برای همکاری در بین بخشها فراهم کنند. به عنوان مثال، بخشهای حسابداری میتوانند تیمهای مهندسی را در مورد منابع صورتحساب ارائه شده توسط ابر آموزش دهند. این به مهندسان این امکان را میدهد تا معیارهای هزینه داخلی را مطابق با بودجهها و انتظارات حسابداری ایجاد کنند و تراز عملکرد متقابل بهتری را در مدیریت هزینه ایجاد کنند.
پرسش: چه فناوریهای نوظهوری برای TPMها وجود دارد تا به آنها در پیادهسازی استراتژیهای مدیریت هزینههای ابری کمک کند؟
بیسواس: ابزارهای ابری مبتنی بر هوش مصنوعی منابع ارزشمندی برای TPMها هستند. با استفاده از یادگیری ماشین (ML) و تجزیه و تحلیل پیشبینیکننده، هوش مصنوعی میتواند هزینههای ابری را نظارت کند، سازمانها را از ناهنجاریها و افزایش هزینهها در زمان واقعی مطلع کند و معیارهای پیشبینیکننده را برای افزایش مدلهای بلوغ بلندمدت و کوتاهمدت ایجاد کند. این نوآوریها منجر به پاسخهای عینی و عملی در مورد سوالات مربوط به استفاده از منابع، فرصتهای صرفهجویی و استراتژیهای خرید RI میشود. سایر فناوریهای نوظهور شامل محاسبات بدون سرور است که به سازمانها اجازه میدهد فقط برای منابعی که استفاده میکنند هزینه بپردازند، و کانتینریسازی که تخصیص و مدیریت کارآمد منابع را امکانپذیر میکند. هوش مصنوعی همچنین در زیرساختهای ابری وجود دارد و به سازمانها اجازه میدهد تا در راهحلهای ابری مبتنی بر هوش مصنوعی، مانند مقیاسبندی خودکار، سرمایهگذاری کنند تا از پرداخت هزینه برای منابع غیرضروری جلوگیری کنند.
رهبری کلید مدیریت نوآورانه هزینههای ابری است
متعادل کردن هزینه با نوآوری یک مسئله جدید نیست و مختص پذیرش ابر نیست. آنچه در توسعه نرمافزار بومی ابر جدید است، این است که چگونه، تحت رهبری نمونه، فناوریها، استراتژیها و شیوههای موجود برای تشویق راهحلهای نوآورانه و مقرون به صرفهتر برای مشکلات ادغام میشوند. رهبری TPMها کلید توانمندسازی مدیریت نوآورانه هزینههای ابری در بین تیمها است. برای رهبران در این زمینه ضروری است که نقش فعالی در تغییر فرهنگهای هزینهای خود برای اطمینان از رشد پایدار و کارایی هزینه سازمانهای خود ایفا کنند. رهبران با ترکیب بهترین جنبههای مدیریت هزینههای ابری، میتوانند هزینه را بهینه کرده و از منابع انسانی به طور مؤثرتری استفاده کنند، یک مشکل مهم را حل کرده و زمان را برای تمرکز بر فعالیتها و پروژههای حیاتیتر و نوآورانهتر آزاد کنند.
درباره نویسنده
کالین بونینی نویسنده و مدرس کالج از سن خوزه، کالیفرنیا است. او علاوه بر پروژههای خلاقانه، در مورد تحقیقات نوآورانه و هدفمحور از رهبران و متخصصان در بخشهای مختلف، با علاقه خاص به فناوریهای نوظهور IT مینویسد.
بیشتر از کالین بونینی بخوانید