در ژانویه ۲۰۱۳، پل کولبی (Paul Kolbe) برای جلسه تیم امنیت جهانی شرکت نفت و گاز بیپی (BP) در هتلی در مرکز شهر مکزیکوسیتی بود. او پنج سال پیش از آن، پس از ۲۵ سال خدمت در اداره عملیات سازمان سیا (CIA)، به این شرکت چندملیتی بریتانیایی پیوسته بود. ناگهان، تلفن او با تماسها و ایمیلهایی از مقر بیپی شروع به زنگ زدن کرد.
درست قبل از طلوع آفتاب، گروهی از مردان مسلح به یک کارخانه گاز در «ان امیناس»، شهری در الجزایر در فاصله ۶۰۰۰ مایلی (۹۶۵۰ کیلومتری) حمله کرده بودند. در آن زمان، بیپی به طور مشترک این کارخانه را با شرکتهای دولتی نفت لیبی و نروژ اداره میکرد و مهاجمان به رهبری یک الجزایری به نام مختار بلمختار، کارگران را با استفاده از سیمهای انفجاری به لولهها و مخازن ذخیرهسازی بسته بودند. آنها از تلفنهای آن کارگران برای ارسال درخواستهای خود به مقر بیپی استفاده میکردند.
کولبی اخیراً به فریتینک (Freethink) گفت که پس از شنیدن این خبر، ذهنش بلافاصله درگیر شد: «چه کسی این کار را میکند؟ با چه کسی باید صحبت کنیم؟ چه کسانی را باید در دولتهای آمریکا، بریتانیا و سایر دولتها درگیر کنیم؟ این ماجرا چگونه پیش خواهد رفت؟ الجزایریها چگونه واکنش نشان خواهند داد؟»
محل امن شد و کمیتهای که توسط مدیران بیپی تشکیل شده بود، شروع به کار برای حل بحران کرد. چند روز بعد، ارتش الجزایر به مردان مسلح هنگامی که سعی داشتند با گروگانهای خارجی کارخانه را ترک کنند، حمله کرد. در درگیری مسلحانه متعاقب آن، ۴۰ کارگر و ۲۹ مهاجم کشته شدند.
بحران گروگانگیری «ان امیناس» به نقطه عطفی برای امنیت شرکتی و تیمهای اطلاعاتی داخلی که وظیفه پیشبینی و جلوگیری از چنین فجایعی را داشتند، تبدیل شد؛ یادآوری از گستردگی و مقیاس تهدیداتی که باید مدیریت میکردند.
کولبی به فریتینک گفت: «آیا ما این توانایی را داشتیم که بفهمیم این گروه در صحرای مالی در حال برنامهریزی حمله به این تأسیسات در الجزایر است؟ نه.»
«مثل چیزی از غرب وحشی بود.»
مایکل آرد
تاریخچه اطلاعات بخش خصوصی به قدمت خود تجارت است.
با رشد تجارت بینقارهای در قرون ۱۷ و ۱۸، شبکههای اطلاعاتی که میتوانستند به شرکتها مزیت رقابتی بدهند نیز گسترش یافتند. بازرگانان در کمپانی هند شرقی بریتانیا و لویدز لندن (Lloyd’s of London)، یک بازار بیمه، شبکههای پیچیده جمعآوری اطلاعات ساختند که دومی گاهی اوقات حتی از نیروی دریایی سلطنتی در سرعت و دقت گزارشهای حوادث دریایی خود پیشی میگرفت.
با جایگزینی کابلهای تلگراف الکتریکی به جای پیکهای سواره و قایقها، شرکتهای چندملیتی شروع به دریافت اطلاعات تقریباً آنی از درگیریها و فجایعی کردند که میتوانست عملیات آنها را مختل کند. با این حال، به گفته کالدر والتون (Calder Walton)، مورخ اطلاعات در مرکز بلفر دانشگاه هاروارد، این کامپیوترهای اولیه که در بحبوحه جنگ جهانی دوم ساخته شدند، بودند که برای اولین بار «مکانیزاسیون» را به جمعآوری اطلاعات آوردند.
در حالی که جنگ سرد در نیمه دوم قرن بیستم ادامه داشت، به گفته والتون، این سازمانهای دولتی بودند، نه شرکتهای خصوصی، که «جواهرات تاج» محاسباتی جمعآوری اطلاعات را در اختیار داشتند، اگرچه آنها به طور فزایندهای به شرکتهایی مانند آیبیام (IBM) برای کمک به ساخت سیستمهای پیشرفته برای جمعآوری و کاوش انبوه روزافزون اطلاعات محرمانه خود وابسته بودند.
با پیچیدهتر شدن زنجیرههای تأمین جهانی، تقاضای شرکتها برای اطلاعات دقیق مورد نیاز برای ورود به بازارهای جدید، بررسی شرکا و اعزام ایمن مدیران به مناطق ناپایدار نیز افزایش یافت. در کنار تیمهای داخلی مدرنشده، دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ شاهد شکوفایی مشاوران ریسک و شرکتهای تحقیقاتی بود که میتوانستند گزارشهای عمیقی در مورد مناطق مبهم ارائه دهند یا وکلای شرکتها را برای دعاوی قضایی مسلح کنند.
فضای سایبری جبهه نبرد جدیدی برای جاسوسی صنعتی باز کرد.
شرکتهای نفتی با بودجههای کلان و عملیات گسترده در مناطق پرخطر، اغلب پیشگامان استفاده از فناوری برای جمعآوری اطلاعات خصوصی بودهاند - دههها قبل از حمله «ان امیناس»، آنها از پهپادها در الجزایر برای نظارت حفاظتی استفاده میکردند، این را مایکل آرد (Michael Ard)، تحلیلگر سابق اطلاعات دولت آمریکا و نماینده ارشد امنیتی ماراتون اویل (Marathon Oil)، به فریتینک گفت.
تولد اینترنت عمومی در حدود هزاره جدید، فرصتهای قبلاً غیرقابل تصوری را برای اطلاعات خصوصی فراهم کرد. شرکتها و مشاوران اکنون میتوانستند اخبار محلی را رصد کنند، خبرچینان را هماهنگ کنند و حتی از راحتی میز کار خود به سیستمهای کامپیوتری رقبا نفوذ کنند.
اگرچه فضای سایبری جبهه نبرد جدیدی برای جاسوسی صنعتی باز کرد، تقاضا برای کارهای سنتیتر همچنان پابرجا بود. در دهه ۲۰۱۰، آرد روی پروژهای برای یک مشتری صنعت استخراجی کار میکرد که شامل مشاوری بود که در بازرسی وسایل روشنایی اداری و خطوط تلفن ثابت برای دستگاههای شنود تخصص داشت.
او به فریتینک گفت: «مثل چیزی از غرب وحشی بود. آن مرد با این کیف سامسونت آمد، آن را باز کرد و این دستگاه ویژه داخلش بود. آن را بیرون آورد و تنظیم کرد، و ما فقط با او قدم میزدیم و همه چیز را بررسی میکردیم.»
«شرکتها متوجه میشوند که چشمانداز ژئوپلیتیک به طور وجودی مخاطرهآمیز میشود، بنابراین به تیمهای اطلاعاتی جدی نیاز دارند تا به آنها در پیمایش این مسائل کمک کنند.»
لوئیس سیج-پاسانت
تا دهه ۲۰۱۰، گوشیهای هوشمند، رسانههای اجتماعی و کاهش هزینه تصاویر ماهوارهای، ثروت متنوع اما سرگیجهآوری از دادههای منبعباز را به ارمغان آورد.
والتون به فریتینک گفت: «انفجار دادهها، که از اوایل دهه ۲۰۰۰ به بعد به صورت باز در دسترس قرار گرفت، خط تقسیم بزرگ و بنیادین برای اطلاعات بخش خصوصی در مقایسه با گذشته است، زیرا لزوماً محرمانه نیست و اغلب میتوان اطلاعات به همان اندازه ارزشمندی را از طریق منابع باز به دست آورد.»
ارزش دادههای منبعباز در طول بهار عربی ثابت شد، زمانی که فعالان اطلاعات خصوصی توانستند با نظارت بر رسانههای اجتماعی در لیبی و مصر، ناآرامیها را به درستی پیشبینی کنند - چندین نفر از این فعالان پس از آن به جلساتی با سازمانهای دولتی ایالات متحده فراخوانده شدند تا همتایان دولتی آنها بتوانند یاد بگیرند که چگونه این کار را انجام دادهاند، این بر اساس کتاب «فراتر از دولتها و جاسوسان» (Beyond States and Spies) نوشته لوئیس سیج-پاسانت (Lewis Sage-Passant)، کاوشی که اخیراً در مورد اطلاعات خصوصی منتشر شده است.
سالهای اولیه دهه ۲۰۲۰ - که شامل همهگیری کووید-۱۹، اعتراضات «جان سیاهپوستان مهم است» در ایالات متحده و تهاجم روسیه به اوکراین بود - باعث افزایش شدید تقاضا برای اطلاعات خصوصی شده است، زیرا مدیران اجرایی برای تجزیه و تحلیل دادههای اپیدمیولوژیک، مذاکره در مورد ناآرامیهای مدنی، جبران هزینههای بیثبات انرژی و پیمایش پتانسیل خرابکاری، تحریمها و اختلال در حمل و نقل بینالمللی تلاش میکنند.
سیج-پاسانت، رئیس جهانی اطلاعات یک شرکت بزرگ داروسازی و استاد وابسته اطلاعات در دانشگاه سیانس پو (Sciences Po) در پاریس، به فریتینک گفت: «شرکتها متوجه میشوند که چشمانداز ژئوپلیتیک به طور وجودی مخاطرهآمیز میشود، بنابراین به تیمهای اطلاعاتی جدی نیاز دارند تا به آنها در پیمایش این مسائل کمک کنند.» وی افزود که ریسک ژئوپلیتیک اکنون به یک «عملکرد اصلی» برای بسیاری از شرکتهای چندملیتی تبدیل شده است.
نرمافزارها میتوانند منابع داده بیشماری را جمعآوری کرده و به ترسیم پیوندهای بین شرکتها، افراد یا دستگاههای مورد علاقه کمک کنند.
فروشندگان خارجی اطلاعات که به این اشتهای رو به رشد پاسخ میدهند، از نظر اندازه، تخصص و خدمات متفاوت هستند. تحقیقات اخیر ماریا رابسون-مورو (Maria Robson-Morrow) از مرکز بلفر و همکارانش، ۷۰ فروشنده را شناسایی کرد که در بیش از ۱۷۰ کشور فعالیت میکنند و ۲۶۵ سرویس متمایز ژئوپلیتیک و امنیتی ارائه میدهند.
رابسون-مورو به فریتینک گفت: «شرکتهای زیادی وجود دارند که محصولات و خدمات اطلاعاتی ارائه میدهند، اما همچنین خدماتی را ارائه میدهند که بیشتر به عنوان خدمات امنیتی یا پشتیبانی نظارتی در نظر میگیریم.»
برخی از بزرگترین بازیگران، مشاوران عظیمی مانند «کنترل ریسکز» (Control Risks) یا شرکتهای تحقیقاتی شرکتی مانند «کرول» (Kroll) با هزاران کارمند و دفاتر در سراسر جهان هستند. برخی دیگر، مانند شرکت مشاوره «سیبیلاین» (Sibylline) و شرکت تحقیقاتی «کی۲ اینتگریتی» (K2 Integrity)، تعداد کارکنان کمتری دارند اما دامنه فعالیت مشابهی دارند.
اگرچه هر کدام تأکید متمایزی دارند، همه شرکتهای بزرگ مشاوره در مورد انطباق با قوانین محلی، مدیریت ریسک و تحقیقات قانونی ارائه میدهند. آنها حتی کارکنانی با تخصص منطقهای یا فنی را در شرکتهای مشتری مستقر میکنند.
تیمهای فروشنده ممکن است بسته به کاری که برای مشتریان انجام میدهند، از مجموعههای کاملاً متفاوتی از نرمافزارهای تخصصی استفاده کنند. به عنوان مثال، کسانی که روی تحقیقات کار میکنند اغلب به Analyst’s Notebook یا Maltego مراجعه میکنند. هر دو برنامه میتوانند منابع داده بیشماری را جمعآوری کنند و به ترسیم پیوندهای بین شرکتها، افراد یا دستگاههای مورد علاقه کمک کنند و نسخهای دیجیتالی از تخته چوبپنبهای، عکسهای پولاروید و نخهای رنگی را ایجاد کنند که برای پایان هیجانانگیز یک فیلم کارآگاهی استفاده میشود.
بازار شلوغی از پلتفرمها به تیمهای امنیتی یک نقشه واقعی ارائه میدهد که به آنها امکان میدهد فیدهای بلادرنگ جرم، ناآرامی مدنی یا اشارههای رسانههای اجتماعی محلی را لایهبندی کنند. این داشبوردها میتوانند به برنامهریزی سفر مدیران اجرایی کمک کرده و کارکنان را در صورت وقوع حادثهای در نزدیکی یک سایت تولیدی یا فروشگاه خردهفروشی مطلع سازند. به گفته سیج-پاسانت، برخی از پیشگامان اولیه مانند «فکتال» (Factal) و «دیتاماینر» (Dataminr) توانستهاند دقت هشدارهای خود را در محیطی که به طور فزایندهای مملو از اطلاعات نادرست است، حفظ کنند.
«سازمانهای بخش خصوصی میتوانند بسیار چابکتر باشند و قابلیتهای تخصصی (niche) توسعه دهند.»
ماریا رابسون-مورو
اطلاعات یک کسب و کار دادهمحور است، بنابراین منطقی است که بسیاری از فروشندگان به تواناییهای هوش مصنوعی (AI) خود نیز میبالند و فعالان خصوصی، با مقررات کمتر دستوپاگیر و ابزارهای محدودتر، انگیزه قویتری برای امتحان هوش مصنوعی نسبت به همتایان بخش دولتی خود دارند.
رابسون-مورو گفت: «سازمانهای بخش خصوصی میتوانند بسیار چابکتر باشند و قابلیتهای تخصصی توسعه دهند.»
والتون با اشاره به آژانسهای اصلی اطلاعات سیگنالی آمریکا و بریتانیا (NSA و GCHQ) به فریتینک گفت: «حتی ۱۰، ۲۰ سال پیش، شما همچنان با اطمینان میگفتید که NSA یا GCHQ قابلیتهایی فراتر از قابلیتهای بخش خصوصی دارند، و این به طور مؤکد دیگر صادق نیست.»
شرکت «استرایدر تکنالوجیز» (Strider Technologies)، مستقر در سالت لیک سیتی، یوتا، با بهکارگیری هوش مصنوعی در کار طاقتفرسای پروفایلسازی ریسک، قابلیتهای استثنایی توسعه داده است؛ این فرآیند تعیین میکند چه کسی ممکن است بخواهد اسرار شرکت را بدزدد و چگونه معمولاً این کار را انجام میدهد تا یک شرکت بتواند بهتر از آسیبپذیرترین داراییها و کارکنان خود محافظت کند.
والتون گفت: «من دو نفر را میشناسم، افسران کهنهکار سیا با تخصص عمیق هم در روسیه و هم در چین، که تیم استرایدر به آنها نمایشهایی از آنچه میتوانند انجام دهند ارائه دادهاند و هر دو کاملاً شگفتزده شدهاند: 'اگر ما این قابلیت را در سیا داشتیم، یک تغییردهنده بازی بود.'»
گرگ لِوِسک (Greg Levesque)، مدیرعامل و همبنیانگذار استرایدر، به فریتینک گفت: «ما به معنای واقعی کلمه در حال ساخت یک دوقلوی دیجیتال از اقتصاد جهانی، تا سطح فردی هستیم: همه بازیگران شرکتی، جریانهای مالی، جریانهای تجاری. ما میتوانیم یک دوقلوی دیجیتال از هر سازمانی در کل جهان ایجاد کنیم، همه آن را پردازش کنیم و سپس تمام تحلیلهای خود را از طریق سازمان آنها اجرا کنیم تا ریسکها و فرصتها را شناسایی کنیم، بدون اینکه شرکت هیچ دادهای به ما بدهد یا به شبکه آنها دسترسی داشته باشد.»
«برای آنها ۱۰ ماه طول میکشید… ما ابزاری ساختیم که این کار را در ۱۰ ساعت انجام میدهد.»
گرگ لوسک
برای جلوگیری از اینکه هوش مصنوعی آن صرفاً بر اساس احتمالات، تهدیدات خیالی ایجاد کند، مدل استرایدر از رویکردی به نام اعتبارسنجی اسناد (document validation) استفاده میکند. این مدل پاسخ یک مدل هوش مصنوعی را با استفاده از مواد منبع اصلی تأیید میکند، که همچنین برای تأیید به تحلیلگر ارائه میشود.
لوسک، که قبل از تأسیس استرایدر در سال ۲۰۱۹ در بخش اطلاعات دولتی کار میکرد، به فریتینک گفت: «صادقانه بگویم، واقعاً برایم مهم نیست که فلان کس با بهمان کس قهوه خورده است یا نه. آنچه برای من مهم است این است که آیا آنها پول نقد دریافت کردهاند؟ آیا قراردادی امضا کردهاند؟ من چیزی ملموس میخواهم که در چارچوب یک سیستم مبتنی بر حاکمیت قانون، که همه ما در آن زندگی میکنیم و همه مشتریان شرکتی ما در آن زندگی میکنند، بتوانند بر اساس آن عمل کنند.»
لوسک گفت قابلیتهای شرکت او تنها به دلیل دیجیتالی شدن سازمانها در دهه گذشته امکانپذیر شده است، فرآیندی که با مجبور شدن بیشتر آنها به کار از راه دور به دلیل همهگیری کووید-۱۹ تسریع شد. خدمات ساخته شده توسط استرایدر همچنین به مشتریان دولتی کمک کرده است تا ارزیابیهای امنیتی را که قبلاً بسیار کند و پرهزینه بودند، تسریع کنند.
لوسک گفت: «یکی از سازمانهای دولتی به ما گفت: 'اوه، ما عاشق کاری هستیم که شما انجام میدهید. برای ما ۱۰ ماه طول میکشید تا یکی از این کارها را انجام دهیم.' ما ابزاری ساختیم که این کار را در ۱۰ ساعت انجام میدهد.»
«این فناوری واقعاً چشمانداز را تغییر میدهد… اما اگر مراقب نباشیم، میتواند به سرعت به یک کابوس تبدیل شود.»
مایکل آرد
آرد، که اکنون استادیار مطالعات اطلاعاتی در دانشگاه جانز هاپکینز است، گفت که استفاده از هوش مصنوعی در اطلاعات خصوصی نشاندهنده تغییری بزرگ نسبت به روزهایی است که او با کیف سامسونت آن مرد در اطراف دفتر قدم میزد.
او به فریتینک گفت: «این فناوری واقعاً چشمانداز را تغییر میدهد، زیرا میتوانید کارهایی را انجام دهید که قبلاً نمیتوانستید انجام دهید. اما اگر مراقب نباشیم، میتواند به سرعت به یک کابوس تبدیل شود.»
برخی از مسائل اخلاقی که توسط هوش مصنوعی و سایر فناوریها در اطلاعات خصوصی مطرح میشود، مشابه آنهایی است که در اطلاعات دولتی وجود دارد - مانند نحوه استفاده مسئولانه از ابزارهای نظارتی قدرتمند یا نحوه متعادل کردن حریم خصوصی و امنیت. اما نظارت بر فروشندگان خصوصی میتواند دشوار باشد.
در حالی که برخی از آنها با مقررات دولتی مواجه هستند - مانند شرکت اسرائیلی NSO Group که به دلیل فروش نرمافزار جاسوسی پگاسوس (Pegasus) به رژیمهای سرکوبگر در لیست سیاه وزارت بازرگانی ایالات متحده قرار گرفت - برخی دیگر، به ویژه آنهایی که در ایالات متحده مستقر هستند، با نظارت قانونی کمتری کار میکنند. در حالی که فروشندگان معمولاً کارمندان خود را ملزم به امضای قراردادهای عدم افشا میکنند، هیچ قسمنامهای مانند آنچه که تحلیلگران دولتی میخورند وجود ندارد و در صورت تخلف، خطر زندان کمتری وجود دارد.
رابسون-مورو گفت: «اطلاعات خصوصی میتواند بسیار کمتر تنظیمشده باشد. هیچ فرآیند نظارتی رسمی برای این صنعت به عنوان یک کل وجود ندارد، اگرچه برخی کشورها، مانند کانادا، در حال بررسی قوانین جدید هستند. این بدان معناست که بخش خصوصی میتواند بسیار سریعتر از دولت حرکت کند.»
نگرانیهایی در مورد قابلیت اطمینان هوش مصنوعی نیز وجود دارد، به ویژه اینکه آیا میتواند اطلاعات نادرست را تقویت کند و آیا توهمات آن میتواند منجر به اتهامات نادرست علیه افراد بیگناه شود یا خیر.
کولبی، که اکنون مدیر آزمایشگاه اطلاعات در مرکز بلفر هاروارد است، گفت: «وقتی هوش مصنوعی به شما میگوید: 'این پسر ممکن است جاسوس باشد'، قبل از اخراج یا شروع تحقیقات داخلی چه نوع تأییدی را انجام میدهید؟»
نگرانی بزرگ دیگر پتانسیل سوءاستفاده از ابزارهای اطلاعاتی پیشرفته توسط بازیگران بدخواه است. رابسون-مورو خاطرنشان کرد: «وقتی این فناوریها در دسترس عموم قرار گیرند، توسط هر کسی که بخواهد از آنها استفاده کند، قابل استفاده خواهند بود. این میتواند شامل گروههای جنایتکار سازمانیافته، تروریستها یا حتی دولتهای متخاصم باشد.»
با این حال، علیرغم این خطرات، انتظار میرود بازار اطلاعات خصوصی به رشد خود ادامه دهد. جهانی شدن، بیثباتی ژئوپلیتیک و تهدیدات سایبری فزاینده، همگی تقاضا برای خدمات اطلاعاتی را افزایش میدهند.
آرد گفت: «شرکتها به طور فزایندهای متوجه میشوند که نمیتوانند بدون درک عمیقی از محیط عملیاتی خود فعالیت کنند. آنها به اطلاعاتی نیاز دارند تا تصمیمات آگاهانه بگیرند و از داراییها و افراد خود محافظت کنند.»
آینده اطلاعات خصوصی احتمالاً با ادغام بیشتر هوش مصنوعی، تجزیه و تحلیل دادههای بزرگ و منابع باز شکل خواهد گرفت. همانطور که این فناوریها به تکامل خود ادامه میدهند، تواناییهای بخش خصوصی احتمالاً از تواناییهای بسیاری از سازمانهای دولتی پیشی خواهد گرفت و سؤالات جدیدی را در مورد نظارت، مسئولیتپذیری و اخلاق مطرح خواهد کرد.
کولبی گفت: «ما در آستانه یک انقلاب اطلاعاتی هستیم. چالش این خواهد بود که اطمینان حاصل کنیم که این انقلاب به نفع همه است، نه فقط تعداد کمی از افراد منتخب.»