اعتبار تصویر: یورگ گروئل از طریق گتی ایمیجز
اعتبار تصویر: یورگ گروئل از طریق گتی ایمیجز

دانشمندان: شواهد ردکننده اراده آزاد به اشتباه تفسیر می‌شوند

تحقیقات علوم اعصاب که ادعا می‌کنند وجود اراده آزاد را زیر سوال می‌برند، ممکن است به اشتباه تفسیر شده باشند.

آیا به اراده آزاد باور دارید؟ برخی پژوهشگران چنین باوری ندارند و برای اثبات ادعای خود به شواهدی از علوم مغز استناد می‌کنند. برخی افراد رد این ایده که ما کنترل تصمیمات و اعمال خود را در دست داریم را عمیقاً نگران‌کننده می‌دانند. ما، به عنوان متخصصان فعال در این حوزه، می‌دانیم که آنها نگران هستند، زیرا مرتباً ایمیل‌هایی از آنها دریافت می‌کنیم که – اغلب با ناامیدی – درباره مطالعات علوم اعصاب که به نظر می‌رسد امکان اراده آزاد را تهدید می‌کنند، سؤال می‌پرسند. بیشتر این ادعاها بر پایه اظهارات دانشمندانی استوار است که مدعی پیش‌بینی یا پیش‌گویی انتخاب‌ها بر اساس فعالیت مغزی مشاهده‌شده پیش از آنکه فرد در آزمایش حتی از انتخاب خود آگاه شود، هستند. مخالفان اراده آزاد معتقدند که فرآیندهای ناخودآگاه مغز ممکن است عملی را آغاز کنند که فرد سپس به اشتباه آن را ناشی از اراده خود می‌داند.

اما چه می‌شود اگر نتایج آن تحقیقات اشتباه تعبیر شده باشند و جزئیات ظریفی که بیشتر مردم نمی‌خوانند یا نمی‌فهمند، نکته اصلی باشد؟

تحقیقات علوم اعصاب که به اوایل دهه ۱۹۸۰ بازمی‌گردد، ادعا می‌کردند که نشان داده‌اند اراده آزاد آگاهانه یک توهم است («اراده آزاد آگاهانه» به تصمیمات آگاهانه ما که اعمال ما را تعیین می‌کنند، اشاره دارد). این نتایج مانند میخ‌هایی بر تابوت اراده آزاد کوبیده شدند، ابتدا توسط عصب‌شناسان ارائه شد و سپس توسط رسانه‌های جریان اصلی تأکید گردید، تا اینکه در سال ۲۰۱۶، مجله آتلانتیک اعلام کرد: «چیزی به نام اراده آزاد وجود ندارد.»

اما عجله نکنید. مطالعات جدیدتر، با ترکیب داده‌های تجربی و مدل‌سازی محاسباتی، نشان می‌دهند که تحقیقات قبلی به اشتباه تفسیر شده‌اند و هیچ‌کدام از آنها به طور قطعی به اراده آزاد آگاهانه مربوط نمی‌شوند. ما نتیجه می‌گیریم که علوم اعصاب، اراده آزاد آگاهانه را رد نکرده است.

بسیاری از عصب‌شناسان شناختی در این زمینه، از جمله طرفداران سابق «نبود اراده آزاد»، اکنون اذعان دارند که شواهد عصب‌شناختی ادعایی علیه آن، مشکوک است. متأسفانه، عموم مردم هنوز این خبر را نشنیده‌اند و این ایده که علوم اعصاب اراده آزاد آگاهانه یا حتی اراده آزاد به طور کلی را رد کرده است، همچنان در اذهان باقی مانده است.

اراده آزاد و آگاهی که زمانی تنها در حوزه فیلسوفان بود، به طور فزاینده‌ای توسط عصب‌شناسان مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. این موضوعات با سایر حوزه‌های مطالعاتی در علوم اعصاب تفاوت دارند، زیرا برای اکثر، اگر نگوییم تمام، بشریت اهمیت عمیقی دارند. در مقابل، کمتر کسی به خاطر اهمیت نسبی سایر ویژگی‌های انسانی، مانند اینکه آیا انسان‌ها می‌توانند مستقیماً میدان‌های مغناطیسی را حس کنند (دریافت مغناطیسی)، خواب خود را از دست می‌دهد.

علم اغلب با طرح فرضیه‌هایی پیش می‌رود که بعداً اصلاح یا رد می‌شوند. با این حال، با توجه به ماهیت عمیقاً وجودی تحقیقات در مورد اراده، با دو سؤال بسیار مهم روبرو هستیم: معیار شواهدی که ادعا می‌شود به اراده آزاد مربوط هستند را کجا باید قرار دهیم؟ و چگونه باید چنین شواهدی را ارزیابی و تفسیر کنیم تا بدانیم آیا و چه زمانی این معیار برآورده شده است؟

با شناخت آنچه فیلسوفان علم «ریسک استقرایی» یا هزینه‌های خطاهای بالقوه می‌نامند، باید معیار را بالا تعیین کنیم. هزینه انکار اشتباهی اراده آزاد قابل توجه است، همانطور که نامه‌های نگران‌کننده‌ای که دریافت کردیم نشان می‌دهد. و دلیل خوبی برای تردید در شواهد مورد استناد وجود دارد. علوم اعصاب اراده معمولاً بر تصمیمات فوری (یا نزدیک) و بی‌معنی تمرکز دارد (مانند «هر وقت احساس کردید، بدون هیچ دلیلی، دکمه را فشار دهید»). با این حال، تصمیماتی که ما در مورد اراده آزاد و مسئولیت به آنها اهمیت می‌دهیم، تصمیماتی معنادار هستند و اغلب افق‌های زمانی طولانی‌تری دارند. شاید بسیاری، یا حتی بیشتر، تصمیمات روزمره ما – انتخاب زمان نوشیدن جرعه بعدی از لیوان آب یا اینکه کدام پا را جلو بگذاریم – اعمال اراده آزاد آگاهانه نباشند. اما شاید برخی تصمیمات باشند. خوشبختانه یا متأسفانه، آن تصمیمات مهم، دشوارترین‌ها برای مطالعه هستند.

چه چیزی لازم است تا علوم اعصاب اراده آزاد آگاهانه را رد کند؟ شواهد باید به وضوح نشان دهند که افراد ناآگاهانه به تصمیمی می‌رسند. در اینجا جزئیات پیش‌بینی رفتار و استنتاج آگاهی از فعالیت مغز، نکته اصلی است. به عنوان مثال، استفاده از یادگیری ماشین برای «پیش‌بینی» رفتار پیش از تصمیم آگاهانه، لزوماً چیز زیادی به ما نمی‌گوید. یک انتخاب آزاد ساده مانند فشار دادن دکمه با دست راست یا چپ را در نظر بگیرید، جایی که پیش‌بینی‌هایی با دقت حدود ۶۰ درصد ممکن است از نظر آماری معنی‌دار باشند (در مقایسه با پرتاب سکه با دقت تقریباً ۵۰ درصد)؛ چنین قدرت پیش‌بینی‌کننده‌ای اراده آزاد آگاهانه را تضعیف نمی‌کند.

چرا نه؟ زیرا یک پیش‌بینی با دقت ۶۰ درصد ممکن است صرفاً نشان‌دهنده تمایل به یک گزینه یا دیگری باشد تا یک تصمیم قطعی. علاوه بر این، بسیاری از ما ترجیحات و ویژگی‌های شخصیتی پایداری داریم که بر برخی تصمیمات تأثیر می‌گذارند و جای تعجب خواهد بود اگر چنین انتخاب‌هایی حداقل تا حدی بر اساس فعالیت مغزی قابل پیش‌بینی نباشند. همچنین، از آنجا که آگاهی و تصمیم‌گیری در طول زمان رخ می‌دهند و به تجربیات گذشته متکی هستند، پیش‌بینی لزوماً به معنای جبرگرایی نیست. بنابراین، در چنین مواردی، جزئیات عملکرد طبقه‌بند یادگیری ماشین اهمیت دارد، نه فقط اینکه آیا «به طور معنی‌داری بالاتر از شانس» است. در واقع، هر چیزی کمتر از دقت پیش‌بینی نزدیک به کامل ممکن است مبهم باشد.

علاوه بر این، نتایج علوم اعصاب به روش تجزیه و تحلیل داده‌ها بستگی دارد که می‌تواند گمراه‌کننده باشد. به عنوان مثال، برخی فیلترهای داده دیجیتال می‌توانند، در عمل، اطلاعات آینده را به گذشته «نشت» دهند و تحلیل‌هایی که شامل یک پنجره لغزان هستند، می‌توانند ناخواسته به سیستم تجزیه و تحلیل داده اجازه دهند تا به آینده‌ای که سعی در پیش‌بینی آن دارد «نگاهی بیندازد». باز هم، جزئیات مهم هستند.

این ملاحظات اهمیت دارند زیرا داده‌های علمی جدید در مورد اراده آزاد در راه هستند، عمدتاً به دلیل گسترش ثبت‌های تهاجمی از الکترودهای مغزی کاشته شده در انسان‌ها. یک خواننده آگاه باید بداند چه شواهدی واقعاً اراده آزاد آگاهانه را ابطال می‌کند و چه چیزی نه.

برای روشن شدن مطلب، ما له یا علیه وجود اراده آزاد آگاهانه استدلال نمی‌کنیم؛ ما در اینجا در مورد داده‌ها و روش تشخیص اینکه آیا این داده‌ها شواهدی مبنی بر تضعیف اراده آزاد آگاهانه هستند، صحبت می‌کنیم. ما باید اطمینان حاصل کنیم که پارادایم‌هایی که در علوم اعصاب بررسی می‌کنیم به ما اجازه می‌دهند در مورد اعمالی که به اراده آزاد آگاهانه مربوط می‌شوند، نتیجه‌گیری کنیم. برای بسیاری از رفتارها، تا حدی قابل پیش‌بینی بودن نباید ما را شگفت‌زده کند: آیا اگر پیش‌بینی کنیم که امشب قبل از خواب دندان‌هایتان را مسواک خواهید زد، اراده آزاد شما را تضعیف می‌کند؟

رابرت ساپولسکی، عصب‌شناس، رویکرد متفاوتی اتخاذ کرده است. او داده‌های مغزی را نادیده می‌گیرد و در عوض بر نظم‌های آماری تمرکز می‌کند – به عنوان مثال، اینکه ناملایمات اوایل کودکی می‌تواند بر نوع انتخاب‌ها و نتایجی که بعداً در زندگی تجربه می‌کنیم تأثیر منفی بگذارد. او در کتاب خود «مُقَدَّر» (Determined) استدلال می‌کند که ما بخشی از دنیایی جبرگرا هستیم که هیچ تأثیری بر آن نداریم و آمارهایی مانند یافته‌های مربوط به ناملایمات دوران کودکی این موضوع را تأیید می‌کنند. ما واقعیت نظم‌ها را انکار نمی‌کنیم؛ اعمال امروز ما ممکن است واقعاً توسط محیط یا تجربیات گذشته ما محدود (یا تا حدی تعیین) شوند. اما چقدر محدودیت کافی است تا اراده آزاد را از ما سلب کند؟ فقدان پیش‌بینی‌پذیری بسیار بالا در آن آمار، فضای زیادی برای اعمال اراده آزاد آگاهانه باقی می‌گذارد (باز هم، عجیب خواهد بود اگر تجربیات اوایل زندگی شما هیچ تأثیری بر زندگی بعدی شما نداشته باشد).

در نهایت، خاطرنشان می‌کنیم که یک مغز انسان به طور قابل بحثی بسیار پیچیده‌تر از کل جو زمین است و ما حتی نمی‌توانیم آب و هوا را بیش از چند روز آینده پیش‌بینی کنیم. بنابراین، استفاده از هوش مصنوعی پیشرفته بر روی داده‌های مغزی بعید است که به ما امکان پیش‌بینی وضعیت‌های آینده مغز بر اساس وضعیت‌های گذشته را بدهد، حداقل به این زودی‌ها. ما این امکان را باز می‌گذاریم که روزی به آنجا برسیم (اگرچه شما آزادید که مخالفت کنید). اما یک چیز واضح است: ما هنوز به آنجا نرسیده‌ایم.