تصویر: The Verge / عکس: UiPath
تصویر: The Verge / عکس: UiPath

مدیرعامل UiPath، دانیل داینس، درباره جایگزینی مشاغل ما توسط نمایندگان هوش مصنوعی صحبت می‌کند

پس از مدتی غیبت، رئیس UiPath شرط بزرگی بر روی هوش مصنوعی نمایندگی به عنوان آینده اتوماسیون می‌بندد.

امروز، من با دانیل داینس، یکی از بنیانگذاران و، بار دیگر، مدیرعامل UiPath، یک شرکت نرم‌افزاری که در چیزی به نام اتوماسیون فرآیند رباتیک (RPA) تخصص دارد، صحبت می‌کنم. ما اخیراً تعداد زیادی از مهمانان Decoder را که من دوست دارم آن‌ها را مهمانان «چرخه کامل» بنامم، در برنامه داشته‌ایم و دانیل یک نمونه عالی است.

او اولین بار در Decoder در سال 2022، درست قبل از اینکه به یک ترتیب مدیرعامل مشترک با راب انسلین، یکی از مدیران Google Cloud که برای کمک به هدایت UiPath پس از عرضه عمومی آن آورده شده بود، نقل مکان کند. در ژانویه سال گذشته، دانیل از سمت خود کناره‌گیری کرد تا مدیر ارشد نوآوری شود و راب به سمت مدیرعامل انفرادی ارتقا یافت — و سپس، کمتر از شش ماه بعد، راب استعفا داد و دانیل مجدداً به عنوان مدیرعامل انفرادی به کار خود بازگشت.

کنار رفتن بنیانگذاران برای مدیرعامل‌های خارجی و سپس بازگشت به عنوان مدیرعامل بعداً، یک موضوع تکراری در دنیای فناوری است و دانیل و من مدتی را صرف جدا کردن نسخه خود از آن داستان کردیم. او تصمیمات کلیدی مهمی را در طول راه برای چشم پوشی از کنترل شرکتی که تأسیس کرده بود، اتخاذ کرد — و سپس تصمیمات به همان اندازه مهمی را هنگام بازگشت اتخاذ کرد. اگر شما شنونده Decoder هستید، می‌دانید که من مجذوب قسمت میانی این داستان‌ها هستم که معمولاً نادیده گرفته می‌شوند، بنابراین ما واقعاً در اینجا عمیق شدیم.

تصویر هنری برنامه Decoder

به Decoder گوش دهید، برنامه‌ای به میزبانی نیلاي پاتل از The Verge درباره ایده‌های بزرگ — و سایر مشکلات. اینجا مشترک شوید!

اما اتفاقات بسیار بیشتری در UiPath در حال وقوع است تا تغییرات در C-suite — این شرکت برای فروش نرم‌افزار اتوماسیون تأسیس شد. کل این بازار توسط هوش مصنوعی، به ویژه هوش مصنوعی نمایندگی، که قرار است در اینترنت کلیک کند و کارهایی را برای شما انجام دهد، زیر و رو شده است.

فناوری اصلی که UiPath سال‌هاست می‌فروشد RPA است که از اوایل دهه 2000 وجود داشته است. هدف آن حل یک مشکل بزرگ است که بسیاری از سازمان‌ها با آن مواجه هستند. فرض کنید شما یک بیمارستان را با نرم‌افزار صورت‌حساب قدیمی اداره می‌کنید. شما می‌توانید میلیون‌ها دلار صرف ارتقاء آن نرم‌افزار و رایانه‌هایی که روی آن اجرا می‌شوند با خطر زیاد کنید، یا می‌توانید UiPath را استخدام کنید تا یک سیستم RPA برای شما بسازد که آن نرم‌افزار را خودکار کند و یک رابط کاربری بسیار زیباتر به کاربران ارائه دهد. این امر خطر ارتقاء تمام آن نرم‌افزار را کاهش می‌دهد، کاربران شما را خوشحال‌تر می‌کند زیرا از یک رابط کاربری بسیار زیباتر استفاده می‌کنند و ممکن است با توسعه گردش‌های کاری خودکار جدید در طول مسیر، کارایی بیشتری برای شما فراهم کند.

UiPath یک کسب‌وکار نسبتاً موفقی را با انجام آن نسخه اصلی RPA ایجاد کرد؛ من شما را تشویق می‌کنم تا به قسمت ما در سال 2022 گوش دهید که در آن به تفصیل آن را باز می‌کنیم. اما همانطور که ممکن است انتظار داشته باشید، همه اینها توسط سیستم‌های هوش مصنوعی نمایندگی که وعده خودکار کردن چیزها را به روش‌های بسیار قدرتمندتر، با رابط‌های زبان طبیعی بسیار ساده‌تر می‌دهند، زیر و رو می‌شود. بنابراین دانیل باید بفهمد که چگونه UIPath می‌تواند هوش مصنوعی را در محصولات خود ادغام و مستقر کند — یا خطر منسوخ شدن را بپذیرد.

دانیل و من واقعاً وارد این موضوع شدیم و سپس من همچنین می‌خواستم او را در مورد اقتصاد عملی تجارت تحت فشار قرار دهم. استارت‌آپ‌های بزرگ هوش مصنوعی مانند Anthropic و OpenAI در حال حاضر نیازی به کسب سود ندارند. آنها فقط کوهی از سرمایه‌گذاری را جمع‌آوری می‌کنند و وقتی همه این هوش مصنوعی‌ها کار می‌کنند، بازدهی عظیمی را وعده می‌دهند.

اما UiPath یک شرکت سهامی عام است و این فناوری را با هزینه مجوز می‌دهد. بنابراین من می‌خواستم بدانم که دانیل در مورد هزینه مجوز دادن به فناوری هوش مصنوعی، فروش آن به مشتریان و تلاش برای سودآوری همه اینها در حالی که اقتصاد اساسی صنعت هوش مصنوعی هنوز نسبتاً نامشخص است، چه فکر می‌کند.

ما همچنین در مورد اینکه همه اینها ممکن است برای تجربیات ما در محل کار چه معنایی داشته باشد و اینکه آیا دنیایی از ربات‌هایی که به ربات‌های دیگر ایمیل می‌فرستند، واقعاً یک هدف خوب است یا خیر، صحبت کردیم. این یکی واقعاً به جاهایی می‌رود — دانیل بازی بود که واقعاً در آن عمیق شود. من فکر می‌کنم از آن خوشتان بیاید.

خوب، دانیل داینس، مدیرعامل UiPath. بزن بریم.

این مصاحبه برای طول و وضوح کمی ویرایش شده است.

دانیل داینس، شما بنیانگذار و — بار دیگر — مدیرعامل UiPath هستید. به Decoder خوش آمدید.

خیلی ممنون که من را دعوت کردید، نیلاي.

من بسیار هیجان‌زده‌ام که با شما صحبت کنم. من عاشق یک قسمت چرخه کامل از Decoder هستم. شما آخرین بار در بهار 2022 در این برنامه بودید. از آن زمان تاکنون کمی شبیه ترن هوایی بوده است. شما در شرف داشتن یک مدیرعامل مشترک به نام راب انسلین بودید. شما او را از Google Cloud استخدام کردید. سپس، شما کمی بیش از یک سال پیش کناره‌گیری کردید تا بر روی مدیر ارشد نوآوری بودن تمرکز کنید. سپس، راب مدیرعامل انفرادی بود. سپس، راب کناره‌گیری کرد و اکنون شما دوباره مدیرعامل هستید. شما تغییراتی در شرکت ایجاد کرده‌اید.

توضیح دهید که چه اتفاقی در آنجا می‌افتد، زیرا این تصمیمات زیادی است. بدیهی است، ما برنامه‌ای در مورد تصمیمات هستیم و من مطالب هوش مصنوعی زیادی دارم که می‌خواهم در مورد آنها صحبت کنم. اما بیایید با آن کمی تاریخچه شروع کنیم. چرا کناره‌گیری کردید و چرا برگشتید؟

خوب، ترن هوایی کلمه خوبی است. گاهی اوقات مردم در استفاده از آن اغراق می‌کنند، اما در مورد ما، این واقعاً همان چیزی است که اتفاق افتاد. چرا؟ ببینید، من همیشه سعی می‌کردم بهترین کار را برای این شرکت انجام دهم. این شرکت، به نوعی، بچه من است. من تقریباً 20 سال [برای ساختن آن] صرف کردم. امسال، 2025، 20 سال از زمانی است که UiPath را تأسیس کردم. من فکر کردم که اگر بتوانیم بهترین استعداد را به دست آوریم، و به ویژه با سابقه [انسلین] در ورود به بازار، این به ما کمک خواهد کرد. و راب آدم خوبی است. ما با هم خیلی خوب کنار آمدیم. و ببینید، این بیشتر یک سواری خوب بوده است. به من مدتی استراحت داد، بنابراین به مدیر ارشد نوآوری تغییر کردم. من تیم‌های محصول و مهندسی خود را اداره می‌کردم.

در سال 2023، من وقت خود را برای تأمل داشتم، به خصوص پس از اینکه بسیاری از مسئولیت‌های خود را به راب منتقل کردم. من آن تابستان را در حالت تأمل گذراندم، صادقانه بگویم، با کمی جستجوی روحی در مورد "من چه می‌خواهم؟" من می‌گویم که دیوانگی‌های اوایل دهه 20 خود را از دست داده بودم، با افرادی که بسیار سرگرم بودند و به تعطیلات بهاری می‌رفتند. من باید کار می‌کردم. در رومانی پس از کمونیسم، آشفتگی زیادی وجود داشت، بنابراین زندگی در آن مرحله برای من آنقدرها هم جذاب نبود. فکر کردم شاید بتوانم تجربه کنم که کمی آسان‌تر گرفتن به چه معناست.

این برای من مهم بود زیرا کشف کردم که UiPath در واقع نوعی لنگر برای من است. این به من یک چارچوب ذهنی، یک جهت می‌دهد. برای من خیلی سخت است که هر روز از خواب بیدار شوم و به خودم کاری بدهم تا انجام دهم، مگر اینکه در این ماشین بزرگ باشم و این ماشین در یک مسیر باشد. این ذهن من را مجبور می‌کند که در آنجا باشد. و من توسط افراد بزرگی احاطه شده‌ام. من با سرمایه‌گذاران، تحلیلگران، مشتریان و شرکای باهوش صحبت می‌کنم. این یک موجود زنده است. بنابراین، من کشف کردم که این هدیه‌ای است که من دارم، اینکه در موقعیتی باشم که این شرکت را اداره کنم.

سپس، اوضاع در اوایل سال 2024 از دیدگاه کلی بازار برای ما خوب پیش نرفت. من فکر می‌کنم کلان برای برخی از شرکت‌ها بسیار بد بود. ما مشکلاتی در اجرا داشتیم. رویکرد اولیه ما برای ورود به بازار "فرود و گسترش" بود و ما شرکت را بیش از حد چرخاندیم تا بیشتر به دنبال معاملات بزرگ باشیم. بنابراین، کسب‌وکار شناور ما آسیب دید و همراه با برخی از چالش‌های کلان، یک محیط دشوار ایجاد کرد. راب تصمیم گرفت در ماه مه 2024 شرکت را ترک کند. با تمام انصاف، در آن زمان، من آماده بودم که آن را پس بگیرم. این سریعتر از آنچه پیش‌بینی می‌کردم اتفاق افتاد، اما از نظر ذهنی پس از تابستان و استراحت خود آماده بودم.

آیا به تعطیلات بهاری رفتید؟ آیا یک دقیقه وقت گذاشتید؟ آیا در پالم بیچ بودید؟

نه، نه، من به پالم بیچ نرفتم، اما چند هفته را در مدیترانه روی یک قایق گذراندم. بنابراین شاید نزدیک به آن.

تعطیلات بهاری در 40 سالگی شما با 20 سالگی شما یکسان نیست، این چیزی است که من کشف کرده‌ام.

آره، دقیقاً.

من همیشه می‌خواهم به لحظات واقعی تغییر بپردازم. من همیشه شوخی می‌کنم که مستندهای موسیقی زیادی تماشا می‌کنم. در آنجا عمل اول وجود دارد که همه در گاراژ هستند و عمل سوم وجود دارد که آنها در حال بازی در استادیوم Shea هستند. و عمل دوم، جایی که لحظات واقعی تغییر اتفاق می‌افتد، اغلب نادیده گرفته می‌شوند. این یکی از آن لحظات است. شما تصمیمی گرفتید که به عنوان مدیرعامل بازگردید، راب تصمیمی گرفت که برود. آن مکالمه چگونه بود؟ آیا شما آن را آغاز کردید؟ آیا او آن را شروع کرد؟ آیا او در حال رفتن بود و شما از قبل تصمیم گرفته بودید که برگردید؟ ما را از طریق آن راهنمایی کنید.

در واقع ساده بود. ما تصمیم گرفتیم پس از سه ماهه اول سال 2024 در نیویورک ملاقات کنیم. او به من گفت که فکر می‌کند بهتر است من شرکت را پس بگیرم و او به دلایل شخصی استعفا دهد. در واقع، او نیاز داشت که مدتی استراحت کند زیرا برخی از اعضای خانواده‌اش حالشان خوب نبود. من به او گفتم: "بیایید کمی در این مورد فکر کنیم. بیایید کمی فکر کنیم." اما در پایان، او در تصمیم خود قاطع بود.

من همچنین پس از آن بحث متوجه شدم که تغییرات زیادی در شرکت ایجاد خواهد شد. ما نیاز داشتیم که کمی قرارداد ببندیم. ما شرکت را برای این شکار فیل بیش از حد بزرگ کردیم، بنابراین نیاز به چند تغییر بود. و من متوجه شدم که در واقع بهتر است که من تغییرات را انجام دهم. این درد زیادی خواهد داشت و ما قبلاً مقداری درد را تجربه کرده‌ایم. سه فصل گذشته از هر نظر برای ما آسان نبود.

آیا اگر او داوطلب نشده بود، تغییر را ایجاد می‌کردید؟ آیا برای شما واضح بود که می‌خواهید به عنوان مدیرعامل بازگردید؟

من متوجه چیزی شدم. در حالی که من اینجا هستم، به دست آوردن یک مدیرعامل خارجی دشوار خواهد بود. این نوعی غیرممکن است. من در نظر می‌گیرم که کسی را در داخل رشد دهم تا اینکه کسی را از خارج بیاورم. واقعاً سخت است که کسی را بعد از چند ساعت صحبت کردن و شام خوردن بشناسید و اینقدر بر فرهنگ یک شرکت تأثیر می‌گذارد. حتی اگر من سهام کنترلی شرکت را داشته باشم، اینطور نیست که کسی را بگیرید و بتوانید هر روز به او دستور دهید: "تو این کار و این کار و این کار را انجام بده." نه، این پیامدهای بسیار زیادی دارد.

من عمیقاً به شرکت و مردم اهمیت می‌دهم. راب بهترین نیت‌ها را در جهان داشت، اما دیدن چیزهایی که گاهی اوقات من را ناراحت می‌کرد، آسان نبود و برای هیچ‌کس آسان نیست. طبیعتاً، دو اردوگاه ایجاد شد — اردوگاه دانیل و اردوگاه راب — و گاهی اوقات آنها با هم صحبت نمی‌کردند. باز هم، بدون قصد ما، این یک پویایی بود که خوب کار نمی‌کرد. بنابراین برای من روشن بود که یا باید نقش مدیرعاملی را پس بگیرم و شرکت را هدایت کنم، یا دفعه بعد به طور کامل کناره‌گیری کنم.

این یک مشکل بسیار رایج در بنیانگذاران است. بدیهی است، The Verge بسیار کوچکتر از UiPath است، اما من فقط تعداد انگشت‌شماری از بنیانگذاران باقیمانده دارم. من اغلب به مردم می‌گویم که آنها باید سردبیر باشند و این به عنوان یک تهدید تلقی می‌شود. آنها می‌گویند: "نه، اگر شما اینجا باشید این کار را نمی‌کنیم." آیا شما به عنوان بنیانگذار و سهامدار کنترلی قدرت این را داشتید که بگویید: "من فقط این تصمیم را می‌گیرم، من برمی‌گردم؟" آیا یک فرایند تأیید وجود داشت؟ این یکی از آن لحظاتی است که به نظر می‌رسد در مورد بنیانگذاران زیاد پیش می‌آید.

از لحاظ نظری، من قدرت انجام این کار را داشتم، اما در عمل، انجام این کار بسیار دشوار است. ببینید، ما یک شرکت سهامی عام هستیم. این حاکمیت هیئت مدیره است. من یک صندلی در هیئت مدیره دارم. هیئت مدیره باید تصمیم بگیرد. بنابراین، هیئت مدیره باید یک تصمیم جمعی برای اخراج راب تحت فشار من بگیرد. آنها می‌توانستند علیه من شورش کنند، اما اینقدرها هم ساده نیست. این قابل انجام است، اما—

این واقعاً سوال است. ما برخی از این تصمیمات را از بیرون می‌بینیم. بازگشت بنیانگذار به عنوان مدیرعامل به نظر می‌رسد یک روند بسیار طبیعی از رویدادها باشد، اما سپس در داخل بسیار پیچیده است، به ویژه با بنیانگذارانی که مدیرعامل بودند، برای یک مدیرعامل دیگر کنار رفتند و سپس بازگشتند.

اگر بین بنیانگذار و مدیرعامل نبردی وجود داشته باشد، بله، اوضاع می‌تواند بسیار زشت باشد. در مورد ما، واقعاً اینطور نبود. راب واقعاً تحت بهترین شرایط از شرکت خارج شد. او تمام وقت را به من داد. او در این انتقال به من کمک کرد. سپس او مدتی را استراحت کرد تا مسائل شخصی خود را حل کند. از این دیدگاه، این یک انتقال روان بود.

شما اشاره کردید که شرکت به روش‌هایی رشد کرده است که شما نمی‌خواستید. با یک مدیرعامل جدید، پیامدهای فرهنگی با نحوه اداره شرکت وجود دارد. سپس به عنوان بنیانگذار، شما برمی‌گردید و می‌خواهید آن را به حالت اول برگردانید. شما به تازگی بیش از 300 نفر را اخراج کردید. این احتمالاً برای یک مدیرعامل خارجی راحت‌تر است، بنابراین شما مجبور نیستید بگویید که می‌خواهید بچه خود را کوچک کنید. این یک تصمیم دشوار است. آن به نظر چه شکلی بود؟ شما تصمیم می‌گیرید، می‌روید، این کار را می‌کنید، آیا این یک فرایند پیچیده است؟

ببینید، از ابتدا هرگز ساده نبوده است. تصمیم گیری در مورد اخراج 300 نفر برای من ساده نبود، حتی از لحاظ فکری. قلب من خون گریه می‌کند. من احساس گناه می‌کنم، هر چند اینها احساسات مفیدی نیستند، اما من نمی‌توانم به خود کمک کنم.

اما در عین حال، من می‌دانم که از منظر یک مدیر عامل، چه چیزی برای شرکت خوب است. یک نکته، نمی‌توان از این واقعیت فرار کرد که ما همچنان به عنوان یک شرکت بسیار بزرگ کار می‌کنیم، اما نه یک شرکت سودآور. اینها کلماتی هستند که به گوشم بسیار ناراحت کننده هستند، زیرا من این شرکت را تأسیس کردم تا استقلال مالی داشته باشیم. و این استقلال در خطر است اگر به این تغییرات فکر نکنیم و تصمیمات عاقلانه‌ای نگیریم.

و مورد دوم، ما در نحوه رفتن به بازار تغییراتی ایجاد کردیم. قبل از این تغییرات، ما این تعداد زیاد از افراد داشتیم که برای معاملات بزرگ رقابت می‌کردند و هیچ‌کس از آن سود نمی‌برد، نه مشتری، نه UiPath. ما یاد می‌گیریم که توزیع شده‌تر، کارآمدتر و سریع‌تر باشیم.

با تمام این توضیحات در مورد وضعیت UiPath، من در واقع این سوالات را از شما می‌پرسم زیرا می‌خواهم به آنچه در حال حاضر در قلب کسب و کار شما قرار دارد برسم. RPA یک محصول کاملاً تعریف شده در یک بازار تعریف شده است. مردم آن را به روشی می‌فهمند که ممکن است از ایده "ربات به هر کارگر" فرار کنند. آیا می‌توانم از شما بپرسم که فکر می‌کنید اتوماسیون در دهه 2020 و بعد از آن چیست؟ در اینجا چه چیزی کارآمدتر خواهد بود؟

من می‌گویم که RPA قرار است بزرگ شود، اما به روشی متفاوت.

مشتریان ما در حال حاضر کارهای بسیار پیچیده‌ای را خودکار می‌کنند. اینها فرایندهای پیچیده و سطح بالای انتهای به انتهای سازمان هستند که انسان‌ها آنها را اداره می‌کنند، کارهای پیچیده‌ای مانند تسویه و حل اختلافات. مردم در مورد روبات‌ها به همان روشی صحبت می‌کنند که گویی روبات‌ها در اینترنت در حال کلیک کردن هستند و این درست است. این روبات‌های نسل اول هستند.

اما می‌دانم که شما می‌خواهید در مورد هوش مصنوعی نمایندگی صحبت کنید. من می‌خواهم بگویم که RPA و هوش مصنوعی نمایندگی، همه چیز در مورد انسان هستند. هدف ما جایگزینی کارمندان نیست، بلکه با سپردن انجام کارهای تکراری به یک ربات، زمان بیشتری در اختیار انسان‌ها قرار می‌گیرد. آنها می‌توانند بیشتر روی استثناها تمرکز کنند، زیرا پیچیدگی بیشتری دارند. ما با ربات‌ها نمی‌جنگیم، ما کار خود را با ربات‌ها انجام می‌دهیم. ما به نوعی این فرصت را داریم که به رئیسان ربات‌ها تبدیل شویم.

من شرط می‌بندم که در پنج سال آینده، هر کارمند به طور متوسط حداقل یک ربات خواهد داشت و شاید تعداد بیشتری. ما آنقدر داده تولید می‌کنیم که نمی‌توانیم آن را مدیریت کنیم. این تعداد داده هر سال تصاعدی است و ما به روبات‌ها نیاز داریم تا به ما در پردازش آن داده‌ها کمک کنند.

برای روشن شدن، منظور شما از هوش مصنوعی نمایندگی چیست؟ برای روشن شدن، هوش مصنوعی نمایندگی برای مخاطبان چیست؟

بله، نمایندگان برای خود تصمیم می‌گیرند و وظایف نسبتاً پیچیده‌ای را بدون مداخله انسان انجام می‌دهند. آنها توسط الگوهای زبان بزرگ نیرو می‌گیرند و به سیستم‌های پیچیده متصل هستند. آنها می‌توانند اطلاعات را بخوانند، برای خودشان بفهمند چه کاری باید انجام دهند و اقدامات را اجرا کنند. این همان چیزی است که به نظر می‌رسد هوش مصنوعی نماینده است. ما چندی پیش اعلام کردیم که 7000 روبات در حال استفاده داریم و می‌خواهیم امسال این تعداد را به 1 میلیون برسانیم. اما من فکر می‌کنم که ما به این تعداد دست نخواهیم یافت. این به من نشان می‌دهد که من بیش از حد خوشبین بودم.