استارتاپهای هوش مصنوعی سوار بر موج هوش مصنوعی میشوند، کشش پیدا میکنند، سرمایهگذاری جذب میکنند و فعالیت خود را آغاز میکنند. ای کاش به همین سادگی بود—برخی حتی قبل از شروع، محو میشوند!
چه دلیلی پشت این شکستها میتواند وجود داشته باشد؟ راه حلهای احتمالی کدامند؟ سرمایهگذاران در سال ۲۰۲۵ در یک استارتاپ هوش مصنوعی به دنبال چه چیزی هستند؟ سوالات فراوان هستند. کریستال هوانگ، شریک عمومی در گوگل ونچرز، در گزارش گوگل با عنوان 'آینده هوش مصنوعی: چشماندازهایی برای استارتاپها ۲۰۲۵' به این موارد پرداخته است.
چرخه رونق و رکود ادامه خواهد داشت
هوانگ گفت که هرگز ندیده است که این همه شرکت در زمان راهاندازی کشش فوقالعادهای پیدا کنند، به دهها میلیون درآمد سالانه برسند و مردم در مدت کوتاهی علاقه خود را از دست بدهند. او توضیح داد که از آنجا که ابزارها برای ساخت یک برنامه کاربردی به طور گسترده در دسترس هستند، این نوع چرخه ادامه خواهد داشت.
او اظهار داشت: "ساخت مدلهای پایه دشوار و پرهزینه است، بنابراین تیمهای زیادی قادر به انجام آن نخواهند بود، اما در لایه برنامه کاربردی، فکر میکنم اختلال و تولد دوباره زیادی وجود خواهد داشت."
هوانگ همچنین افزود: "هیجانانگیز است که چشمانداز سال ۲۰۲۵ اصلاً شبیه سال گذشته نخواهد بود، و در حالی که هوش مصنوعی مولد به وضوح یک قلمرو هیجانانگیز برای سرمایهگذاران است، چارچوب ارزشگذاری استاندارد همچنان اعمال میشود."
چسبندگی به عنوان یک معیار
هوانگ خاطرنشان کرد که او به دنبال محصولاتی خواهد بود که چسبندهتر هستند. او توضیح داد: "اگر محصول شما به راحتی قابل پیادهسازی باشد، به همان اندازه به راحتی قابل حذف است. محصولات باید چسبندهتر باشند تا ارزش ماندگاری ایجاد کنند، که به معنای ضروری و عمیقاً ادغام شدن در گردش کار کاربر است."
حتی اگر او تمام فوریت را در هوش مصنوعی میبیند، معتقد است که اغلب به تلاش متقابل بین پلتفرمها و شرکتها برای ایجاد اتوماسیون یا گردش کار نیاز است، و دسترسی دشوار به دادههای شرکت برای افزایش قابل توجه عملکرد.
هوانگ همچنین خاطرنشان کرد که سریعترین رشد در افرادی مشاهده میشود که مایل به آزمایش چیز جدیدی با ۱۵ دلار در ماه هستند تا یک شرکت که سالانه ۲۰ میلیون دلار در سیستمهای قدیمی سرمایهگذاری میکند.
صحبتهایی در مورد شرکتهایی مانند دولینگو وجود داشته است که برای افزودن چسبندگی به محصول خود، مسیر بازیسازی را انتخاب کردهاند. استارتاپها میتوانند از چنین نمونههایی بیاموزند تا به محصولات خود ارزش بیافزایند.
هایپرپرسونالیزاسیون آینده است
هوانگ یک تغییر حیاتی در چشمانداز هوش مصنوعی را برجسته میکند: سفر به سوی هایپرپرسونالیزاسیون.
در حالی که وعده تجربیات متناسب با هوش مصنوعی - از بازاریابی گرفته تا مراقبتهای بهداشتی - مدتهاست تبلیغ شده است، پذیرش گسترده آن به دلیل هزینههای بیش از حد با مانع روبرو شده است. با این حال، این به سرعت در حال تغییر است.
هوانگ اشاره کرد: "هزینههای آموزش با ظهور مدلهای کوچکتر و خاصتر کاهش مییابد و هزینههای استنتاج در سراسر جهان کاهش مییابد." این کاهش هزینه، برنامههای کاربردی هوش مصنوعی شخصیسازی شده را امکانپذیر میکند، که زمانی از نظر اقتصادی غیرممکن بودند، و بیشتر به شرکتهای هوش مصنوعی کمک میکند تا وفاداری کاربر را پرورش دهند.
هوانگ بر افزایش پیچیدگی مشتریان سازمانی در هوش مصنوعی تأکید میکند. مدیران ارشد اطلاعات و مدیران ارشد فناوری دیگر تحت تأثیر صرفاً تازگی قرار نمیگیرند. آنها ROI قابل اثبات و یک مزیت رقابتی واضح را مطالبه میکنند. کالایی شدن برخی از قابلیتهای هوش مصنوعی به این معنی است که شرکتها باید به طور مداوم نوآوری و سازگاری داشته باشند.
این محیط پویا، استارتاپهای هوش مصنوعی را ملزم میکند تا فراتر از صرفاً تأمین بودجه حرکت کنند و بر ساخت محصولات قوی و مولد درآمد با سنگرهای قابل دفاع تمرکز کنند.
متیو روئیف، همبنیانگذار و مدیرعامل Photoroom، در این گزارش افزود: "هوش مصنوعی احساسات انسانی را درک و با آن سازگار خواهد شد. در درک آنچه که احساسات را در انسانها برمیانگیزد، بهتر عمل خواهد کرد و امکان شخصیسازی و انطباق داستانها و محتوا با پاسخهای عاطفی فردی را فراهم میکند."
دیوید فریدبرگ، مدیرعامل Ohalo Genetics، بیان میکند که هوش مصنوعی همچنین چشمانداز رسانهای را با فیلمها و بازیهای ویدیویی شخصیسازی شده با محتوایی که در لحظه تولید میشود، تغییر میدهد و ارزش پیشنهادی را تغییر میدهد.
با در نظر گرفتن دیدگاههای برخی از رهبران با نفوذ صنعت، استارتاپهای هوش مصنوعی میتوانند از داشتن درک روشنی از آنچه که باید در مرحله بعد روی آن تمرکز کنند تا واقعاً با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند و محصول خود را درخشان کنند، بهرهمند شوند.