سی و چهار اثر هنری که با هوش مصنوعی (AI) ایجاد شدهاند، در کریستیز در نیویورک به حراج گذاشته شدهاند، در اولین مجموعه خانه حراج معروف که به هنر هوش مصنوعی اختصاص دارد.
کریستیز میگوید هدف این مجموعه بررسی «عاملیت انسانی در عصر هوش مصنوعی در هنرهای زیبا» است و بینندگان را بر آن میدارد تا در مورد نقش در حال تحول هنرمند و خلاقیت سؤال کنند.
سؤالات تنها چیزی نیست که این مجموعه برانگیخته است: واکنشهای منفی نیز وجود داشته است. در زمان نگارش این مقاله، بیش از 6000 هنرمند نامه سرگشادهای را امضا کردهاند و از کریستیز خواستهاند که حراج را لغو کند.
چه چیزی در این مجموعه وجود دارد؟
مجموعه هوش افزوده، که از 20 فوریه تا 5 مارس به حراج گذاشته میشود، شامل آثار هنرمندان پیشگام اولیه هنر هوش مصنوعی مانند هارولد کوهن تا نوآوران معاصر مانند رفیق آنادول، ونسا روزا و سوگون چونگ است.
قطعات به نمایش گذاشته شده در استفاده از هوش مصنوعی تفاوت زیادی دارند. برخی از آنها اشیاء فیزیکی هستند، برخی از آنها آثار فقط دیجیتالی هستند - که به عنوان توکنهای غیرقابل تعویض یا NFT فروخته میشوند - و برخی دیگر به عنوان اجزای دیجیتالی و فیزیکی با هم ارائه میشوند.
برخی از آنها جنبه نمایشی دارند، مانند نقاشی ربات بدون عنوان 2025 الکساندر ربن (که در پایان فروش توسط هوش مصنوعی نامگذاری میشود).
پس از تولید یک کاشی تصویر اولیه، اثر به طور مکرر به سمت بیرون گسترش مییابد و با هر پیشنهاد جدید در حراج رشد میکند. همانطور که تصویر به صورت دیجیتالی تکامل مییابد، توسط یک ربات نقاشی رنگ روغن روی یک بوم فیزیکی ترجمه میشود. قیمت تخمینی این اثر از 100 تا 1.7 میلیون دلار آمریکا متغیر است و در زمان نگارش این مقاله، پیشنهاد آن 3000 دلار است.
ادعاهای استثمار
جنجال پیرامون این نمایش تعجب آور نیست. بحثها بر سر ایجاد هنر هوش مصنوعی از زمانی که این فناوری به طور گسترده در سال 2022 در دسترس قرار گرفت، بالا گرفته است.
در نامه سرگشادهای که خواستار لغو حراج شده است، استدلال شده است که بسیاری از آثار در نمایشگاه از «مدلهای هوش مصنوعی استفاده میکنند که آموزش آنها بر روی آثار دارای حق چاپ بدون مجوز شناخته شده است».
در این نامه آمده است:
این مدلها، و شرکتهای پشت آنها، هنرمندان انسانی را استثمار میکنند و از آثار آنها بدون اجازه یا پرداخت برای ساخت محصولات تجاری هوش مصنوعی که با آنها رقابت میکنند، استفاده میکنند.
مدلهای مورد نظر شامل تولیدکنندگان تصویر محبوب مانند Stable Diffusion، Midjourney و DALL-E هستند.
در این نامه ادامه دارد:
حمایت [کریستیز] از این مدلها و افرادی که از آنها استفاده میکنند، به دزدی گسترده شرکتهای هوش مصنوعی از آثار هنرمندان انسانی پاداش میدهد و انگیزه بیشتری میدهد.
حق چاپ و تصاحب فرهنگی
تلاشهای متعددی توسط هنرمندان برای انجام اقدامات قانونی علیه شرکتهای هوش مصنوعی در حال انجام است. تا کنون، سؤال کلیدی حل نشده باقی مانده است: آیا مدلهای هوش مصنوعی با آموزش مدلهای هوش مصنوعی بر روی آثار هنری موجود، حق چاپ هنرمندان را نقض میکنند یا اینکه این یک مورد استفاده منصفانه است؟
هنرمندانی که از هوش مصنوعی انتقاد میکنند، به درستی نگران از دست دادن درآمد خود یا بیربط یا منسوخ شدن مهارتهای خود هستند. آنها همچنین نگران از دست دادن جامعه خلاق خود - جایگاه خود در اکوسیستم خلاق هستند.
سال گذشته، هنرمندان بومی از یک جایزه هنری بریزبن کنارهگیری کردند و نگرانیها در مورد هوش مصنوعی و تصاحب فرهنگی را برجسته کردند.
در عین حال، بسیاری از هنرمندان هوش مصنوعی از مطالب دارای حق چاپ استفاده نمیکنند. برای مثال، رفیق آنادول اظهار داشته است که اثرش در مجموعه کریستیز با استفاده از مجموعهدادههای در دسترس عموم از ناسا ساخته شده است.
چگونه «کار» هنر در حال تغییر است
رویداد کریستیز در جریان یک تغییر بزرگ در معنای هنرمند بودن و خلاق بودن رخ میدهد. برخی از شرکتکنندگان در این نمایش حتی سؤال میکنند که آیا برچسب «هنرمند» حتی برای ساختن تصاویر و مصنوعات معنادار ضروری یا مورد نیاز است یا خیر.
بسیاری از افراد غیر هنرمند ممکن است تعجب کنند - اگر از هوش مصنوعی استفاده شود، «کار» واقعی هنر کجاست؟ پاسخ این است که بسیاری از اشکال کار در عصر هوش مصنوعی متفاوت به نظر میرسند و تلاشهای خلاقانه نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
خلاقیت به انسانها یک مزیت تکاملی داد. چه اتفاقی میافتد اگر جامعه اشکال خاصی از خلاقیت را سانسور یا تضعیف کند؟
چسبیدن به ایدههای سنتی در مورد نحوه انجام کارها، تصویر بزرگتر را نادیده میگیرد. هنگامی که از فناوری به طور متفکرانه استفاده شود، میتواند پتانسیل خلاقانه ما را گسترش دهد.
و هوش مصنوعی نمیتواند بدون هنرمندان انسانی هنر بسازد. ایجاد با فناوریهای جدید نیاز به زمینه، جهت، معنا و حس زیباییشناسی دارد.
در مورد حراج کریستیز، هنرمندان کارهای بسیار بیشتری از تایپ کردن درخواست انجام میدهند. آنها با دادهها تکرار میکنند، مدلها را اصلاح میکنند و فعالانه نتیجه نهایی را شکل میدهند.
این رابطه در حال تحول بین انسان و ماشین، فرآیند خلاقانه را بازتعریف میکند و هوش مصنوعی بیشتر شبیه یک «شریک مکالمهای» میشود.
حالا چه؟
فراخواندن به لغو حراج کریستیز ممکن است کوتهفکرانه باشد. این موضوع پیچیده را ساده میکند و از سؤالات عمیقتر در مورد اینکه چگونه باید در مورد نویسندگی فکر کنیم، معنای اصالت چیست و رابطه در حال تحول بین هنرمندان و ابزارهایی که استفاده میکنند، چشم پوشی میکند.
خواه هنر هوش مصنوعی را بپذیریم یا در برابر آن مقاومت کنیم، حراج کریستیز ما را وادار میکند تا در مورد کار هنری و فرآیند خلاقانه تجدید نظر کنیم.
در عین حال، کریستیز ممکن است نیاز داشته باشد که برای تولید مجموعههایی که نسبت به مسائل معاصر حساس هستند، دقت بیشتری به خرج دهد. هنرمندان نگرانیهای واقعی در مورد از دست دادن کار و درآمد دارند. رویکرد «سریع حرکت کنید و چیزها را خراب کنید» با تفکری که با تولید هنری همراه است، سازگار نیست.
فراتر از اعتراض، آموزش و همکاری بیشتری در کل مورد نیاز است. هنرمندانی که با فناوریهای جدید و راههای ایجاد سازگار نمیشوند، ممکن است عقب بمانند.
به همان اندازه مهم است که اطمینان حاصل شود که هوش مصنوعی عاملیت انسانی را کاهش نمیدهد یا خلاقان را استثمار نمیکند. بحثها در مورد دستیابی به هوش مصنوعی پایدار و فراگیر میتواند از سایر بخشهایی که بر اشتراک برابر مزایا و داشتن استانداردهای اخلاقی سختگیرانه تمرکز دارند، پیروی کند.
مثالها ممکن است از جامعه منبع باز (و سازمانهایی مانند ابتکار منبع باز) گرفته شود، جایی که مجوزها و چارچوبها به مشارکتکنندگان اجازه میدهد تا از توسعه جمعی بهرهمند شوند. و در حوزه فناوری، برخی از شرکتهای نرمافزاری (مانند IBM) به دلیل رویکرد دقیق خود به اخلاق برجسته هستند.
به جای لغو حراج کریستیز، شاید این لحظهای برای ما باشد تا دوباره تصور کنیم که چگونه خلاقیت را انجام میدهیم و با هوش مصنوعی سازگار شویم.
اما آیا هنرمندان - و مخاطبان - برای آیندهای آماده هستند که در آن ماهیت هنرمند بودن و خود خلاقیت، اساساً متفاوت است؟