غول‌های فناوری برای شتاب‌گرایی از ترامپ حمایت کردند. در عوض رئیس‌جمهوری کندگرا نصیبشان شد

شتاب‌گرایان مؤثر فقط به طور تصادفی به پای خود شلیک نکردند. آن‌ها методично هر یک از انگشتان پای خود را با یک تفنگ تک‌تیرانداز کالیبر ۵۰ منفجر کردند.

در اکتبر ۲۰۲۳، مارک اندریسن، بنیان‌گذار شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر سیلیکون‌ولی، اندریسن هوروویتس (a16z)، «مانیفست تکنو-اپتیمیست» را منتشر کرد و استدلال نمود که نبوغ بشر توسط مقررات‌گذاری دچار رکود و تضعیف روحیه شده است و تنها مسیر عملی پیش رو برای جامعه، توسعه و پذیرش شتابان فناوری‌های جدید، به ویژه هوش مصنوعی است.

اندریسن تنها در حال رسمیت بخشیدن و بیان موضعی بود که پیشتر در میان مدیران شرکت‌های فناوری و هرزه‌نگاران توییتر مانند @BasedBeffJezos (که اندریسن او را «قدیس حامی» تکنو-اپتیمیسم نامید) محبوبیت یافته بود؛ کسانی که برچسب شتاب‌گرایان مؤثر (e/acc) را برای خود برگزیده بودند.

با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴، اندریسن، ایلان ماسک، دیگر مدیران عامل شرکت‌های فناوری و هرزه‌نگاران کم‌اهمیت‌تر، اتحادی طبیعی بین آرمان خود و کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ دیدند. ترامپ می‌خواست مقررات دولتی را در همه اشکال آن، به ویژه به گونه‌ای که پتانسیل واقعی فناوری و هوش مصنوعی را آزاد کند، از میان بردارد و نابود کند. جو بایدن و حزب دموکرات، حزب دولت بزرگ، کمیسیون تجارت فدرال ضدانحصار به رهبری لینا خان، رفاه اجتماعی و ترس از تغییرات اقلیمی، فناوری‌هراس (luddites) تلقی می‌شدند. آنها خواستار محدود کردن محتوایی بودند که از نظرشان مضر بود. آنها می‌خواستند هوش مصنوعی مقررات‌گذاری شود تا آسیب‌های واقعی و نظری در آینده، از جمله کابوس‌های علمی-تخیلی درباره هوش مصنوعی عمومی، محدود شود. آنها نگران هزینه‌های زیست‌محیطی و انرژی استخراج رمزارزها و مراکز داده عظیم برای آموزش مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی بودند. از آنها به عنوان کندگرایان (decels) و رشدگریزان (degrowthers) یاد می‌شد، اصطلاحی تحقیرآمیز که همه چیز را در بر می‌گرفت، از جاه‌طلبی برای کاهش واقعی تعداد انسان‌ها در کره زمین به منظور پایدارتر کردن آن (آینده‌ای که به وضوح در رمان «وزارتخانه آینده» اثر کیم استنلی رابینسون تصور شده است) گرفته تا هر نوع مقررات‌گذاری بر هوش مصنوعی. اندریسن در مانیفست خود چنان شور و حرارتی نسبت به این موضع نشان می‌دهد که می‌گوید این نوع مقررات‌گذاری «شکلی از قتل» است زیرا می‌تواند مانع توسعه فناوری‌های نجات‌بخش شود و فهرستی از «دشمنان» هوش مصنوعی تهیه می‌کند که شامل حامیان «پایداری»، «مسئولیت اجتماعی» و «اعتماد و ایمنی» می‌شود؛ اصطلاح اخیر به افرادی در شرکت‌های فناوری اشاره دارد که سعی می‌کنند پلتفرم‌ها را برای کاربران ایمن نگه دارند.

خبر خوب برای اندریسن و شتاب‌گرایان این است که آنها از ترامپ حمایت کردند و او پیروز شد. اندریسن به دولت مشاوره می‌دهد. دیوید ساکس، سرمایه‌گذار خطرپذیر، «تزار» هوش مصنوعی و رمزارز کاخ سفید است. ماسک و گروه مهندسان جوانش از شرکت‌هایش، خودشان مشغول حذف و نابودی مقررات هستند. مقررات مربوط به هوش مصنوعی و هر چیز دیگری که دوست نداشتند در حال حذف شدن است و دولت در حال کار بر روی کاهش مالیات‌هایی است که به نفع همه آنها خواهد بود.

خبر بد برای این افراد این است که ترامپ همچنین رئیس‌جمهور کندگرا (Decel-in-Chief) است. دردناک‌ترین و واضح‌ترین گواه این امر، تعرفه‌های فاجعه‌بار ترامپ در این هفته است که باعث سقوط بازار سهام شد و به ویژه برای شرکت‌های غول‌پیکر فناوری زیان‌بار خواهد بود. مشکل در اینجا فقط «عدم قطعیت در بازارها» نیست. همانطور که جیسون دیروز نوشت، تعرفه‌ها تهاجمی، گسترده و برای شرکت‌های فناوری که به زنجیره‌های تأمین پیچیده جهانی متکی هستند، بسیار دردناک است. به نظر می‌رسد که دولت ترامپ سعی کرده است با معاف کردن نیمه‌رساناها از این تعرفه‌ها، حداقل به طور موقت دل صنعت فناوری را به دست آورد، اما همانطور که وال استریت ژورنال توضیح می‌دهد، این یک خیال خام است:

«بیشتر واردات تراشه غیرمستقیم است. تراشه‌ها معمولاً در خارج از کشور ساخته می‌شوند، در همانجا بسته‌بندی شده و در محصولات الکترونیکی که به سراسر جهان ارسال می‌شوند – از جمله به ایالات متحده، جایی که مشمول تعرفه‌هایی تا ۴۹ درصد خواهند شد – قرار می‌گیرند. حتی بسیاری از تراشه‌های ساخت آمریکا برای مونتاژ نهایی به تایوان، چین یا آسیای جنوب شرقی فرستاده می‌شوند و سپس مجدداً به مشتریان نهایی صادر می‌گردند.»

مگر اینکه ترامپ کوتاه بیاید، تعرفه‌ها قیمت همه چیز را بالا خواهند برد. بیکاری افزایش خواهد یافت. مردم کالاهای کمتری خواهند خرید و شرکت‌ها پول کمتری برای تبلیغاتی که پلتفرم‌های فناوری را تغذیه می‌کند، هزینه خواهند کرد. صنعت فناوری، که بر پایه نیروی کار ارزان، قطعات ارزان، تولید ارزان و زنجیره‌های تأمین حاصل از تجارت آزاد و ارزان بین‌المللی شکوفا شده است، اکنون با هزینه‌های مصنوعی و بوروکراسی مواجه خواهد شد که به همه اینها اضافه می‌شود. بازار این را می‌داند، به همین دلیل است که سهام شرکت‌های فناوری در حال سقوط است.

در همین حال، سکوت کرکننده‌ای از سوی ماسک، اندریسن و هرزه‌نگاران معمول حامی شتاب‌گرایی حاکم است؛ کسانی که سه ماه گذشته را صرف جشن گرفتن پیروزی ترامپ، تحقیر لیبرال‌ها و انتشار تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی از شهرهای با برج‌های شیشه‌ای و مستعمرات فضایی مریخ کرده‌اند که قرار بود تحت مدیریت ترامپ و پیشرفت فناوری بدون محدودیت ساخته شوند.

اگر جای آنها بودیم ما هم سکوت می‌کردیم زیرا این یک خودزنی تحقیرآمیز است. شاید آنها، مانند بسیاری از کارشناسان دیگر، فکر می‌کردند که ترامپ فقط در مورد تعرفه‌ها بلوف می‌زند. شاید فکر می‌کردند که می‌توانند او را به سمتی سوق دهند که صرفاً به نفع صنعت آنها باشد. او ممکن است هنوز هم کوتاه بیاید. اما حداقل در حال حاضر، کاری که شتاب‌گرایان با حمایت از ترامپ انجام دادند، فقط شلیک تصادفی به پای خودشان نبود، بلکه методично هر یک از انگشتان پای خود را با یک تفنگ تک‌تیرانداز کالیبر ۵۰ منفجر کردند.

حتی در بلندمدت، هیچ جهانی وجود ندارد که در آن آرمان‌شهر تکنو-اپتیمیستی در ایالات متحده تحت سیاست‌های حمایت‌گرایانه و انزواگرایانه به وقوع بپیوندد. دولت ترامپ همچنین شروع به برچیدن زیرساخت‌های دانشگاهی، علمی، تحقیقاتی و مهاجرتی کرده است که به کسب‌وکار و نوآوری اجازه شکوفایی در ایالات متحده را داده‌اند و همچنین ساختارهای قدرت نرمی که ورود و تسلط شرکت‌های فناوری به بازارها در سراسر جهان را آسان کرده است. حتی اگر آمریکایی‌ها معتقد بودند و می‌خواستند به دوران پس از جنگ جهانی دوم یا اوایل قرن بیستم اقتصاد آمریکا بازگردند، که همواره شعار واپس‌گرایانه و ارتجاعی جنبش «مگا» (MAGA) بوده است، این امر ذاتاً با پیشرفت و آینده ناسازگار است، زیرا آینده ربطی به تولید انبوه تانک‌های شرمن و بیوک‌های بنزینی ندارد. آرمان‌شهر تکنو-اپتیمیستی به زنجیره‌های تأمین پیچیده‌ای متکی است که ترامپ این هفته آنها را به آشوب کشید؛ جایی که مراکز مختلف تولیدی و ساخت با تخصص‌های بسیار بالا به یک سیستم سودمند متقابل از بازارهای آزاد وارد می‌شوند تا آیفون‌ها، نیمه‌رساناها، باتری‌های لیتیومی و غیره را بسازند. ترامپ همچنین کسب‌وکارهای نرم‌افزاری و خدماتی آمریکا را به هرج‌ومرج کشانده است؛ کسب‌وکارهایی که برای تعقیب رشد، مقیاس و کاربران جدید، به عرضه بی‌پایان بازارهای جدید و افراد جدید برای فروش نیاز دارند؛ رشد چیزی مانند فیس‌بوک یا OpenAI با مقیاسی که بازار سهام می‌خواهد ببیند، مستلزم ثبت‌نام کاربران به اندازه جمعیت کشورهاست؛ انجام این کار در یک محیط نظارتی که در آن شما شریک مشتاق آن کشورها هستید، بسیار آسان‌تر است، نه اینکه جنگ‌های تجاری و بوروکراسی‌های انزواگرایانه ایجاد کنید.

همانطور که پیتر تیل دوست دارد بگوید، سرمایه‌گذاران خطرپذیر می‌توانند یا در بیت‌ها (bits) یا اتم‌ها (atoms) سرمایه‌گذاری کنند، یعنی محصولات دیجیتال یا چیزهای فیزیکی واقعی. ترامپ در حال حاضر سیلیکون‌ولی را از هر دو طرف تحت فشار قرار داده است.

ساختن چیزها بسیار سخت‌تر خواهد شد، حتی اگر این خیال را بپذیریم که بسیاری از مشاغل تولیدی را می‌توان از کشورهایی مانند چین، هند و ویتنام پس گرفت، زیرا ما به سادگی اتم‌های (مواد اولیه) مورد نیاز خود را در ایالات متحده نداریم. آمریکا از کشورهای سراسر جهان هم برای مواد خام و هم برای نیروی کار ارزان آنها استفاده کرده است؛ «کسری تجاری» که ترامپ از آن صحبت می‌کند عمدتاً ناشی از این است که شرکت‌های آمریکایی کارخانه‌هایی را در مکان‌هایی با نیروی کار ارزان راه‌اندازی کرده و ارزش را از آن کشورها استخراج می‌کنند تا محصولات را به آمریکایی‌ها بفروشند. این نایکی، اپل، مایکروسافت، انویدیا و دیگر شرکت‌های بزرگ آمریکایی هستند که بیشترین سود را از تجارت جهانی می‌برند، نه کارگران کارخانه‌ها که روزی چند دلار درآمد دارند. انتقال این زیرساخت به ایالات متحده نه توصیه می‌شود و نه امکان‌پذیر است، زیرا بسیاری از مشاغلی که شرکت‌های آمریکایی به چین برون‌سپاری کرده‌اند، قبلاً از آنجا به کشورهای فقیرتر مانند ویتنام، کامبوج و هند برون‌سپاری شده‌اند، زیرا بسیاری از مردم چین متوجه شده‌اند که نمی‌خواهند این نوع کار را انجام دهند. و بسیاری از *آن* مشاغل توسط ربات‌ها در حال خودکار شدن هستند. این مشاغل به ایالات متحده باز نخواهند گشت و به هر حال نباید هم بخواهیم بازگردند. در همین حال، ایالات متحده دقیقاً یک معدن عناصر خاکی کمیاب (rare Earth mineral) در کل کشور دارد که خود آن نیز تنها پس از سال‌ها مشکلات، آشفتگی نظارتی، ورشکستگی و یک دوره مالکیت چینی فعال شد.

و ما بیت‌ها را نیز به خوبی تولید نخواهیم کرد زیرا ترامپ به شدت در حال تحریک یک فرار مغزها است که قبلاً هرگز در ایالات متحده ندیده‌ایم. مهاجرت بهترین استعدادهای جهان به اینجا سخت‌تر شده است، و تا کی حتی می‌خواهند اینجا بمانند وقتی پلیس مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) می‌تواند آنها را بدون دلیل از خیابان ناپدید کند. بودجه محققان و دانشمندان متولد آمریکا به دلیل «ووک» (woke) بودن قطع می‌شود، بنابراین آنها به دنبال مهاجرت به کشورهای دیگر هستند. ماسک و دوج (Doge - اشاره به شخصیت‌های حامی ترامپ یا میم اینترنتی) در حال «حذف» همان سازمان‌ها و برنامه‌هایی هستند که به صنعت نیمه‌رسانا، خودروهای الکتریکی، اینترنت و غیره جان بخشیدند. ما نمی‌فهمیم که چگونه رویاهای شتاب‌گرایانه در مورد بیوتکنولوژی و طول عمر انسان می‌تواند بدون تحقیقاتی که دولت فعالانه در تلاش برای از بین بردن آن است، محقق شود.

این مطلب تاییدی بر دیدگاه تکنو-اپتیمیستی اندریسن برای آینده نیست. قطعاً تاییدی بر کاری که ترامپ اکنون انجام می‌دهد نیز نیست، اگرچه ما از دیدن سقوط سهام تسلا خوشحالیم. باز هم، ممکن است ترامپ همانطور که در گذشته کوتاه آمده است، باز هم عقب‌نشینی کند، اما در شرایط فعلی، چشم‌انداز آینده آمریکا هرگز تا این حد تاریک و کند نشده است، و این شامل خیال‌پردازی‌های قدرتمندترین افراد در سیلیکون‌ولی نیز می‌شود.