چه وجه اشتراکی میان قهوه صبحگاهی شما از Swiggy و ردیابی کالری آن در HealthifyMe وجود دارد؟ هر دو توسط پلتفرم مشاهدهپذیری (observability platform) نیورلیک (New Relic) پشتیبانی میشوند.
Swiggy با بیش از ۳۰ میلیون کاربر، به هشدارهای پیشگیرانه و نظارت بلادرنگ متکی است که منجر به افزایش ۱۰ درصدی بهرهوری شده است. در همین حال، HealthifyMe به لطف تجربه مشاهدهپذیری یکپارچه که نوآوری را تسریع میکند، هزینهها را ۱۰ درصد کاهش داده و ظرفیت مدیریت ترافیک خود را دو برابر کرده است.
این داستانهای موفقیت، قدرت مشاهدهپذیری هوشمند را برجسته میکنند؛ نیروی محرکهای برای کسبوکارهایی که در تلاش برای ارائه تجربیات دیجیتال بینقص هستند. اما آنها چگونه به این نقطه رسیدند؟
نیورلیک در خط مقدم نوآوری در فضای مشاهدهپذیری قرار داشته است. بهعنوان اولین راهکار مبتنی بر ابر برای نظارت بر عملکرد برنامه (Application Performance Monitoring - APM)، این شرکت نحوه نظارت و بهینهسازی زیرساخت دیجیتال کسبوکارها را بازتعریف کرد. طی دهه گذشته، نیورلیک فراتر از APM گسترش یافته و مجموعهای جامع از ابزارها را برای پشتیبانی از معماریهای فناوری متنوع ارائه کرده است.
در سال ۲۰۱۹، این شرکت گامی جسورانه برداشت و اولین پلتفرم مشاهدهپذیری همهکاره (all-in-one) صنعت را راهاندازی کرد. این لایه داده یکپارچه به شرکتها اجازه داد تا دادههای تلهمتری از برنامهها، زیرساختها و لاگها را در یک سیستم واحد مبتنی بر ابر تجمیع کنند.
این اقدام به کسبوکارها یک مدل قیمتگذاری شفاف ارائه داد و ضمن ایجاد دسترسی بیشتر، استاندارد جدیدی را برای صنعت تعیین کرد.
مناو خورانا، مدیر ارشد محصول در نیورلیک، در گفتگوی اختصاصی با AIM گفت: «اخیراً، ما مشاهدهپذیری هوشمند را معرفی کردیم که نحوه نظارت کسبوکارها بر عملیات دیجیتال خود را بازتعریف میکند. به طور سنتی، مهندسان مجبور بودند وارد سیستم شوند، ناهنجاریها را تجزیه و تحلیل کنند و مشکلات را به صورت دستی با استفاده از ابزارهای متعدد حل کنند. اکنون، سیستم ما به طور پیشگیرانه حوادث را شناسایی میکند، علل را مشخص میسازد و حتی گردش کار برای حل آنها را آغاز میکند.»
اعتبارسنجی با دخالت انسان (Human-in-the-loop validation) نظارت لازم را برای شرکتهایی که به دنبال اتوماسیون بدون از دست دادن کنترل هستند، تضمین میکند و در عین حال از قدرت بینشهای مبتنی بر هوش مصنوعی بهره میبرد. این ترکیب از اتوماسیون، بینش و مداخله انسانی، آینده مشاهدهپذیری است.
ظهور جریانهای کاری مبتنی بر عامل
از منظر مشاهدهپذیری، جریانهای کاری مبتنی بر عامل (agentic workflows) کاملاً حیاتی هستند و به سرعت شتاب خواهند گرفت. خورانا اشاره کرد که ماه گذشته، آنها چهار جریان کاری مبتنی بر عامل را معرفی کردند: یکی با GitHub، یکی با ServiceNow و دو مورد دیگر با Google Gemini و Amazon Q.
او گفت: «کاری که ما انجام میدهیم، سادهسازی اقداماتی است که کاربران پس از به دست آوردن بینش از یک پلتفرم مشاهدهپذیری انجام میدهند. به جای اینکه به صورت دستی مراحل بعدی را بفهمند، ما کل گردش کار را برای آنها ساده میکنیم.»
به عنوان مثال، با ادغام عامل GitHub، یک توسعهدهنده که در VS Code کار میکند، میتواند فوراً تأثیر کد خود را در محیط پروداکشن (production) درک کند؛ چه مثبت باشد، چه منفی یا باعث ایجاد مشکل شود. اگر مشکلی پیش بیاید، آنها میتوانند گردشهای کاری را برای حل آن مستقیماً از محیط توسعه یکپارچه (IDE) خود فعال کنند.
به طور مشابه، در ServiceNow، که بسیاری از شرکتها به آن متکی هستند، یک متخصص فناوری اطلاعات با استفاده از ادغام عامل، که عامل ServiceNow را با عامل هوش مصنوعی نیورلیک ترکیب میکند، میتواند به سرعت مشکلات مشتری را تشخیص دهد، افراد مناسب برای اطلاعرسانی را شناسایی کند و اقدام لازم را انجام دهد؛ همه اینها بدون ترک صفحه نمایش خود.
وی در ادامه افزود: «من میبینم که این تحول به سرعت در حال رخ دادن است. در واقع، معتقدم که جریانهای کاری مبتنی بر عامل، ارزش واقعی هوش مصنوعی را فراتر از هوش مصنوعی مولد (generative AI) نشان میدهند. در حالی که هوش مصنوعی مولد برای مصرفکنندگان مفید است، تأثیر واقعی در عاملهای هوش مصنوعی نهفته است که با هم در چارچوب گردشهای کاری برای دستیابی به نتایج معنادار کار میکنند.»
داستان قهوه، کالری و موارد دیگر
فراتر از Swiggy و HealthifyMe، برخی از بزرگترین برندهای هند برای بهینهسازی عملکرد و به حداقل رساندن زمان قطعی (downtime) به نیورلیک متکی هستند.
Big Basket با کمک قابلیتهای نظارتی نیورلیک، عملیات خود را متحول کرده است. با پذیرش مشاهدهپذیری بلادرنگ، این شرکت تحویلها را در عرض ۱۵-۲۰ دقیقه تضمین میکند و تقاضای رو به رشد برای تحویل سریع مواد غذایی را برآورده میسازد.
این مزیت فناورانه، رشد چشمگیر ۲۰ درصدی ماه به ماه را به همراه داشته و Big Basket را قادر ساخته است تا تنها در سه ماه از یک فروشگاه به ۲۰۰ شعبه گسترش یابد. علاوه بر این، این شرکت زیرساخت خود را بهینه کرده و هزینهها را ۳۵ درصد کاهش داده است، در حالی که کارایی خدمات یکپارچه را حفظ میکند.
Capillary Technologies از طریق ادغام نیورلیک، کارایی عملیاتی خود را به طور قابل توجهی بهبود بخشیده است. این شرکت زمان عیبیابی را ۸۰ درصد کاهش داده و زمان حل حادثه را از یک ساعت به تنها ۱۰ دقیقه رسانده است.
این بهبود منجر به پیشرفت عمدهای در قابلیت اطمینان سیستم شده است، به طوری که زمان کارکرد (uptime) از ۹۹.۵٪ به ۹۹.۹٪ نزدیک به کامل افزایش یافته است. با سادهسازی تشخیص و حل مشکلات، Capillary Technologies تجربه پایدار و بدون وقفه را برای کاربران خود تضمین میکند.
Postman، یک پلتفرم توسعه API شناخته شده جهانی، برای حفظ استانداردهای پیشرو در صنعت از نظر قابلیت اطمینان، در دسترس بودن و انعطافپذیری نرمافزار، به نیورلیک وابسته است. با راهکارهای مشاهدهپذیری نیورلیک، Postman توانایی خود را در شناسایی و رسیدگی پیشگیرانه به مشکلات مشتری تقویت کرده و عملیات یکپارچه و تجربه با کیفیت بالا را برای توسعهدهندگان در سراسر جهان تضمین میکند.
خورانا اشاره کرد: «ما اخیراً یک نظرسنجی جهانی با ۱۷۰۰ مشتری انجام دادیم که نشان داد کسبوکارها سالانه بیش از ۲۴۰ حادثه نرمافزاری را تجربه میکنند که منجر به ۷۰ تا ۷۵ ساعت قطعی در سال میشود. حتی یک دقیقه قطعی میتواند به میلیونها دلار درآمد از دست رفته و آسیب جبرانناپذیر به اعتبار منجر شود.»
او خاطرنشان کرد که برخی از مشتریان آنها با استفاده از راهکارهای مشاهدهپذیری نیورلیک، با موفقیت زمان قطعی سالانه خود را از ۷۷ ساعت به تنها چند دقیقه کاهش دادهاند.
چالش جدید مشاهدهپذیری
ظهور توسعه نرمافزار مبتنی بر هوش مصنوعی، نحوه ساخت برنامهها را تغییر میدهد، اما پیچیدگی نظارت بر آنها را نیز افزایش میدهد.
خورانا توضیح داد: «زمانی که در دانشگاه بودم، پروژه نهایی من به زبان اسمبلی نوشته شده بود؛ ۲۰ صفحه کد فقط برای باز کردن یک فایل. سپس C، C++ و Golang آمدند که هر کدام توسعه را سادهتر کردند. امروزه، هوش مصنوعی این روند را حتی فراتر میبرد. تنها با چند فرمان (prompt)، هر کسی میتواند نرمافزار تولید کند.»
در حالی که این نوآوری هیجانانگیز است، نرمافزار مبتنی بر هوش مصنوعی، غیرقابل پیشبینی بودن را معرفی میکند و مشاهدهپذیری را حتی حیاتیتر میسازد.
بنابراین، با پذیرش هوش مصنوعی، رایانش ابری و استراتژیهای اولویت موبایل توسط کسبوکارها، نیاز به مشاهدهپذیری بلادرنگ بیش از هر زمان دیگری حیاتی است. مشاهدهپذیری دیگر فقط مربوط به نظارت بر نرمافزار نیست؛ بلکه در مورد تضمین تجربیات دیجیتال یکپارچه، جلوگیری از قطعی و پیشبرد موفقیت کسبوکار در دنیایی است که به طور فزایندهای نرمافزارمحور میشود.