دسترسی مداوم به ابزارهای هوش مصنوعی، که به صورت شبانهروزی آماده پاسخگویی به سوالات هستند، زندگی را واقعاً آسانتر کرده است. در واقع، با ظهور مدلهایی مانند ChatGPT، Perplexity، Claude و DeepSeek، هوش مصنوعی در آستانه تبدیل شدن به بخشی جداییناپذیر از سبک زندگی مدرن انسانی است.
این مدلها در حال حاضر تأثیر عمیقی دارند، اغلب به روشهایی که کاربران ممکن است به طور کامل متوجه نشوند. فراتر از کاربرد روزمره، هر دستور (prompt) که توسط هوش مصنوعی پردازش میشود، انرژی، آب و منابعی را مصرف میکند که برای بقا حیاتی هستند.
مایک شروپفر، بنیانگذار Gigascale Capital و مدیر ارشد سابق فناوری متا، استدلال میکند که انرژی، گلوگاه بحرانی است که مانع از پذیرش و پیشرفت گسترده هوش مصنوعی میشود.
شروپفر در مصاحبهای با یک پادکست، بر نیاز فوری به افزایش تولید انرژی برای دموکراتیکسازی دسترسی به هوش مصنوعی در سطح جهانی تأکید کرد و رابطه پیچیده بین هوش مصنوعی و تغییرات آب و هوایی را بررسی کرد.
او پیشنهاد کرد از انرژی همجوشی هستهای به عنوان یک راه حل استفاده شود: «اگر میخواهید شبکه برق در ایالات متحده را پنج برابر کنید و تمام آن را با همجوشی تأمین کنید، یک سوپرتانکر میتواند سوخت کل ایالات متحده را برای یک سال تأمین کند.»
نیاز به 5 برابر انرژی بیشتر حتی بدون هوش مصنوعی
شروپفر، که نه سال رهبری تیمهای فنی در فیسبوک را بر عهده داشت، اکنون در شرکتهایی سرمایهگذاری میکند که از فناوری برای مبارزه با تغییرات آب و هوایی استفاده میکنند. او تأکید کرد که افزایش توسعه و استقرار هوش مصنوعی، تقاضا برای زیرساختهای انرژی را افزایش میدهد.
او اشاره کرد که حتی بدون هوش مصنوعی، ایالات متحده تا سال 2050 برای دستیابی به تمام اهداف خود، به حدود پنج برابر شبکه برق موجود نیاز دارد.
با در نظر گرفتن مصرف برق هر یک از عوامل هوش مصنوعی و تعمیم آن به میلیاردها کاربر، اعداد به سرعت نگرانکننده میشوند و مقیاس چالش انرژی پیش رو را برجسته میکنند.
به طور مشابه، از نظر مصرف آب، یک مطالعه در سال 2023 نشان داد که ChatGPT در هر مکالمه طولانی با یک کاربر، 0.5 لیتر آب مصرف میکند. هنگامی که این میزان را به میلیونها کاربر روزانه در تمام سیستمهای هوش مصنوعی و مدلهای زبانی بزرگ (LLM) تعمیم دهیم، کل مصرف آب به طور قابل توجهی افزایش مییابد.
پیشبینی دیگری در سال 2027 نشان داد که تقاضای جهانی برای هوش مصنوعی منجر به برداشت مقادیر زیادی آب میشود - آب شیرینی که به طور موقت یا دائم از منابع آب زیرزمینی یا سطحی گرفته میشود.
با این حال، این تقاضا فرصت منحصر به فردی را برای تسریع در پذیرش راه حلهای انرژی نوآورانه و پایدار ارائه میدهد.
80 درصد انرژی جدید در ایالات متحده خورشیدی است
انرژی خورشیدی در حال حاضر سهم قابل توجهی در مناطق مختلف جهان، از جمله ایالات متحده و هند دارد.
بخش انرژی خورشیدی هند با انگیزه از طرح PM Surya Ghar: Muft Bijli Yojana، بزرگترین طرح انرژی خورشیدی پشت بامی در جهان، است که هدف آن رساندن انرژی خورشیدی به یک کرور (ده میلیون) خانوار تا مارس 2027 است.
با افزایش سریع تأسیسات، به طوری که انتظار میرود تا پایان این ماه بیش از 10 لاک (یک میلیون) تأسیسات انجام شود، انتظار میرود این تعداد تا اکتبر سال جاری دو برابر شود، تا مارس 2026 به 40 لاک برسد و در نهایت به هدف یک کرور دست یابد.
به گفته شروپفر، انرژی خورشیدی به طور گسترده در ایالات متحده مورد استفاده قرار گرفته است، که اکثر مردم از آن اطلاعی ندارند. «80 درصد انرژی جدید در شبکه در ایالات متحده در سال 2024 خورشیدی است، انرژی خورشیدی در مقیاس نیروگاهی.»
با این وجود، هنوز محدودیتهایی دارد. شروپفر میگوید که انرژی خورشیدی 25 درصد مواقع کار میکند و در شب یا در شرایط ابری کار نمیکند، که باعث «عدم تطابق زمانی» میشود. این امر بررسی راه حلهای جایگزین برای تأمین مداوم انرژی را ضروری میسازد.
در حالی که شروپفر بیان میکند که مقرون به صرفه بودن انرژی خورشیدی آن را به گزینهای جذاب برای گسترش ظرفیت انرژی در ایالات متحده تبدیل میکند، اما همچنان یک روش گران قیمت تولید انرژی در کشورهایی مانند هند است.
تکنیک دیگری که باید بررسی شود، همجوشی هستهای است - همان واکنشی که در مرکز خورشید رخ میدهد. در سطح جهانی، آزمایشگاههای دولتی و شرکتها در حال رقابت برای تولید برق از همجوشی هستند.
بر اساس گزارشها، حتی چین نیز با بودجه تخمینی 1.5 میلیارد دلار به مسابقه همجوشی هستهای پیوسته است.
پروژههای جالب دیگر همچنین شامل پلتفرمهای محاسباتی دریایی است که از انرژی موج استفاده میکنند و همزمان خنکسازی برای مراکز داده را فراهم میکنند.
علاوه بر این، آن دانکین، مدیر ارشد سابق اطلاعات در وزارت انرژی ایالات متحده، در مصاحبهای با مجله هوش مصنوعی هند (AIM)، بینشهایی را در مورد چگونگی تعادل رشد هوش مصنوعی با راه حلهای انرژی پایدار با استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر به اشتراک گذاشت.
او در مورد «سیاست انرژی همه جانبه» صحبت کرد که حول محور باد، زمین گرمایی، خورشیدی، هیدروژن پاک و انرژی هستهای میچرخد.
حرکت شرکتهای بزرگ فناوری به سمت هستهای
شروپفر گفت: «اکثر شرکتهای بزرگ فناوری، توافقنامههای خرید برق برای نیروگاههای هستهای موجود یا جدید را اعلام کردهاند.»
او معتقد است که نیروهای بازار مؤثرترین محرک برای مقیاسبندی و استقرار این فناوریها هستند. او خاطرنشان میکند که تقاضای بخش هوش مصنوعی برای انرژی قابل اعتماد و مقرون به صرفه، انگیزههای قوی برای شرکتهای انرژی برای نوآوری و گسترش قابلیتهای خود ایجاد میکند.
شرکتهای بزرگ فناوری، که تشخیص میدهند انرژی اکنون به اندازه دادهها، محاسبات و الگوریتمها مهم است، در حال حاضر وارد توافقنامههای خرید برق با نیروگاههای موجود و نسل بعدی شدهاند.
همانطور که کاهش هزینه قدرت محاسباتی، ظهور اینترنت و فناوریهای تلفن همراه را ممکن ساخت، یک انقلاب مشابه در انرژی میتواند موجی از نوآوری را در بخشهای مختلف آزاد کند.
هوش مصنوعی میتواند کمک کند
بر اساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد، اقدامات مربوط به بهرهوری انرژی مبتنی بر هوش مصنوعی و فناوریهای شبکه هوشمند میتواند تا سال 2030 تا 1.3 تریلیون دلار ارزش اقتصادی ایجاد کند.
علاوه بر این، هوش مصنوعی این پتانسیل را دارد که انتشار گازهای گلخانهای جهانی را 5 تا 10 درصد کاهش دهد، که معادل انتشار سالانه کل اتحادیه اروپا است.
هوش مصنوعی میتواند با شبیهسازی سناریوها و یافتن بهترین راهها برای متعادل کردن نوسانات انرژی تجدیدپذیر، به مدیریت چالشهای شبکه کمک کند.
شانتانو سوم، مدیر اجرایی بخش مهندسی آسیا در GE Vernova، در مصاحبهای پیشین با مجله هوش مصنوعی هند (AIM)، توضیح داد که چگونه ابزارهای پیشرفته میتوانند روشی را که ما سیستمهای قدرت را به طور قابل اعتماد و کارآمد اداره میکنیم، تغییر دهند.
این شامل تعمیر و نگهداری پیشبینیکننده، حل با برابری، هوش مصنوعی مولد، تشخیص و عیبیابی بود.
سال گذشته، پیشنهاد شد که هوش مصنوعی میتواند با استفاده از یادگیری تقویتی عمیق، مشکلی را که بزرگترین مرکز همجوشی مغناطیسی در ایالات متحده با آن روبرو است، حل کند، طبق تحقیقاتی که در فوریه 2024 منتشر شد.
همانطور که جهان به دنبال دستیابی به هوش مصنوعی عمومی (AGI) است، شروپفر معتقد است در حالی که هوش مصنوعی میتواند ابزاری برای حل تغییرات آب و هوایی باشد، اتکا صرف به AGI به عنوان پاسخی برای هر چیزی کافی نیست.