دونالد ترامپ شهرت خود را به عنوان یک معاملهگر تمام عیار بنا کرده است—کسی که آشوب را به فرصت تبدیل میکند و در جایی که دیگران کوتاهی میکنند، نتیجه میدهد. اکنون، با توجه به اینکه خاورمیانه هنوز از درگیریهای متزلزل در غزه و لبنان و تنشهای ایالات متحده و ایران در یک نقطه عطف بحرانی رنج میبرد، ترامپ این فرصت را دارد که با دستیابی به چیزی که هیچ رئیسجمهوری پیش از او نتوانسته است، جایگاه خود را در تاریخ تثبیت کند: یک توافق جسورانه و دگرگونکننده با ایران.
چنین توافقی نه تنها منطقهای پرآشوب را تثبیت میکند، بلکه میتواند فرصتهای اقتصادی را برای کارگران آمریکایی باز کند، امنیت ایالات متحده را تقویت کند و توانایی منحصر به فرد ترامپ را در پیشی گرفتن از تشکیلات واشنگتن و ارائه یک پیروزی تاریخی به نمایش بگذارد.
دهههاست که روسای جمهور آمریکا در مورد ایران دچار لغزش شدهاند. جورج دبلیو بوش خاورمیانه را با جنگهای فاجعهبار تغییر رژیم، که مشاورانی مانند دیک چنی که پس از عراق، ایران را هدف گرفته بودند، به آشوب کشاند. توافق هستهای سال 2015 باراک اوباما گامی محدود بود که سایر مسائل را برای حل و فصل آینده باقی گذاشت، در حالی که ساختار تحریمهای چند لایه آمریکا به حاشیه راندن کسبوکارهای آمریکایی ادامه داد و فرصتهای اقتصادی در ایران را تا حد زیادی دست نخورده گذاشت. پس از خروج ترامپ از آن توافق، جو بایدن عزم و دیدگاه کمی از خود نشان داد و اجازه داد تنشها بدون استراتژی منسجمی برای کاهش تنشها ادامه یابد. ترامپ این فرصت را دارد که این چرخه اشتباهات و اقدامات نیمبند را بشکند.
چنین توافقی نه تنها هدف حیاتی ترامپ مبنی بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای را محقق میکند، بلکه آمریکا را از جنگ بیپایان و پرهزینه دیگری باز میدارد و وعده سخنرانی افتتاحیه ترامپ مبنی بر اجتناب از درگیریهای فاجعهبار خارجی دولتهای گذشته را محقق میکند. اما نبوغ واقعی این فرصت در شکوفایی است که میتواند به همراه داشته باشد: توافق با ایران میتواند درها را به روی میلیاردها دلار بازار دست نخورده باز کند، به کسبوکارهای آمریکایی مزیت رقابتی بدهد و هزاران شغل برای آمریکاییهای سختکوش ایجاد کند. این فقط در مورد دیپلماسی نیست، بلکه در مورد ارائه مزایای واقعی و ملموس برای اقتصاد آمریکا و تثبیت میراث ترامپ به عنوان معاملهگری است که منافع آمریکا را در اولویت قرار میدهد.
پتانسیل همکاری اقتصادی با ایران بسیار زیاد است، همانطور که حتی برخی از صداهای اصلاح طلب ایرانی اخیراً بر آن تاکید کردهاند. روزنامه اصلاح طلب پیشرو ایران، شرق، که با دولت مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران همسو است، اخیراً سرفصلی در مورد پتانسیل روابط آمریکا و ایران تحت ریاست جمهوری ترامپ منتشر کرد: «توافق 2 تریلیون دلاری به نفع همه». این مقاله امکانات اقتصادی جسورانهای را تشریح کرد، مانند مشارکت آمریکا در پروژههای بزرگ زیربنایی: فروش 1500 هواپیمای بوئینگ، تولید 8 میلیون خودرو، ساخت پالایشگاهها و سرمایهگذاری در کشاورزی، فناوری اطلاعات و داروسازی.
این ممکن است شبیه یک رویای دست نیافتنی به نظر برسد، اما تاریخ نشان میدهد که چندان هم دور از ذهن نیست. در دهه 1990، ایران پیش از آنکه توسط تحریمهای دولت کلینتون رد شود، قراردادهای نفتی بزرگی را به شرکتهای آمریکایی پیشنهاد داد. به طور مشابه، پس از توافق هستهای سال 2015، بوئینگ قرارداد پیشگامانه 20 میلیارد دلاری با ایران را تضمین کرد که پیشبینی میشد از نزدیک به 100000 شغل آمریکایی حمایت کند. با این حال، این فرصت زمانی از بین رفت که توافق هستهای فروپاشید—فروپاشی که تا حدی ناشی از نقص مرگبار این توافق بود: این توافق اکثر کسبوکارهای آمریکایی را از تعامل مستقیم با ایران منع میکرد و درها را برای رقبای اروپایی و آسیایی برای تسلط بر بازار ایران باز گذاشت. خود ترامپ در سال 2015 به این موضوع اشاره کرد و توییت کرد: «همه اکنون درگیر فروش چیزهایی به ایران هستند. ما احتمالاً (قرار است) تنها کسانی باشیم که چیزی به آنها نمیفروشیم.»
یک توافق جدید—که با زیرکی خاص ترامپ طراحی شده است—میتواند این اشتباهات را برطرف کند و درها را برای شرکتهای آمریکایی باز کند تا از یکی از آخرین بازارهای دست نخورده جهان سرمایهگذاری کنند. ایران با داشتن دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان، چهارمین ذخایر بزرگ نفت و جمعیتی نزدیک به 90 میلیون نفر که مشتاق تعامل جهانی هستند، بازار عظیمی را برای سرمایهگذاری آمریکا ارائه میدهد.
منتقدان ممکن است استدلال کنند که عناصر تندرو در ایران از نظر تاریخی با تجارت با ایالات متحده مخالفت کردهاند، حتی تا جایی که فرصتهای این چنینی را خراب کردهاند. با این وجود، در میان نیروهای عملگرا در ایران، برای اتخاذ رویکردی سودمندتر متقابل، شتاب فزایندهای وجود دارد. همچنین سابقهای برای این تغییر وجود دارد: در سال 2016، وزیر نفت ایران به طور علنی از سرمایه گذاری آمریکا در بخش انرژی خود استقبال کرد. امروزه، شخصیتهایی در دولت پزشکیان، مانند علی عبدالعلیزاده، نماینده رئیسجمهور در سیاستهای توسعه دریایی، اعلام کردهاند که اگر تحریمها برداشته شود، شرکتهای آمریکایی از سرمایهگذاری در ایران استقبال میکنند. این عملگرایی نشان میدهد که با یک استراتژی سنجیده، میتوان بر موانع همکاری اقتصادی آمریکا و ایران غلبه کرد.
با این وجود، سوال طبیعی دیگری مطرح میشود: آیا آیت الله علی خامنهای، رهبر معظم ایران—که مدتها به بیاعتمادی به ایالات متحده شناخته میشد—تا به حال با یک تغییر تاریخی در روابط آمریکا و ایران موافقت میکند؟ در حالی که شک و تردید موجه است، لفاظیهای اخیر او و اظهارات نزدیکترین مشاورانش نشان میدهد که این احتمال بسیار واقعی است. خامنهای در واقع تمایل خود را به حمایت از سرمایهگذاری خارجی که مستقیماً به نفع زیرساختها و رشد اقتصادی ایران باشد، نشان داده است. به عنوان مثال، او در سخنرانی سال 2016، اظهار داشت: «فایده سفرهای این هیاتهای [خارجی] باید سرمایهگذاری، ایجاد تولید و آوردن فناوریهای جدید در زمینههایی باشد که ما به آنها نیاز داریم.»
مهمتر از آن، مشاوران ارشد او آمادگی خود را برای فصل جدیدی اعلام میکنند. کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی ایران و معتمد مورد اعتماد خامنهای، اخیراً اعلام کرد: «تهران آماده مذاکره است»، در حالی که روشن ساخت که اقدامات ایران بستگی به رویکرد سازنده ایالات متحده دارد. علی لاریجانی، یکی دیگر از مشاوران ارشد و رئیس سابق مجلس، پا را فراتر گذاشت و در مصاحبهای در وبسایت رسمی خامنهای اظهار داشت که ایران آماده مذاکرات هستهای است و پذیرای «توافق جدیدی» با ایالات متحده است.
دولت پزشکیان، دولتی اصلاحطلب که با وعده اولویت دادن به دیپلماسی در روابط خارجی انتخاب شده است، موضع خود را روشن کرده است. خود پزشکیان اخیراً در مصاحبهای با انبیسی نیوز آمادگی ایران برای مذاکره را تکرار کرد و تاکید کرد که ایران شخصاً ترامپ را هدف قرار نداده و نخواهد داد.
تیم سیاست خارجی پزشکیان نیز در حمایت از دیپلماسی صریح و ثابت قدم بوده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه بارها بر آمادگی ایران برای مذاکرات سازنده تاکید کرده است و جواد ظریف معاون راهبردی رئیس جمهور این پیام را در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، با تاکید بر ترجیح ایران برای توافق، تقویت کرد. موضع متحد آنها نشان میدهد که دولت پزشکیان آماده پیگیری گفتگوی معنادار است. این یک فرصت منحصر به فرد برای ایالات متحده ایجاد میکند تا تحت رهبری ترامپ به یک توافق تاریخی دست یابد—پیشبرد منافع آمریکا، اجتناب از درگیری و تثبیت میراث ترامپ به عنوان معاملهگری که به دههها بنبست پایان داد.
البته هم ایران و هم ایالات متحده با موانع سیاسی برای پیگیری مذاکرات مواجه هستند، اما با رهبری جسورانه و قاطع، می توان بر آنها غلبه کرد. در ایران، پزشکیان مأموریت قوی برای دیپلماسی دارد و به مهارت اجماع نظر در بین مراکز قدرت کشور را ایجاد کرده است. این استراتژی از قبل نتیجه داده است: دولت پزشکیان با موفقیت لایحه جنجالی حجاب اجباری را به حاشیه راند و برخی از محدودیتهای اینترنتی را کاهش داد و توانایی خود را در هدایت فضای سیاسی پیچیده ایران ثابت کرد. نکته مهم این است که پزشکیان خود را به شدت با رهبر معظم انقلاب خامنهای همسو کرده است که حمایت ایشان تضمین میکند تندروها نتوانند مانع مذاکرات معنادار شوند.
در ایالات متحده، موانع از تشکیلات سیاست خارجی مستقر و منتقدان جنگ طلب ناشی می شود که به هر تلاشی برای تعامل سازنده با ایران حمله می کنند. ما قبلاً دیده ایم که آنها به سراغ منصوبان ترامپ رفتهاند که جرأت پیگیری رویکردهای عملگرایانه را داشتهاند. اما ترامپ هرگز کسی نبوده است که از مبارزه عقب نشینی کند. او همواره با پایبندی به غریزه و وعدههایی که باعث انتخاب او شد، با تشکیلات مخالفت کرده است.
آمریکایی ها به ترامپ رای دادند تا به جنگ های بی پایان پایان دهد، نه اینکه جنگ های جدیدی را آغاز کند و با دستیابی به توافق های جسورانه و تاریخی - حتی با دشمنانی مانند ایران - صلح را به ارمغان بیاورد. مردم آمریکا به احتمال زیاد از او در این زمینه حمایت می کنند و ترامپ این توانایی منحصر به فرد را دارد که این توافق را با تاکید بر مزایای اقتصادی گسترده ای که برای کسب و کارها و کارگران آمریکایی ایجاد می کند، به فروش برساند. ترامپ با عزم و اراده خود و توانایی بی نظیر خود در ارتباط با مردم آمریکا، می تواند بر سر و صداها غلبه کند، از این لحظه استفاده کند و پیروزی را به ارمغان بیاورد که میراث او را به عنوان یک معامله گر و رهبری که منافع آمریکا را در اولویت قرار می دهد، تثبیت می کند.