مدل نرمافزار به عنوان سرویس (SaaS) مدتهاست که با معیارهای مشخصی تعریف میشود: LTV/CAC، دوره بازگشت CAC، حفظ خالص و ناخالص درآمد، قانون 40 و قانون چهار و غیره.
اینها همچنان اساسی هستند. اما با توجه به اینکه هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) بهویژه عوامل خودمختار، در سراسر گردشهای کاری عرضه به بازار، پشتیبانی و محصول جاسازی میشوند، فرضیات پشت این معیارها شروع به تغییر کردهاند.
امکانات
این موضوع جایگزینی کتاب SaaS نیست. بلکه درک این است که چگونه هوش مصنوعی ممکن است پویاییهای پشت آن را تغییر دهد.
اگر عوامل هوش مصنوعی با واجد شرایط کردن و تبدیل خودکار سرنخها، هزینههای اکتساب (CAC) را کاهش دهند، دورههای بازگشت CAC میتواند کوتاهتر شود. اگر همان عوامل از طریق معرفی هوشمندتر و پشتیبانی شخصیشده، حفظ مشتری را تقویت کنند، ارزش طول عمر مشتری (LTV) ممکن است افزایش یابد. ناگهان، نسبت 3:1 LTV/CAC ممکن است به سمت 5:1 تکامل یابد. قانون 40، که برای ساختارهای هزینه سنتی طراحی شده است، میتواند برای تیمهای لاغرتر و مبتنی بر هوش مصنوعی به 50 یا حتی 60 تبدیل شود.
اینها پیشبینی نیستند، بلکه امکاناتی هستند که بنیانگذاران و سرمایهگذاران باید شروع به در نظر گرفتن آنها کنند.
مدلهای بلوغ هوش مصنوعی موجود بر آمادگی استراتژیک، مهارتها، حکمرانی و زیرساخت تمرکز دارند. اما در SaaS، سوال واقعی این است: «هوش مصنوعی در حال حاضر چگونه نتایج کسبوکار را هدایت میکند؟»
در اینجا پنج نشانه وجود دارد که نشان میدهد هوش مصنوعی تأثیر معناداری دارد:
- خودمختاری اجرا: آیا عوامل هوش مصنوعی به طور مستقل گردشهای کاری را در فروش، پشتیبانی، معرفی یا تجزیه و تحلیل اجرا میکنند؟
- گستردگی استقرار: آیا هوش مصنوعی در چندین تیم استفاده میشود یا در یک گوشه از سازمان قرار دارد؟
- تاثیر تجاری: آیا معیارهای اصلی مانند CAC، LTV، نرخ ریزش و توسعه به دلیل هوش مصنوعی بهبود مییابند، نه فقط به طور تصادفی؟
- سرعت بازگشت سرمایه: آیا ارزش حاصل از هوش مصنوعی در عرض چند ماه، نه چند سال، از طریق افزایش حاشیه سود یا افزایش بهرهوری قابل مشاهده است؟
- یادگیری سیستم: آیا ابزارهای هوش مصنوعی شما با گذشت زمان هوشمندتر میشوند و بر اساس استفاده و بازخورد سازگار میشوند؟
اینها لنزهای عملی برای درک این موضوع هستند که آیا هوش مصنوعی در حال ایجاد اهرم عملیاتی واقعی است یا صرفاً به عنوان یک لایه فناوری تزئینی عمل میکند.
نکته این نیست که اصول SaaS را کنار بگذاریم. بلکه تشخیص این است که نحوه دستیابی ما به این معیارها شروع به تغییر میکند. هوش مصنوعی از حالت کمکی به خودمختار در حال حرکت است. از ابزار به هم تیمی.
از کجا شروع کنیم
اپراتورها و سرمایهگذاران نیازی به بازنویسی قوانین ندارند. اما آنها باید سؤالات جدیدی بپرسند، مانند اینکه آیا ما از هوش مصنوعی برای سازماندهی واقعی منطق انسانی، خلاقیت و درک عمیق بازار با کارایی و مقیاس عوامل هوش مصنوعی استفاده میکنیم یا خیر. من معتقدم شرکتی که بیش از حد به هوش مصنوعی وابسته است، عملکردی بسیار بدتر از شرکتی خواهد داشت که اصلاً هوش مصنوعی ندارد، زیرا ارزش انسانی را نمیتوان دست کم گرفت.
شرکتهای SaaS که در پنج سال آینده عملکرد بهتری خواهند داشت، فقط محصول یا فروش محور نخواهند بود، بلکه از هوش مصنوعی استفاده خواهند کرد.
ایتای ساگی مشاور استراتژیک شرکتهای فناوری و سرمایهگذاران، متخصص در استراتژی، رشد و ادغام و تملک، نویسنده مهمان در Crunchbase News و یک مدرس باتجربه است. درباره خدمات مشاوره، سخنرانیها و دورههای او در SagieCapital.com بیشتر بیاموزید. برای دریافت اطلاعات و بحثهای بیشتر، در لینکدین با او ارتباط برقرار کنید.
تصویرسازی: دام گوزمن