هنر تولید شده توسط هوش مصنوعی که نشان دهنده انتخاب مدل است.
هنر تولید شده توسط هوش مصنوعی که نشان دهنده انتخاب مدل است.

اشتباهاتی که در انتخاب مدل هوش مصنوعی نباید مرتکب شوید

انتخاب مدل مناسب هوش مصنوعی: عملکرد، هزینه و ویژگی‌های خاص وظیفه

در ساخت برنامه‌ها و راهکارهای هوش مصنوعی، سه روش بهینه به وضوح پدیدار شده‌اند. اول، سیستم خود را طوری طراحی کنید که نسبت به ارائه‌دهنده مدل آگنوستیک باقی بماند. با توجه به جریان ثابت مدل‌های بسیار توانمند از فروشندگان اختصاصی مانند OpenAI، Anthropic و DeepMind، و همچنین ارائه‌دهندگان متن‌باز مانند Meta، DeepSeek و Alibaba. دوم، با اطمینان از وجود ابزارها و زیرساخت‌های قوی برای آموزش موثر پس از آموزش، خود را برای سفارشی‌سازی بیشتر مدل‌ها برای مورد استفاده و برنامه خاص خود آماده کنید. سوم، فرآیندهای سیستماتیک را برای تجزیه و تحلیل داده‌های تعامل کاربر توسعه دهید که الگوهای شکست را شناسایی می‌کنند. موفق‌ترین تیم‌ها از مهندسی سریع موقت فراتر می‌روند تا تجزیه و تحلیل خطای ساختاریافته را پیاده‌سازی کنند—بررسی گزارش‌های استفاده واقعی، دسته‌بندی مسائل و اولویت‌بندی بهبودها بر اساس فراوانی و تأثیر به جای شهود.

من مدت‌هاست که برای تابلوی امتیازات Chatbot Arena ارزش قائلم—یک پلتفرم باز برای محک‌زنی هوش مصنوعی با استفاده از جمع‌سپاری که توسط محققان UC Berkeley SkyLab و LMArena توسعه یافته است که عملکرد LLM را با استفاده از بیش از یک میلیون رای کاربر از طریق مدل برادلی-تری رتبه‌بندی می‌کند. با این حال، من به طور مداوم به دنبال مطالعاتی هستم که مدل‌ها را در برابر وظایف عملی مرتبط با برنامه‌های کاربردی سازمانی ارزیابی می‌کنند. اخیراً، China Unicom ارزیابی دقیقی از مدل‌های DeepSeek انجام داده است و با ارزیابی 22 مدل متمایز در چندین معماری و تکنیک بهینه‌سازی، بینش‌های ارزشمندی ارائه می‌دهد. ارزیابی آنها مستقیماً با هدف راهنمایی تیم‌های فنی در انتخاب موثرترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین مدل‌ها برای برنامه‌های کاربردی دنیای واقعی انجام شد.

راهبردهای کلیدی هوش مصنوعی
برای بزرگنمایی کلیک کنید

مطالعه China Unicom از A-Eval-2.0 استفاده کرد، یک معیار پیشرفته که به طور خاص برای ثبت قابلیت‌های عملی هوش مصنوعی طراحی شده است. برخلاف ارزیابی‌های عمومی، A-Eval-2.0 شامل 678 وظیفه کیوریت‌شده توسط انسان در پنج دسته مرتبط است—درک متن، استخراج اطلاعات، تولید متن، استدلال منطقی و برنامه‌ریزی وظیفه—که در سطوح دشواری مختلف ساختار یافته‌اند. ارزیابی‌ها امتیازدهی خودکار را با استفاده از مدل قدرتمند Qwen2.5-72B-Instruct با تأیید دستی دقیق ترکیب کردند و نتایج را به ویژه برای برنامه‌های کاربردی دنیای واقعی قابل اجرا کردند.

آنچه در ادامه می‌آید، نکات کلیدی عملی از مطالعه China Unicom است که می‌تواند مستقیماً تصمیمات پیاده‌سازی هوش مصنوعی شما را اطلاع‌رسانی کند.


قابلیت‌های استدلال: یک شمشیر دو لبه

مدل‌های تقویت‌شده با استدلال مانند DeepSeek-R1 عمدتاً در وظایفی که نیاز به استدلال پیچیده دارند، مانند استدلال منطقی (5.4٪ بیشتر از مدل‌های استاندارد) و برنامه‌ریزی وظیفه (3.0٪) برتری دارند. با این حال، این تخصص با مصالحه‌هایی همراه است، زیرا این مدل‌ها در وظایف سرراست مانند درک متن (2.1٪-) و تولید متن (1.6٪-) عملکرد کمتری دارند. با افزایش دشواری وظایف، شکاف عملکرد بیشتر می‌شود. درس واضح است: مدل‌های تقویت‌شده با استدلال را به طور انتخابی مستقر کنید، و بر برنامه‌های کاربردی پیچیده و استدلال فشرده تمرکز کنید تا اینکه به طور جهانی از آنها استفاده کنید.

بزرگتر همیشه بهتر نیست

در حالی که مدل‌های بزرگتر معمولاً عملکرد بهتری دارند، این مطالعه استثنائات مهمی را برجسته کرد. مدل استدلال تخصصی QwQ-32B با مدل‌های بسیار بزرگتر مطابقت داشت یا از آنها فراتر رفت، و تأکید کرد که معماری‌های بهینه‌سازی‌شده و داده‌های آموزش تخصصی می‌توانند به طور قابل توجهی اندازه کوچکتر را جبران کنند. علاوه بر این، مدل Qwen 32B به طور مداوم از Llama-3.3-70B بزرگتر بهتر عمل کرد، که احتمالاً به دلیل همسویی برتر با داده‌های عمدتاً زبان چینی معیار است. این یافته‌ها تأیید می‌کنند که معماری‌های بهینه‌سازی‌شده، داده‌های آموزش با کیفیت بالا و همسویی وظیفه اغلب می‌توانند تعداد پارامترهای کوچکتر را جبران کنند—یک بینش مهم برای تیم‌هایی که عملکرد را با محدودیت‌های محاسباتی متعادل می‌کنند.

نقاط قوت و ضعف خاص وظیفه

عملکرد کلی مدل به طور قابل توجهی در بین وظایف متفاوت بود. مدل‌های DeepSeek به طور کلی در 21 از 27 زیروظیفه برتری داشتند، اما مدل‌های تخصصی مانند QwQ-32B نتایج بهتری را در زمینه‌های خاص مانند تشخیص موجودیت نامگذاری‌شده، استخراج رویداد، QA عقل سلیم و تولید کد نشان دادند. به طور قابل توجهی، با چالش‌برانگیزتر شدن وظایف، مدل‌های تقویت‌شده با استدلال به طور فزاینده‌ای ارزش خود را نشان دادند. این الگو یک رویکرد استقرار هدفمند را بر اساس الزامات برنامه خاص به جای یک استراتژی یک‌مدل-متناسب-با-همه پیشنهاد می‌کند.

تقطیر دانش: افزایش قابلیت‌های تخصصی

تقطیر قابلیت‌های استدلال از DeepSeek-R1 به سایر مدل‌ها بهبودهای چشمگیری به ویژه در وظایف استدلال منطقی (نزدیک به 20٪ برای انواع خاصی از Llama) به دست آورد. چشمگیرترین دستاوردها در مدل‌های تخصصی ضعیف‌تر قبلی ظاهر شد—Qwen2.5-Math-1.5B شاهد بهبود چشمگیر 212 درصدی در استدلال ریاضی بود. با این حال، این تکنیک گهگاه باعث کاهش جزئی عملکرد در وظایف ساده‌تر می‌شد و نیاز به استراتژی‌های بهبود هدفمند به جای کاربرد کلی را تقویت می‌کرد. 

کوانتیزاسیون: کارایی با مصالحه‌ها

پیاده‌سازی کوانتیزاسیون 4 بیتی (Q4KM) به طور قابل توجهی هزینه‌های استقرار را کاهش می‌دهد، اما افت عملکردی را به طور متوسط حدود 2٪ معرفی می‌کند. وظایفی مانند استدلال منطقی بیشترین آسیب را می‌بینند (6.5٪-)، در حالی که وظایف ساده‌تر مانند تولید متن کمترین تأثیر را دارند (0.3٪-). علی‌رغم این مصالحه‌ها، مدل‌های کوانتیزه‌شده همچنان قابل اجرا هستند و اغلب از مدل‌های با دقت کامل از خانواده‌های دیگر پیشی می‌گیرند. تیم‌ها باید مدل‌های کوانتیزه‌شده را به طور دقیق برای موارد استفاده خاص خود اعتبارسنجی کنند، به ویژه برای وظایف فشرده استدلال که در آن تأثیر عملکرد بیشتر است.

استراتژی‌های استقرار ترکیبی

با توجه به تأثیر متفاوت کوانتیزاسیون در بین انواع وظیفه، من توصیه می‌کنم استراتژی‌های استقرار ترکیبی را پیاده‌سازی کنید که به طور استراتژیک منابع محاسباتی را تخصیص می‌دهند. استفاده از مدل‌های کوانتیزه‌شده برای وظایف پرحجم و سرراست در حالی که نسخه‌های با دقت کامل را برای گردش‌های کاری استدلال پیچیده رزرو می‌کنید، هم عملکرد و هم کارایی را بهینه‌سازی می‌کند. این رویکرد ترکیبی کارایی را بدون قربانی کردن قابل توجه عملکرد کلی به حداکثر می‌رساند.

چارچوب انتخاب مدل عملی

ارزیابی China Unicom یک رویکرد ساختاریافته برای انتخاب مدل از طریق یک سیستم طبقه‌بندی لایه‌بندی‌شده عملکرد (A+ تا D) در پنج دسته وظیفه، که به برنامه‌های کاربردی دنیای واقعی نگاشت شده‌اند، ارائه می‌دهد. این چارچوب تیم‌ها را قادر می‌سازد تا به سرعت مناسب‌ترین مدل را بر اساس الزامات قابلیت و محدودیت‌های هزینه شناسایی کنند. هنگام انتخاب مدل‌های DeepSeek، من توصیه می‌کنم:

  1. از طبقه‌بندی لایه‌بندی‌شده برای شناسایی مدل‌هایی استفاده کنید که به طور خاص در حوزه‌های برنامه هدف شما برتری دارند.
  2. تقویت‌های استدلال را در برابر الزامات واقعی اعتبارسنجی کنید و از استفاده از آنها در مواقعی که مدل‌های ساده‌تر کافی هستند، خودداری کنید.
  3. انواع کوانتیزه‌شده را با داده‌های خاص خود و معیارهای پذیرش آزمایش کنید.
  4. فرآیندهای اعتبارسنجی داخلی را پیاده‌سازی کنید که مدل‌ها را در حجم‌های کاری واقعی شما ارزیابی می‌کنند و معیارها را به عنوان جهت‌دهنده و نه قطعی در نظر می‌گیرند.

این رویکرد سیستماتیک برای انتخاب مدل تضمین می‌کند که تیم‌های فنی می‌توانند مؤثرترین و کارآمدترین مدل‌های منابع را برای موارد استفاده خاص خود مستقر کنند و از مهندسی بیش از حد و کمبود قابلیت جلوگیری کنند.