عکس از ماروین مایر در آن‌اسپلش
عکس از ماروین مایر در آن‌اسپلش

آموزش امروز برای نیروی کار دیجیتال فردا ساخته نشده است

مدل‌های آموزش سنتی متکی به ارائه مسیرهای انعطاف‌ناپذیر برای دنبال کردن دانش‌آموزان هستند. آن‌ها یک روش خاص برای حل مسائل را یاد می‌گیرند و به جای روش‌های خلاقانه برای دستیابی به نتایج، بر دستیابی به یک نتیجه خاص تمرکز می‌کنند. دانش‌آموزان تشویق می‌شوند که به جای بررسی چگونگی تکامل تفکر انتقادی و حل مسئله، بر درست گرفتن پاسخ تمرکز کنند. نمرات بر اساس تعداد پاسخ‌های درست در مقابل پاسخ‌های نادرست است. در حالی که این برای موفقیت تحصیلی بسیار مهم است، کلاس درس امروز باید تکامل یابد تا انعطاف‌پذیری بیشتری در آموزش روش‌های مختلف برای دستیابی به نتایج داشته باشد.

مدل‌های سنتی در مورد آموزش معلمان، ابزارها و زیرساخت‌های فناوری نیز به شدت با کمبود بودجه مواجه هستند.

نسل‌های جدید و محیط‌های کاری جدید

در حالی که نسل هزاره شاهد انتقال از یک دنیای بین فردی به دنیایی وابسته به فناوری بود، نسل Z در اواخر این انتقال به دنیا آمد. نوسانات در سرمایه‌گذاری و حمایت از مدل‌های آموزشی در مدارس متناسب با افزایش سریع و حضور فناوری در زندگی نسل Z نبود.

نسل آلفا اولین نسلی است که در دنیای به شدت وابسته به فناوری که امروز در آن زندگی می‌کنیم به دنیا آمده است. آن‌ها قبل از یادگیری سایر مهارت‌های نرم که نسل Z و نسل‌های قدیمی‌تر یاد گرفته‌اند، نحوه استفاده از اینترنت را آموختند. نسل آلفا همچنین زمانی متولد شد که هر شرکت فناوری را در جنبه‌های بیشتری از کسب و کار خود پذیرفت و ادغام کرد. تا زمانی که نسل آلفا به نیروی کار بپیوندد، فناوری حتی بیشتر پیشرفت خواهد کرد. هوش مصنوعی به طرق مختلف بخشی روزمره از زندگی آن‌ها خواهد بود.

در حالی که آموزش K-12 همچنان باید به یک جزء بین فردی متکی باشد (یعنی معلمان که آموزش خود را هدایت می‌کنند)، نسل آلفا به پلتفرم‌ها، مسیرهای یادگیری و یادگیری مبتنی بر پروژه نیاز دارد که آخرین فناوری را برای ساده‌سازی نحوه ترکیب تجربه یادگیری آن‌ها با زندگی بزرگسالی خود ادغام کند. با این حال، فناوری خطر از دست دادن مهارت‌های نرم، به ویژه ایجاد مهارت‌های قوی ارائه، ارتباطات و مهارت‌های اجتماعی را دارد. برنامه درسی امروز باید شامل ترکیبی متعادل از استفاده از فناوری برای حل مسئله و ایجاد مهارت‌های بین فردی قوی باشد تا دانش‌آموزان بتوانند مسائل را حل کرده و به طور موثر به دیگران ارائه دهند. معلمان همچنین به آموزش قوی‌تری برای استفاده از ابزارهایی که پلتفرم‌های LMS ارائه می‌کنند نیاز دارند - ابزارهای یادگیری شخصی‌سازی شده وجود دارند، اما پذیرش و استفاده از این ابزارها می‌تواند پایین بماند.

ساختن نیروی کار آینده

سازگاری و تسلط دیجیتال به عنوان دنیایی که با سرعت فزاینده‌ای در حال تکامل است، برای موفقیت در نیروی کار آینده حیاتی شده است. بسیاری از بزرگسالان در برابر تغییر مقاومت می‌کنند و مدیریت تغییر را به یکی از دشوارترین چالش‌های محل کار امروز تبدیل می‌کند. با توجه به دنیای به سرعت در حال تحولی که در آن بزرگ می‌شوند، نسل بعدی در برابر تغییر انعطاف‌پذیرتر است و این به آن‌ها در مشاغل آینده کمک خواهد کرد.

وابستگی روزافزون به فناوری

فناوری قبلاً منحصر به موارد استفاده در سطح بالا یا مشاغل بسیار خاص بود، اما در 20 سال گذشته، به بخشی روزمره از زندگی و کار ما در همه صنایع تبدیل شده است. بچه‌های امروزی در سنین پایین‌تر از نسل‌های قبلی از فناوری در بخش‌های بیشتری از زندگی خود استفاده می‌کنند. به همین دلیل، بچه‌ها در مورد شهروندی دیجیتال، خیر اجتماعی و استفاده از فناوری مناسب برای موثرتر و کارآمدتر بودن، یاد می‌گیرند. این‌ها همه اجزای حیاتی تسلط دیجیتال هستند که باید در سنین پایین، حتی در آموزش اولیه، شروع به آموزش آن‌ها کنیم.

چگونه والدین، مربیان و کارفرمایان می‌توانند نیروی کار آینده را آماده کنند

والدین و مربیان نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی نحوه تعامل کودکان با فناوری، تعامل با دیگران و ایجاد انعطاف‌پذیری در برابر تغییر دارند. کودکان می‌توانند در اردوهای تابستانی و فعالیت‌های بعد از مدرسه برای توسعه مهارت‌های فنی و بین فردی شرکت کنند. والدین می‌توانند به طور فعال نظارت کنند و راهنمایی کنند که چگونه از فناوری در خانه استفاده می‌شود و چگونه استفاده نمی‌شود. هنگامی که کودکان مشکلی را حل می‌کنند یا با یک مشکل شخصی مواجه می‌شوند، داشتن یک گفتگوی باز و تشویق به حل مسائل با یک ذهنیت مثبت و سازنده ضروری است. والدین و مربیان همچنین می‌توانند کودکان را از طریق پروژه‌ها و حل مسئله با توانمندسازی آن‌ها برای پرسیدن این سوال که "چگونه باید به این موضوع نزدیک شویم؟" در مقابل "پاسخ درست چیست؟" راهنمایی کنند.

کارفرمایان می‌توانند اطمینان حاصل کنند که مدیران و رهبری یک محیط مربیگری انعطاف‌پذیر ارائه می‌دهند تا دانش‌آموزانی که وارد نیروی کار می‌شوند بتوانند یاد بگیرند که چگونه آموزش رسمی خود را به مهارت‌های قابل استفاده در محل کار تبدیل کنند. اغلب اوقات، انتظارات به وضوح بیان نمی‌شوند و مهم‌تر از آن، نحوه برآورده کردن این انتظارات به وضوح تعریف نشده است. ارتباط از بالا به پایین است و با ورود هر نسل با مهارت‌های مختلف به نیروی کار، مدیران و رهبری از در نظر گرفتن این تفاوت‌ها در هنگام تطبیق تاکتیک‌های مربیگری و ارتباطات برای کمک به کارکنان جدیدتر برای برتری بهره‌مند خواهند شد.

شرکت‌ها می‌توانند با درک اینکه چه چیزی بیشتر به نسل آلفا انگیزه می‌دهد و چه چیزی برای آن‌ها مهم است، برای نسل بعدی کارگران آماده شوند. در حالی که شرکت‌ها نمی‌توانند به سرعت افراد تغییر کنند، نشان دادن به نسل آلفا که درک درستی از انگیزه‌ها و نیازهای آن‌ها وجود دارد، یک گام تعیین‌کننده است. شرکت‌ها اهداف استراتژیک بزرگ‌تری برای دستیابی دارند، بنابراین اطمینان حاصل می‌شود که نسل آلفا می‌تواند جایگاه و نقش خود را در کمک به شرکت‌ها برای دستیابی به این اهداف پیدا کند. این با مکالمات دو طرفه، مربیگری با توصیه‌های تاکتیکی و تعیین انتظارات آغاز می‌شود.

سخنان پایانی

آموزش مهارت‌های فناوری حیاتی مانند کدنویسی و هوش مصنوعی به کودکان در سنین پایین تضمین می‌کند که آن‌ها مهارت‌های تفکر انتقادی را برای تبدیل شدن به کارگران موفق با خلاق بودن، اصلاح و حل مسئله، تسلط پیدا می‌کنند. ظهور فناوری‌های پیشرفته مانند هوش مصنوعی فرصت‌های بی‌نظیری را برای نوآوری و گسترش قابلیت‌های فناوری ما ارائه می‌دهد. با ادغام این فناوری‌ها در زندگی خود، خود را از محدودیت‌های دانش تخصصی رها می‌کنیم و به ما این امکان را می‌دهد تا بر خلاقیت و حل مسئله تمرکز کنیم. برای استفاده کامل از این مزایا، باید به آموزش مهارت‌های ارزشمند فناوری مانند کدنویسی به فرزندان خود ادامه دهیم تا آن‌ها را برای شکوفایی در آینده‌ای آماده کنیم که در آن فناوری و خلاقیت دست به دست هم می‌دهند.