هوش مصنوعی صنایع بسیاری از جمله نشر را دگرگون کرده است. در این مراحل نسبتاً اولیه، برخی مزایا و معایب آن آشکار شده است.
کوتاه کردن فرآیند انتشار
به پایان رساندن یک دستنوشته هدفی مهم در حرفه نویسندگان است، اما انتشار آن اثر میتواند بیش از یک سال طول بکشد. هوش مصنوعی میتواند این زمان را کوتاه کرده و موانعی را که معمولاً ممکن است افرادی را که مایل به گسترش دامنه مخاطبان خود هستند دلسرد کند، کاهش داده یا از بین ببرد.
Spines نمونهای از یک استارتاپ است که سعی دارد این امکان را به واقعیت تبدیل کند. این شرکت از هوش مصنوعی در سراسر فرآیندهای بازخوانی، تولید، انتشار و توزیع استفاده میکند و برای هر عنوان تا ۵۰۰۰ دلار هزینه دریافت میکند. کاربران این سرویس همچنین به یک داشبورد آنلاین دسترسی دارند که وضعیت کتابهایشان را نشان میدهد. بسیاری به طور قابل درکی ترجیح میدهند اطلاعات را از این طریق دریافت کنند تا اینکه وقت خود را صرف تماس تلفنی یا بررسی ایمیلها برای ارتباط با ناشر کنند.
سرعت یکی از عوامل کلیدی تمایز این شرکت است. نویسندگان میتوانند دستنوشتههای خود را تنها در سه هفته منتشر کنند. این کارایی یکی از دلایلی است که Spines ممکن است تا سال ۲۰۲۵، ۸۰۰۰ کتاب بیشتر به بازار عرضه کند.
پس از پرداخت هزینه استفاده از پلتفرم توسط نویسندگان، آنها حق مالکیت آن کلمات را حفظ کرده و ۱۰۰٪ حق امتیاز را دریافت میکنند. اگرچه این ترتیب شباهتهای زیادی با خود-نشری دارد، مدیرعامل این استارتاپ ترجیح میدهد Spines را به عنوان ارائهدهنده یک پلتفرم نشر ببیند، که آن را مفهومی جدید برای این بخش میداند.
به لطف نهادهایی مانند این که از هوش مصنوعی برای سادهسازی فرآیندها استفاده میکنند، نویسندگان جدید بیشتری ممکن است به دیده شدن بهتر دست یابند، یا نویسندگان شناختهشده ممکن است دریابند که این گزینه آنها را پربارتر میکند. آمار نشان میدهد که آمازون ۵۵٪ از فروش کتاب را به خود اختصاص داده است. اگرچه ریشههای آن در فروش این محصولات است و هنوز هم به طور قابل توجهی بر نحوه یافتن عناوین توسط مردم تأثیر میگذارد، برخی از نویسندگان ممکن است مایل به بررسی گزینههای دیگر، مانند فروش مستقیم آثار خود به خوانندگان باشند. Spines اصطکاکی را که میتواند پیشرفت در صنعت نشر را کند کند، کاهش میدهد.
کاهش حجم کاری ناشران محلی
افراد آشنا با این موضوع همچنین انتظار دارند که هوش مصنوعی حجم کاری ناشران محلی را بهبود بخشد و به آنها اجازه دهد زمان بیشتری را صرف فعالیتهای معنادار و ارزشآفرین به جای کارهای خستهکننده کنند. برخی از کوچکترین ناشران محلی کمتر از پنج کارمند تمام وقت دارند، به این معنی که کارمندان باید برنامههای فشردهای را مدیریت کنند که مستلزم انجام وظایف متعدد است. هوش مصنوعی ممکن است به آنها زمان بیشتری برای اختصاص دادن به گزارشدهی یا تعامل با جامعه بدهد و روزهای خود را صرف بهبود محصولات و رشد یا حفظ مخاطبان کنند.
علاوه بر این، هوش مصنوعی میتواند محتوا را برای افراد بیشتری، مانند افراد دارای معلولیت یا افرادی که انگلیسی زبان دوم آنهاست، در دسترس قرار دهد. با این حال، از آنجایی که هوش مصنوعی نسبتاً جدید است، ناشران محلی باید مؤثرترین راهها را برای بهکارگیری آن بررسی کنند، به جای اینکه بیش از حد به مزایایی که دیگران تجربه کردهاند، تکیه کنند.
کمارزش شدن مهارت و هنر
نویسندگان سالها برای کتابهای خود زحمت میکشند و اغلب ساعتهای بیشماری را صرف تحقیق، توسعه شخصیتها و ساختن جهانها با کلمات خود میکنند. با این حال، برخی ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی - مانند چتباتهای مولد - به افراد امکان میدهند پس از تایپ چند جمله دستور، داستان ایجاد کنند. این واقعیت دنیای هنر را به آشوب کشیده و معضلات اخلاقی را ایجاد کرده است.
یکی از بزرگترین سوالات اخیر این است که چه کسی مالک خروجی تولید شده توسط هوش مصنوعی مولد است؟ این موضوع به ویژه زمانی برجسته میشود که افراد از فناوری برای ساختن چیزهایی با الهام از هنرمندان واقعی یا آثار دارای حق چاپ استفاده میکنند. در حال حاضر، وکلا میگویند ابزار مولد مالک آن اثر هنری است، صرف نظر از اینکه آیا نقض حق چاپ رخ داده است یا خیر.
با این حال، نویسندگان و سایر افراد درگیر در آثار خلاقانه از بسیاری از شرکتهای هوش مصنوعی به اتهام سرقت آثارشان شکایت کردهاند. نویسندگان یا هنرمندان اکنون نگران هستند که معیشتشان در خطر باشد زیرا مردم میتوانند محتوا را از هوش مصنوعی بسیار سریعتر دریافت کنند.
مشکل اینجاست که هوش مصنوعی فناوری بینقصی نیست. به اصطلاح «توهمات» (hallucinations) یکی از بزرگترین مسائل کنونی در بخش نشر است زیرا باعث انتشار اطلاعات نادرست میشود. ابزارهای خودکار اغلب حقایق را اشتباه دریافت میکنند و نگرانیهای عمدهای را برای عناوینی در مورد موضوعاتی مانند سلامت، تاریخ یا مدیریت مالی ایجاد میکنند. برخی ناشران ارسال محتوای نوشته شده توسط هوش مصنوعی را ممنوع کردهاند، اما برخی دیگر این کار را نکردهاند.
طرح سوالات اخلاقی
هوش مصنوعی همچنین برای افرادی که نگران جایگزینی آن با انسانها هستند، نگرانکننده است، که این امر منجر به عدم امنیت شغلی میشود. افراد همچنین ممکن است به توانایی هوش مصنوعی برای تصمیمگیریهای اخلاقی شک کنند، زیرا فاقد هوش هیجانی است.
معایب بالقوه مرتبط با این فناوری عبارتند از:
- سرقت ادبی
- سوگیری
- عدم دقت
- کیفیت پایینتر
- از دست دادن شغل
- عدم شفافیت
برخی افراد این سوال را مطرح میکنند که آیا استفاده از هوش مصنوعی اعتبار نویسندگان را کاهش میدهد یا اینکه آیا هنوز هم میتوان آنها را به عنوان خالق در نظر گرفت اگر از هوش مصنوعی برای ایجاد بخشی از محتوا استفاده کرده باشند. این فناوری ممکن است مانند یک میانبر جذاب به نظر برسد، به ویژه برای افرادی که با موانع نویسندگی دست و پنجه نرم میکنند یا میخواهند بهرهوری خود را افزایش دهند.
افراد در نهایت ممکن است بیش از حد به آن وابسته شوند، که باعث میشود مهارتهای خودشان ضعیف شود. این مشکلات تنها برخی از مواردی هستند که باید هنگام بحث در مورد چگونگی تأثیر هوش مصنوعی بر صنعت نشر در نظر گرفته شوند.
صنعت نشر باید سازگار شود
هوش مصنوعی فرصتها و چالشهای متعددی را برای صنعت نشر به همراه دارد. ذینفعان باید تصمیم بگیرند که چگونه در این چشمانداز در حال تغییر حرکت کنند.
این ممکن است به معنای تعیین دستورالعملهای اخلاقی برای نحوه و زمان استفاده از آن، یادگیری نحوه بررسی محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی از نظر دقت و اطمینان از اینکه انسانها به اندازه کافی در فرآیندها درگیر باقی بمانند تا از نتایج خلاقانه یا با کیفیت پایین جلوگیری شود، باشد.
صرفنظر از احساس مردم نسبت به هوش مصنوعی و تأثیر آن بر بخش نشر، بدون شک این فناوری ماندگار است. اکنون افراد فعال در بخش نشر باید تعیین کنند که چگونه به بهترین شکل با آن کنار بیایند.