طرح جنگ ایران

پنتاگون برای جنگ "بزرگ" با ایران آماده می‌شود

گزینه‌های رئیس‌جمهور ترامپ برای مقابله با تهران اکنون شامل گزینه‌ای است که در دوره اول ریاست‌جمهوری خود نداشت: جنگ تمام‌عیار.

اسناد پیمانکاری پنتاگون که من به دست آورده‌ام، تلاش "برنامه‌ریزی ستادی مشترک منحصربه‌فردی" را توصیف می‌کنند که در واشنگتن و خاورمیانه در حال انجام است تا نسل بعدی "یک درگیری منطقه‌ای بزرگ" با ایران را اصلاح کند.

تلاش برنامه‌ریزی جدید، که گاهی اوقات به عنوان پروژه SEED از آن یاد می‌شود، همه چیز را از ابزارهای ظریف مانند فریب نظامی گرفته تا استفاده نسبتاً غیر ظریف از سلاح‌های هسته‌ای را پوشش می‌دهد. این طرح‌ها نتیجه ارزیابی مجدد توانایی‌های نظامی ایران و همچنین یک تغییر اساسی در نحوه جنگ آمریکا است.

اگرچه بسیاری در رسانه‌ها به‌اشتباه حمله اخیر ایالات متحده به حوثی‌ها در یمن را چیزی فراتر از ادامه کاری که دولت بایدن قبلاً انجام می‌داد، ندانستند، اما تدارکات جدید جنگ ایران نشان می‌دهد که ایالات متحده در حال بررسی رویکردی بسیار تهاجمی‌تر است. به نظر می‌رسد دونالد ترامپ پس از ترور موفقیت‌آمیز ژنرال ارشد ایران، قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰، این درس را گرفته است که اقدام تهاجمی نسبتاً بدون هزینه است.

در همین حال، پنتاگون شاهد توسعه ایران به یک قدرت موشکی و پهپادی بزرگ در دهه گذشته بوده است. تقریباً هیچ‌کس دیگر باور نمی‌کند که ایران علاقه‌مند به هر نوع تهاجم زمینی به همسایگان خود است (فرض برنامه‌ریزی قبلی). برنامه هسته‌ای ایران نیز دیگر بالاترین دغدغه پنتاگون نیست. "جنگ" از بسیاری جهات از قبل در اینجا وجود دارد، ترکیبی از حملات محدود و سوزنی توسط نیروهای نیابتی، کمپین‌های مخفیانه و نفوذ مختلف ایران، و استفاده و گسترش پهپادها و موشک‌های دوربرد آن، به‌ویژه به روسیه.

همانطور که فرضیات در مورد ایران به عنوان یک تهدید نظامی تغییر کرده است، نگرش‌ها در مورد شیوه جنگ آمریکایی نیز تغییر کرده است. مقابله با تلاش‌های مداوم ایران نیازمند تلاش‌های ترکیبی ارتش، سیا، آژانس‌های سایبری و فضایی و وزارتخانه‌های خزانه‌داری و خارجه است. هیچ جنگی امروزه صرفاً توسط ارتش انجام نمی‌شود.

یکی از اسناد می‌گوید که طرح جنگ بر "رویکردی جامع" برای "برنامه‌ریزی، هماهنگی و همگام‌سازی" فعالیت‌های دولت ایالات متحده تأکید دارد. بر اساس اسناد، سنتکام، فرماندهی منطقه‌ای پنتاگون که مسئول خاورمیانه و ایران است، وظیفه دارد مجموعه‌ای از طرح‌ها را ایجاد کند که شامل عملیات‌های صرفاً ایالات متحده، دوجانبه و چندجانبه با شرکا و متحدان باشد.

همانطور که فعالیت‌ها در اطراف جنگ داعش و اکنون حمایت از اسرائیل در غزه نشان داده است، برنامه‌ریزی جنگ باید ماهیت چندجانبه‌تری داشته باشد و همه چیز را از استفاده از پایگاه‌ها و حریم هوایی متحدان گرفته تا کسب حمایت سیاسی برای جنگ در نظر بگیرد.

ساختار طرح جنگ جدید خود کاملاً جدید است، از این نظر که مؤلفه "چندجانبه" شامل اسرائیل است که برای اولین بار به‌طور یکپارچه با شرکای عرب خلیج فارس، به‌طور غیرمستقیم یا مستقیم، کار می‌کند. بر اساس اسناد، این طرح همچنین شامل بسیاری از احتمالات و سطوح مختلف جنگ است، از "اقدام بحران"، به این معنی که واکنش به رویدادها و حملات، تا برنامه‌ریزی "عمدی"، که به سناریوهای تعیین‌شده‌ای اشاره دارد که از بحران‌هایی ناشی می‌شوند که از کنترل خارج می‌شوند. 

یکی از اسناد در مورد "احتمال مشخص" جنگ هشدار می‌دهد که "خارج از قصد دولت ایالات متحده تشدید می‌شود" و بر بقیه منطقه تأثیر می‌گذارد و خواستار یک رویکرد چندوجهی است.

در نتیجه، سنتکام وظیفه یافته است تا مجموعه‌ای از استراتژی‌ها، طرح‌های کمپین، "اهداف فرمانده"، مفاهیم عملیات، طرح‌های تئاتر، دستورات عملیات و تلاش‌های همگام‌سازی را برای ادغام همه طرف‌های علاقه‌مند و درگیر ایجاد کند.

اسناد برنامه‌ریزی مختلفی که در حال بازنگری هستند عبارتند از:

  • طرح کمپین جهانی برای ایران (GCP-I): "به مبرم‌ترین چالش‌های استراتژیک فرامنطقه‌ای و چندکارکردی در همه حوزه‌ها رسیدگی می‌کند"، از جمله نیروهای عملیات ویژه و متعارف؛ جنگ هوایی، زمینی، دریایی، زیردریایی، سایبری و فضایی.

  • طرح کمپین سنتکام: طرح اصلی که از طریق آن فرمانده سنتکام "به کمپین روزانه خود عمل می‌کند."

  • «طرح عملیاتی تا سطح 4 جزئیات برای ایران.» OPLANها اکنون در چهار سطح جزئیات تهیه می‌شوند:

    • سطح 1 شامل تخمین فرمانده از دوره‌های اقدام و گزینه‌های نظامی برای رویارویی با هر احتمال بالقوه است.

    • سطح 2 طرح پایه است که یک دوره اقدام تأییدشده را مشخص می‌کند. 

    • سطح 3 شامل یک "طرح مفهومی" کامل است. 

    • سطح 4 یک طرح عملیات کامل با تخصیص واحدهای خاص و رویه‌های بسیج و استقرار است.

  • کتاب پشتیبانی تصمیم‌گیری برای هدایت رئیس‌جمهور و تصمیم‌گیرندگان ارشد در 96 ساعت اول اجرای OPLAN سطح 4.

  • OPLAN ترکیبی چندجانبه، از جمله "استراتژی تعامل چندجانبه برای به دست آوردن دسترسی به پایگاه و پرواز بیش از حد."

  • طرح گزینه ضربتی مجزا، تهیه شده برای "مجموعه‌های هدف" خاص مانند رهبری ایران یا توانایی‌های هسته‌ای.

اسناد قراردادی بیان می‌کنند که تدارکات جنگ برای ایران در سطوح طبقه‌بندی فوق سری، "اطلاعات بخش‌بندی‌شده حساس"، "برنامه دسترسی ویژه"، "عملیات فنی ویژه"، فعالیت‌های حساس و نقطه کانونی انجام می‌شود. کل تلاش به قدری محرمانه است که به شرکت‌های پیمانکاری که از برنامه‌ریزی جنگ پشتیبانی می‌کنند هشدار داده می‌شود که حتی ذکر بخش‌های غیر طبقه‌بندی‌شده ممنوع است:

"افشای هر گونه اطلاعات مربوط به این قرارداد (طبقه‌بندی‌شده یا غیر طبقه‌بندی‌شده) بدون رضایت کتبی صریح ... [سنتکام] اکیداً ممنوع است. این شامل، اما محدود به استفاده یا اطلاعات در بروشورهای غیر طبقه‌بندی‌شده، فروش تبلیغاتی، ادبیات، گزارش به سهامداران یا مطالب مشابه نمی‌شود."

فرماندهی مرکزی ایالات متحده به درخواست من برای اظهار نظر در مورد طرح‌های جنگ ایران پاسخ نداد. با این حال، شان پارنل، سخنگوی پنتاگون، روز دوشنبه در یک نشست خبری به این سوال اشاره کرد. 

خبرنگار: آیا ارتش ایالات متحده در حال بررسی گزینه نظامی برای ایران است؟

پارنل: … همه گزینه‌ها در حال حاضر روی میز هستند. 

برای پنتاگون، "همه گزینه‌ها" یک پاسخ کلیشه‌ای است (اگرچه مطمئناً خصمانه‌تر از پیام‌رسانی دوران بایدن است).

وقتی ترامپ در مورد سیاست مبهم خود مبنی بر اعمال "فشار حداکثری" بر ایران صحبت می‌کند، اکنون همه گزینه‌ها شامل جنگ تمام عیار می‌شود. در حالی که طیف وسیعی از گزینه‌های نظامی اغلب به عنوان تلاشی منفعلانه تهاجمی از سوی پنتاگون برای هدایت آنها به سمت گزینه‌ای که مورد علاقه مقامات است، به روسای جمهور ارائه می‌شود، ترامپ قبلاً تمایل خود را برای انتخاب تحریک‌آمیزترین گزینه نشان داده است. گزارش شده است که ترامپ در سال 2020 زمانی که تصمیم گرفت قاسم سلیمانی، ژنرال ارشد ایران را از فهرست انتخاب‌های خود ترور کند، مقامات پنتاگون را "مبهوت" کرد. 

این هفته، شان پارنل، سخنگوی پنتاگون نیز به پست ترامپ در Truth Social اشاره کرد که در آن پیامدهای "وخیم" برای ایران را در صورت تلافی حوثی‌ها وعده داده بود. ترامپ به تازگی به رهبری حوثی‌ها و همچنین عناصر فرماندهی و کنترل حمله کرده بود - یک تشدید بی‌سابقه از عملیات‌های قبلی و نشانه روشنی مبنی بر اینکه ما در حال جنگ با ایران هستیم، همانطور که دیروز نوشتم. 

دولت ترامپ از حمله حوثی‌ها برای متمایز کردن خود از دولت بایدن استفاده کرده است. همانطور که مایک والتز، مشاور امنیت ملی ترامپ به ABC گفت: 

«تفاوت در این است که اینها حملات سوزنی و رفت و برگشتی نبودند که در نهایت ثابت شد بی‌اثر هستند. این یک پاسخ قاطع بود که در واقع چندین رهبر حوثی را هدف قرار داد و آنها را از بین برد. و تفاوت در اینجا یکی، رفتن به دنبال رهبری حوثی‌ها و دو، پاسخگو دانستن ایران است.»

والتز در پاسخ به این سوال که آیا اقدام نظامی مستقیم علیه ایران ممکن است، پاسخ داد: 

"خوب، همه گزینه‌ها همیشه با رئیس‌جمهور روی میز هستند، اما ایران باید صدای او را بلند و واضح بشنود... ما نه تنها حوثی‌ها را پاسخگو خواهیم دانست، بلکه ایران، حامیان آنها را نیز مسئول خواهیم دانست و اگر این به معنای هدف قرار دادن کشتی آنها باشد. مربیان ایرانی، سپاه پاسداران و دیگران، اطلاعات، سایر چیزهایی که برای کمک به حوثی‌ها برای حمله به اقتصاد جهانی قرار داده‌اند، نیز روی میز خواهند بود.»

شاید 2024 پشت سر ما باشد، اما درس‌های آن نه. ترور مقامات ارشد حزب‌الله در لبنان توسط اسرائیل تا حد زیادی از سوی واشنگتن به عنوان یک موفقیت بزرگ با معایب اندک تلقی شد. احتمالاً ترامپ پیام مشابهی را پس گرفت که منجر به حمله او به رهبری حوثی‌ها در این هفته شد.

اگر رسانه‌های خبری همه آنچه را که در حال وقوع است، به عنوان تکرار حملات متقابل بایدن یا حملات محدود اسرائیل به هشدارهای اولیه و پدافند هوایی ایران می‌بینند، درک نمی‌کنند که در پشت صحنه چه می‌گذرد. کاری که ترامپ اکنون می‌تواند انجام دهد، که مستقیماً از کتاب بازی اسرائیلی است، حمله به فرماندهی و کنترل ایران، از جمله رهبری ایران است، اگر فقط به این دلیل که تأکید کند رئیس جدید مانند رئیس قدیمی نیست.

اگر ماه گذشته چیزی را به ما نشان داده باشد، این است که دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ مانند دوره اول او نخواهد بود. مطبوعات باید بسیار هوشیارتر از آنچه که بوده‌اند، باشند. و من به تعداد بیشتری از شما نیاز دارم که مشترک پولی شوید تا بتوانم به گزارش دادن درباره راهپیمایی نگران‌کننده و خاموشمان به سوی جنگ ادامه دهم. برای مثال، فردا درباره گزینه هسته‌ای ایالات متحده برای ایران گزارش خواهم داد.

ویرایش شده توسط ویلیام ام. آرکین