رزمایش نظامی مشترک بین هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی
رزمایش نظامی مشترک بین هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی

طرح جنگ هسته‌ای برای ایران

تهدیدهای ترامپ علیه تهران نگران‌کننده است. این تهدیدها به چه معنا هستند؟

دونالد ترامپ به ایران اولتیماتومی شبیه به اوکراین داده است: یا ظرف دو ماه با دست کشیدن از برنامه هسته‌ای خود موافقت کنید یا عواقب آن را متحمل شوید. او در مورد اینکه این عواقب ممکن است چه باشد مبهم صحبت کرده است، اما اکنون می توانم جزئیاتی را گزارش دهم که به همان اندازه که می توانید تصور کنید شدید است.

ترامپ می‌گوید: «ما نمی‌توانیم به آن‌ها اجازه دهیم سلاح هسته‌ای داشته باشند. من ترجیح می‌دهم یک توافق صلح داشته باشم تا گزینه دیگر، اما گزینه دیگر مشکل را حل خواهد کرد.»

برای یک ناظر عادی، این ممکن است بیشتر شبیه حملات هوایی هدفمندی باشد که ایالات متحده انجام داده است، اما پشت صحنه، همانطور که پنتاگون برای یک جنگ منطقه‌ای "بزرگ" با ایران آماده می‌شود، استفاده از سلاح‌های هسته‌ای روی میز است.

آماده سازی‌های جدید برای جنگ با ایران که از سال گذشته در جریان بوده است، شامل گزینه‌های هسته‌ای جدید است.

یک افسر ارشد نظامی بازنشسته که در جریان برنامه‌ریزی‌ها قرار گرفته است به ما می‌گوید: «شاید فکر کردن به اینکه سلاح‌های هسته‌ای حتی در نظر گرفته می‌شوند، فوق‌العاده باشد، اما ما وارد دوران جدیدی شده‌ایم.»

این افسر می‌گوید که ترکیبی از عوامل - که هیچ‌کدام مستقیماً توسط دونالد ترامپ تسریع نشده‌اند - طوفانی کامل ایجاد کرده‌اند تا سلاح‌های هسته‌ای را دوباره وارد صحنه کنند.

این افسر می‌گوید: «معرفی مجدد بازدارندگی هسته‌ای» سه هدف را دنبال می‌کند:

  1. به طور مستقیم ایران را از توسعه سلاح‌های هسته‌ای (یا استفاده از آنها) باز دارد.
  2. اسرائیل را متقاعد کند که از سلاح‌های هسته‌ای خود استفاده نکند - یعنی با این روشن کردن که ایالات متحده نیز در صورت وقوع اتفاقی وخیم، به طور یکسان ایران را مورد حمله قرار می‌دهد (یا می‌تواند).
  3. عربستان سعودی را از این تصور منصرف کند که مجبور است سلاح‌های هسته‌ای خود را توسعه دهد زیرا ایران این کار را انجام می‌دهد.

برای اجرای این اهداف ملی ظاهراً ناپیوسته، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، فرماندهی رزمی ایالات متحده برای خاورمیانه، وظیفه دارد قابلیت‌هایی را برای پشتیبانی از واشنگتن حفظ کند. به عنوان مثال، امروز، کاخ سفید ادعا کرد که در یک تماس تلفنی بین ترامپ و پوتین، این دو توافق کردند که "ایران هرگز نباید در موقعیتی قرار گیرد که اسرائیل را نابود کند." از نظر واشنگتن، یک برنامه هسته‌ای ایران فقط "نابود کردن اسرائیل" به شکل دیگری است.

ژنرال "اریک" کوریلا، فرمانده سنتکام، سال گذشته به کنگره گفت: «جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای همچنان یک اولویت اصلی با پیامدهای جهانی است. ما به توسعه گزینه‌های نظامی برای وزیر دفاع و رئیس جمهور ادامه خواهیم داد، در صورت لزوم.»

در تامپا، جایی که مقر سنتکام قرار دارد، تلاش می‌شود تا اطمینان حاصل شود که هر قابلیتی که وجود دارد از موضع جدید پشتیبانی می‌کند. به من گفته شده است که گزینه‌های هسته‌ای در ضمیمه 1 به پیوست C طرح‌های جنگ ایران گنجانده شده‌اند.

برنامه‌ریزی سنتکام برای استفاده احتمالی از سلاح‌های هسته‌ای در خاورمیانه در 45 سال گذشته سه تغییر عمده داشته است.

  1. دوران جنگ سرد

نسل اول طرح‌های جنگی (به نام سری "OPLAN 1004") در دوران شاه نوشته شد و پس از تهاجم شوروی به افغانستان تکمیل شد. این طرح‌ها شامل استفاده بالقوه از سلاح‌های هسته‌ای برای مقابله با تهاجم احتمالی شوروی بود. این شامل دو گزینه "تشدید عمودی" - اشاره به بالا رفتن از نردبان تشدید هسته‌ای -، یک "تشدید غیرفعال" بود که گروه 5 نیروهای ویژه با چتر به شمال ایران فرود می‌آمدند و مین‌های زمینی هسته‌ای کوله‌پشتی را در خاک ایران منفجر می‌کردند، و دیگری "تشدید فعال" که شامل حملات بمب‌افکن B-52 به اهدافی در اتحاد جماهیر شوروی و حملات توپخانه‌ای و موشکی ارتش خط مقدم به نیروهای شوروی در ایران برای خریدن زمان بود. آخرین طرح جنگی این نسل در سال 1984 تکمیل شد.

سنتکام خود در عقب‌نشینی در سال 2020 گفت: «با چهار دهه پس‌نگری، ایده درگیری ایالات متحده و شوروی در یک نبرد بزرگ در [کوهستان] زاگرس برای کنترل خاورمیانه در بهترین حالت غیرواقعی به نظر می‌رسد.»

برنامه‌ریزی برای جنگ در خاورمیانه اساساً در جریان تهاجم عراق به کویت در اوت 1990 متوقف شد. سنتکام OPLAN 1002، که در بازه زمانی 1994-1995 به پایان رسید، شامل یک ضمیمه هسته‌ای بود که برای حملات هسته‌ای علیه اهدافی در عراق و ایران، اکنون به نام مقابله با اشاعه، برنامه‌ریزی شده بود. سیاست ایالات متحده به داشتن قابلیت تهدید به حملات هسته‌ای علیه همه و همه دشمنان هسته‌ای بالقوه تغییر کرده بود.

  1. دوران جنگ با تروریسم

پس از 11 سپتامبر، "مفاهیم استراتژیک" جدیدی در مورد ایران توسط رئیس جمهور بوش بیان شد. پیگیری سلاح‌های هسته‌ای ایران و گنجاندن آن در "محور شرارت" بر برنامه‌ریزی جنگ در دهه بعد غالب شد. جنگ علیه تروریسم تمرکز منحصربه‌فرد واشنگتن بود و برنامه‌ریزی جنگ عراق (اکنون تحت CONPLAN 1025 و اولین بار در اوت 2003 تهیه شد) سلاح‌های هسته‌ای را نادیده گرفت. سنتکام به عنوان یک فرماندهی "هسته‌ای" ادامه داد، اما برنامه‌ریزی هسته‌ای "منطقه‌ای" به فرماندهی استراتژیک (STRATCOM) منتقل شد تا تامپا بتواند بر جنگ‌ها در افغانستان و عراق و مبارزه با تروریسم تمرکز کند.

کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه، در فوریه 2005 گفت: حمله نظامی ایالات متحده به ایران "به سادگی در دستور کار نیست". در همان ماه، سپهبد لنس اسمیت، معاون فرمانده سنتکام، گفت که هیچ طرح جدیدی برای مقابله با سلاح‌های هسته‌ای ایران وجود ندارد. او گفت که این فرماندهی بر حمایت ایران از شورش در عراق متمرکز است.

در سال 2008، ایران یک موشک جدید را آزمایش کرد که قادر به اصابت به اسرائیل بود. سال بعد، ماهواره‌ای را به فضا پرتاب کرد. موشک‌های بیشتری آمد. ژنرال جیمز ماتیس، که در آن زمان فرمانده سنتکام بود (و بعداً اولین وزیر دفاع ترامپ شد)، برای یک رویکرد جمعی منطقه‌ای برای دفاع هوایی و موشکی در برابر ایران فشار آورد، اما هیچ کسی را نیافت. بقیه دولت اوباما بر دیپلماسی هسته‌ای ایران و جنگ جدید علیه داعش تمرکز کردند و گزینه‌های نظامی ایران از صفحه رادار واشنگتن خارج شد.

  1. دوران ترامپ

وقتی دونالد ترامپ در مه 2018 اعلام کرد که از توافق هسته‌ای اوباما خارج می‌شود، گفت که در طول تمرکز منحصربه‌فرد واشنگتن بر سلاح‌های هسته‌ای، ایران "فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده خود را در منطقه اطراف تشدید کرده است." ترامپ این را نمی‌دانست، اما او در حال بیان رویکرد "کل دولت" دولت اوباما بود، که همه چیز به هم مرتبط است. او تحریم‌ها علیه ایران را دوباره برقرار کرد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی تعیین کرد. این اولین باری بود که ایالات متحده رسماً ارتش کشور دیگری را به عنوان یک سازمان تروریستی شناسایی می‌کرد.

در طول سال بعد، ترامپ تحریم‌های بیشتری را اعمال کرد، حتی در حالی که بیان می‌کرد که ایالات متحده "به دنبال درگیری با ایران نیست." با این حال، ایران ایده‌های دیگری داشت و در سپتامبر 2019، تهران به تاسیسات نفتی عربستان سعودی موشک و پهپاد شلیک کرد. این در زمانی بود که وزیر ماتیس اعلام می‌کرد جنگ علیه تروریسم تمام شده است و دوران جدیدی از "رقابت قدرت‌های بزرگ" آغاز شده است.

حملات ایران ادامه یافت و در دسامبر 2019، مایک پومپئو، وزیر امور خارجه، گفت که هرگونه حمله به پایگاه ایالات متحده توسط ایران یا نیروهای نیابتی آن "با یک پاسخ قاطع ایالات متحده پاسخ داده خواهد شد." ماه بعد، ژنرال ایرانی قاسم سلیمانی در یک حمله پهپادی کشته شد. ژنرال فرانک مکنزی، فرمانده سنتکام در آن زمان، گفت: «آن‌ها می‌بینند که ما اراده عمل داریم.»

ترامپ در سخنرانی خود به ملت پس از کشته شدن سلیمانی گفت: «برای مدت بسیار طولانی، دقیقاً از سال 1979، ملت‌ها رفتار مخرب و بی‌ثبات‌کننده ایران در خاورمیانه و فراتر از آن را تحمل کرده‌اند. آن روزها به پایان رسیده است. ایران حامی اصلی تروریسم بوده است و پیگیری سلاح‌های هسته‌ای آن‌ها دنیای متمدن را تهدید می‌کند. ما هرگز اجازه نخواهیم داد این اتفاق بیفتد.»

در همان ماه، ویراستار من فاش کرد که سلاح‌های هسته‌ای قبلاً به صحنه بازگشته‌اند و یک بازی جنگی که تنها چند روز قبل از انتخاب ترامپ در سال 2016 انجام شد، با هسته‌ای شدن ایران توسط ایالات متحده به پایان رسید. یک سلاح هسته‌ای جدید در فوریه 2020 مستقر شد، یک کلاهک کم بازده برای موشک‌های پرتاب شده از زیردریایی Trident II. پنتاگون گفت که این کار "برای تقویت بازدارندگی" است.

تنها چند روز قبل از انتخاب بایدن، مسئولیت اسرائیل برای اولین بار تحت سنتکام تغییر یافت و نسل فعلی طرح‌های جنگی را تسریع کرد. توسعه مجموعه‌ای کامل از موشک‌ها و پهپادهای تهاجمی توسط ایران، که اکنون در جنگ حوثی‌ها (و بعداً در اوکراین) به اثبات رسیده است، در نهایت منجر به سیستم دفاع هوایی جمعی برای خاورمیانه شد و حتی ژنرال‌های عرب و اسرائیلی را در یک اتاق قرار داد تا در مورد طرح‌های جنگی مشترک علیه ایران بحث کنند.

جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده، و یائیر لاپید، نخست وزیر اسرائیل، در ژوئیه 2022 در اورشلیم دیدار کردند و اعلامیه‌ای را امضا کردند که "تعهد تزلزل ناپذیر ایالات متحده به امنیت اسرائیل" را تأیید می‌کرد و به عنوان بخشی از این تعهد، از "همه عناصر قدرت ملی خود" برای اطمینان از اینکه ایران هرگز به سلاح هسته‌ای دست نمی‌یابد، استفاده خواهد کرد.

در حالی که سعودی‌ها اکنون می‌گویند که اگر ایران به یک سلاح هسته‌ای عملیاتی دست یابد، می‌توانند به دنبال قابلیت هسته‌ای خود باشند و اسرائیل می‌گوید که قابلیت‌هایش علیه ایران "به طور چشمگیری بهبود یافته است" و "برای روزی که دستوری داده شود آماده است"، جنگ غزه آغاز شد. مواد تشکیل دهنده گرد هم آمدند زیرا ایران تمام توان خود را پشت حماس، حوثی‌ها و حزب الله قرار داد و سپس مستقیماً به اسرائیل حمله کرد. استفاده گسترده روسیه از پهپادهای ایرانی (و اخیراً موشک‌های بالستیک) علیه اوکراین خطرات را افزایش داده است.

من دیروز توسعه کلی طرح‌های جنگی علیه ایران را شرح دادم، اما در داخل این طرح‌ها، از اسناد تدارکاتی و ارتباطات داخلی شرکت‌ها، از جمله تمرکز مجدد بر سلاح‌های هسته‌ای، مطلع شده‌ام. چارچوب اساسی OPLAN 1025 همچنان پابرجاست، اما در پشت استراتژی "C-Iran" (مقابله با ایران) برای حمله به ظرفیت موشکی و پهپادی ایران، و اکنون برای حمله به رهبری ایران، چه با ابزارهای "جنبشی" و چه "غیر جنبشی" (از جمله اقدامات مخفیانه و سایبری و نیروهای عملیات ویژه)، گزینه‌های هسته‌ای کمین کرده‌اند.

به عنوان بخشی از "پروژه SEED" فعلی که دیروز شرح دادم، یک تلاش برنامه‌ریزی هسته‌ای طبقه‌بندی شده‌تر وجود دارد. تشدید درگیری ایران به استفاده از گزینه‌های هسته‌ای می‌تواند از دو طریق منشأ بگیرد: یکی، با "درخواست" فرمانده سنتکام برای استفاده از سلاح‌های هسته‌ای، بیشتر برای جلوگیری از موفقیت نظامی متعارف ایران. و دو، در یک دستور "از بالا به پایین"، یعنی توسط رئیس جمهور، بیشتر به عنوان یک "نمایش" برای "علامت دادن" به ایران.

بار دیگر گزینه کم بازده Trident II در دستان دونالد ترامپ است. یک زیردریایی می‌تواند به طور پنهانی مستقر شود و کاخ سفید می‌تواند تصمیم بگیرد. این مشکل داشتن طرح‌های مخفی و بررسی نشده است. این گزینه اکنون در اختیار این رئیس جمهور است.

در حدود ده سالی که من گزارش می‌نویسم، به یاد نمی‌آورم که حتی یک بار در مورد سلاح‌های هسته‌ای نوشته باشم. نه به این دلیل که مهم نبود، بلکه من آن را جدی نگرفتم و هرگز واقعی به نظر نمی‌رسید. اکنون، تهدید هسته‌ای به نظر می‌رسد که یک موضوع زنده با این آخرین نسل از برنامه‌ریزی نظامی دقیق است که می‌تواند در هر زمان و توسط یک نفر که قبلاً نشان داده است اشتهای بسیار بیشتری برای خطر دارد، حتی نسبت به اولین دوره خود، به حرکت درآید.

صداهای خودشیفتگی، کسانی که به آمریکا می‌گویند به رختخواب برگردد و همه چیز تحت کنترل است، اصرار خواهند داشت که همه اینها فرضی است و طرح‌های نظامی فقط طرح هستند. (او فقط در حال پر کردن اسلحه و مسلح کردن آن است، چه خبر است!) همانطور که نشان داده‌ام، گزینه‌های هسته‌ای به خیلی قبل برمی‌گردد. اما اکنون به روش‌های کاملاً جدیدی در حال اصلاح فعال هستند. با تهدید آشکار دونالد ترامپ به "گزینه دیگر"، سورئال است که این خبر صفحه اول نیست.

رسانه‌ها باید بسیار هوشیارتر از آنچه که بوده‌اند باشند. و من به تعداد بیشتری از شما نیاز دارم که مشترک پولی شوید تا بتوانم به گزارش دادن در مورد راهپیمایی نگران‌کننده و آرام ما به سوی جنگ ادامه دهم.

بالاخره این دونالد ترامپ است که اسلحه را تکان می‌دهد.

— ویرایش شده توسط ویلیام ام. آرکین