اطمینان از اینکه توسعه سریع هوش مصنوعی با اصول اخلاقی و تخصصهای متنوع هدایت میشود، امری ضروری است. با نگاه بیشتر صنایع به ادغام هوش مصنوعی در عملیات خود، ارزیابی تأثیر اجتماعی آن بیش از پیش حیاتی میشود.
پیشرفتهای هوش مصنوعی بدون شک چالشهایی را به همراه دارد، بهویژه در تقویت سوگیریها در دادههای عمومی آموزشی. فقدان دستورالعملهای اخلاقی روشن، کاهش این سوگیریها را دشوار میسازد، همانطور که در مواردی مانند جمینای گوگل مشاهده شد که به دلیل تولید خروجیهای غیرمنطقی در تلاش برای حذف سوگیریهای داده، مورد انتقاد گسترده قرار گرفت. به همین ترتیب، پذیرش دیدگاههای متنوع، از جمله دیدگاههای افراد عصبتنوع، کلید توسعه اخلاقی هوش مصنوعی است.
گشودن پتانسیل هوش مصنوعی با مهارتهای عصبتنوع
با وجود اینکه تنها ۳۱٪ از افراد مبتلا به اوتیسم در بریتانیا شاغل هستند، آنها به طور متوسط ۳۰٪ بهرهورتر هستند، که پتانسیل بهرهبرداری نشده آنها را برای هدایت نوآوری در هوش مصنوعی برجسته میکند. به طور معمول، افراد عصبتنوع در تشخیص الگو و توجه به جزئیات برتری دارند. این مهارتها آنها را به نامزدهای ایدهآلی برای کمک به توسعه هوش مصنوعی تبدیل میکند – پاکسازی دادهها و حذف ناهماهنگیها، خطاها یا موارد تکراری در مجموعه دادهها از جمله نقشهایی هستند که افراد عصبتنوع میتوانند در آنها بدرخشند. توانایی آنها در تشخیص بینظمیهای ظریف، که ممکن است در غیر این صورت نادیده گرفته شوند، همچنین دقت دادهها را افزایش داده و در نهایت، عملکرد هوش مصنوعی را بهبود میبخشد.
با این حال، سهم ذهنهای عصبتنوع میتواند بسیار فراتر از وظایف متمرکز بر داده باشد. با تخمین اینکه ۲۰ تا ۵۰ درصد از افراد در صنایع خلاق بریتانیا عصبتنوع هستند، فرصتهای فراوان دیگری برای افراد عصبتنوع وجود دارد تا در آینده هوش مصنوعی مشارکت کنند. میدانیم که خلاقیت برای هوش مصنوعی ضروری است، از توسعه الگوریتمهایی که الگوهای پیچیده را تشخیص میدهند تا طراحی مدلهای تطبیقی. به این ترتیب، دیدگاههای عصبتنوع میتوانند به پرورش تفکر نوآورانه کمک کرده و راهحلهای خلاقانهای برای افزایش قابلیتهای هوش مصنوعی ارائه دهند.
توانمندسازی هوش مصنوعی فراگیر با بینشهای عصبتنوع
دیدگاههای عصبتنوع همچنین برای فراگیرتر و در دسترستر کردن مدلها و سیستمهای هوش مصنوعی کلیدی هستند. فراتر از توسعه، افراد عصبتنوع بینشهایی در مورد قابلیت استفاده هوش مصنوعی ارائه میدهند و به توسعهدهندگان کمک میکنند تا مدلها را برای خدمت بهتر به طیف وسیعتری از کاربران اصلاح کنند.
این ورودیها همچنین میتوانند هوش هیجانی هوش مصنوعی را افزایش دهند و شکافهای ناشی از آموزش دادههای سوگیرانه را برطرف کنند. مدلهای زبان بزرگ (LLM)، برای مثال، اغلب به دادههای رسانههای اجتماعی متکی هستند، که از نظر آماری، افراد عصبتنوع احتمال بسیار کمتری دارد که از آنها استفاده کنند. این امر منجر به فقدان دادههای متنوع برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی میشود. بنابراین، مشارکت افراد عصبتنوع در توسعه و آزمایش هوش مصنوعی برای ایجاد سیستمهای هوش مصنوعی واقعاً فراگیر ضروری است.
بهرهبرداری از هوش مصنوعی برای تأثیر اجتماعی تحولآفرین
افراد عصبتنوع ۱۵ تا ۲۲ درصد از جمعیت جهان را تشکیل میدهند، با این حال، همانطور که قبلاً ذکر شد، کمتر از یک سوم آنها در بریتانیا شاغل هستند. در حالی که تبعیض در استخدام در این امر نقش دارد، سیستمهای استخدام مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند ناخواسته افراد عصبتنوع را غربال کنند، و سوگیریهای موجود را تقویت کنند. به عنوان مثال، هوش مصنوعی میتواند تماس چشمی و رفتارها را برای اندازهگیری توانایی تعامل اجتماعی فرد تجزیه و تحلیل کند، اما این به تصور غلطی دامن میزند که اجتناب از تماس چشمی نشانه عدم علاقه است.
از جنبه مثبت، همان هوش مصنوعی که سوگیریهای اجتماعی را منعکس میکند، میتواند برای به چالش کشیدن آنها نیز آموزش داده شود. با اصلاح مدلهای استخدام برای تطبیق با ویژگیهای عصبتنوع، هوش مصنوعی پتانسیل تبدیل شدن به ابزاری کلیدی برای ایجاد فرآیندهای استخدام منصفانهتر را دارد.
این تغییر با افزایش دسترسی به اشتغال معنادار به نفع افراد عصبتنوع خواهد بود و همچنین با بهرهبرداری از یک استخر استعداد کماستفاده، محلهای کار را تقویت و متنوع خواهد کرد.
بهرهگیری از تنوع برای افزایش بهرهوری در محیط کار
امروزه بسیاری از شرکتها مزایای استخدام افراد عصبتنوع را تشخیص دادهاند. مایکروسافت، به عنوان مثال، یک برنامه استخدام اختصاصی برای افراد عصبتنوع را اجرا میکند، در حالی که ابتکار «اوتیسم در محیط کار» جیپی مورگان نشان داد که کارمندان عصبتنوع در برخی موقعیتهای فنی خاص، ۹۰ تا ۱۴۰ درصد بهتر از همتایان عصبهنجار خود عمل میکنند.
فراتر از عملکرد، کارمندان عصبتنوع دیدگاههای تازهای را به ارمغان میآورند که باعث خلاقیت و نوآوری میشود. مشارکت آنها نه تنها فراگیری را تقویت میکند، بلکه حل مسئله و بهرهوری تیم را نیز افزایش میدهد، چیزی که کسبوکارهایی که استخدام افراد عصبتنوع را جدی میگیرند، شروع به بهرهمندی از آن کردهاند.
پذیرش عصبتنوعی در توسعه هوش مصنوعی
با نهادینه شدن هوش مصنوعی در زندگی روزمره، شناخت فرصتهایی که برای افراد عصبتنوع فراهم میکند و ارزش ورودیهای آنها اهمیت دارد. ادغام دیدگاههای شناختی متنوع با نزدیکتر شدن به دستیابی به هوش مصنوعی عمومی (AGI) حیاتی است. علاوه بر این، مشارکت افراد عصبتنوع در هر مرحله از نوآوری هوش مصنوعی، سیستمهای فراگیرتر و هوشمندتری ایجاد خواهد کرد که تنها میتواند به نفع کل جامعه باشد.