پدیده «کدنویسی حسی» (vibe coding) – که در آن توسعهدهندگان به طور فزایندهای برای تولید کد و کمک به کدنویسی به هوش مصنوعی تکیه میکنند – به سرعت از یک مفهوم خاص به یک رویکرد اصلی توسعه تبدیل شده است.
با عادیسازی کدنویسی به کمک هوش مصنوعی توسط ابزارهایی مانند GitHub Copilot، میدان رقابت بعدی از تولید کد به گردشکارهای توسعه سرتاسری تغییر یافته است. در این چشمانداز که به طور فزایندهای شلوغ میشود، بازیگرانی مانند Cursor، Lovable، Bolt و Windsurf (که قبلاً با نام codeium شناخته میشد) هر کدام با رویکردهای مختلفی برای توسعه به کمک هوش مصنوعی، جایگاه خود را تثبیت کردهاند.
اصطلاح کدنویسی حسی خود نشاندهنده یک تغییر فرهنگی است که در آن توسعهدهندگان بیشتر بر قصد و نتیجه تمرکز میکنند تا جزئیات پیادهسازی دستی – روندی که هم طرفداران مشتاق و هم منتقدان شکاک دارد.
کدنویسی حسی تماماً در مورد استفاده از ابزارهای مجهز به هوش مصنوعی برای کمک به وظایف اساسی تکمیل کد و تولید کل برنامهها تنها با چند دستور است. کدنویسی حسی با فراتر رفتن از ابزارهای بصری برای برنامههای کاربردی تجاری ساده، از پلتفرمهای کمکد/بدونکد متمایز میشود.
به گفته برخی از طرفداران، کدنویسی حسی وعده تقویت یا حتی جایگزینی بالقوه توسعهدهندگان واقعی نرمافزار را میدهد.
در این زمینه رقابتی، آخرین نسخه Windsurf Wave 6 که در اول آوریل عرضه شد، شکافی را برطرف میکند که برخی ابزارها اغلب نادیده گرفتهاند: استقرار (deployment). در حالی که تولید کد در پلتفرمهای مختلف به طور فزایندهای پیچیده شده است، سفر از کد تولید شده محلی به استقرار در محیط تولید (production) همچنان به طرز سرسختانهای دستی باقی مانده است.
آنشول راماچاندران، مدیر محصول و استراتژی در Windsurf، به VentureBeat گفت: «ما واقعاً بسیاری از اصطکاکهای مربوط به تکرار و استقرار برنامهها را از بین بردهایم». «وعده هوش مصنوعی و همه این سیستمهای عاملمحور (agentic) این است که انرژی فعالسازی، یعنی مانع ساخت، بسیار کمتر میشود.»
بررسی ویژگیهای Windsurf Wave 6: آنچه سازمانها باید بدانند
با نگاهی خاص به ویژگیهای جدید در Windsurf Wave 6، چندین قابلیت سازمانی به گلوگاههای گردش کار میپردازند:
- استقرارها (Deploys): یک راه حل تک کلیکی برای بستهبندی و اشتراکگذاری برنامههای ساخته شده با Windsurf در اینترنت عمومی. در حال حاضر با Netlify ادغام شده است و به کاربران امکان میدهد وبسایتها یا برنامههای وب جاوا اسکریپت را در یک دامنه عمومی مستقر کنند.
- عملکرد بهبود یافته برای مکالمات طولانی: کاهش افت کیفیت در مکالمات طولانی از طریق تکنیکهای نقطهگذاری (checkpointing) و خلاصهسازی.
- بهبود تبها: افزایش آگاهی از زمینه (context awareness)، شامل تاریخچه جستجوی کاربر و پشتیبانی از Jupyter Notebooks در ویرایشگر Windsurf.
- فهرست محتوای مکالمه: بهبود جدید در تجربه کاربری (UX) که دسترسی آسان به پیامهای گذشته و قابلیتهای بازگشت به حالت قبلی مکالمه را فراهم میکند.
مدیریت مکالمه: نوآوری فنی که اهمیت دارد
ویژگی فهرست محتوای مکالمه در Wave 6 نیز به طور خاص جالب توجه است. این ویژگی به یک چالش فنی میپردازد که برخی رقبا نادیده گرفتهاند: مدیریت کارآمد تعاملات طولانی با دستیاران هوش مصنوعی هنگامی که خطاها یا سوء تفاهمها رخ میدهند.
راماچاندران اذعان میکند: «هوش مصنوعی کامل نیست. گاهی اوقات اشتباه میکند». «اغلب خود را در این نوع حلقه مییابید که افراد سعی میکنند هوش مصنوعی را وادار کنند تا از یک وضعیت بد خارج شود. در واقعیت، به جای انجام این کار، احتمالاً باید وضعیت مکالمه خود را به آخرین نقطهای که همه چیز خوب پیش میرفت برگردانید و سپس یک دستور یا مسیر متفاوت را امتحان کنید.»
پیادهسازی فنی یک سیستم ناوبری ساختاریافته ایجاد میکند که نحوه تعامل توسعهدهندگان با دستیاران هوش مصنوعی را تغییر میدهد:
- هر تعامل مهم به طور خودکار در مکالمه فهرستبندی میشود.
- یک نوار کناری قابل پیمایش امکان دسترسی فوری به حالتهای قبلی را فراهم میکند.
- بازگشت با یک کلیک حالتهای قبلی مکالمه را بازیابی میکند.
- این سیستم ضمن حفظ زمینه، ناکارآمدی درخواست مکرر از هوش مصنوعی برای اصلاح خود را از بین میبرد.
درک «حس» چشمانداز کدنویسی حسی
نسخه Windsurf Wave 6 در مدت کوتاهی که عرضه شده، بازخورد مثبتی دریافت کرده است.
تکامل نقشهای توسعهدهنده، نه جایگزینی آنها
جنبش کدنویسی حسی بحثهایی را در مورد اینکه آیا مهارتهای برنامهنویسی سنتی همچنان مرتبط هستند، برانگیخته است.
Windsurf موضعی مشخصاً عملگرایانه اتخاذ میکند که باید به رهبران سازمانی که نگران پیامدهای آن برای تیمهای توسعه خود هستند، اطمینان دهد.
راماچاندران توضیح میدهد: «کدنویسی حسی برای اشاره به طبقه جدیدی از توسعهدهندگان که در حال ایجاد شدن هستند، استفاده شده است.»
راماچاندران گفت: «افرادی که «کدنویسان حسی» و «کدنویسان غیر حسی» را از هم جدا میکنند - این فقط طبقه جدیدی از افراد است که اکنون میتوانند کد بنویسند، کسانی که شاید قبلاً قادر به انجام آن نبودند، که عالی است». «اینگونه است که نرمافزار در طول زمان گسترش یافته است، ما نوشتن نرمافزار را آسانتر میکنیم تا افراد بیشتری بتوانند نرمافزار بنویسند.»
ابزارهای کدنویسی حسی برای سازمانها چه معنایی دارند؟
همانطور که ابزارهای کمکد و بدونکد هرگز به طور کامل جایگزین توسعهدهندگان برنامههای کاربردی سازمانی در دوران پیش از هوش مصنوعی نشدند، بعید است که کدنویسی حسی نیز به طور کامل جایگزین همه توسعهدهندگان شود. کدنویسی حسی اساساً قدرتمندتر از ابزارهای کمکد و بدونکد است. کاربران میتوانند انواع برنامهها را تقریباً بدون هیچ محدودیتی بسازند. شاید مهمتر از آن، در بسیاری از ابزارهای مدرن کدنویسی حسی، توانایی ادغام با فرآیندهای موجود و حتی در برخی موارد پایگاههای کد وجود دارد.
مشخص نیست کدام ابزار در این فضا برنده خواهد بود و با توجه به سرعت بالای توسعه، تلاش برای انتخاب یک ابزار برنده احتمالاً انتخاب درستی نیست. همانطور که توسعهدهندگان سازمانی همیشه مجموعهای از ابزارها را برای انتخاب داشتهاند، همین امر در دوران کدنویسی حسی نیز صادق خواهد بود.
به سازمانها توصیه میشود ابزارهای مختلف را امتحان کنند و ببینند کدام یک برای سبک و گردش کار خاص آنها بهتر عمل میکند. برای رهبران فنی که رویکرد خود را به توسعه به کمک هوش مصنوعی ارزیابی میکنند، چندین ملاحظه باید برنامهریزی استراتژیک را هدایت کند:
- گردشکارهای سرتاسری را ارزیابی کنید، نه فقط تولید کد: ارزیابی کنید که ابزارهای بالقوه چگونه کل چرخه عمر توسعه را از مفهوم تا استقرار پوشش میدهند، نه فقط مرحله کدنویسی.
- الزامات خاص سازمانی را از ابتدا در نظر بگیرید: ابزارهایی که عمدتاً برای توسعهدهندگان فردی طراحی شدهاند، اغلب هنگام مقیاسبندی به الزامات سازمانی برای انطباق، امنیت و همکاری تیمی با مشکل مواجه میشوند.
- دموکراتیکسازی را با حاکمیت متعادل کنید: وعده دسترسی گستردهتر توسعهدهندگان باید با مکانیسمهایی برای تضمین کیفیت کد، امنیت و قابلیت نگهداری متعادل شود.
- برای تکامل مهارت برنامهریزی کنید، نه جایگزینی: استراتژیهایی برای تقویت مهارتهای توسعهدهندگان موجود با قابلیتهای هوش مصنوعی به جای تلاش برای جایگزینی کامل ایجاد کنید.
- قابلیتهای مدیریت زمینه را در اولویت قرار دهید: با مقیاسبندی استقرارها، توانایی مدیریت کارآمد پایگاههای کد پیچیده و بازیابی از خطاهای هوش مصنوعی اهمیت فزایندهای پیدا میکند.
جنبش کدنویسی حسی فرصتهای واقعی برای تسریع توسعه و گسترش دامنه افرادی که میتوانند مشارکت کنند ارائه میدهد، اما تحقق این مزایا در زمینههای سازمانی نیازمند ابزارهایی است که با در نظر گرفتن واقعیتهای سازمانی طراحی شده باشند.