هوش مصنوعی در حال شکلدهی به آینده است، اما آیا واقعاً برای همه طراحی شده است؟ فرانکی وودهید، مدیر ارشد محصول و فناوری در سیستم مدیریت یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی Thrive، استدلال میکند که ورودیهای عصبیگوناگون نهتنها مفید، بلکه برای ایجاد سیستمهای هوش مصنوعی فراگیر، اخلاقی و مؤثر ضروری هستند. در این پرسش و پاسخ، وودهید بررسی میکند که چگونه استعدادهای عصبیگوناگون، توسعه هوش مصنوعی را بهبود میبخشند، به مبارزه با تبعیض کمک میکنند و نوآوری را پیش میبرند – و بینشهایی را در مورد چگونگی ترویج یک صنعت فناوری فراگیرتر توسط کسبوکارها ارائه میدهد.
چرا داشتن ورودیهای عصبیگوناگون در توسعه هوش مصنوعی مهم است؟
دیدگاههای عصبیگوناگون برای توسعه هوش مصنوعی کاملاً حیاتی هستند و این فراتر از صرفاً علامت زدن یک جعبه برای تنوع است. موضوع بر سر ساختن هوش مصنوعی است که واقعاً فراگیر باشد و منعکسکننده روشهای متنوعی باشد که مردم فکر میکنند، یاد میگیرند و با فناوری تعامل میکنند. افراد عصبیگوناگون دیدگاههای جدیدی را در UX و طراحی ارائه میدهند و اطمینان حاصل میکنند که رابطهای هوش مصنوعی برای طیف وسیعتری از سبکهای شناختی، بصری و قابلدسترس هستند. به تجربه من، یک ارتباط مستقیم بین تنوع عصبی و ایجاد راهحلهای پیشگامانه وجود دارد. بدون این دیدگاههای متفاوت، ما خطر ساختن سیستمهای تبعیضآمیز را داریم که فقط برای بخش کوچکی از جمعیت کار میکنند، نابرابریهای موجود را تداوم میبخشند و پتانسیل هوش مصنوعی را محدود میکنند.
مدلهای هوش مصنوعی اغلب با تبعیضها دستوپنجه نرم میکنند. چگونه دیدگاههای عصبیگوناگون میتوانند به ایجاد سیستمهای هوش مصنوعی فراگیرتر و اخلاقیتر کمک کنند؟
افراد عصبیگوناگون اغلب دارای نقاط قوت شناختی منحصربهفردی هستند، مانند توانایی بالا در شناسایی الگوها و ناهماهنگیها، همراه با توجه دقیق به جزئیات و تفکر منطقی. این امر آنها را برای شناسایی تبعیضها در الگوریتمها و مجموعهدادههای هوش مصنوعی ارزشمند میکند. دیدگاههای منحصربهفرد آنها به آنها اجازه میدهد تا مشکلات احتمالی را ببینند که دیگران ممکن است نادیده بگیرند، که منجر به سیستمهای هوش مصنوعی عادلانهتر، قابلاعتمادتر و در نهایت اخلاقیتری میشود که به نفع همه است.
Thrive چگونه استعدادهای عصبیگوناگون را در فرآیندهای توسعه هوش مصنوعی خود ادغام میکند و چه مزایایی از این رویکرد دیدهاید؟
ما مشتاق هستیم که یادگیری را برای همه قابلدسترس و فراگیر کنیم و این با تشخیص روشهای متنوع یادگیری افراد شروع میشود. به همین دلیل است که گنجاندن دیدگاههای متنوع، از جمله استعدادهای عصبیگوناگون، برای شناسایی و کاهش تبعیضها در الگوریتمهای هوش مصنوعی ما بسیار مهم است.
تمرکز ما بر دسترسی، ذاتاً با گنجاندن استعدادهای عصبیگوناگون مرتبط است. ما درک میکنیم که یک نیروی کار متنوع به روشهای مختلفی یاد میگیرد و هوش مصنوعی به ما امکان میدهد تجربه یادگیری را با نیازها و ترجیحات فردی تطبیق دهیم. با تلاش فعالانه برای گنجاندن ویژگیهایی مانند رباتهای انسانی و محصول برای پاسخهای خودکار بدون تعامل انسانی، ما در حال ایجاد یک تجربه یادگیری فراگیرتر برای همه، از جمله افراد دارای سبکهای یادگیری متنوع، هستیم.
در نتیجه، ما شاهد بهبودهای چشمگیری در کیفیت و فراگیری پلتفرم یادگیری هوش مصنوعی خود بودهایم که منجر به یادگیری مؤثرتر، دامنه وسیعتر و یک بنیاد اخلاقی قویتر شده است.
بزرگترین موانع جلوگیری از ورود افراد عصبیگوناگون به صنایع هوش مصنوعی و فناوری چیست و کسبوکارها چگونه میتوانند به آنها رسیدگی کنند؟
بزرگترین موانع اغلب ساختارهای سفت و سخت محل کار هستند که برای کارمندان عصبیمعمولی طراحی شدهاند، همراه با عدم درک و پذیرش تنوع عصبی. کسبوکارها باید انعطافپذیری در تنظیمات کاری و سبکهای ارتباطی را در اولویت قرار دهند، فضاهای حساسیتدوستانه با مناطق آرام و نورپردازی قابل تنظیم ایجاد کنند و فرهنگی را ترویج دهند که در آن همه احساس امنیت، ارزش و حمایت کنند. همچنین مهم است که جایگزینهایی برای رویدادهای اجتماعی سنتی و فعالیتهای تیمسازی ارائه شود، برنامههای منتورینگ را اجرا کنید که کارمندان عصبیگوناگون را با همکاران حامی جفت میکند و همکاران را قادر میسازد تا محیط کاری خود را متناسب با نقاط قوت و نیازهای خود انتخاب کنند. فراهم کردن فضای اختصاصی برای کارهای عمیقتر و متمرکزتر با حواسپرتیهای کمتر برای توانمندسازی همکاران عصبیگوناگون برای شکوفایی بسیار مهم است.
با توجه به نقش رو به رشد هوش مصنوعی در اتوماسیون محل کار، چگونه میتوان از آن برای حمایت از کارمندان عصبیگوناگون به جای محروم کردن آنها استفاده کرد؟
هوش مصنوعی باید با ارائه ابزارها و منابعی که از نیازها و سبکهای یادگیری فردی آنها پشتیبانی میکند، به کارمندان عصبیگوناگون قدرت دهد، نه اینکه جایگزین تعامل انسانی شود یا موانع جدیدی ایجاد کند. این شامل یادآوریهای هوشمند و سیستمهای مدیریت وظایف برای کمک به سازماندهی، دستیارهای چت مبتنی بر هوش مصنوعی که میتوانند پاسخهای سریع ارائه دهند، خلاصههای خودکار جلسات برای اطمینان از اینکه همه خروجیهای واضحی دارند و ابزارهایی برای کاهش حواسپرتیها مانند ایمیلهای فیلتر شده با هوش مصنوعی است. پلتفرمهای یادگیری شخصیسازیشده که یادگیری و توسعه مستمر را با توصیههای متناسب ارائه میدهند نیز ضروری هستند. هدف این است که از هوش مصنوعی برای ایجاد یک محیط کاری در دسترستر، فراگیرتر و حمایتیتر استفاده شود که در آن همه بتوانند به پتانسیل کامل خود برسند.
شرکتهای هوش مصنوعی چه گامهای عملی باید بردارند تا اطمینان حاصل کنند که یک نیروی کار عصبیگوناگون و فراگیرتر را ترویج میکنند؟
شرکتهای هوش مصنوعی باید فراتر از صرفاً افزایش آگاهی حرکت کنند و اقدامات ملموس و قابل اندازهگیری برای ایجاد یک نیروی کار واقعاً عصبیگوناگون و فراگیر انجام دهند. این شامل فراتر رفتن از مصاحبههای سنتی است که اغلب مهارتهای اجتماعی را بر توانایی فنی اولویت میدهند و به داوطلبان اجازه میدهند فرمت مصاحبه مورد نظر خود را انتخاب کنند. همچنین به معنای ایجاد یک محیط کاری فراگیر و قابلدسترس با ارتباطات سازگار با عصبیگوناگونی و فضاهای اداری حساسیتدوستانه است. سرمایهگذاری در آموزش جامع تنوع عصبی برای همه کارمندان نیز برای همکاری بهتر بسیار مهم است. فعال کردن گفتگوهای باز و صادقانه در بین گروههای کوچکتر (یک تا چهار نفر) نیز برای ایجاد یک فضای امن برای افراد برای بیان خود و به اشتراک گذاشتن دیدگاههایشان بسیار مهم است.
تصویر توسط alexmogopro از Pixabay