گیوم وردون با نوع جدیدی از تراشه رایانه در دستش روبروی من ایستاده است - قطعهای سختافزاری که او معتقد است برای آینده بشریت بسیار مهم است، به همین دلیل از من خواسته است محل دقیق ما را فاش نکنم، زیرا میترسد که مقر او هدف جاسوسی صنعتی قرار گیرد.
اینقدر میتوانم به شما بگویم: ما در دفتری در فاصله کوتاهی از بوستون هستیم و این تراشه چند روز پیش از کارخانه ریختهگری رسید. روی یک برد مدار به عرض یک بیگمک قرار دارد. قطعه سیلیکونی به اندازه ناخن انگشت کوچک، با مجموعهای عجیب و غریب از اجزا نقطهگذاری شده است: نه ترانزیستورهای یک نیمهرسانای معمولی، و نه عناصر ابررسانای یک تراشه کوانتومی، بلکه هسته یک پارادایم کاملاً جدید به نام محاسبات ترمودینامیکی.
محاسبات ترمودینامیکی نیز مانند پسرعموی کوانتومی خود، وعده میدهد که فراتر از محدودیتهای باینری 1 و 0 حرکت کند. اما در حالی که محاسبات کوانتومی تلاش میکند - از طریق خنکسازی شدید برودتی - نوسانات تصادفی ترمودینامیکی را که در قطعات الکترونیکی رخ میدهد به حداقل برساند، این پارادایم جدید هدفش استفاده از همان نوسانات است.
مهندسان در حال تعقیب هر دو پارادایم در مسابقهای برای سبقت گرفتن از تراشههای سیلیکونی معمولی و برآورده کردن تقاضای سیریناپذیر برای قدرت پردازش در عصر هوش مصنوعی هستند. اما وردون - با استارتاپ خود، Extropic - فقط یک شرکتکننده در این مسابقه نیست. او همچنین یکی از بیشرمانهترین افراد تبلیغاتی عصر هوش مصنوعی است. او بیشتر به عنوان شخصیت آنلاین خود، Based Beff Jezos، پیامبر بنیانگذار ایدئولوژی به نام شتاببخشی مؤثر (effective accelerationism) شناخته میشود.
شتاببخشی مؤثر که به اختصار "e/acc" نامیده میشود، یک رد بیاحترامی به نوعدوستی مؤثر (effective altruism) است، جنبشی که بسیاری از افراد دارای ذهنیت فنی را متقاعد کرده است که ظهور هوش مصنوعی عمومی (Artificial general intelligence) - مگر اینکه مهار و ایمن شود - یک خطر وجودی تقریباً قطعی برای بشریت است. یکی از پستهای Based Beff در سال 2022 به این صورت بود: «EAها اینطوری هستند: من به جن اعتقاد دارم و بار اثبات رد آن بر عهده شماست.»
او در پست دیگری در همان سال نوشت، جنبش خطر وجودی هوش مصنوعی «یک خطر اطلاعاتی است که باعث افسردگی در با استعدادترین و باهوشترین افراد ما میشود و دستاوردهای سازنده ما را به سمت آیندهای بزرگتر و مرفه تر از بین میبرد.» یکی دیگر از اهداف مکرر تمسخر او، جنبش اخلاق هوش مصنوعی است که مدلهای زبان بزرگ را به دلیل داشتن تعصبات و نقاط کور معماران خود مورد انتقاد قرار میدهد. همانطور که Based Beff به گسترش پیام e/acc به صورت آنلاین ادامه داد، به سرعت به یک فریاد بسیج در میان برخی از اعضای نخبه فناوری تبدیل شد و چهرههای برجستهای مانند مارک آندرسن و گری تان به طور موقت "e/acc" را به نام کاربری X خود اضافه کردند.
شاید بتوان شتاببخشی مؤثر را به عنوان فنیترین حاشیه یک روح زمان گستردهتر دید: این باور که سیاست آمریکا شکست خورده است و احتیاط، مقررات بیش از حد و ایدئولوژی بیدار، کشور را عقب نگه داشته است. این اخلاق به بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید کمک کرد، در حالی که ایلان ماسک، قهرمان جنبش e/acc، در کنار او بود. شتاببخشی مؤثر نیز مانند ترامپ 2.0، وعده یک رنسانس آمریکایی غیرقابل توقف و دیدگاهی بدون مشکل از کار مورد نیاز برای رسیدن به آن را میدهد. در هر دو مورد، جزئیات مبهم هستند.
اما در زیر وضوح بالای یک میکروسکوپ آزمایشگاهی، ویژگیهای خاص تراشه جدید وردون، اگر هیچ چیز دیگری نباشد، به وضوح قابل مشاهده است: مجموعهای از ویژگیهای مربعی که هر کدام چند ده میکرون عرض دارند. وردون قول میدهد که از این اجزا برای تولید "تصادف قابل برنامهریزی" استفاده خواهد شد - تراشهای که در آن میتوان احتمالات را برای تولید محاسبات مفید کنترل کرد. او میگوید وقتی این تراشه با یک رایانه کلاسیک ترکیب شود، روشی بسیار کارآمد برای مدلسازی عدم قطعیت ارائه میدهد، که وظیفهای کلیدی در انواع محاسبات پیشرفته، از مدلسازی آب و هوا و بازارهای مالی گرفته تا هوش مصنوعی است. (برخی از آزمایشگاههای دانشگاهی در حال حاضر سختافزار ترمودینامیکی نمونه اولیه، از جمله یک شبکه عصبی ساده - فناوری اصلی یادگیری ماشین مدرن - ساختهاند.)
وقتی در اوایل سال 2025 در مقر Extropic با وردون 32 ساله ملاقات میکنیم، او بیشتر شبیه یک پیمانکار به نظر میرسد تا یک فیزیکدان، با یک تیشرت ساده Carhartt روی یک اندام پهن، یک جفت عینک زاویهدار و یک ریش مرتب روی یک فک مربعی. او توضیح میدهد که Extropic قصد دارد اولین تراشههای عملیاتی خود را اواخر سال 2025، کمتر از یک سال پس از اولین تصور این طرح، در بازار عرضه کند. وردون میگوید: «در نهایت کل حجم کار میتواند روی سختافزار ترمودینامیکی اجرا شود. روزی یک مدل زبان کامل میتواند روی آن اجرا شود.»
سرعت، شاید بیصبری، که وردون با آن این "شتابدهندههای" ترمودینامیکی را توسعه داده است، به دلیل دیگری قابل توجه است. چندی پیش کار او مترادف با یک پارادایم محاسباتی کاملاً متفاوت آیندهنگر بود، فقط به اندازه کافی سریع برای او حرکت نمیکرد. نوعدوستی مؤثر و ایمنی هوش مصنوعی تنها چیزهایی نیستند که وردون در چند سال گذشته با سر و صدا از آنها چشمپوشی کرده است. او همچنین محاسبات کوانتومی را رد کرده است. وردون میگوید: «داستان محاسبات ترمودینامیکی نوعی خروج از کوانتوم است. و من تا حدودی آن را شروع کردم.»
در سال 2019، زمانی که او هنوز دانشجوی دکترای دانشگاه واترلو در کانادا بود، وردون به تیمی در گوگل ملحق شد که وظیفه داشت بفهمد چگونه از رایانههای کوانتومی - ماشینهای افسانهای که قادر به استفاده از مکانیک کوانتومی برای انجام محاسبات با سرعتهای غیرقابل تصور هستند - برای تقویت هوش مصنوعی استفاده کند.
در اوایل سال 2022، این تیم پیشرفتهای مهمی را به دست آورده بود. وردون توسعه Tensor-Flow Quantum، نسخهای از نرمافزار هوش مصنوعی این شرکت که برای اجرا بر روی ماشینهای کوانتومی طراحی شده بود، را رهبری کرده بود و تیم سختافزار در Alphabet در تلاش بود تا تصحیح خطای کوانتومی را برای یک کیوبیت واحد کامل کند - ترفندی که برای در نظر گرفتن ناپایداری دیوانهوار حالتهای کوانتومی مورد نیاز بود.
اما در حالی که وردون مشغول کار در گوگل بود، چندین کشف نظری در دانشگاه شروع به این ایده دادند که محاسبات کوانتومی زمان بسیار بیشتری از آنچه در ابتدا انتظار میرفت طول میکشد تا به نتیجه برسد. در سال 2018، ایوین تانگ، که در آن زمان فقط یک دانشجوی کارشناسی در دانشگاه تگزاس در آستین بود، مقاله تکاندهندهای را منتشر کرد که نشان میداد یکی از بهترین کاندیداهای سرعتبخشی تصاعدی در یادگیری ماشین کوانتومی - نوعی الگوریتم توصیه کوانتومی - اصلاً سرعت زیادی ارائه نخواهد داد. مقالات دیگری بر اساس این کشف ساخته شدند و بیشتر به شهرت کوانتومی لطمه زدند.
وردون تنها کسی نبود که احساس میکرد حباب کوانتومی در حال از دست دادن هوا است. فارس سباهی، همبنیانگذار و مدیرعامل یک استارتاپ ترمودینامیکی به نام Normal Computing میگوید: «به نظر میرسید همه این برنامههایی که واقعاً میخواستیم انجام دهیم قرار نبود در عصر محاسبات کوانتومی پر سر و صدا کار کنند. من کمی نسبت به چشمانداز محاسبات کوانتومی تجاری منفی شدم و رشتهام را تغییر دادم.» هم Normal Computing و هم Extropic پناهندگان دیگری را از آزمایشگاهها و استارتاپهای محاسبات کوانتومی دیگر جذب کردهاند. (وردون میگوید که این دو شرکت رویکردهای متفاوتی دارند و رقبای مستقیم نیستند.)
این رکود کوانتومی بیصدا با رونق هوش مصنوعی مولد - و با منبع رو به رشد دیگری از ناامیدی برای وردون همزمان شد. درست زمانی که ChatGPT در حال взлетет بود، وردون احساس کرد که پاسخ صنعت توسط نوعدوستان مؤثر که میخواهند پیشرفت را متوقف کنند و فناوری را در معرض کنترلهای بیمورد قرار دهند، تضعیف شده است. او دید که صنعت فناوری خود را غرق در یک ایدئولوژی بیش از حد دقیق، خودانتقادی و بیدار کرده است.
بنبستهای کوانتومی، خیرهشدن به ناف صنعت فناوری، هجوم طلای هوش مصنوعی: همه اینها در ذهن وردون با هم ادغام شدند تا الهامبخش فلسفهای جدید همراه با اعتقاد به یک ایده مهندسی جدید باشند. در رایانههای معمولی و کوانتومی، گرما منبع خطا است. هر دو نوع محاسبات به صرف انرژی زیادی نیاز دارند تا از اثرات ترمودینامیکی طبیعی در مدارهای الکترونیکی جلوگیری شود که یا 1 را به 0 تبدیل میکند یا حالتهای ظریف کوانتومی را از بین میبرد. وردون فکر کرد به جای مبارزه با این اثرات، چرا تمام آن انرژی گرمازا را صرفهجویی نکنیم و هرج و مرج - در سختافزار و در زندگی - را در آغوش نگیریم تا چیز جدیدی بسازیم؟
در ارباب نور، یک رمان علمی تخیلی نوشته راجر زلازنی در سال 1967، آخرین عضو یک گروه انقلابی آیندهنگر به نام شتابدهندگان میخواهد جامعه را متقاعد کند که پیشرفت فناوری نامحدود را در آغوش بگیرد. در دهه 1990، یک فیلسوف بریتانیایی به نام نیک لند از یک جنبش شتابدهنده واقعی حمایت میکرد که سرمایهداری را از محدودیتهای تحمیلشده توسط سیاستمداران رها میکرد و از تخریب و نوسازی فناوری و اجتماعی که این امر به همراه داشت استقبال میکرد. ایدههای شتابدهنده توسط دیگر متفکران راست افراطی، از جمله وبلاگنویس تأثیرگذار کورتیس یاروین، که استدلال میکند دموکراسی غربی یک شکست است و باید جایگزین شود، تکرار میشوند.
با این حال، وردون و دوستانش شتابدهندگی را از دریچه قوانین طبیعی میبینند. در یک مانیفست بنیانگذار، با ارائه "دیدگاه اول فیزیک از اصول زیربنایی شتابدهندگی مؤثر"، آنها به کار اخیر اشاره میکنند که نشان میدهد وجود خود زندگی ممکن است با تمایل ماده به مهار و بهرهبرداری از انرژی توضیح داده شود. وردون استدلال میکند که رویکرد ترمودینامیکی نه تنها نوید یک شکل بسیار لاغرتر از محاسبات را میدهد، بلکه منعکسکننده چگونگی تکامل خود هوش بیولوژیکی است. او و متحدان e/acc او استدلال میکنند که همین اصل مهار انرژی، توسعه سازمانهای اجتماعی و خود سیر بشریت را توضیح میدهد.
این مانیفست میخواند: «هدف شتابدهندگی مؤثر پیروی از 'اراده جهان' است: تکیه بر تمایل ترمودینامیکی به سمت آیندههایی با تمدنهای بزرگتر و هوشمندتر که در یافتن/استخراج انرژی آزاد از جهان و تبدیل آن به فایده در مقیاسهای بزرگتر و بزرگتر مؤثرتر هستند.» و این مانیفست بشریت را چندان عزیز نمیدارد: «e/acc هیچ وابستگی خاصی به بستر بیولوژیکی برای هوش و زندگی ندارد.»
در ژانویه 2022، زمانی که او هنوز در گوگل بود، وردون تصمیم گرفت یک حساب X جدید ایجاد کند تا مزخرف بگوید و برخی از ایدههای خود را پخش کند. اما او احساس نمیکرد که بتواند این کار را با نام خودش انجام دهد. («توییتهای من به دقت زیر نظر گرفته میشد»، او به من میگوید.) بنابراین او خود را Based Beff نامید، با یک عکس پروفایل از یک نسخه بازی ویدیویی دهه 80 از جف بزوس.
Based Beff به سرعت استعداد خود را در طنز نشان داد، برادران فناوری همفکر و راستگرا را به هم زد و doomers هوش مصنوعی را ترول کرد. در ماه ژوئیه، او به یک رمان شهوانی درباره Clippy مایکروسافت پیوند داد - و از آن برای تمسخر یک آزمایش فکری متعارف، مشهور در میان نوعدوستان مؤثر، شامل یک هوش مصنوعی نابودکننده جهان که برای ساخت گیرههای کاغذ بهینه شده است، استفاده کرد. او نوشت: «امروز #PrimeDay است، بنابراین من این را برای همه EAهای ضد AGI میخرم. من آن را بسیار رهاکننده یافتم»، وردون میگوید. «مثل یک شخصیت بازی ویدیویی بود، و چیزها شروع به ریختن از من کردند.»
من اولین بار در دسامبر 2023 با وردون صحبت کردم، درست پس از اینکه فوربس از اثر انگشت صوتی او برای شناسایی او به عنوان فرد پشت حساب Based Beff Jezos استفاده کرده بود. این توجه برای کسی که عادت داشت در گمنامی نسبی کار کند، ناخوشایند بود. وردون میگوید: «مدتی در شوک بودم. این آسیبزا بود.»
اما وردون به جای فرار و پنهان شدن پس از افشای هویتش، تصمیم گرفت از شهرت جدید خود استقبال کند و از آن برای تبلیغ شرکت خود استفاده کند. Extropic با عجله از حالت مخفی خارج شد، دیدگاه خود را آشکار کرد و شروع به استخدام کرد. این شرکت تاکنون 14.1 میلیون دلار بودجه اولیه جمعآوری کرده است و حدود 20 مهندس به صورت تمام وقت در این شرکت کار میکنند. سرمایهگذاران شامل گری تان، بالاجی سرینیواسان و دو نویسنده مقاله معروف "Attention Is All You Need" هستند که معماری به اصطلاح ترانسفورماتور را که هوش مصنوعی را متحول کرده است، تشریح کردهاند.
وردون در زندگی شخصی بسیار آرامتر از زمانی است که به عنوان Based Beff Jezos پست میگذارد. پس از رسیدن من به Extropic، وردون قبل از اینکه من را به یک آزمایشگاه سختافزاری بدون پنجره ببرد، برای من یک اسپرسو بسیار قوی درست میکند، جایی که تعدادی مهندس به نمودارهای اولین تراشه این شرکت خیره شدهاند، با اسیلوسکوپهایی که ویژگیهای عملکرد را نشان میدهند، ور میروند و به کدی که برای آواز خواندن آن طراحی شده است، خیره شدهاند.
وردون من را به مدیر ارشد فناوری و همبنیانگذار خود، تروور مککورت، معرفی میکند، یک مرد قد بلند و خوشبرخورد با موهای ژولیده که قبل از اینکه از این پروژه سرخورده شود، روی محاسبات کوانتومی در Alphabet نیز کار میکرد. من میپرسم آیا مککورت هم یک شخصیت آنلاین دیگر دارد؟ او میخندد: «یکی از من کافی است.»
چند هفته قبل، گوگل آخرین تراشه محاسبات کوانتومی خود را به نام Willow رونمایی کرده بود. این تراشه اکنون میتواند تصحیح خطای کوانتومی را در مقیاس 105 کیوبیت انجام دهد. برای Extropic، این نشانه آن نیست که کوانتوم اکنون در مسیر سریع قرار دارد. وردون و مککورت اشاره میکنند که این دستگاه هنوز باید تا دمای بسیار پایین خنک شود و مزایای آن نامشخص است.
هنگامی که پذیرندگان اولیه اواخر امسال سختافزار Extropic را به دست آورند، این تراشه ممکن است ارزش خود را با معاملات با فناوری پیشرفته و تحقیقات پزشکی ثابت کند - هر دو از الگوریتمهایی استفاده میکنند که شبیهسازیهای احتمالی را اجرا میکنند. اما در این میان، روز بعد از ملاقات ما، وردون در راه DC برای یک رویداد همزمان با تحلیف دونالد ترامپ است. او قبل از سوار شدن به هواپیما، تعدادی پست در X منتشر میکند. او مینویسد: «من عاشق ماشین فنآوری-سرمایهداری و ساختههای آن هستم. ما با سرعت به سمت ستارهها شتاب میگیریم.»