حکمرانی جهانی هوش مصنوعی
حکمرانی جهانی هوش مصنوعی

بررسی اجمالی حکمرانی هوش مصنوعی: مقایسه چارچوب‌های نظارتی در اتحادیه اروپا، ایالات متحده، بریتانیا و چین

این بررسی اجمالی، چشم‌انداز حیاتی و به سرعت در حال تحول حکمرانی هوش مصنوعی را بررسی می‌کند و بر رویکردهای گوناگونی که توسط بازیگران اصلی جهانی اتخاذ شده است، تمرکز دارد: اتحادیه اروپا، ایالات متحده، بریتانیا و چین. از آنجایی که سیستم‌های هوش مصنوعی به طور فزاینده‌ای در بخش‌های حیاتی مانند بهداشت و درمان، امور مالی و حمل و نقل ادغام می‌شوند، نیاز به چارچوب‌های نظارتی مؤثر برای مدیریت نگرانی‌های اخلاقی، خطرات امنیتی و تأثیرات اجتماعی به طور فزاینده‌ای حیاتی شده است. این راهنمای کوتاه، یافته‌های کلیدی را از مقاله تحقیقاتی جامع بین نوآوری و نظارت: مطالعه بین منطقه‌ای چارچوب‌های مدیریت ریسک هوش مصنوعی در اتحادیه اروپا، ایالات متحده، بریتانیا و چین، نوشته امیر المعماری از دانشگاه پاساو (arXiv:2503.05773v1، فوریه 2025) خلاصه و ترکیب می‌کند. در حالی که ما محتوا را برای دسترسی آسان‌تر ساده‌سازی و سازماندهی مجدد کرده‌ایم، همه مفاهیم اصلی، تحلیل‌های مقایسه‌ای و مطالعات موردی ارائه شده در اینجا از مقاله المعماری گرفته شده است. با بررسی این مدل‌های متضاد، هدف ما ارائه درک واضح‌تری از چالش‌ها و فرصت‌ها در ایجاد حکمرانی مؤثر، آگاه از نظر جهانی و حساس به زمینه هوش مصنوعی است.

مفاهیم و محرک‌های اساسی
عوامل حیاتی محرک اولویت‌های حکمرانی هوش مصنوعی
مقایسه‌های منطقه‌ای در چارچوب‌های حکمرانی هوش مصنوعی
تغییرات منطقه‌ای در سیستم‌های طبقه‌بندی ریسک هوش مصنوعی

مدل‌های حکمرانی منطقه‌ای
رویکرد طبقه‌بندی شده اتحادیه اروپا به مدیریت ریسک هوش مصنوعی
ماهیت غیرمتمرکز حکمرانی هوش مصنوعی ایالات متحده
مدل بریتانیایی: حکمرانی هوش مصنوعی خاص بخش
مدل متمرکز حکمرانی هوش مصنوعی چین

چالش‌های اجرای بین منطقه‌ای
تفاوت‌های ساختاری در مدل‌های نظارت نظارتی هوش مصنوعی
پیمایش الزامات انطباق با هوش مصنوعی بین منطقه‌ای
الزامات شفافیت در چارچوب‌های جهانی هوش مصنوعی
مبادله‌های نظارتی در چارچوب‌های حکمرانی هوش مصنوعی

کاربردهای عملی و چشم‌انداز آینده
مطالعات موردی در مقررات هوش مصنوعی: چارچوب‌ها در عمل
ایجاد هوش مصنوعی سازگار با سطح جهانی: استراتژی‌های توسعه عملی
روندهای نوظهور در حکمرانی و مقررات هوش مصنوعی

عوامل حیاتی محرک اولویت‌های حکمرانی هوش مصنوعی

هوش مصنوعی اکنون در حال حرکت از آزمایشگاه‌های تحقیقاتی به بخش‌های حیاتی مانند بهداشت و درمان، حمل و نقل و امور مالی است. از آنجایی که این سیستم‌ها رایج‌تر می‌شوند، نگرانی‌هایی را در مورد پیامدهای اخلاقی، سوگیری الگوریتمی، فرسایش حریم خصوصی، آسیب‌پذیری‌های امنیتی و تأثیرات اجتماعی گسترده‌تر مانند اثرات اتوماسیون و قابلیت‌های نظارتی ایجاد می‌کنند.

برای تیم‌هایی که راه‌حل‌های هوش مصنوعی می‌سازند، پرداختن به این خطرات نه تنها برای انطباق با مقررات، بلکه برای حفظ اعتماد عمومی نیز حیاتی است. تأثیرات منفی بالقوه سیستم‌های هوش مصنوعی - از تصمیم‌گیری‌های جانبدارانه در استخدام یا تأیید وام گرفته تا نقض حریم خصوصی در فناوری‌های نظارتی - نیاز به استراتژی‌های جامع حکمرانی را تشدید کرده است که توسعه و استقرار مسئولانه را تضمین می‌کند.

مقایسه‌های منطقه‌ای در چارچوب‌های حکمرانی هوش مصنوعی

هر منطقه رویکردهای متمایزاً متفاوتی را ایجاد کرده است که منعکس‌کننده ارزش‌ها و اولویت‌های آنها است:

  • اتحادیه اروپا: یک چارچوب ساختاریافته و جامع را با دسته‌های ریسک واضح و الزامات مربوطه پیاده‌سازی می‌کند. این رویکرد حقوق کاربر، شفافیت و نظارت را قبل از استقرار در اولویت قرار می‌دهد.
  • ایالات متحده: یک رویکرد غیرمتمرکز و خاص بخش را اتخاذ می‌کند که در آن آژانس‌های مختلف در حوزه‌های خود تنظیم می‌کنند. این امر یک مجموعه‌ای از قوانین ایجاد می‌کند که انعطاف‌پذیری را ارائه می‌دهد اما ممکن است منجر به پوشش ناسازگار شود.
  • بریتانیا: یک استراتژی انعطاف‌پذیر و خاص بخش را به کار می‌گیرد که به تنظیم‌کننده‌ها اجازه می‌دهد الزامات را برای صنایع فردی تنظیم کنند، پاسخ‌های چابک و نوآوری را ترویج می‌کنند در حالی که خطر برخی از تکه‌تکه شدن نظارتی را به همراه دارد.
  • چین: از یک مدل متمرکز و دولتی با دستورالعمل‌های از بالا به پایین همسو با اولویت‌های ملی استفاده می‌کند. این امر امکان پیاده‌سازی سریع را فراهم می‌کند اما شفافیت عمومی و نظارت مستقل را محدود می‌کند.

این تفاوت‌ها منعکس‌کننده تغییرات اساسی در ایجاد تعادل بین نوآوری و کاهش ریسک، کنترل متمرکز در مقابل غیرمتمرکز و فلسفه‌های حکمرانی پیشگیرانه در مقابل واکنشی است.

تغییرات منطقه‌ای در سیستم‌های طبقه‌بندی ریسک هوش مصنوعی

روش‌های طبقه‌بندی ریسک در مناطق مختلف به طور قابل توجهی متفاوت است:

  • اتحادیه اروپا: از یک ساختار رسمی چهار لایه (غیرقابل قبول، بالا، محدود، حداقل) با معیارهای واضح برای هر دسته استفاده می‌کند. تعیین ریسک بالا هم به هدف فناوری و هم به دامنه کاربرد آن بستگی دارد.
  • ایالات متحده: فاقد یک چارچوب ریسک یکپارچه است و هر بخش روش ارزیابی ریسک خود را توسعه می‌دهد. به عنوان مثال، FDA طبقه‌بندی‌های ریسک خاصی برای هوش مصنوعی به عنوان یک دستگاه پزشکی دارد، در حالی که سایر دامنه‌ها ممکن است رویکردهای متفاوتی داشته باشند.
  • بریتانیا: ارزیابی ریسک را به تنظیم‌کننده‌های خاص بخش واگذار می‌کند و استانداردهای زمینه‌ای اما بالقوه ناسازگار ایجاد می‌کند. تاکید بر تناسب به جای دسته‌های سفت و سخت است.
  • چین: طبقه‌بندی ریسک را با اولویت‌های ملی هماهنگ می‌کند، به ویژه بر ثبات اجتماعی و امنیت تاکید دارد. سیستم‌هایی با تأثیرات اجتماعی گسترده بالقوه با بررسی دقیق‌تری مواجه می‌شوند.

برای استراتژی‌های کاهش، اتحادیه اروپا به ارزیابی‌های الگوریتمی مستند و آزمایش‌های سوگیری از قبل نیاز دارد، در حالی که ایالات متحده اغلب به انطباق داوطلبانه و خودتنظیمی متکی است. بریتانیا دستورالعمل‌های مبتنی بر اصول را از طریق نهادهای نظارتی پیاده‌سازی می‌کند، در حالی که چین بر ثبت اجباری و ممیزی‌های الگوریتمی همسو با ارزش‌های تعریف شده توسط دولت تمرکز دارد.

رویکرد طبقه‌بندی شده اتحادیه اروپا به مدیریت ریسک هوش مصنوعی

قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا، که از 1 اوت 2024 (با اجرای کامل تا اوت 2027) اجرایی می‌شود، یک چارچوب جامع و مبتنی بر ریسک ایجاد می‌کند که برنامه‌های هوش مصنوعی را به چهار سطح طبقه‌بندی می‌کند:

  1. ریسک غیرقابل قبول: سیستم‌هایی که تهدیدی برای ایمنی، معیشت یا حقوق هستند ممنوع هستند (به عنوان مثال، امتیازدهی اجتماعی توسط دولت‌ها).
  2. ریسک بالا: برنامه‌های کاربردی در مناطق حیاتی مانند تشخیص‌های مراقبت‌های بهداشتی یا زیرساخت‌های حیاتی با الزامات سخت‌گیرانه‌ای روبرو هستند.
  3. ریسک محدود: سیستم‌هایی با تعهدات شفافیت خاص (به عنوان مثال، چت‌بات‌ها باید افشا کنند که هوش مصنوعی هستند).
  4. ریسک حداقل: بیشتر برنامه‌های هوش مصنوعی با حداقل یا بدون مقررات روبرو هستند.

برای سیستم‌های با ریسک بالا، توسعه‌دهندگان باید ارزیابی‌های انطباق را انجام داده و مستند کنند، شیوه‌های حکمرانی داده قوی را پیاده‌سازی کنند، نظارت انسانی را تضمین کنند، مستندات فنی را حفظ کنند و نظارت مداوم را انجام دهند. مقامات نظارتی ملی بر انطباق نظارت خواهند کرد.

یک تأثیر بالقوه قابل توجه "اثر بروکسل" است، جایی که شرکت‌های چندملیتی ممکن است مقررات اتحادیه اروپا را در سطح جهانی اتخاذ کنند تا دسترسی به بازار را حفظ کنند و به طور مؤثری قانون هوش مصنوعی را به یک استاندارد بین‌المللی بالفعل فراتر از مرزهای اروپا تبدیل کنند.

ماهیت غیرمتمرکز حکمرانی هوش مصنوعی ایالات متحده

ایالات متحده یک رویکرد متمایز غیرمتمرکز و خاص بخش را بدون یک قانون هوش مصنوعی یکپارچه و جامع به کار می‌گیرد. در عوض، مقررات از طریق موارد زیر انجام می‌شود:

  • آژانس‌های فدرال: سازمان‌هایی مانند FDA (برای هوش مصنوعی پزشکی)، NHTSA (برای وسایل نقلیه خودران) و FTC (برای حمایت از مصرف‌کننده) برنامه‌های هوش مصنوعی را در حوزه‌های خود تنظیم می‌کنند.
  • مقررات سطح ایالتی: ایالت‌های فردی قوانین خود را برای فناوری‌های خاص پیاده‌سازی می‌کنند (به عنوان مثال، تشخیص چهره، تصمیمات خودکار استخدامی).
  • چارچوب‌های داوطلبانه: موسسه ملی استانداردها و فناوری (NIST) یک چارچوب مدیریت ریسک هوش مصنوعی داوطلبانه را منتشر کرده است که بسیاری از سازمان‌ها از آن پیروی می‌کنند.
  • رهنمود اجرایی: کاخ سفید "طرحی برای لایحه حقوق هوش مصنوعی" را صادر کرده است که اصولی را بدون الزامات الزام‌آور بیان می‌کند.

این رویکرد امکان انطباق سریع و تخصص ویژه در بخش‌ها را فراهم می‌کند اما یک چشم‌انداز پراکنده با شکاف‌های احتمالی در حمایت ایجاد می‌کند. برای توسعه‌دهندگان، این بدان معناست که پیمایش الزامات متعدد و گاهی اوقات همپوشانی در بین آژانس‌های فدرال و ایالت‌ها.

مدل بریتانیایی: حکمرانی هوش مصنوعی خاص بخش

بریتانیا یک رویکرد انعطاف‌پذیر و خاص بخش را اتخاذ کرده است که بر تناسب و مقررات خاص زمینه تأکید دارد. ویژگی‌های کلیدی عبارتند از:

  • توانمندسازی تنظیم‌کننده‌های موجود مانند اداره رفتار مالی (FCA) و آژانس تنظیم مقررات داروها و مراقبت‌های بهداشتی (MHRA) برای توسعه راهنمایی‌های متناسب برای بخش‌های خود.
  • ایجاد نهادهای مشورتی مانند مرکز اخلاق و نوآوری داده برای ارائه تخصص بین بخشی.
  • ایجاد جعبه‌های ایمنی نظارتی که امکان آزمایش کنترل شده برنامه‌های هوش مصنوعی را با راهنمایی نظارتی فراهم می‌کند.

هدف این مدل تشویق آزمایش‌های فناوری و مقیاس‌بندی سریع ضمن پرداختن به خطرات از طریق نظارت ویژه است. این مدل امکان انطباق سریع‌تر با فناوری‌های نوظهور را نسبت به قوانین جامع فراهم می‌کند اما نگرانی‌هایی را در مورد ناسازگاری‌های احتمالی و نظارت ناکافی برای برنامه‌های با ریسک بالا که ممکن است بین مرزهای نظارتی قرار گیرند، ایجاد می‌کند.

رویکرد بریتانیا با تأکید بر حکمرانی "متناسب" که الزامات را با زمینه خاص و سطح ریسک هر برنامه تطبیق می‌دهد، متمایز می‌شود.

مدل متمرکز حکمرانی هوش مصنوعی چین

چین یک رویکرد متمرکز و دولتی را پیاده‌سازی می‌کند که استقرار هوش مصنوعی را با اولویت‌های استراتژیک ملی هماهنگ می‌کند. ویژگی‌های کلیدی عبارتند از:

  • هماهنگی مستقیم بین آژانس‌های دولتی و شرکت‌های فناوری برای پیاده‌سازی سریع مقررات.
  • الزامات خاص برای فناوری‌هایی مانند تشخیص چهره، دیپ‌فیک‌ها و هوش مصنوعی مولد، که اغلب نیاز به ثبت و ممیزی الگوریتمی دارند.
  • حکمرانی جامع داده از طریق قانون حفاظت از اطلاعات شخصی (PIPL) و قانون امنیت داده، که مدیریت داده را تنظیم می‌کنند.
  • تاکید بر ثبات اجتماعی و توسعه اقتصادی به عنوان اهداف اصلی.

در حالی که این رویکرد امکان پیاده‌سازی سریع مقررات و اجرای آن را فراهم می‌کند، نگرانی‌هایی را در مورد حریم خصوصی، آزادی‌های مدنی و شفافیت عمومی محدود ایجاد می‌کند. فرآیند نظارتی معمولاً شامل ممیزی‌های داخلی است که به مقامات ارسال می‌شود تا توضیحات رو به عموم.

برای توسعه‌دهندگان، مدل چین به معنای همسویی نزدیک با اولویت‌های دولتی و تغییرات نظارتی بالقوه سریع است که ممکن است نیاز به انطباق‌های قابل توجه با اطلاع‌رسانی محدود یا مشاوره عمومی داشته باشد.

سکوی همسویی هوش مصنوعی
از: <strong><a href="https://gradientflow.substack.com/p/what-is-an-ai-alignment-platform">سکوی همسویی هوش مصنوعی چیست؟</a></strong>

تفاوت‌های ساختاری در مدل‌های نظارت نظارتی هوش مصنوعی

سازوکارهای نظارت منعکس‌کننده فلسفه نظارتی گسترده‌تر هر منطقه است:

  • اتحادیه اروپا: نظارت بین نهادهای اتحادیه اروپا (که قوانین کلی را تعیین می‌کنند) و مقامات نظارتی ملی در هر کشور عضو تقسیم می‌شود که رسیدگی به اجرای روزمره را بر عهده دارند. هماهنگ کردن اجرا در سراسر کشورها همچنان چالش‌برانگیز است.
  • ایالات متحده: آژانس‌های فدرال مختلف (مانند FDA، FTC، NHTSA) هر کدام استفاده‌های خاصی از هوش مصنوعی را تنظیم می‌کنند. مقامات ایالتی نیز نقش‌های مهمی ایفا می‌کنند. این مدل چند لایه امکان تخصص ویژه را فراهم می‌کند اما می‌تواند چالش‌های هماهنگی ایجاد کند.
  • بریتانیا: تنظیم‌کننده‌های مختلف بخش نظارت بر هوش مصنوعی را بر عهده دارند و نهادهایی مانند اداره رفتار مالی و دفتر کمیسیون اطلاعات نقش‌های اصلی را در حوزه‌های خود ایفا می‌کنند. انجمن همکاری مقررات دیجیتال به هماهنگی بین تنظیم‌کننده‌ها کمک می‌کند.
  • چین: اجرا توسط مقامات مرکزی (مانند اداره فضای مجازی) هدایت می‌شود و آژانس‌های محلی دستورالعمل‌ها را پیاده‌سازی می‌کنند. این امر یک رویکرد یکپارچه‌تر ایجاد می‌کند اما کانال‌های محدودی را برای ورودی خارجی ارائه می‌دهد.

مشارکت صنعت و جامعه مدنی نیز به طور قابل توجهی متفاوت است، از فرآیندهای مشاوره ساختاریافته در اتحادیه اروپا تا مشارکت محدودتر در رویکرد دولتی چین.

پیمایش الزامات انطباق با هوش مصنوعی بین منطقه‌ای

بارهای انطباق در حوزه‌های قضایی مختلف به طور قابل توجهی متفاوت است:

  • اتحادیه اروپا: سازمان‌هایی که سیستم‌های هوش مصنوعی با ریسک بالا را توسعه می‌دهند باید ارزیابی‌های انطباق را انجام دهند، سیستم‌های مدیریت کیفیت را پیاده‌سازی کنند، مستندات فنی تولید کنند، نظارت انسانی را تضمین کنند و نظارت پس از بازار را انجام دهند. این الزامات می‌تواند منابع فشرده باشد، به ویژه برای توسعه‌دهندگان کوچکتر.
  • ایالات متحده: الزامات بر اساس بخش و برنامه متفاوت است و مراقبت‌های بهداشتی، خدمات مالی و حمل و نقل با نیازهای انطباق ساختاریافته‌تری روبرو هستند. سازمان‌ها اغلب نیاز دارند که هم از دستورالعمل‌های فدرال و هم از مقررات سطح ایالتی عبور کنند، که پیچیدگی را برای عملیات چند ایالتی ایجاد می‌کند.
  • بریتانیا: توسعه‌دهندگان باید با دستورالعمل‌های خاص بخش از تنظیم‌کننده‌های مختلف درگیر شوند، که ممکن است بسته به دامنه برنامه، اشکال مختلف مستندات و ارزیابی را الزامی کند. اغلب توصیه می‌شود که زودتر با تنظیم‌کننده‌ها درگیر شوید.
  • چین: انطباق معمولاً شامل ثبت نام در مقامات مربوطه است، به ویژه برای هوش مصنوعی مولد و الگوریتم‌های توصیه‌گر. سازمان‌ها باید ارزیابی‌های امنیتی را انجام دهند و همسویی با اصول اخلاقی تعریف شده توسط دولت را نشان دهند.

تأثیر عملی این است که تیم‌های هوش مصنوعی چندملیتی اغلب نیاز دارند استراتژی‌های انطباق خاص منطقه را طراحی کنند یا سخت‌ترین الزامات (معمولاً الزامات اتحادیه اروپا) را به عنوان یک خط پایه برای اطمینان از سازگاری جهانی اتخاذ کنند.

الزامات شفافیت در چارچوب‌های جهانی هوش مصنوعی

الزامات شفافیت به طور قابل توجهی متفاوت است:

  • اتحادیه اروپا: قانون هوش مصنوعی مستندات جامع و مشخصات فنی را برای سیستم‌های هوش مصنوعی با ریسک بالا الزامی می‌کند. این قانون بر اساس اصول GDPR ساخته شده است تا افشای معنی‌دار کاربر در مورد قابلیت‌ها و محدودیت‌های هوش مصنوعی را الزامی کند. توسعه‌دهندگان باید سوابق تفصیلی از فرآیندهای توسعه و آزمایش را نگهداری کنند.
  • ایالات متحده: فاقد الزامات شفافیت جهانی است و در عوض به قوانین خاص بخش و بهترین شیوه‌های داوطلبانه متکی است. سازمان‌ها در مراقبت‌های بهداشتی یا خدمات مالی با الزامات افشای سخت‌گیرانه‌تری روبرو هستند، در حالی که برنامه‌های مصرف‌کننده اغلب تعهدات حداقلی دارند.
  • بریتانیا: راهنمایی‌های شفافیت را در بین نهادهای نظارتی توزیع می‌کند و بر "اطلاعات معنی‌دار" در مورد فرآیندهای هوش مصنوعی تأکید می‌کند اما اجازه می‌دهد تفسیر زمینه‌ای از معنای این امر را داشته باشد. مقررات حفاظت از داده یک خط پایه برای پردازش داده‌های شخصی ارائه می‌دهد.
  • چین: به طور فزاینده‌ای شفافیت الگوریتمی را الزامی می‌کند، اما این در درجه اول شامل گزارش داخلی به مقامات است تا توضیحات رو به عموم. مقررات اخیر در مورد الگوریتم‌های توصیه‌گر کنترل‌های کاربر بیشتری را الزامی می‌کند اما با افشاهای فنی محدود.

برای تیم‌های توسعه، این تفاوت‌ها به معنای طراحی سطوح مختلف قابلیت‌های توضیح‌پذیری بسته به مناطق استقرار است، با الزامات اتحادیه اروپا که معمولاً بالاترین سطح را برای مستندات فنی و شفافیت رو به کاربر تعیین می‌کند.

مبادله‌های نظارتی در چارچوب‌های حکمرانی هوش مصنوعی

هر منطقه تعادل متفاوتی ایجاد می‌کند:

  • اتحادیه اروپا: قانون هوش مصنوعی شامل "اقدامات تفویضی" است که به طبقه‌بندی‌ها اجازه می‌دهد بدون بازنگری کامل نظارتی به روز شوند. جعبه‌های ایمنی نظارتی امکان آزمایش کنترل شده را فراهم می‌کنند، اما الزامات جامع ممکن است مانع نوآوران کوچکتر شوند که با محدودیت‌های منابع روبرو هستند.
  • ایالات متحده: رویکرد غیرمتمرکز نوآوری مبتنی بر بازار و استقرار سریع را در اولویت قرار می‌دهد، به طور بالقوه به قیمت حمایت‌های سازگار. آژانس‌های خاص دامنه می‌توانند به سرعت با مسائل نوظهور در بخش‌های خود سازگار شوند.
  • بریتانیا: مدل خاص بخش امکان انطباق سریع دستورالعمل‌ها با فناوری‌های نوظهور را بدون نیاز به قانون جدید فراهم می‌کند. جعبه‌های ایمنی نظارتی به طور فعال نوآوری را تشویق می‌کنند در حالی که نظارت متناسب را حفظ می‌کنند.
  • چین: رویکرد متمرکز امکان پیاده‌سازی سریع مقررات همسو با اولویت‌های استراتژیک را فراهم می‌کند که توسط بودجه قابل توجه دولتی پشتیبانی می‌شود. تکرار سریع بین مقررات و استقرار امکان مقیاس‌بندی سریع را فراهم می‌کند اما ممکن است نوآوری باز را محدود کند.

برای تیم‌های توسعه هوش مصنوعی، درک این مبادله‌ها برای برنامه‌ریزی استراتژیک حیاتی است، به ویژه هنگام تصمیم‌گیری در مورد اینکه کجا برنامه‌های جدیدی را توسعه دهند و برای اولین بار مستقر کنند که ممکن است با رفتارهای نظارتی متفاوتی روبرو شوند.

مطالعات موردی در مقررات هوش مصنوعی: چارچوب‌ها در عمل

  • ایالات متحده: در مراقبت‌های بهداشتی، HIPAA نیازمند حفاظت از داده‌های بیمار است و قانون تقلب در ادعاهای دروغین مسئولیت‌پذیری را برای ارائه‌دهندگانی که سیستم‌های هوش مصنوعی را به روش متقلبانه به کار می‌گیرند، الزامی می‌کند. خدمات مالی با راهنمایی دقیق از CFPB و FINRA در مورد استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای وام‌دهی روبرو هستند.
  • بریتانیا: استفاده از هوش مصنوعی در مالی از طریق اداره رفتار مالی تنظیم می‌شود و در مراقبت‌های بهداشتی، آژانس تنظیم مقررات داروها و مراقبت‌های بهداشتی قوانینی را برای استفاده ایمن از هوش مصنوعی در دستگاه‌های پزشکی اعمال می‌کند.
  • چین: خدمات اطلاعات اینترنتی که توسط الگوریتم‌ها اداره می‌شوند باید در اداره فضای مجازی ثبت شوند و استفاده از تشخیص چهره منوط به الزامات رضایت و محدودیت‌های شدید است.
  • شرکت‌ها باید چارچوب انطباق خود را در زمینه‌های خاص فعالیت خود تطبیق دهند و الزامات سخت‌گیرانه‌تر اتحادیه اروپا اغلب به عنوان معیاری برای اطمینان از دسترسی و انطباق گسترده‌تر در نظر گرفته می‌شوند.

    ایجاد هوش مصنوعی سازگار با سطح جهانی: استراتژی‌های توسعه عملی

    برای تسهیل سازگاری جهانی، هنگام توسعه سیستم‌های هوش مصنوعی، به استراتژی‌های کلیدی زیر توجه کنید:

    • معماری انعطاف‌پذیر: سیستم‌ها را از ابتدا با معماری طراحی کنید که از پیکربندی و شخصی‌سازی آسان بسته به الزامات نظارتی منطقه‌ای خاص پشتیبانی می‌کند. از الگوهای نرم‌افزاری مدولار برای جداسازی اجزا و امکان انطباق‌های ساده‌تر استفاده کنید.
    • متغیرهای مبتنی بر پیکربندی: از متغیرهای مبتنی بر پیکربندی استفاده کنید که می‌توانند بر اساس منطقه تغییر کنند تا رفتارها، مستندات و مکانیزم‌های گزارش را به طور پویا تطبیق دهند. داده‌ها را برای هر منطقه نظارتی به طور جداگانه پیکربندی و مدیریت کنید تا از پردازش دقیق مطابق با مقررات محلی اطمینان حاصل کنید.
    • زیرساخت مرکزی: زیرساخت مرکزی شامل حکمرانی داده، مدیریت مدل و فرآیندهای ارزیابی ریسک را ایجاد کنید. رابط‌های API واضح را تعریف کنید که امکان ادغام ماژول‌های تطبیقی را برای رسیدگی به الزامات خاص منطقه فراهم می‌کند.
    • مجموعه‌های تست منطقه‌ای: در نظر گرفتن مجموعه‌های تست که خطرات و الزامات مختص هر منطقه را پوشش می‌دهند تا اطمینان حاصل شود که عملکرد مدل اعتبارسنجی شده با انتظارات نظارتی و تجربیات کاربران محلی مطابقت دارد. آزمایش را برای اعتبارسنجی هرگونه انطباق با یک چارچوب تنظیم شده مشخص، طراحی کنید.
    • قابلیت ردیابی کامل: پیاده‌سازی سیستم‌های ثبت گسترده برای ردیابی عملکرد مدل، مصرف داده و تصمیم‌گیری در هر منطقه. از زنجیره ابزار MLOps استفاده کنید که یکپارچه است و ارزیابی ریسک الگوریتمی را انجام می‌دهد، مدیریت انحراف را فراهم می‌کند، توضیح‌پذیری را حفظ می‌کند و نظارت مداوم را تسهیل می‌کند.
    • به روز بودن: در حال حاضر ابزارهای اتوماسیون مقررات به وجود آمده‌اند که به‌روزرسانی‌های مقررات را در خطوط لوله MLOps نظارت و گنجانده و هشدارهای خودکاری را ایجاد می‌کنند که توسعه‌دهندگان، حقوق‌دانان و انطباق را در جریان تغییرات قانونی و الزامات سیاست قرار می‌دهند.

    به طور کلی، برای حل مشکلات پیچیده انطباق و بهینه‌سازی، شرکت‌ها با توجه به زمینه‌های نظارتی بین‌المللی، به معماری‌های مقیاس‌پذیر و یکپارچه متکی خواهند بود.

    روندهای نوظهور در حکمرانی و مقررات هوش مصنوعی

    چند روند نوظهور ممکن است نحوه رویکرد مناطق به حکمرانی هوش مصنوعی را شکل دهند:

    • همگرایی و هماهنگی: سازمان‌های بین‌المللی به دنبال ایجاد استانداردها و چارچوب‌های مشترک هستند که ممکن است به رویکردهای همگراتری کمک کنند. برای مثال، OECD یک مجموعه اصول هوش مصنوعی دارد و تلاش‌های مداوم برای ترویج همکاری بین‌المللی در حال انجام است.
    • تأکید فزاینده بر مدل‌های منبع باز: در حالی که مسائل مربوط به مدل‌های منبع باز در حال ظهور هستند، مدل‌های منبع باز نوآوری گسترده و رقابت را تقویت می‌کنند. همانطور که مدل‌های بنیادی با نظارت محدود به طور فزاینده‌ای توزیع می‌شوند، توسعه‌دهندگان و تنظیم‌کننده‌ها باید به اطمینان از استفاده مسئولانه و ایمن آنها در سراسر جهان ادامه دهند.
    • ابزارهای نظارتی: برای مثال، توسعه و استفاده از اتوماسیون انطباق نظارتی (اتوماسیون Reg) و فناوری نظارتی (RegTech) ممکن است فرآیندهای انطباق را ساده‌تر کرده و نظارت را افزایش دهند. ابزارهای اتوماسیون انطباق نظارتی (اتوماسیون Reg) فرآیندهای انطباق را ساده‌تر می‌کنند، در حالی که فناوری نظارتی (RegTech) نظارت را افزایش می‌دهد و شرکت‌ها را قادر می‌سازد تا بهتر با قوانین و مقررات پیچیده جهانی همگام شوند.

    در این میان، درک عمیق‌تر از تعامل بین فناوری و جامعه، سیاست‌گذاران و متخصصان هوش مصنوعی را برای پیش‌بینی و مدیریت بهتر تأثیرات هوش مصنوعی آماده می‌کند.