حماس هیچ احترامی برای مدافعان خود قائل نیست

هر چقدر هم که کسی برای تشویق‌کنندگان حماس در غرب و تندنویسان آن در رسانه‌ها تحقیر قائل باشد، هرگز از تحقیر خود حماس برای آنها فراتر نخواهد رفت.

آخرین مثال: حماس سرانجام اعتراف کرد که وقتی اسرائیل ادعا کرد محمد ضیف، مقام ارشد حماس را در تابستان از بین برده است، اسرائیلی‌ها حقیقت را می‌گفتند. ارتش اسرائیل مرگ ضیف را در ماه اوت اعلام کرده بود، اگرچه حمله‌ای که او را کشت در ماه ژوئیه انجام شد.

زمان کشته شدن ضیف، ارتباط زیادی با مکان کشته شدن ضیف و همچنین دلیل امتناع حماس از پذیرش آن در جریان خصومت‌های فعال دارد. اینجا را بخوانید از نیویورک تایمز:

«وزارت بهداشت غزه اعلام کرد، در حمله ای که منجر به کشته شدن آقای ضیف شد، حداقل 90 فلسطینی در زمین کشته شدند و این حمله در منطقه المواصی در جنوب غزه، بخشی از منطقه بشردوستانه تعیین شده توسط اسرائیل، رخ داد. وزارت بهداشت در آمار تلفات خود بین غیرنظامیان و جنگجویان تفاوتی قائل نمی شود.»

بنابراین ضیف، یکی از فرماندهان ارشد حماس و احتمالاً مهمترین هدف در داخل غزه در کنار یحیی سنوار، از یک منطقه بشردوستانه به عنوان سپر استفاده می کرد. ما نمی دانیم چند نفر در این حمله کشته شدند زیرا اعداد از حماس می آید، که از ابتدا در مورد اینکه چه کسی در آنجا بوده دروغ می گفت. اما اکنون هیچ راهی برای دور زدن آن وجود ندارد: حمله ای که رسانه هایی مانند نیویورک تایمز آن را بمباران غیرنظامیان در یک منطقه بشردوستانه تعیین شده توسط اسرائیل پوشش داده اند، مشخص شد که یک حمله مشروع به یک هدف مشروع بوده است و هر گونه آسیب جانبی به وضوح کار حماس بوده و تقصیر اسرائیل نیست.

بیشتر از تایمز:

«بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، این منطقه گستره وسیعی بود که مملو از صدها هزار آواره فلسطینی بود که بسیاری از آنها در پناهگاه های موقت زندگی می کردند. اسرائیل گفت که حماس از یک مجتمع هدفمند در داخل منطقه فعالیت می کرد.»

«اسرائیل گفت»؟ اما من همین الان آن را در نیویورک تایمز تایید شده خواندم. بنابراین شاید باید اینگونه باشد: «نیویورک تایمز گفت که حماس از یک مجتمع هدفمند در داخل منطقه فعالیت می کرد.»

از طرف دیگر، تایمز فقط گزارش می داد که سخنگوی حماس آن را تایید کرده است. بنابراین این جمله باید به این صورت خوانده شود: "حماس گفت که حماس از یک مجتمع هدفمند در داخل منطقه فعالیت می کرد."

بیایید واضح بگوییم، پس، دقیقاً در طول جنگ چه اتفاقی افتاد: اسرائیل دائماً مقادیر زیادی از غیرنظامیان را از سر راه آسیب دور می کرد، در حالی که حماس نقشه می کشید تا همان غیرنظامیان را در معرض خطر جدی قرار دهد. به ما گفته می شود صدها هزار نفر به منطقه بشردوستانه منتقل شده اند. این چندین برابر 25000 یا بیشتر مرگ و میر غیرنظامیان در غزه است که ناشی از جنگ است. اکنون می دانیم که در مواصی، اسرائیل توانست بیشتر آوارگان غزه را از تلاش ضیف برای کشته شدن آنها نجات دهد، اما نه همه آنها را.

اکنون که خصومت ها متوقف شده است، حماس در حال ارزیابی موجودی خود و آنچه از دست داده است می باشد. ضیف را از دست داده است، اما تعدادی احمق مفید را به دست آورده است که برای آنها هیچ چیز جز تحقیر قائل نیست. حماس بسیار خوشحال بود که حامیانش تبلیغات خود را مانند طوطی های قفسی تکرار می کردند، البته. و از توانایی هدایت رسانه های خارجی با تکان دادن دست قدردانی می کند. اما همین روند باعث می شود که برای کسانی که به فرمان او عمل می کنند، احترام چندانی قائل نشود.

حماس بسیار خودآگاه تر از آن چیزی است که برخی تصور می کنند. می داند چقدر شرور است. می داند چقدر شایسته حمایت اخلاقی نیست. می داند که نماینده بی رحمی انسان نسبت به انسان است. می داند که هر کلمه ای که از زبان مبلغانش خارج می شود، دروغ است. حماس به حامیان غربی خود نیاز دارد تا به آن اعتماد کنند، اما هرگز آنقدر احمق نخواهد بود که باور کند آنچه می گوید.

در 15 ماه گذشته، حماس حامیان و طرفداران خود و هر ضد صهیونیستی با مشخصات عمومی را روی یک شاخه هدایت می کرد. اکنون آن شاخه را بریده است. ببینید که چگونه همه این احمق ها برای دور بعدی کاملاً چیزی یاد نمی گیرند.