طرفداران بیسبال که بازیهای تمرینی بهاره را دنبال میکنند، ممکن است متوجه تغییر جدید دیگری در ورزشی شده باشند که در سالهای اخیر میزبان تغییرات فراوانی بوده است. بَترها (Batter)، پیتچرها (Pitcher) و کَچِرها (Catcher) میتوانند تصمیم داورِ هوم پلیت (Home plate umpire) در مورد بال (Ball) یا استرایک (Strike) بودن پرتاب را به چالش بکشند.
سیستم خودکار اعلام بال-استرایک که با فناوری ردیابی توپ چشم شاهین (Hawk-Eye) کار میکند، مسیر پرتاب توپ را بازپخش میکند تا مشخص شود آیا تصمیم داور درست بوده است یا خیر.
برای به حداقل رساندن اختلالات، لیگ برتر بیسبال (MLB) به هر تیم اجازه میدهد حداکثر دو چالش ناموفق در هر بازی داشته باشد، اما تا زمانی که چالشها موفقیتآمیز باشند، امکان چالش نامحدود وجود دارد. در حال حاضر، این فناوری به بازیهای نمایشی بهاره محدود خواهد شد. اما ممکن است در فصل عادی از اوایل سال 2026 پیادهسازی شود.
فناوری خودکار اعلام بال-استرایک MLB ممکن است از اوایل سال 2026 در بازیهای لیگ بزرگ استفاده شود.
مکس شرزر (Max Scherzer)، عضو آینده تالار مشاهیر، جزو منتقدان است.
این پیتچر تیم تورنتو بلو جیز پس از یک بازی تمرینی بهاره که در آن دو تصمیم را به چالش کشید و هر دو بار به داوران رباتیک باخت، گفت: «ما انسان هستیم. آیا نمیتوانیم فقط توسط انسانها قضاوت شویم؟»
پیشرفتهای فناورانه که منجر به تصمیمات منصفانهتر و دقیقتر میشوند، اغلب به عنوان پیروزی تلقی میگردند. اما به عنوان ویراستاران مشترک مجموعه اخیراً منتشر شده «اختراع برای ورزش» که شامل مطالعات موردی بیش از 20 اختراع ورزشی است، ما دریافتهایم که فناوری جدید به معنای دقت کامل نیست – و لزوماً منجر به رقابت بهتر از دیدگاه طرفداران نمیشود.
دوربینها وارد میشوند
پل هاوکینز (Paul Hawkins)، دانشمند کامپیوتر بریتانیایی، هنگام بازی در یک مسابقه کریکت در دهه 1990، از یک تصمیم اشتباه عصبانی شد. او تصمیم گرفت مطمئن شود که همان اشتباه دوباره تکرار نخواهد شد.
او با تکیه بر آموزش دکترای خود در هوش مصنوعی، مجموعهای از دوربینهای پرسرعت را طراحی کرد تا مسیر پرواز و سرعت توپ را ثبت کند و یک الگوریتم نرمافزاری ساخت که از این دادهها برای پیشبینی مسیر احتمالی آینده توپ استفاده میکرد.
او شرکت Hawk-Eye Innovations Ltd را در سال 2001 تأسیس کرد و اولین مشتریانش پخشکنندگان کریکت بودند که از گرافیکهای مسیر این فناوری برای بهبود پخش تلویزیونی خود استفاده میکردند.
تا سال 2006، لیگهای حرفهای تنیس شروع به استفاده از چشم شاهین برای کمک به داوران در قضاوت تصمیمات مربوط به خط کردند. لیگهای کریکت در سال 2009 از این فناوری پیروی کردند و آن را برای کمک به داوران در تصمیمگیریهایی مانند «پا قبل از ویکت» (leg before wicket) و موارد دیگر به کار گرفتند. و لیگهای حرفهای فوتبال در سال 2012 شروع به استفاده از این فناوری برای تعیین عبور توپ از خط دروازه کردند.
واکنش به چشم شاهین متفاوت بوده است. در تنیس، بازیکنان، طرفداران و پخشکنندگان به طور کلی از این فناوری استقبال کردهاند. در طول یک چالش، تماشاگران اغلب با ریتم کف میزنند و منتظر میمانند تا داورِ چشم شاهین مسیر بازپخش شده را نمایش دهد.
پَم شرایور (Pam Shriver)، اسطوره تنیس، در سال 2006 گفت: «به عنوان یک بازیکن، و اکنون به عنوان یک مفسر تلویزیونی، رویای روزی را داشتم که فناوری دقت قضاوت خط را به سطح بعدی برساند. آن روز اکنون فرا رسیده است.»
اما چشم شاهین بینقص نیست. در سالهای 2020 و 2022، این شرکت پس از اینکه فناوری خط دروازهاش به دلیل تجمع بازیکنان در محوطه جریمه و مسدود شدن دید دوربینهای کلیدی، تصمیمات اشتباهی گرفت، علناً از طرفداران باشگاههای فوتبال حرفهای عذرخواهی کرد.
کمال امکانپذیر نیست
منتقدان همچنین نگرانیهای اساسیتری را مطرح کردهاند.
در کتاب سال 2016 خود با عنوان «تصمیم بد»، پژوهشگران هری کالینز (Harry Collins)، رابرت ایوانز (Robert Evans) و کریستوفر هیگینز (Christopher Higgins) به خوانندگان یادآوری کردند که چشم شاهین بازپخش موقعیت واقعی توپ نیست؛ بلکه پیشبینی یک مسیر را بر اساس سرعت، چرخش و موقعیت قبلی توپ تولید میکند.
نویسندگان از اینکه چشم شاهین و آنچه آنها «کمکهای تصمیمگیری» مینامند، اقتدار داوران و سرداوران را تضعیف کردهاند، ابراز تأسف میکنند و آن را برای بازیها بد میدانند.
در نهایت، هیچ استاندارد کاملاً عینی برای انصاف و دقت در داوری فناورانه وجود ندارد. آنها همیشه مورد مذاکره قرار میگیرند. حتی دقیقترین نوآوریهای داوری نیز برای تعریف و تأیید نقش خود به اجماع انسانی نیاز دارند. فناوریهایی مانند دوربینهای فوتو فینیش، بازپخش فوری و سیستمهای ردیابی توپ، دقت داوری را بهبود بخشیدهاند، اما استقرار آنها توسط قضاوت انسانی و تصمیمات نهادی شکل گرفته – و اغلب محدود میشود.
به عنوان مثال، بهترین سیستمهای زمانسنجی مسابقه امروزی دقتی معادل 0.0001 ثانیه دارند، با این حال ورزشهای المپیکی مانند شنا، دو و میدانی و اسکی آلپاین نتایج را تنها در فواصل 0.01 ثانیه گزارش میدهند. این میتواند منجر به موقعیتهایی شود – مانند تساوی مدال طلای دومینیک گیسین (Dominique Gisin) و تینا مازه (Tina Maze) در مسابقه اسکی سرعت زنان در المپیک سوچی 2014 – که در آن مسئولان زمانسنجی اعتراف کردند که تجهیزات آنها میتوانست برنده واقعی را مشخص کند. اما آنها طبق قوانین تعیین شده توسط فدراسیون اسکی مجبور به اعلام تساوی شدند.
با بازپخشهای فوری حرکت آهسته، تعیین یک کَچ (Catch) یا قصد بازیکن برای خطای شخصی در واقع میتواند توسط بازپخش با سرعت پایین تحریف شود، زیرا انسانها در تطبیق با سرعتهای متغیر بازپخش مهارت ندارند.
یکی از مسائل بزرگ در مورد سیستم خودکار اعلام بال-استرایک بیسبال به خودِ منطقه استرایک (Strike zone) مربوط میشود.
کتاب قوانین MLB منطقه استرایک را به عنوان عمق و عرض هوم پلیت و فاصله عمودی بین نقطه میانی بالاتنه بازیکن تا نقطهای درست زیر زانوهای او تعریف میکند. تفسیر منطقه استرایک به طور بدنامی ذهنی است و با هر داور متفاوت است.
به عنوان مثال، داوران انسانی اغلب در صورتی که توپ از گوشه عقب صفحه عبور کند، استرایک اعلام میکنند. با این حال، سیستم خودکار اعلام بال-استرایک از یک صفحه فرضی استفاده میکند که وسط - نه جلو یا عقب - هوم پلیت را قطع میکند.
پیچیدگیهای بیشتری نیز وجود دارد. از آنجایی که منطقه استرایک با توجه به وضعیت قرارگیری هر بَتر تغییر میکند، سیستم باید به طور مداوم برای هر پرتاب تنظیم شود. طرفداران، به ویژه طرفداران بزرگسالتر، ممکن است مقاومت کنند زیرا ممکن است باعث کاهش یک عنصر کلیدی بازی شود: مهارت کَچِرها در فریم کردن پرتابها – یعنی، دریافت ماهرانه توپ به گونهای که پرتابی را که ممکن است کمی خارج از منطقه استرایک باشد، به استرایک تبدیل کنند.
و البته، همیشه بحث مربوط به این است که آیا فناوری، داوران انسانی را از بازی حذف خواهد کرد یا خیر. در حال حاضر، سیستم خودکار اعلام بال-استرایک به عنوان یک سیستم چالشبرانگیز طراحی شده است که به داوران انسانی اجازه میدهد تصمیمات اولیه را بگیرند. اما با توجه به مسیر حرکت فناوری در ورزش، به نظر میرسد که «داوران رباتیک» در نهایت در MLB اجتنابناپذیر باشند.
اما آیا آنها دقت مطلق را به بازی خواهند آورد؟ هنوز مشخص نیست.
آرتور دِمریش، استاد تاریخ در دانشگاه ایالتی میشیگان است و اریک اس. هینتز، مورخ در مؤسسه لمِلسون در مؤسسه اسمیتسونین میباشد. این مقاله با مجوز The Conversation بازنشر شده است.