چند شب پیش، تلفنم با یک اعلان TikTok روشن شد: «ما بارداریم». این پیام از طرف یک دوست نبود. از طرف یک زوج استرالیایی، غریبههای کامل بود. اما رسانههای اجتماعی مرا خوب میشناسند زیرا من یک چیز تیز و روشن - شادی و تسکین - برای افرادی که هرگز ملاقات نخواهم کرد، احساس کردم.
احساس عمیق نسبت به کسی که هرگز با او صحبت نکردهاید و زندگیاش از نظر جغرافیایی تا حد امکان از شما دور است، عجیب است. اما من از دیدن این اعلامیه بارداری که با میلیونها نفر به اشتراک گذاشته شده بود، از کسی که فقط از طریق چند لحظه با دقت تنظیمشده او را میشناختم، بسیار هیجانزده شدم. به عنوان کسی که اساساً فضول است - هرگز متوجه نشان "نوزاد در راه" نمیشوم یا برای غریبهها داستان نمیسازم - رسانههای اجتماعی همیشه یک پنجره مقاومتناپذیر به زندگی دیگران ارائه دادهاند.
درست قبل از قرنطینه، من با مچ پایی که آنقدر چاق بود که شبیه یک دستکش شستشوی باد کرده به نظر میرسید، خانهنشین شده بودم. (من - هوشیار، باید اضافه کنم - از هر پله ایستگاه آکسفورد سیرک پایین افتاده بودم.) بیحرکت، بیحوصله و تنها، TikTok را دانلود کردم. ابتدا جذب ویدیوهای رقص شدم، سپس کاملاً مجذوب محتوای شخصیتر و خامتر شدم.
آنچه با کنجکاوی شروع شد، به زودی تبدیل به یک سرمایه گذاری عاطفی شد. در پنج سال استفاده از TikTok، شاهد افزایش سازندگانی بودهام که هر جزئیات صمیمی از سفرهای تلاش برای باردار شدن (TTC) خود را مستند میکنند، و اکنون این محتوا به سایر پلتفرمها نیز سرایت میکند. تجربه من از تماشاگری، به تحقیق و سپس به ارتباط عمیقاً شخصی تبدیل شده است.
اگر آن را ندیدهاید، دنیایی کامل از تأثیرگذاران TTC وجود دارد که نوعی از تجربیات خصوصی را فیلمبرداری میکنند که زمانی در حمامهای کمنور، زمزمه در گوش شریک زندگی در تخت یا به اشتراکگذاری با دوستان نزدیک رخ میداد. لحظات صمیمی اکنون قابل کسب درآمد هستند و توسط مخاطبان گستردهای تماشا میشوند: تستهای بارداری که به سمت صفحه نمایش گرفته میشوند، سرنگهای داروی باروری که کلیک میشوند و به معده فشار داده میشوند، ویدیوهای سرخوشانه «واکنش زنده» و سکوتهای دلخراش.
این یک پدیده بسیار مدرن است و با توجه به اینکه نرخ باروری در انگلستان و ولز به پایینترین حد از زمان شروع ثبت سوابق در سال 1938 رسیده است، بسیار به موقع به نظر میرسد. به دلایلی، همه ما پذیرفتیم که نباید در مورد تمایل به داشتن فرزند در خارج از نزدیکترین حلقهها صحبت کنید، چه رسد به اینکه در مورد تلفات عاطفی تلاش برای داشتن آنها بحث کنید. رسانههای اجتماعی این مانع را میشکنند و جوامع مجازی با سطوح بیسابقهای از حمایت فوری ایجاد میکنند.
دو اتفاق در سال 2020 رخ داد: TikTok مرا به گوشههای تخصصیتر سوق داد، از TTC تا داستانهای زایمان جایگزین، و قرنطینه به این معنی بود که من زمان بسیار بیشتری برای خواندن تمام مقالاتی که قبلاً نشانگذاری کرده بودم، داشتم. اینگونه بود که من زایمان آزاد را کشف کردم، اصطلاحی که برای توصیف بارداری و زایمان بدون هیچ گونه مداخلات پزشکی استفاده میشود. بدون اسکن، بدون دارو، بدون متخصصان مراقبتهای بهداشتی. من روایت دلخراش مادری را خواندم که مطمئن بود حتی با نزدیک شدن به هفته 45 باید از پزشکان اجتناب کند، اما فرزندش در رحم از دنیا رفت. تأمل او در مورد تأثیر گروههای آنلاین مرا تسخیر کرد.
من 28 ساله بودم و به طور مبهم به فکر تشکیل خانواده در آینده بودم و زایمان آزاد بسیار رادیکال و چالش برانگیز به نظر میرسید. نمیتوانستم از پرسیدن این سوال از خودم دست بردارم: چرا کسی شبکه ایمنی پزشکی را ترک میکند؟ چه چیزی باعث شد که آن مادر اینقدر مطمئن و به این صداهای آنلاین اینقدر اعتماد داشته باشد؟ این سوالات به پایه و اساس اولین رمان من تبدیل شدند.
در سال 2020، شغل من شامل اجرای کمپینهای رسانههای اجتماعی برای یک موسسه خیریه سوادآموزی بود. تحقیقات من را به گروههای خصوصی زایمان آزاد سوق داد، بنابراین فید فیسبوک من بین رویدادهای مجازی قافیههای کودکانه و ویدیوهای گرافیکی زایمان آزاد در نوسان بود - خون، احشاء و زندگی شکننده که از طریق وان حمام و تشکها تپش میکرد. هنگامی که الگوریتم متوجه شد که من علاقهمند هستم، محتوا را حتی بیشتر در تمام پلتفرمهای اجتماعی تبلیغ کرد.
من تحت تأثیر زبانی که استفاده میشد، قرار گرفتم: زایمانهای اجدادی، مادران مقدس، الهی بودن یک بارداری کاملاً خودمختار و وحشی. شخصیت اصلی من، کلر، از این تحقیق بیرون آمد، اما برخلاف من، او ترومای پزشکی را تجربه کرده بود که منجر به بیاعتمادی عمیق به متخصصان مراقبتهای بهداشتی شده بود و زایمان آزاد را به مسیر انتخابی خود تبدیل کرده بود. از طریق داستان او، سعی کردم با کنجکاوی به این موضوع نزدیک شوم تا قضاوت.
دکتر زینب گورتین، جامعه شناس پزشکی در UCL که در حال راه اندازی بزرگترین مطالعه بین المللی در مورد زایمان آزاد است، توضیح میدهد که "دلایل بسیار زیادی" وجود دارد که چرا کسی زایمان آزاد انجام میدهد. این شامل زمینههای فرهنگی دیدن زایمانهای فیزیولوژیکی در خانه، زایمانهای موفق بدون مداخله در گذشته و پاسخی به نژادپرستی و تعصب نهادی گزارش شده NHS است. گورتین میگوید: «پزشکیسازی بارداری و زایمان مستلزم این است که این رویدادها را به عنوان آسیبشناسی ببینیم، و قابل درک است که برخی از مردم اکنون میگویند: «این به من خدمت نمیکند و به استقلال من احترام نمیگذارد».
در سالهای پس از شروع کتابم، دندانهای کودک، تصور میشود که زایمان آزاد افزایش یافته است، اگرچه هیچ سابقه قطعی وجود ندارد. دکتر شری داتا، متخصص زنان و زایمان در بیمارستان پورتلند و NHS Homerton Trust، میگوید: «تخمین زده میشود که نسبت بسیار کمی از زایمانها، احتمالاً کمتر از 1٪، در خارج از یک محیط پزشکی یا مامایی، از جمله زایمانهای آزاد، رخ میدهد». او خاطرنشان میکند: «NHS رسماً زایمان آزاد را توصیه نمیکند، اما ما به حق زن برای تصمیمگیری در مورد زایمان خود احترام میگذاریم».
دکتر ایان اسکودامور، معاون آموزشی کالج سلطنتی متخصصان زنان و زایمان، اضافه میکند: «زایمان بدون هیچ گونه حمایت حرفهای ممکن است مادر یا نوزاد را در معرض خطر قرار دهد و آگاهی از این موضوع هنگام انتخاب این گزینه مهم است». دکتر کیم توماس، مدیر عامل انجمن ترومای زایمان، دو عامل کلیدی را شناسایی میکند که باعث افزایش این روند میشوند: «تجربههای دشوار و ناراحتکننده هنگام زایمان در بیمارستان، اغلب در نتیجه مراقبتهای پزشکی ضعیف» و «تأثیر رسانههای اجتماعی و رشد سریع پیامرسانی ضد پزشکی». او توضیح میدهد: «برخی بر این باورند که با تمرینات و طرز فکر صحیح، زایمان میتواند کاملاً سرراست، حتی توانمند باشد».
ایموجن، 34 ساله، در مورد اینکه چگونه تمایل به زایمان آزاد میتواند در عمل به نتیجه برسد، تأمل میکند. او یک بارداری "وحشی" (بدون اسکن، بدون آزمایش خون، بدون ویزیت ماما) داشت، به یک انجمن آنلاین به نام Live Wild Birth Free پیوست و قبل از اینکه پس از چهار روز زایمان در هفته 43 نیاز به حمایت داشته باشد، برای زایمان آزاد آماده شد. او تجربه خود را هنگام ورود به بیمارستان اینگونه توصیف میکند: «مامایی که شیفت بعدی را بر عهده گرفت، بسیار بیادب و متکبرانه در مورد انتخابهای ما بود. بارداریهای وحشی و زایمان آزاد کاملاً قانونی هستند و برای بسیاری از افراد کار میکنند.» او میگوید: «اگر دوباره به گذشته برگردم، همین کار را میکردم. تعداد داستانهای وحشتناکی که از دوستان و خانواده شنیدهام، فقط باعث میشود متوجه شوم که این سیستم چقدر خراب است.»
من زنانی مانند ایموجن را تماشا کردم که فرزندان خود را حمل و به دنیا میآوردند، چه در خانه و چه در محیطهای پزشکی، و به نوشتن خود ادامه دادم و همیشه مطمئن بودم که با ذهنی باز به زایمان آزاد نزدیک میشوم. و سپس، چیزی تغییر کرد. در حین ویرایش دندانهای کودک، تحقیقات من به واقعیت من نفوذ کرد.
تجربیاتی که من در مورد آنها تحقیق و نوشته بودم - اشتیاق به یک فرزند، عذاب رسیدن پریود، هزینه فوقالعاده تستهای بارداری - به واقعیت من تبدیل شد. برخلاف شخصیت اصلی من، کلر، که سفرش یکی از ناباروری بود، سفر من با از دست دادن مکرر مشخص شد. خودم را در انجمنهای سقط جنین خصوصی، در بخشهای نظرات ناشناس، در حالی که تایپ میکردم، در حال گریه یافتم، درست همانطور که تصور میکردم کلر این کار را میکرد. این یک تجربه عجیب بود: زندگی از یک داستان ساخته خودم پیروی میکرد.
من جز قدردانی نسبت به سازندگانی که تجربیات مشابهی از سقط جنین را در ویدیوهای خود به اشتراک گذاشتند و به غمی که مرا خفه میکرد، صدا بخشیدند، احساس دیگری نداشتم. احساس دیدن و ارتباط کردم. من هرگز از خودم در حالی که اشک میریزم فیلم نمیگرفتم و آن را برای دیدن همه بارگذاری نمیکردم، اما میفهمیدم که چرا آنها این کار را میکنند. این در مورد این بود که دنیا بداند بارداری از دست رفته وجود داشته و دوست داشته شده است. در آن زمان، تعداد کمی از دوستان من در حال TTC بودند و (خوشبختانه) هیچکدام از دست نداده بودند. این ویدیوها باعث شد من به یک جریان زیرین از تجربه انسانی نزدیک شوم که اغلب در مورد آن صحبت نمیشود.
در نهایت، ما خوش شانس بودیم. پسر ما در پایان سال 2022 به دنیا آمد و همانطور که این را مینویسم، دیگری به زودی به دنیا میآید. در طول این سالها، من نتوانستهام خودم را از ویدیوهای زایمان آزاد جدا کنم. درست قبل از سزارین برنامهریزی شدهام، دنبال کردم که یک زن چگونه جفت خود را پس از زایمان آزاد در یک ظرف پلاستیکی بزرگ به بدنش متصل نگه داشت و برای کمک به حفظ آن، گیاهان دارویی میپاشید.
مهم نیست که انتخابهای من چقدر متفاوت بود وقتی صحبت از تولد پسرم به میان میآمد، مجبور شدم سفرها را دنبال کنم، پیروزیها را جشن بگیرم. من هنوز پیمایش میکنم. من هنوز افرادی را دنبال میکنم که داستانهایشان به مدت نیم دهه روی صفحه نمایش تلفنم سوسو زده است: زایمانکنندگان آزاد که به طور فزایندهای عمومیتر میشوند و TTCرهای جریان اصلی.
اعلان TikTok که دریافت کردم - ما باردار هستیم - فقط برای من نبود. برای چهار میلیون نفر دیگر، جمعیتی به اندازه یک شهر بود. این زوج استرالیایی، پس از سالها IVF ناموفق و یک بار از دست دادن زودهنگام، انتظار دارند اواخر امسال صاحب فرزند شوند. داستانهای باروری به ما یادآوری میکنند که در زیر صفحهها، همه ما در جستجوی ارتباط هستیم. در دنیای پر سر و صدا و اغلب کالایی شده رسانههای اجتماعی، محتوا فضایی را ایجاد میکند که در آن اغلب ناگفتهها - چه سفر به بارداری، چه درد از دست دادن یا تمایل به استقلال بیشتر بر زایمان - صدا داده میشود. و در آن لحظات برای یک ثانیه توقف میکنید و متوجه میشوید که کمتر احساس تنهایی میکنید.
دندانهای کودک اثر سلیا سیلوانی (Orion, 20 پوند) اکنون منتشر شده است. یک نسخه را از guardianbookshop.com به قیمت 18 پوند بخرید