در سالهایی که DevRev را میساختیم، عمیقاً به این فکر کردیم که چه چیزی باعث میشود یک نرمافزار عالی باشد. در حالی که عصر هوش مصنوعی دنیای فناوری را وسواس سرعت و اتوماسیون کرده است، ما همچنان بر نرمافزاری متمرکز هستیم که استفاده از آن آسان است و به طور یکپارچه در نحوه کار افراد قرار میگیرد. ابزارهای مجهز به هوش مصنوعی کارهای زیادی میتوانند انجام دهند، اما وقتی فاقد زمینه باشند، تجربه انسانی آسیب میبیند. من از نزدیک دیدهام که طراحی خوب هوش مصنوعی چگونه میتواند جریانهای کاری را بدون زحمت انجام دهد و به همان اندازه، طراحی ضعیف چگونه وظایف ساده را خستهکننده میکند.
شتاب برای پذیرش هوش مصنوعی ممکن است آنچه را که کار را معنادار میکند، به خطر بیندازد. در حالی که اتوماسیون میتواند بهرهوری را افزایش دهد، نمیتواند تعهد و مهارتی را که باعث میشود یک کار عالی برجسته شود، از بین ببرد.
هوش مصنوعی در حال تغییر نحوه کار و ارزشهایی است که در کارمان قائل هستیم. در عصری که سرعت و کارایی اغلب در اولویت قرار دارند، خطر از دست دادن جنبههای عمیقتر و معنادارتری از آفرینش را داریم. مهارت - فرآیند عمدی و متفکرانه ساختن چیزی منحصر به فرد - این تغییر را خنثی میکند و به ما یادآوری میکند که همه چیز نباید برای سرعت بهینه شود.
از لحاظ تاریخی، نوآوری مقیاس را بر مهارت اولویت داده است. انقلاب صنعتی فقط خطوط مونتاژ را معرفی نکرد - بلکه صنعتگران را با تولید استاندارد جایگزین کرد و اغلب کیفیت را فدای کمیت کرد. به طور مشابه، اقتصاد گیگ خدمات را به برنامههای درخواستی ساده کرد و سرعت و راحتی را بر عمق اولویت داد. هوش مصنوعی این روند را فراتر میبرد و مزایا و معایب انقلابهای گذشته را تقویت میکند. در حالی که هوش مصنوعی فرصتهای بیسابقهای را برای تسریع فرآیندها ارائه میدهد، این پتانسیل را نیز دارد که عواقب ناخواسته اتوماسیون، مانند از دست دادن خلاقیت و هدف انسانی را بزرگنمایی کند. این اجتنابناپذیر نیست. با ادغام متفکرانه هوش مصنوعی، میتوانیم از پتانسیل آن استفاده کنیم و در عین حال از آنچه کار را معنادار میکند، محافظت کنیم.
بازگشت به مهارت
ظهور مهارتهای عمومی یک محصول جانبی شگفتانگیز از پذیرش گسترده هوش مصنوعی است. در عصری که متخصصان هنرهای لیبرال از رونق افتادند و با متخصصان بسیار متخصص و دارای مدرک دکترا جایگزین شدند، هوش مصنوعی ارزش دانش گسترده و بین رشتهای را باز میگرداند. در دنیای پیش از هوش مصنوعی، تخصص کلید موفقیت شغلی بود - متخصص شدن در یک حوزه اغلب به معنای امنیت شغلی و حقوق بالاتر بود. اما اکنون، توانایی هوش مصنوعی برای دموکراتیزه کردن کارهایی مانند کدنویسی، نوشتن و طراحی، خطوط بین متخصصان و عموم مردم را محو میکند. ابزارهایی که کپی کمپین تولید میکنند یا جریانهای کاری پیچیده را خودکار میکنند، به این معنی است که هر کسی میتواند وظایفی را انجام دهد که زمانی فقط برای متخصصان محفوظ بود.
این تغییر مسیرهای شغلی سنتی را به چالش میکشد. متخصصان اکنون نه تنها با همتایان خود، بلکه با خود هوش مصنوعی نیز روبرو هستند، در حالی که عموم افرادی که میتوانند مهارتهای هوش فنی، خلاقانه و عاطفی را ادغام کنند، به عنوان لنگرگاههای جدید نوآوری ظاهر میشوند. این متخصصان ترکیبی دیدگاه منحصربهفردی را ارائه میدهند و دانش گسترده را با سازگاری و مهارتهای حل مسئله ترکیب میکنند که هوش مصنوعی نمیتواند آن را تکرار کند.
اما این انتقال بدون چالش نیست. دموکراتیزاسیون مهارتها خطر تبدیل کار به کالا را دارد، جایی که خروجیها قابل تعویض و خالی از لمس شخصی میشوند. در اینجا، مهارت حیاتی میشود - نه به عنوان یادگاری از گذشته، بلکه به عنوان یک اصل راهنما برای آینده. مهارت بر ایجاد با دقت تمرکز دارد و اطمینان میدهد که خروجیها متمایز و آغشته به هدف هستند، نه فقط برای کارایی تولید میشوند. لمس انسانی عمدی و متفکرانه در دنیایی که هوش مصنوعی میتواند محتوا تولید کند یا مسائل را در چند ثانیه حل کند، تمایز ایجاد میکند. این فقط نوستالژی نیست. این یک رویکرد عملی برای حفظ ارزش فردیت در یک چشم انداز به طور فزاینده همگن است.
خطر خروجیهای فوری هوش مصنوعی
من ابزارهای هوش مصنوعی را آزمایش کردهام که تعاریف محصول، مجموعههای ارائه و حتی قطعههای کد را در چند ثانیه تولید میکنند. در حالی که آنها در ظاهر کامل عالی هستند، اما در ارائه خلاقیت واقعی در پیشنهادات خود ناکام هستند. به یاد دارم که یک سند استراتژی محصول تولید شده توسط هوش مصنوعی را بررسی میکردم که از نظر ظاهری صیقلی به نظر میرسید، اما نتوانست به درستی نحوه محاسبه رفتار کاربر را تعریف کند که هیچ الگوریتمی نمیتواند پیشبینی کند. این یادآوری بود که در حالی که هوش مصنوعی میتواند اجرای کار را تسریع کند، اما همچنان به نظارت انسانی نیاز دارد تا از عمق، ظرافت و قابلیت استفاده در دنیای واقعی اطمینان حاصل شود.
توانایی هوش مصنوعی در تولید نتایج فوری راحتی را ارائه میدهد، اما به چه قیمتی؟ هجوم دوپامین از خروجیهای سریع - طرحهای تولید شده خودکار، ایمیلهای از پیش نوشته شده یا تجزیه و تحلیل پیشبینی کننده - با خطر از دست دادن عمق و درک همراه است. نتایج فوری هوش مصنوعی میتواند توهم بهرهوری را ایجاد کند و در عین حال به طور بالقوه از ارزش خلاقانه و عاطفی خروجی نهایی بکاهد. درست مانند مد سریع که کالاهای یکبار مصرف تولید میکند که فاقد دوام هستند، خروجیهای سریع در عصر هوش مصنوعی خطر ایجاد کارهای سطحی یا غیر الهامبخش را دارند. در عوض، تمرکز باید به سمت متعادل کردن سرعت با تعهد معطوف شود - تولید کارآمد اما همچنین معنادار و ماندگار.
در مقابل، مهارت، نقصها و فردیتی را که از لمس انسانی ناشی میشود، در بر میگیرد. این ارزش زمانی و مراقبتی را که برای ایجاد چیزی واقعاً معنادار لازم است، ارج مینهد، که ممکن است به معنای اولویت دادن به پروژههای کمتر و مؤثرتر به جای تولید تکرارهای بیپایان باشد. این در مورد معامله کردن هجوم نتایج فوری با ارزش ماندگار کار انجام شده با دقت است.
یک سرآشپز ماهر را در نظر بگیرید که یک غذای خاص را میسازد. در حالی که فناوری میتواند در تکمیل تکنیکها یا تهیه مواد اولیه کمک کند، لمس شخصی سرآشپز، خلاقیت و درک طعمها، یک وعده غذایی را به یک تجربه به یاد ماندنی تبدیل میکند. در عصر هوش مصنوعی، کسبوکارهایی که چنین هنر انسانی را در پیشنهادات خود وارد میکنند، برجسته خواهند شد.
تعهد به عنوان یک استراتژی تجاری
در عصر هوش مصنوعی، مهارت فقط به معنای تحقق شخصی نیست - بلکه نشان دهنده یک مزیت استراتژیک است که کسب و کارها را متمایز میکند. شرکتهایی که کیفیت و تعهد را در اولویت قرار میدهند، خود را در چشماندازی متمایز میکنند که در آن کار تولید انبوه و تولید شده توسط هوش مصنوعی به هنجار تبدیل میشود. مشتریان و مشتریان میتوانند حس کنند که یک محصول یا خدمات با دقت ساخته شده است در مقابل زمانی که برای رسیدن به ضربالاجل تولید شده است.
یک برند مد لوکس مانند هرمس را در نظر بگیرید که به خاطر کالاهای چرمی دست ساز خود مشهور است. هر قطعه، از کیف بیرکین گرفته تا زین سفارشی، به دقت توسط صنعتگران ماهر ساخته شده است و اطمینان حاصل میکند که هیچ دو موردی یکسان نیستند. این تعهد به کیفیت و فردیت، محصولات آنها را از لوازم جانبی کاربردی به آثار هنری جاودانه تبدیل میکند. در عصر هوش مصنوعی، کسب و کارهایی که به طور مشابه بر مهارت و توجه به جزئیات تمرکز میکنند، خود را در چشماندازی متمایز میکنند که به طور فزایندهای تحت سلطه تولید انبوه قرار دارد.
تعهد همچنین به پویایی تیم گسترش مییابد. در حالی که هوش مصنوعی میتواند وظایف روتین را خودکار کند و جریانهای کاری را ساده کند، رهبران باید تصمیم بگیرند که ورودی انسانی کجا بیشترین ارزش را دارد. تشویق تیمها به آهسته کردن، تفکر انتقادی و تمرکز بر کارهای پربازده میتواند فشار برای انجام بیشتر، سریعتر را خنثی کند.
آهسته کردن برای پیشروی
بهترین پلتفرمهای نرمافزاری از مشکلات سخت صرف نظر نمیکنند. ایجاد تمایز دشوار برای کپی کردن، ماهها تفکر، آزمایش و سالها تکرار طول میکشد. در DevRev، ما سالها صرف تکرار مفهوم نمودار دانش سازمانی کردهایم، نه به این دلیل که هوش مصنوعی به اندازه کافی سریع نبود، بلکه به این دلیل که نوآوری از حل چالشهایی ناشی میشود که در ابتدا برای مقابله با آنها بسیار دشوار به نظر میرسند. در طول دوران حرفهای من، زمانی پیشرفتهایی رخ داده است که ما سرعت را فدای مهارت و طراحی معماری بلندمدت کردهایم.
آینده کار در مورد تصمیمگیری در مورد اینکه هوش مصنوعی کجا قرار میگیرد و مهارت انسانی کجا باید باقی بماند است. همه چیز از شتاب بهره نمیبرد. فعالیتهایی که ناکارآمد به نظر میرسند، مانند طوفان فکری یا اصلاح یک محصول در طول تکرارهای متعدد، اغلب پربارترین نتایج را به همراه دارند.
سازمانهایی که این فلسفه را میپذیرند، رشد خواهند کرد. آنها از هوش مصنوعی برای انجام وظایف روتین و تکراری استفاده میکنند و تیمهای خود را آزاد میکنند تا بر کارهایی تمرکز کنند که به خلاقیت، همدلی و تفکر نیاز دارند. آنها روی مهارتهای عمومی و متخصصان ترکیبی سرمایهگذاری میکنند که میتوانند پیچیدگی را با تخصص فنی و بینش انسانی هدایت کنند.
در عصر سرعت و مقیاس، آهسته کردن انقلابیترین اقدام است. این در مورد رد هوش مصنوعی نیست، بلکه استفاده از آن برای افزایش لمس انسانی به جای جایگزینی آن است. با اولویت دادن به مهارت و تعهد، میتوانیم کاری ایجاد کنیم که نیازهای فوری را برآورده کند و تأثیری ماندگار بر جای بگذارد.
و آسان نخواهد بود. از این گذشته، ما داستان نمیگوییم یا رمانهایی درباره سواری ترن هوایی نمینویسیم. ما خاطرات مربوط به مبارزات و سختیها را میسازیم و به اشتراک میگذاریم - نه به این دلیل که از شنیدن درد مردم لذت میبریم، بلکه به این دلیل که درست در آنجا، جایی که درد پینه ایجاد میکند و فولاد چاقو را تیز میکند، تجربیات ماندگاری را ایجاد میکند که میتوانیم به اشتراک بگذاریم، بازگو کنیم و به یاد بیاوریم. در عصر هوش مصنوعی، لمس انسانی - جایی که میدانیم زمان، دقت و تلاش صرف شده است - نسل بعدی شرکتهایی را میسازد و شکل میدهد که داستانهای دلپذیری درباره تأثیر هوش مصنوعی بر جامعه مینویسند.